حاشیه های مراسم گرامیداشت روح بلند شهید بلندای جولان
هر کس حال و هوایی داشت و افتخار می کرد که دیار کریمان هر روز کرم بخشی می کند و یکی از فرزندانش را به جهان اسلام می بخشد و سردارانی چون الله دادی ها و سلیمانی ها دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ” زنان کویر مراسم ۲ بعد از ظهر شروع شد. تدابیر امنیتی شدیدی در نظر گرفته شده بود. جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می شد. زن ، مرد ، پیر و جوان فرق نمی کرد همه پله های مسجد جامع را یکی پس از دیگری می پیمودند تا به مراسم برسند. مادران شتابان در حالیکه کودکانشان را در آغوش داشتند ، گام بر می داشتند. مراسم گرامیداشت شهید بلندای جولان ” سردار محمد علی الله دادی ” که چندی پیش توسط رژیم جنایتکار اسرائیل به مقام شهادت نائل آمد برگزار شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از , زنان کویر ,
از محوطه ی ورودی مسجد تا حیاط سراسر بنر ها و عکس های شهید بلندای جولان دیده می شد.
هر کس حال و هوایی داشت و افتخار می کرد که دیار کریمان هر روز کرم بخشی می کند و یکی از فرزندانش را به جهان اسلام می بخشد و سردارانی چون الله دادی ها و سلیمانی ها دارد. از پدری پیر در حالی که عصا زنان قدم برمی داشت و به سمت مسجد می رفت پرسیدم کجا می روی ؟ گفت : ” سردار سلیمانی یکی از یارانش را از دست داده می روم تسلیت بگویم و پای سخنانش بنشینم.”
مادری روشندل دست دخترش را گرفته بود و با دلی بینا می گفت : “آمده ام تا به مادر شهید سردار محمد علی الله دادی تبریک بگویم ،تبریک به تو که چنین فرزندی را در راه اسلام تقدیم نمودی.”
داخل مسجد جایی برای نشستن نبود و هر دم فضا برای نشستن کمتر می شد.فضای مسجد پر بود از سوره هایی که به روح بلند شهید بلندای جولان خوانده می شد. .
انتهای پیام/ص
از محوطه ی ورودی مسجد تا حیاط سراسر بنر ها و عکس های شهید بلندای جولان دیده می شد.
هر کس حال و هوایی داشت و افتخار می کرد که دیار کریمان هر روز کرم بخشی می کند و یکی از فرزندانش را به جهان اسلام می بخشد و سردارانی چون الله دادی ها و سلیمانی ها دارد. از پدری پیر در حالی که عصا زنان قدم برمی داشت و به سمت مسجد می رفت پرسیدم کجا می روی ؟ گفت : ” سردار سلیمانی یکی از یارانش را از دست داده می روم تسلیت بگویم و پای سخنانش بنشینم.”
مادری روشندل دست دخترش را گرفته بود و با دلی بینا می گفت : “آمده ام تا به مادر شهید سردار محمد علی الله دادی تبریک بگویم ،تبریک به تو که چنین فرزندی را در راه اسلام تقدیم نمودی.”
داخل مسجد جایی برای نشستن نبود و هر دم فضا برای نشستن کمتر می شد.فضای مسجد پر بود از سوره هایی که به روح بلند شهید بلندای جولان خوانده می شد. .
انتهای پیام/ص
,
, , ,
,
, ,
از محوطه ی ورودی مسجد تا حیاط سراسر بنر ها و عکس های شهید بلندای جولان دیده می شد.
, ,
,
, هر کس حال و هوایی داشت و افتخار می کرد که دیار کریمان هر روز کرم بخشی می کند و یکی از فرزندانش را به جهان اسلام می بخشد و سردارانی چون الله دادی ها و سلیمانی ها دارد. از پدری پیر در حالی که عصا زنان قدم برمی داشت و به سمت مسجد می رفت پرسیدم کجا می روی ؟ گفت : ” سردار سلیمانی یکی از یارانش را از دست داده می روم تسلیت بگویم و پای سخنانش بنشینم.”
, ,
,
, مادری روشندل دست دخترش را گرفته بود و با دلی بینا می گفت : “آمده ام تا به مادر شهید سردار محمد علی الله دادی تبریک بگویم ،تبریک به تو که چنین فرزندی را در راه اسلام تقدیم نمودی.”
, ,
,
, داخل مسجد جایی برای نشستن نبود و هر دم فضا برای نشستن کمتر می شد.فضای مسجد پر بود از سوره هایی که به روح بلند شهید بلندای جولان خوانده می شد. .
, ,
,
, ,
,
, انتهای پیام/ص
,]
ارسال دیدگاه