شهیدی که اسوه تقوی و اخلاق حسنه/نخل سربلندی که هیچگاه قامتش در برابر دنیا خم نشد
رهبر معظم انقلاب به خوبی بیان فرموده اند که مفقودالأثر بودن پیکر شهید، برای خانواده شهدای آنان بسیار سخت است و هر لحظه آن همچون شب عملیات است، دائم در حال نگرانی هستند که آیا زنده مانده یا شهید شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ مقام معظم رهبری در مورد خانواده معظم شهدایی که مفقودالأثر دارند می فرمایند: "چقدر سخت است یک خانواده ای مفقودالاثر داشته باشد، خانوادهای که نمیدانند جوانشان زنده است یا نه، هر لحظه ای برای آنها مثل شب عملیات است، دائم در حال نگرانی اند آیا زنده است، آیا شهید شده؟ آیا زنده خواهند ماند؟ آیا او را خواهند دید؟"
, شبک, ه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,نشر سیره و سبک زندگی جاویدالأثر، شهید "اسدالله حسنوند" و ورق زدن صفحاتی زرین از زندگینامه این شهید والامقام از جمله افتخاراتی است که گروه حماسه و ایثار پایگاه خبری لرسو در راستای زنده نگه داشتن یاد شهدا و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت مفتخر به تهیه گزارش آن است چرا که به گفته خانواده، دوستان و همرزمانش، بزرگترین خصوصیت این شهید والامقام، تهذیب نفس و داشتن اخلاق نیکو بوده است.
,در قدم اول تهیه این گزارش، به پای صحبت های مهدی حسنوند، فرزند شهید نشستیم...
, ,
,
, وی از محل شهادت پدر می گوید که در عملیات والفجر 6 در منطقه چزابه به درجه رفیع شهادت نائل شد و می افزاید: جای تأمل وجود دارد که فردی از خداوند رحمان طلب شهادت بکند و دعا کند که خدایا بعد از اینکه من به شهادت رسیدم، جنازه من هیچوقت پیدا نشود و همچون حضرت فاطمه زهرا(س)، قبرم نامعلوم باشد.
,این فرزند شهید ادامه می دهد: پدرم یکی از شهدای گمنامی بودند که به آرزوی خود و به آن مقامی که در قرآن بعنوان "عند ربهم یرزقون" یاد شده، رسید.
,مهدی، بزرگترین خصلت و ویژگی پدر را تهذیب نفس می داند و در این رابطه می گوید: با توجه به خاطراتی که از دیگران در رابطه با پدرم شنیده ام می توانم بگویم که بالاترین خصوصیت ایشان، تهذیب نفس بوده است.
,وی ادامه می دهد: واقعاً سخت است که انسان، همه دنیا را با وجود تعلقاتی که دارد، رها کند و خالصانه برای رضای خداوند متعال و در راه دفاع از دین، جانش را فدا نماید که همه شهدای انقلاب و دفاع مقدس از این خصوصیت بزرگ برخوردار بودند.
,این فرزند شهید به قسمتی از وصیت نامه وی اشاره می کند که در آن نوشته شده بود: ای پروردگارم مرا از خودم بیشتر میشناسی با تو عهد می بندم که در راه تو و در راه اصول مکتب اسلام و در راه قرآن عظیم الشان تو تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون دریغ نداشته و ندارم و به آن صدای تکان دهنده فرزند امیرالمومنین(ع) که در ظهر عاشورا فرمود "آیا کسی هست و یا کسی از یارانم مانده که مرا یاری دهد؟" ولی سکوت مطلق بود و کسی نبود، فرزند دلبند فاطمه (س) را یاری دهد. گرچه فاصله زمانی است تا امروز ولی از ته قلب امروز ای حسین عزیزم! تو را لبیک می گویم؛ به ادامه راه پربرکت و نورانی، نور چشم رسول الله قیام کرده و گر چه لیاقت ندارم... از خداوند می خواهم که مرا بپذیرد تا جان ناقابلم را فدایت کنم.
,همسر شهید اسدالله حسنوند در باره سختی ها و مشقتهایی که خانواده شهدای گمنام بر دوش دارند اشاره و با استناد سخن مقام معظم رهبری در این مورد می گوید: رهبر معظم انقلاب به خوبی این موضوع را بیان فرموده اند که مفقودالأثر بودن پیکر شهید، برای خانواده شهدای آنان بسیار سخت است و هر لحظه آن همچون شب عملیات است، دائم در حال نگرانی هستند که آیا زنده مانده یا شهید شده است.
,وی ادامه می دهد: هر گاه که پیکر شهدایی را تفحص کرده و اعلام می کنند، امیدها در دل ما زنده می شود که شاید پیکر شهید اسدالله حسنوند هم پیدا شده و در میان آنها باشد؛ همیشه منتظر برگشتن پیکر شهیدمان هستیم و به این امید، شب و روز را می گذرانیم.
,وی با بیان اینکه شهید اسدالله حسنوند دارای خصوصیات اخلاقی خوب و ارزنده ای بود، به یکی از خاطرات آن شهید اشاره و می گوید: ایشان در رفتار با خانواده و همسر سعی می کرد همچون امام علی(ع) برخورد نماید و به همین خاطر آشنایان و فامیل او را الگوی رفتاری خود برگزیده بودند؛ یک روز که از سر کار برگشتند، به خاطر مسئله ای که ناخودآگاه پیش آمده بود بسیار ناراحت شدند و با لحن تندی مرا خطاب کردند. بعد از سه روز من مشاهده می کردم که اسد با پای برهنه در میان برف و باران به محل کار می روند و برمی گردند؛ ناراحت شدم و دلیل این کار را از او پرسیدم که گفت "به خاطر صحبت تندی که با شما داشتم بسیار ناراحت و غمگین هستم، به همین خاطر سه روز روزه گرفته ام و با پای برهنه در میان برف و سرما بیرون میروم تا نفسم را تربیت کنم و اینکه خداوند از سر تقصیراتم بگذرد و اشتباهم را ببخشد".
,همسر شهید از آخرین خداحافظی وی سخن به میان می آورد و می گوید: صبح زود بود که صبحانه اش را میل کرد و گفت که می خواهد عازم جبهه شود. او در آن لحظه و در صحبتی که با مرحوم پدرش داشت گفت که "پدرم! شرم دارم من در خانه باشم و دوستان و همرزمانم در جبهه و در سختی باشند؛ غیرتم به من اجازه نمی دهد که در مرزهای کشور اسلامی جنگ باشد و من بخواهم در میان آسایش زندگی کنم و نسبت به اینکه خاک پاک میهنم به دست دشمن بیفتد، بی تفاوت باشم".
,طیبه حسنوند، فرزند شهید نیز با اشاره به ویژگیهای منحصربفردی که پدر در زندگی داشته اند می گوید: از اینکه فرزند چنین شهید بزرگی هستم احساس غرور و افتخار می کنم.
,وی ادامه می دهد: پدرم به تأسی از مکتب مولای خود حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و با لبیک به ندای امام خمینی(ره) راه سعادت ابدی را انتخاب نمود.
,این فرزند شهید می افزاید: بر همه ما لازم است تا راه شهدا را ادامه دهیم و از آرمانها و نیز دستاوردهای شهدا دفاع کنیم.
,در این میان اما صحبت های همرزمان شهید در مورد وی عطر و بوی دیگری دارد.
, ,
,
,
, عبدالرضا حسنوند، از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که همرزم شهید اسدالله حسنوند بوده است به خاطره ای عجیب از لحظه شهادت این شهید بزرگوار اشاره می کند و می گوید: در شب عملیات من دیدم که اسدالله حسنوند چفیه ای را به کمر خود بسته و مشغول صحبت کردن هستند؛ در این حین متوجه شدم وی یک جفت دستکش سفید به دست کرده و انگشتانش را لابلای چفیه گذاشته؛ در ذهنم کنجکاو شدم که در این شب عملیات، چرا اسد دستکش سفید پوشیده است؟ به همین خاطر به وی نزدیک شدم و دستم را روی دستانش کشیدم و با کمال تعجب دیدم که او دستکش سفید در دست ندارد و این سفیدی دستان خود اسد است که حتی از چفیه دور کمرش هم سفیدتر بود؛ ده الی پانزده دقیقه بعد ازین ماجرا، درگیری شروع شد و به علت اینکه اسدالله نفر اول گردان بود، به درجه رفیع شهادت نائل شد.
,یکی دیگر از همرزمان شهید اسدالله حسنوند با اشاره به ارادت خاص وی به اهل بیت(ع) می گوید: اسدالله ارادت خاصی به اهل بیت(ع) داشت و در فضای سختی که در میان جنگ و درگیری وجود داشت، آن کسی که به همه بچه ها روحیه می داد و مانند کوه استوار بود، شهید اسدالله حسنوند بود.
,یاد و خاطره همه شهدای اسلام گرامی باد.
,انتهای پیام/ص
]
ارسال دیدگاه