گفت وگو با پیرترین رزمنده دفاع مقدس در خراسان شمالی

گفت وگو با پیرترین رزمنده دفاع مقدس در خراسان شمالی
«گل محمد کاملی» پیرترین رزمنده دفاع مقدس در خراسان شمالی و اهل شهرستان راز و جرگلان است که در دوران جنگ با بیش از 60 سال سن، از پیرترین رزمندگان جبهه بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اترک نیوز، دوران دفاع مقدس تابلوی زیبایی از عشق و ارادت رزمندگان به اسلام و امام خمینی (ره)بود، وقتی خاطرات آن سال های سبز را در ذهن مرور می کنیم، تصویری از سلحشوری پیران و جوانان ایرانی را می بینیم که تا پای جان ایستادند و از مرز و بوم خود دفاع کردند، تصویری که شباهت زیادی به کربلای حسینی دارد با عباس ها، علی اکبرها، قاسم ها، حرها و حبیب بن مظاهرها و...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اترک نیوز,
اما حالا دیگر حال حاج آقا کاملی خوب نیست و به دلیل کهولت سن و یادگارهایی که از جبهه های جنگ بر بدن دارد در بیمارستان بستری است و به گفته پسرش حسین کاملی پزشکان نیز از او قطع امید کرده اند.
 
 
 
امروز ما به سراغ یادگاری از جبهه رفتیم که 65 ماه در مناطق مختلف در جنوب و غرب کشور یا رودرو با دشمن جنگید و یا اینکه مسئول پشتیبانی و تدارکات رزمنده ها بود و هرجا کار سختی بود حاجی کاملی داوطلب می شد .
رزمنده ای که به چهار پسرش گفته بود به نوبت یکی از آن ها برای گرداندن اوضاع خانه و خانواده در شهرستان بماند و بقیه نیز همراه او در جبهه بجنگند.
هرچند حال حاج آقا کاملی طوری نبود که بتوانیم گفتگوی زیادی با او انجام دهیم اما ورق زدن همین چند صفحه از زندگی این یادگار روزهای استقامت حرف هایی برای شنیدن داشت که خواندنش خالی از لطف نیست،  در ادامه گفتگوی اترک نیوز با این یادگار دوران دفاع مقدس را می خوانید:
 
 
 
لطفا خودتان را معرفی کنید؟
گل محمد کاملی، متولد 1305 شهرستان راز و جرگلان دارای 6 فرزند پسر و 2 دختر هستم
 
حاج آقا کاملی هنگام اولین اعزام به جبهه ها چند سال داشتید؟
پنجاه و چهار سال 
 
چه مدت در جبهه ها حضور داشتید؟
65 ماه در جبهه بودم
 
چطور شد با این سن راهی جبهه ها شدید؟
وقتی امام (ره) فرمودند: پیر و جوان برای دفاع از کشور و اسلام و پشتیبانی از انقلاب اسلامی به جبهه ها بروند من هم چون عاشق امام (ره) بودم به جبهه رفتم و اینکه می دیدم کشورم در خطر است و باید کاری انجام دهم.
 
در منطقه خاصی خدمت کردید؟
تقریبا در تمام مناطق عملیاتی حضور داشتم در ابتدا که کمی جوانتر بودم در خط مقدم بودم اما بعد ها به اصرار شهید رجبعلی محمد زاده که فرمانده ما بودند به قسمت تدارکات و پشتیبانی رفتم.
 
 
 
 
از خانواده تان فرد دیگری هم همراه شما در جبهه بود؟
اکثرا سه پسرم همزمان با من در جبهه بودند گاهی هم اتفاق می افتاد هر چهار فرزند پسرم که سنشان برای اعزام مشکلی نداشت با هم در جبهه بودن، مثلا در کربلای 4 و 5 پسرانم قنبرعلی، حسن ، حسین ، رمضان،  برادرم محمد کاملی خواهر زاده هایم ،پسر عموهایم و خیلی دیگر از همشهری ها و اقوام افتخار داشتیم باهم جبهه باشیم.
 
کدام خاطره از عملیات ها باعث خوشحالی شما شد؟
وقتی رزمنده ها از عملیات پیروز برمی گشتند ما هم خوشحال می شدیم یکی از خاطرات خوب عملیات آزادسازی خرمشهر بود وقتی خرمشهر از دست دشمن آزاد شد اکثر رزمنده در کنار مسجد همدیگر را در آغوش می گرفتند و حال و هوای وصف ناشدنی بود.
 
امروز اگر خطری متوجه انقلاب اسلامی و ایران بشود شما چه می کنید؟
هرچند دیگر توانی برایم نمانده است ولی به فرزندانم و به همه جوانان توصیه می کنم قدر خون شهدا و ایثارگری های رزمندگان انقلاب و دفاع مقدس را بدانند و گوش به فرمان امام خامنه ای باشند.
 
اکنون در 88 سالگی چه آرزویی دارید؟
آرزو دارم ایران سربلند و اسلام پیروز باشد و جوانان، طوری تربیت شوند که همیشه درخدمت دین و کشورمان باشند تا ایران در تمام زمینه ها الگوی کشورهای اسلامی و دنیا باشد و اینکه همیشه دوست داشتم مرگم با شهادت باشد.
چند روز گذششته سردار یوسفعلیزاده، فرمانده سپاه جواد الائمه خراسان شمالی، سرهنگ نیکبخت، فرمانده سپاه بجنورد، جعفری، نماینده مردم بجنورد ، گرمه و جاجرم، راز و جرگلان ،مانه و سملقان و جمعی دیگر از مسئولان و فرماندهان سپاه استان به عیادت این بسیجی رزمنده در بیمارستان بجنورد رفتند.
 
 
 
 
 
 
 
 
انتهای پیام/ش
 
,
اما حالا دیگر حال حاج آقا کاملی خوب نیست و به دلیل کهولت سن و یادگارهایی که از جبهه های جنگ بر بدن دارد در بیمارستان بستری است و به گفته پسرش حسین کاملی پزشکان نیز از او قطع امید کرده اند.
 
 
 
امروز ما به سراغ یادگاری از جبهه رفتیم که 65 ماه در مناطق مختلف در جنوب و غرب کشور یا رودرو با دشمن جنگید و یا اینکه مسئول پشتیبانی و تدارکات رزمنده ها بود و هرجا کار سختی بود حاجی کاملی داوطلب می شد .
رزمنده ای که به چهار پسرش گفته بود به نوبت یکی از آن ها برای گرداندن اوضاع خانه و خانواده در شهرستان بماند و بقیه نیز همراه او در جبهه بجنگند.
هرچند حال حاج آقا کاملی طوری نبود که بتوانیم گفتگوی زیادی با او انجام دهیم اما ورق زدن همین چند صفحه از زندگی این یادگار روزهای استقامت حرف هایی برای شنیدن داشت که خواندنش خالی از لطف نیست،  در ادامه گفتگوی اترک نیوز با این یادگار دوران دفاع مقدس را می خوانید:
 
 
 
لطفا خودتان را معرفی کنید؟
گل محمد کاملی، متولد 1305 شهرستان راز و جرگلان دارای 6 فرزند پسر و 2 دختر هستم
 
حاج آقا کاملی هنگام اولین اعزام به جبهه ها چند سال داشتید؟
پنجاه و چهار سال 
 
چه مدت در جبهه ها حضور داشتید؟
65 ماه در جبهه بودم
 
چطور شد با این سن راهی جبهه ها شدید؟
وقتی امام (ره) فرمودند: پیر و جوان برای دفاع از کشور و اسلام و پشتیبانی از انقلاب اسلامی به جبهه ها بروند من هم چون عاشق امام (ره) بودم به جبهه رفتم و اینکه می دیدم کشورم در خطر است و باید کاری انجام دهم.
 
در منطقه خاصی خدمت کردید؟
تقریبا در تمام مناطق عملیاتی حضور داشتم در ابتدا که کمی جوانتر بودم در خط مقدم بودم اما بعد ها به اصرار شهید رجبعلی محمد زاده که فرمانده ما بودند به قسمت تدارکات و پشتیبانی رفتم.
 
 
 
 
از خانواده تان فرد دیگری هم همراه شما در جبهه بود؟
اکثرا سه پسرم همزمان با من در جبهه بودند گاهی هم اتفاق می افتاد هر چهار فرزند پسرم که سنشان برای اعزام مشکلی نداشت با هم در جبهه بودن، مثلا در کربلای 4 و 5 پسرانم قنبرعلی، حسن ، حسین ، رمضان،  برادرم محمد کاملی خواهر زاده هایم ،پسر عموهایم و خیلی دیگر از همشهری ها و اقوام افتخار داشتیم باهم جبهه باشیم.
 
کدام خاطره از عملیات ها باعث خوشحالی شما شد؟
وقتی رزمنده ها از عملیات پیروز برمی گشتند ما هم خوشحال می شدیم یکی از خاطرات خوب عملیات آزادسازی خرمشهر بود وقتی خرمشهر از دست دشمن آزاد شد اکثر رزمنده در کنار مسجد همدیگر را در آغوش می گرفتند و حال و هوای وصف ناشدنی بود.
 
امروز اگر خطری متوجه انقلاب اسلامی و ایران بشود شما چه می کنید؟
هرچند دیگر توانی برایم نمانده است ولی به فرزندانم و به همه جوانان توصیه می کنم قدر خون شهدا و ایثارگری های رزمندگان انقلاب و دفاع مقدس را بدانند و گوش به فرمان امام خامنه ای باشند.
 
اکنون در 88 سالگی چه آرزویی دارید؟
آرزو دارم ایران سربلند و اسلام پیروز باشد و جوانان، طوری تربیت شوند که همیشه درخدمت دین و کشورمان باشند تا ایران در تمام زمینه ها الگوی کشورهای اسلامی و دنیا باشد و اینکه همیشه دوست داشتم مرگم با شهادت باشد.
چند روز گذششته سردار یوسفعلیزاده، فرمانده سپاه جواد الائمه خراسان شمالی، سرهنگ نیکبخت، فرمانده سپاه بجنورد، جعفری، نماینده مردم بجنورد ، گرمه و جاجرم، راز و جرگلان ،مانه و سملقان و جمعی دیگر از مسئولان و فرماندهان سپاه استان به عیادت این بسیجی رزمنده در بیمارستان بجنورد رفتند.
 
 
 
 
 
 
 
 
انتهای پیام/ش
 
,
اما حالا دیگر حال حاج آقا کاملی خوب نیست و به دلیل کهولت سن و یادگارهایی که از جبهه های جنگ بر بدن دارد در بیمارستان بستری است و به گفته پسرش حسین کاملی پزشکان نیز از او قطع امید کرده اند.
,
 
,
, ,
 
,
 
,
امروز ما به سراغ یادگاری از جبهه رفتیم که 65 ماه در مناطق مختلف در جنوب و غرب کشور یا رودرو با دشمن جنگید و یا اینکه مسئول پشتیبانی و تدارکات رزمنده ها بود و هرجا کار سختی بود حاجی کاملی داوطلب می شد .
,
رزمنده ای که به چهار پسرش گفته بود به نوبت یکی از آن ها برای گرداندن اوضاع خانه و خانواده در شهرستان بماند و بقیه نیز همراه او در جبهه بجنگند.
,
هرچند حال حاج آقا کاملی طوری نبود که بتوانیم گفتگوی زیادی با او انجام دهیم اما ورق زدن همین چند صفحه از زندگی این یادگار روزهای استقامت حرف هایی برای شنیدن داشت که خواندنش خالی از لطف نیست،  در ادامه گفتگوی اترک نیوز با این یادگار دوران دفاع مقدس را می خوانید:
,
 
,
, ,
 
,
 
,
لطفا خودتان را معرفی کنید؟
,
گل محمد کاملی، متولد 1305 شهرستان راز و جرگلان دارای 6 فرزند پسر و 2 دختر هستم
,
 
,
حاج آقا کاملی هنگام اولین اعزام به جبهه ها چند سال داشتید؟
,
پنجاه و چهار سال 
,
 
,
چه مدت در جبهه ها حضور داشتید؟
,
65 ماه در جبهه بودم
,
 
,
چطور شد با این سن راهی جبهه ها شدید؟
,
وقتی امام (ره) فرمودند: پیر و جوان برای دفاع از کشور و اسلام و پشتیبانی از انقلاب اسلامی به جبهه ها بروند من هم چون عاشق امام (ره) بودم به جبهه رفتم و اینکه می دیدم کشورم در خطر است و باید کاری انجام دهم.
,
 
,
در منطقه خاصی خدمت کردید؟
,
تقریبا در تمام مناطق عملیاتی حضور داشتم در ابتدا که کمی جوانتر بودم در خط مقدم بودم اما بعد ها به اصرار شهید رجبعلی محمد زاده که فرمانده ما بودند به قسمت تدارکات و پشتیبانی رفتم.
,
 
,
 
,
, ,
 
,
 
,
از خانواده تان فرد دیگری هم همراه شما در جبهه بود؟
,
اکثرا سه پسرم همزمان با من در جبهه بودند گاهی هم اتفاق می افتاد هر چهار فرزند پسرم که سنشان برای اعزام مشکلی نداشت با هم در جبهه بودن، مثلا در کربلای 4 و 5 پسرانم قنبرعلی، حسن ، حسین ، رمضان،  برادرم محمد کاملی خواهر زاده هایم ،پسر عموهایم و خیلی دیگر از همشهری ها و اقوام افتخار داشتیم باهم جبهه باشیم.
,
 
,
کدام خاطره از عملیات ها باعث خوشحالی شما شد؟
,
وقتی رزمنده ها از عملیات پیروز برمی گشتند ما هم خوشحال می شدیم یکی از خاطرات خوب عملیات آزادسازی خرمشهر بود وقتی خرمشهر از دست دشمن آزاد شد اکثر رزمنده در کنار مسجد همدیگر را در آغوش می گرفتند و حال و هوای وصف ناشدنی بود.
,
 
,
امروز اگر خطری متوجه انقلاب اسلامی و ایران بشود شما چه می کنید؟
,
هرچند دیگر توانی برایم نمانده است ولی به فرزندانم و به همه جوانان توصیه می کنم قدر خون شهدا و ایثارگری های رزمندگان انقلاب و دفاع مقدس را بدانند و گوش به فرمان امام خامنه ای باشند.
,
 
,
اکنون در 88 سالگی چه آرزویی دارید؟
,
آرزو دارم ایران سربلند و اسلام پیروز باشد و جوانان، طوری تربیت شوند که همیشه درخدمت دین و کشورمان باشند تا ایران در تمام زمینه ها الگوی کشورهای اسلامی و دنیا باشد و اینکه همیشه دوست داشتم مرگم با شهادت باشد.
,
چند روز گذششته سردار یوسفعلیزاده، فرمانده سپاه جواد الائمه خراسان شمالی، سرهنگ نیکبخت، فرمانده سپاه بجنورد، جعفری، نماینده مردم بجنورد ، گرمه و جاجرم، راز و جرگلان ،مانه و سملقان و جمعی دیگر از مسئولان و فرماندهان سپاه استان به عیادت این بسیجی رزمنده در بیمارستان بجنورد رفتند.
,
, ,
 
,
 
,
, ,
 
,
 
,
, ,
 
,
 
,
, ,
 
,
 
,
انتهای پیام/ش
,
 
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه