سالروز شهادت فرمانده عملیات سپاه پاسداران سردشت
شهید یدالله حاجیان همراه دو نفر از نیرو هایش قصد رفتن به مرخصی داشت. نیروهای ضدانقلاب خبر مرخصی رفتن شهید حاجیان را شنود می کنند و مسیر حرکت ایشان را به طور کامل بررسی می کنند و در جاده دیواندره – سنندج بر سر مسیر کمین می کنند و به محض اینکه خودروی شهید حاجیان را می بینند... .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، شهید یدالله حاجیان در روز دهم دیماه سال 1331 در بخش سریش آباد از توابع شهرستان قروه به دنیا آمد. تولدش؛ شادی و شادمانی را به خانه پدری اش آورد. پدر و مادرش تمام تلاش خود را برای سلامتی او به کار می گیرند. طفل نورسیده روز به روز بزرگتر می شود و پس از مدتی به مکتب می رود تا تلاوت قرآن را بیاموزد. بعد از آنکه در زادگاه شهید مدرسه تأسیس می شود ایشان به مدرسه می روند و مقطع ابتدایی را به پایان می رساند. علی رغم علاقه خاصی که به درس و مدرسه دارد؛ به دلیل وضعیت نامناسب مالی خانواده، مجبور می شود مدرسه را ترک و در کنار پدرش به کشاورزی و کارگری مشغول شود. وجودش در کنار پدر پشتوانه بزرگی است تا مشکلات زندگی را تحمل کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , پیشمرگ روح الله,شهید حاجیان در سن نوجوانی با مشاهده فقر و مشکلات ناشی از خیانتهای حکومت شاه که بر زندگی آنها و سایر روستاییان سایه افکنده بود، به پدرش دلداری می دهد و می گوید: پدر جان دیگر ناراحت نباش؛ من بزرگ شده ام و دیگر نمی گذارم شما زیاد کار کنید و خسته شوید. او مدتی به عنوان شاگرد راننده مشغول به کار می شود. درچهارده سالگی پدرش از دنیا می رود و تأمین مخارج خانواده را بر عهده می گیرد و به همین دلیل از خدمت سربازی معاف می شود. طولی نمی کشد که یک وانت بار می خرد و علاوه بر کار کشاورزی، با وانت هم کار می کند. در سن 24 سالگی ازدواج می کند. مراسم عقد و عروسی او بسیار ساده انجام می شود و او در کنار همسرش زندگی ساده ای را شروع می کند.
,بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس سپاه پاسداران به فرمان حضرت امام (ره)، شهید حاجیان به همراه 70 نفر از جوانان کردستان به دعوت شهید محمد بروجردی به واحد پیشمرگان مسلمان کرد در سپاه می پیوندد.
,شهید حاجیان پس از عضویت در این واحد به کامیاران و کرمانشاه می رود تا به کمک همرزمانش منطقه را از لوث وجود گروهک های ضدانقلاب پاک کند. بعد از مدتی، درگیری سختی شروع می شود و با قدرت نمایی و مبارزات شهید حاجیان و دیگر همرزمانش ضدانقلاب فراری می شود.
,شهید حاجیان به خاطر تلاش و شجاعت زیادی که در راه مبارزه با گروهک ها از خود نشان می دهد از سوی مسئولان عالی رتبه سپاه، به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهرستان کامیاران منصوب می شود. پس از این کار به پاکسازی تمام روستاهایی که در منطقه کامیاران قرار دارند می پردازد و از این کار هم موفق بیرون می آید. بعد از مدتی فرمانده گردان عملیاتی جندالله سردشت می شود. در زمستان سال 1361 به منطقه بوکان می رود. بعد از آنکه مأموریت او در بوکان تمام می شود باز به سردشت می آید. پس از چند روز قصد می کند به مرخصی برود. شهید حاجیان همراه دو نفر از نیرو های خود به مرخصی می رود. نیروهای ضدانقلاب خبر مرخصی رفتن شهید حاجیان را شنود می کنند و مسیر حرکت ایشان را به طور کامل بررسی می کنند. دشمنان مردم ایران در پشت سخره بزرگی که در مسیر جاده دیواندره – سنندج قرار دارد کمین می کنند و به محض اینکه خودروی شهید حاجیان را می بینند شروع به تیر اندازی می کنند و به طور بسیار فجیعی شهید حاجیان و همراهانش را به شهادت می رسانند.
,او جزو اولین نیروهایی بود که در سپاه مشغول به خدمت شد؛ خدمتش در سپاه شجاعانه، متواضعانه و عاری از هر گونه ادعایی بود. شجاعت در رأس خصوصیات او قرار داشت. در بحرانی ترین شرایط درگیری ها وارد عمل می شد. شب هنگام در بحبوحه وحشت تاریکی شب به قلب نیروهای دشمن می زد؛ فرصت را از دست نمی داد کاری را که باید انجام می گرفت انجام می داد. هیکل زیبای او نشان از سربلندی و شجاعتش داشت. روحیه بسیار خوبی داشت. هیچ گاه از نیرو های دشمن نمی تر سید و ترس کاملاً با ایشان بیگانه بود. علاقه عجیبی به جبهه و مبارزه داشت. هر وقت که می گفتند در فلان محل، نیروهای ضدانقلاب کمین زده اند، بلافاصله اسلحه اش را برمی داشت و در حالی که این جمله را می گفت: «هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله» برمی خواست و به محل کمین می رفت. خستگی برای او معنایی نداشت؛ در سخت ترین شرایط و به دنبال ساعت ها درگیری و مبارزه؛ خورشید خنده از روی لبهایش افول نمی کرد.
,سرمای طاقت فرسای منطقه هم شهید حاجیان را از مبارزه و نبرد باز نمی داشت و در سرمای سخت و با وجود برف سنگین باز هم مبارزه و شجاعتی را که می بایست انجام دهد انجام می داد. هیچ گونه غروری در وجود او نبود؛ با وجود آنکه فر مانده بود اما سخت ترین و پر مخاطره ترین کارها را انجام می داد .چندان به خورد و خوراک اهمیت نمی داد. بعضی اوقات به چند تکه نان خشک هم بسنده می کرد. به رزمندگان اسلام عشق می ورزید. به گفته یکی از همرزمان او وقتی که در پایگاههای دهگلان، بلبلان آباد، و گزگزاره خدمت می کرد؛ به دانش آموزانی که ایام تابستان را به آنجا می آمدند علاقه زیادی نشان می داد و آنان را از صمیم قلب دوست می داشت.
,شهید حاجیان امام (ره) را خیلی دوست داشت؛ همیشه یک عکس از حضرت امام (ره) را در جیبش نگهداری می کرد. بعضی وقتها هنگامی که می خواست بخوابد عکس امام را از جیب خود بیرون می آورد و روی سینه خود می گذاشت و بعد می خوابید.
,نیروهای خودش را از هر نظر مورد تفقد قرار می داد. اگر می دید یکی از نیروهایش زیاد به مرخصی نمی رود پیش او می رفت و اگر مشکل مالی داشت به او کمک می کرد. در بعضی اوقات از بچه ها پول جمع می کرد و به شخص مورد نظر می داد، بدون آنکه کسی متوجه شود. وجودش برای مردم و دوستداران انقلاب مایه امید و برای دشمنان و گروهک های ضدانقلاب باعث وحشت و دلهره بود. ضدانقلاب به تمام مناطقی که شهید حاجیان در آنجا خدمت می کرد اعلامیه داده بود که هر کس شهید حاجیان را چه به صورت زنده و یا کشته شده نزد آنها بیاورد؛ مبلغ بسیار زیادی پول و جایزه دریافت خواهد کرد.
,شهید حاجیان نقش قابل توجهی را در سازماندهی نیروها، طراحی عملیات و در نهایت سرکوبی گروهک های ضدانقلاب داشته است. شهید حاجیان به خوبی می دانست که گروهک های ضدانقلاب نمی توانند با او رو برو شوند و این گفته را بارها در میان نیروهای خود تکرار کرده بود: گروهک های ضدانقلاب نمی توانند مرا رو برو مورد هدف قرار دهند. نحوه شهادت او نشان دهنده این واقعیت است.
,انتهای پیام/ص
]
ارسال دیدگاه