یادداشت//

ارتباط با غرب؛ الگوی شکست خورده پیشرفت

ارتباط با غرب؛ الگوی شکست خورده پیشرفت
اگر ژاپنی ها روزی ١٦ساعت کار مفید نمی کردند و وجدان کاری زیادی نداشتند و مردم کشورشان از تولیدات داخلی خود با کیفیت کم خرید نمی کردند و تولید کنندگانشان نیز به دنبال ارتقای کیفیت کار خود نبودند، آیا ژاپن باز هم به صرف ارتباط با آمریکا، به کشوری پیشرفته و صنعتی تبدیل می شد؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از سرویس اقتصادی صبح توس، توسعه و پیشرفت از جمله مهترین دغددغه ها مسئولان کشور ،از بدو انقلاب تا کنون بوده است.راه حل هایی مانند ژاپن اسلامی، اقتصاد چینی و ده ها طرح دیگر در جامعه ، دهان به دهان می گردد ولی سوال اینجاست که نخ تسبیح این الگوها چیست؟با کمی توجه به این پی میبریم که ، که هر چند مسئولان از ابراز مستقیم آن پرهیز می کنند ولی “تعامل با غرب” عامل اصلی توسعه این کشور ها عنوان شده و می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, صبح توس,

 
اما بزرگ ترین سوالی که باید به آن پاسخ داد، این است که آیا علت پیشرفت این گونه کشورها الزاما گره خوردن به غرب و کشورهای غربی است، یا فاکتورهای دیگری نیز برای پیشرفت این کشورها وجود دارد؟اگر بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم، باید به کشورهایی نگاه کنیم که با داشتن شرایط مشابهی همانند کشور ما و گره خوردن به کشورهای غربی به چه سرنوشتی دچار شده اند و به چه سمت و سویی رفته اند؟یکی از اولین کشورهایی که پس از گذراندن یک دوران انقلابی، دربرابر غرب کوتاه آمد، مصر است.مصر در ابتدا (در زمان جمال عبدالناصر) کشوری انقلابی بود، اما بعد از آن (در دوران انور سادات) بحث سازش و همراهی با آمریکا در این کشور مطرح شد و در نهایت، خود را به کشوری با اقتصاد لیبرال تبدیل کرد.

,
,

 

,

 

,

واقعیت این است که مصر امروزه در حوزه کشورهای خاورمیانه کشوری عقب افتاده است که از لحاظ شاخصه های توسعه و حتی از دیدگاه خود غرب نیز کشوری فقیر محسوب می شود. کشور لیبی نیز در دوران معمر قذافی، با وجود سیاست های سازش کارانه و همچنین ارتباط مستقیم با غرب، با شکاف طبقاتی گسترده ای رو به رو بود.در عربستان سعودی نیز با وجود صادرات روزانه ١٠میلیون بشکه نفت و ارتباط تجاری با غرب، هنوز بحث فقر و توزیع منابع ثروت در این کشور وجود دارد.

,

 

,

 

,

حال باید پرسید که حتی اگر این کشورها پیشرفت محسوسی هم دارند، چرا شبیه کشورهایی چون کره و ژاپن نشده اند؟  بنابراین خود این مسئله نشان می دهد که الزاما نفس گره خوردن با غرب، باعث توسعه در کشورها نبوده و نخواهد بود.

,

 

,

 

,

سوال جدی این است که اگر ژاپنی ها روزی ١۶ساعت کار مفید نمی کردند و وجدان کاری زیادی نداشتند، اگر بعد از جنگ جهانی دوم فشارها را تحمل نمی کردند و مردم کشورشان از تولیدات داخلی خود با کیفیت کم خرید نمی کردند و تولید کنندگانشان نیز به دنبال ارتقای کیفیت کار خود نبودند، آیا ژاپن باز هم به صرف ارتباط با آمریکا، به کشوری پیشرفته و صنعتی تبدیل می شد؟اگر کارگران چینی با حداقل معیشت نمی ساختند و با نیروی کار ارزان، مصرف کم (مصرف انرژی یک میلیارد چینی معادل ٧٠میلیون ایرانی است) و تلاش بی وقفه زندگی نمی کردند، آیا چین باز هم به صرف ورود سرمایه آمریکایی ها تبدیل به یک کشور پیشرفته می شد؟در مورد بسیاری از کشورهای دنیا که از لحاظ پیشرفت و توسعه غربی شاخصه های مثبتی دارند، این موضوع صادق است؛ اگرچه بسیاری از این کشورها در ارتباط با غرب دچار شاخصه های منفی، چون بحران خانواده و… نیز شده اند.آیا این کشورها صرفا با گره خوردن به کشورهای غربی به اینجا رسیده اند؟

,

 

,

 

,

پس چرا این اتفاق درمورد کشورهای منطقه خلیج فارس رخ نداد؟اگر واقع بینی دقیقی در این باره انجام دهیم، متوجه می شویم آنچه باعث پیشرفت این کشورها شده است، در گام اول تکیه بر ظرفیت های درونی خود به عنوان اولویت اول و در گام دوم نیز، در صورت نیاز، استفاده از کمک های غرب بوده است که البته این کمک ها نیز در صورت نبود گام اول، موجب پیشرفت اقتصادی آن ها نمی شود.همان طور که در مورد کشورهای اطراف ایران این اتفاق نیفتاده است.

,

نویسنده:م.س قندهاریون

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه