هنر حضرت امام (ره) تغییر در اندیشه سیاسی قرن بیستم است
تلاش های بی وقفه حضرت امام (ره) باعث فاکتورها و عوامل ثباتی که در کشورهای جهان سوم برای خود تدارک دیده بود تحت الشعاع قرار گرفت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سیروان نوین، انقلاب اسلامی ایران که در جهان معاصر به عنوان یکی از موفق ترین وقایع قرن بیستم شناخته شده در زمانی به وقوع پیوست که جهان در سیطره تمام عیار دو قطب قدرتمند قرار گرفته بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیروان نوین,تمام تحلیلگران سیاسی بر این باورند که انقلاب اسلامی در زمانی محقق شد که حرکت ها و نهضت های مذهبی در جهان افول کرده و سایر انقلابها و حرکت های اجتماعی در نهایت یا به غرب سرمایه داری یا به یکی از کشورهای اقماری بلوک شرق وابسته می باشد، تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که نه تنها بلوک شرق بلکه نظام سرمایه داری غرب نیز نمی تواند سیطره خود را بر جهان امروز متوله نماید در آن چنان جویی که بر اوضاع سیاسی اجتماعی جهان حاکم بود ناآگاهانه جرقه ایی درخشید و نهضت و انقلابی شروع گردید که از حیث مکان، اهداف و زیر بنای فکری و سیاسی یا آنچه در گوشه و کنار جهان رخ داده بود تفاوت های اساسی داشت به همین جهت در معادلات سیاسی جهانی که سالیان سال ایدئولوژی را به پایان یافته تصور می کردند ناشناخته و برای آنان غیر قابل تجزیه و تحلیل بود.
هدف انقلاب اسلامی در حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و آزادگی فکری و فرهنگی کشور، در مقابل تهاجم گسترده بیگانگان و بر قراری حکومت و ارائه تصویری جدید و زنده از حاکمیت مذهب بود.
حضرت امام (ره) بعنوان رهبر و سکاندار انقلاب، جهت نیل به اهداف مبارزات خود و حفظ انقلاب سیاسی، اقتصادی و حاکمیت ارزش های دینی، شیوه های سیاسی و الگوهای خاصی را برگزیده بود که برگرفته از فقه پویای شیعه و تاریخ پر افتخار اسلام بود و با این استراتژی موفق توانست بدون اتکاء و مکاتب رایج جهان معاصر و قدرت های وابسته (شرق و غرب) الگوهای سیاسی و مبارزاتی مطرح در تاریخ مبارزات آن دوران، سکان انقلاب را به سر منزل مقصود رهنمون نماید و یکی از قدرتمندترین و خصمانه ترین رژیم های تا بن دندان مسلح وابسته را سرنگون و جمهوری اسلامی را بعنوان یک نظام سیاسی جدید به صحنه سیاسی جهان ارائه نماید.
تلاش های بی وقفه حضرت امام (ره) باعث فاکتورها و عوامل ثباتی که در کشورهای جهان سوم برای خود تدارک دیده بود تحت الشعاع قرار گرفت و از آن پس بود که مفاهیمی از قبیل ثبات و امنیت در ادبیات سیاسی نظام بیت المللی به گونه ای دیگر تعریف شد.
حرکت امام (ره) باعث تحکیم نظام های سیاسی مستقل و آشفتگی نظام های سیاسی سلطه جوشد. قطب های قدرت فایده – هزینه تعرض به حریم کشورها را یکی از ابزارهای دستیابی به امتیازات خود فرض می کردند، از آن پس دریافتند که بدون توجه به حقوق ملت ها و فضا سازی نظام بین المللی، تضمینی بر نتیجه بخشی چنین اقداماتی وجود ندارد، بنابرین سعی می کردند با توجیه، فضاسازی، جنگ و تبلیغاتی در بین ملت ها اقدامات خود را نتیجه بخش تر نموده در مقابل آن هزینه کمتری پرداخت شود، به تعبیر دیگر بینشی که حضرت امام (ره) به ملت های تحت ستم دادند با تغییر روش قدرت های بزرگ با توجه به روند تحولات جهانی شد، هنر بزرگ حضرت امام (ره) تغییر در اندیشه سیاسی قرن بیستم بود.
اگر تا مقطع قبل ازانقلاب اندیشه ماکیاولیستی مبنای عمل بسیاری از حکمرانان بود از آن پس این اندیشه حداقل در بسیاری از کشورهای جهان سوم و بالاخص کشورهای اسلامی تعدیل یافت.
آنانی که پویایی و وسعت اندیشه حضرت امام (ره) را بر نمی تافتند، بر این اعتقاد بودند که قبل از پیروزی انقلاب وجود رهبری برای انسجام ملی لازم است ولی زمانیکه انقلاب به پیروزی رسید و ساختارهای نظام شکل گرفت لزومی به وجود رهبری نیست. این در حالی بود که حوادث پس ازپیروزی انقلاب، حکایت از اهمیت نقش رهبری برای مهار بحرانها و چالش های فرا روی نظام داشت.
بعدها با بروز حوادثی چون وقایع سال 60، جنگ تحمیلی و بسیاری از بحران های کوچک و بزرگ که با سر انگشت تدبیر رهبری حضرت امام خمینی (ره) خواب های آشفته طراحان براندازی نظام اسلامی بی تعبیر باقی مانده، اهمیت و جایگاه این نقش دو چندان شد.
حضرت امام (ره) نه تنها رهبری را در دهه اول انقلاب برجسته می دیدند بلکه با دیدگاهی که درباره بازنگری قانون اساسی در سال 68 داشتند، اختیارات ولی فقیه را بسیار فراتر از موارد مشخص شده در قانون اساسی معرفی کردند.
بنابرین اکنون در دهه سوم و اندی از انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم و شاهد به ثمر رسیدن اندیشه های تابناک امام بعنوان سلسله جنبان انقلاب در داخل و تاثیر آن در استقلال طلبی ملل آزادیخواه جهان هستیم، به درک این واقعیت هستیم که نه تنها اندیشه امام (ره) برای مرحله ثبت انقلاب اسلامی بلکه الگوی شایسته و ماندگار در قرن حاضر در تمامی اعصار است.
انتهای پیام/ش
تمام تحلیلگران سیاسی بر این باورند که انقلاب اسلامی در زمانی محقق شد که حرکت ها و نهضت های مذهبی در جهان افول کرده و سایر انقلابها و حرکت های اجتماعی در نهایت یا به غرب سرمایه داری یا به یکی از کشورهای اقماری بلوک شرق وابسته می باشد، تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که نه تنها بلوک شرق بلکه نظام سرمایه داری غرب نیز نمی تواند سیطره خود را بر جهان امروز متوله نماید در آن چنان جویی که بر اوضاع سیاسی اجتماعی جهان حاکم بود ناآگاهانه جرقه ایی درخشید و نهضت و انقلابی شروع گردید که از حیث مکان، اهداف و زیر بنای فکری و سیاسی یا آنچه در گوشه و کنار جهان رخ داده بود تفاوت های اساسی داشت به همین جهت در معادلات سیاسی جهانی که سالیان سال ایدئولوژی را به پایان یافته تصور می کردند ناشناخته و برای آنان غیر قابل تجزیه و تحلیل بود.
هدف انقلاب اسلامی در حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و آزادگی فکری و فرهنگی کشور، در مقابل تهاجم گسترده بیگانگان و بر قراری حکومت و ارائه تصویری جدید و زنده از حاکمیت مذهب بود.
حضرت امام (ره) بعنوان رهبر و سکاندار انقلاب، جهت نیل به اهداف مبارزات خود و حفظ انقلاب سیاسی، اقتصادی و حاکمیت ارزش های دینی، شیوه های سیاسی و الگوهای خاصی را برگزیده بود که برگرفته از فقه پویای شیعه و تاریخ پر افتخار اسلام بود و با این استراتژی موفق توانست بدون اتکاء و مکاتب رایج جهان معاصر و قدرت های وابسته (شرق و غرب) الگوهای سیاسی و مبارزاتی مطرح در تاریخ مبارزات آن دوران، سکان انقلاب را به سر منزل مقصود رهنمون نماید و یکی از قدرتمندترین و خصمانه ترین رژیم های تا بن دندان مسلح وابسته را سرنگون و جمهوری اسلامی را بعنوان یک نظام سیاسی جدید به صحنه سیاسی جهان ارائه نماید.
تلاش های بی وقفه حضرت امام (ره) باعث فاکتورها و عوامل ثباتی که در کشورهای جهان سوم برای خود تدارک دیده بود تحت الشعاع قرار گرفت و از آن پس بود که مفاهیمی از قبیل ثبات و امنیت در ادبیات سیاسی نظام بیت المللی به گونه ای دیگر تعریف شد.
حرکت امام (ره) باعث تحکیم نظام های سیاسی مستقل و آشفتگی نظام های سیاسی سلطه جوشد. قطب های قدرت فایده – هزینه تعرض به حریم کشورها را یکی از ابزارهای دستیابی به امتیازات خود فرض می کردند، از آن پس دریافتند که بدون توجه به حقوق ملت ها و فضا سازی نظام بین المللی، تضمینی بر نتیجه بخشی چنین اقداماتی وجود ندارد، بنابرین سعی می کردند با توجیه، فضاسازی، جنگ و تبلیغاتی در بین ملت ها اقدامات خود را نتیجه بخش تر نموده در مقابل آن هزینه کمتری پرداخت شود، به تعبیر دیگر بینشی که حضرت امام (ره) به ملت های تحت ستم دادند با تغییر روش قدرت های بزرگ با توجه به روند تحولات جهانی شد، هنر بزرگ حضرت امام (ره) تغییر در اندیشه سیاسی قرن بیستم بود.
اگر تا مقطع قبل ازانقلاب اندیشه ماکیاولیستی مبنای عمل بسیاری از حکمرانان بود از آن پس این اندیشه حداقل در بسیاری از کشورهای جهان سوم و بالاخص کشورهای اسلامی تعدیل یافت.
آنانی که پویایی و وسعت اندیشه حضرت امام (ره) را بر نمی تافتند، بر این اعتقاد بودند که قبل از پیروزی انقلاب وجود رهبری برای انسجام ملی لازم است ولی زمانیکه انقلاب به پیروزی رسید و ساختارهای نظام شکل گرفت لزومی به وجود رهبری نیست. این در حالی بود که حوادث پس ازپیروزی انقلاب، حکایت از اهمیت نقش رهبری برای مهار بحرانها و چالش های فرا روی نظام داشت.
بعدها با بروز حوادثی چون وقایع سال 60، جنگ تحمیلی و بسیاری از بحران های کوچک و بزرگ که با سر انگشت تدبیر رهبری حضرت امام خمینی (ره) خواب های آشفته طراحان براندازی نظام اسلامی بی تعبیر باقی مانده، اهمیت و جایگاه این نقش دو چندان شد.
حضرت امام (ره) نه تنها رهبری را در دهه اول انقلاب برجسته می دیدند بلکه با دیدگاهی که درباره بازنگری قانون اساسی در سال 68 داشتند، اختیارات ولی فقیه را بسیار فراتر از موارد مشخص شده در قانون اساسی معرفی کردند.
بنابرین اکنون در دهه سوم و اندی از انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم و شاهد به ثمر رسیدن اندیشه های تابناک امام بعنوان سلسله جنبان انقلاب در داخل و تاثیر آن در استقلال طلبی ملل آزادیخواه جهان هستیم، به درک این واقعیت هستیم که نه تنها اندیشه امام (ره) برای مرحله ثبت انقلاب اسلامی بلکه الگوی شایسته و ماندگار در قرن حاضر در تمامی اعصار است.
انتهای پیام/ش
تمام تحلیلگران سیاسی بر این باورند که انقلاب اسلامی در زمانی محقق شد که حرکت ها و نهضت های مذهبی در جهان افول کرده و سایر انقلابها و حرکت های اجتماعی در نهایت یا به غرب سرمایه داری یا به یکی از کشورهای اقماری بلوک شرق وابسته می باشد، تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که نه تنها بلوک شرق بلکه نظام سرمایه داری غرب نیز نمی تواند سیطره خود را بر جهان امروز متوله نماید در آن چنان جویی که بر اوضاع سیاسی اجتماعی جهان حاکم بود ناآگاهانه جرقه ایی درخشید و نهضت و انقلابی شروع گردید که از حیث مکان، اهداف و زیر بنای فکری و سیاسی یا آنچه در گوشه و کنار جهان رخ داده بود تفاوت های اساسی داشت به همین جهت در معادلات سیاسی جهانی که سالیان سال ایدئولوژی را به پایان یافته تصور می کردند ناشناخته و برای آنان غیر قابل تجزیه و تحلیل بود.
هدف انقلاب اسلامی در حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و آزادگی فکری و فرهنگی کشور، در مقابل تهاجم گسترده بیگانگان و بر قراری حکومت و ارائه تصویری جدید و زنده از حاکمیت مذهب بود.
حضرت امام (ره) بعنوان رهبر و سکاندار انقلاب، جهت نیل به اهداف مبارزات خود و حفظ انقلاب سیاسی، اقتصادی و حاکمیت ارزش های دینی، شیوه های سیاسی و الگوهای خاصی را برگزیده بود که برگرفته از فقه پویای شیعه و تاریخ پر افتخار اسلام بود و با این استراتژی موفق توانست بدون اتکاء و مکاتب رایج جهان معاصر و قدرت های وابسته (شرق و غرب) الگوهای سیاسی و مبارزاتی مطرح در تاریخ مبارزات آن دوران، سکان انقلاب را به سر منزل مقصود رهنمون نماید و یکی از قدرتمندترین و خصمانه ترین رژیم های تا بن دندان مسلح وابسته را سرنگون و جمهوری اسلامی را بعنوان یک نظام سیاسی جدید به صحنه سیاسی جهان ارائه نماید.
تلاش های بی وقفه حضرت امام (ره) باعث فاکتورها و عوامل ثباتی که در کشورهای جهان سوم برای خود تدارک دیده بود تحت الشعاع قرار گرفت و از آن پس بود که مفاهیمی از قبیل ثبات و امنیت در ادبیات سیاسی نظام بیت المللی به گونه ای دیگر تعریف شد.
حرکت امام (ره) باعث تحکیم نظام های سیاسی مستقل و آشفتگی نظام های سیاسی سلطه جوشد. قطب های قدرت فایده – هزینه تعرض به حریم کشورها را یکی از ابزارهای دستیابی به امتیازات خود فرض می کردند، از آن پس دریافتند که بدون توجه به حقوق ملت ها و فضا سازی نظام بین المللی، تضمینی بر نتیجه بخشی چنین اقداماتی وجود ندارد، بنابرین سعی می کردند با توجیه، فضاسازی، جنگ و تبلیغاتی در بین ملت ها اقدامات خود را نتیجه بخش تر نموده در مقابل آن هزینه کمتری پرداخت شود، به تعبیر دیگر بینشی که حضرت امام (ره) به ملت های تحت ستم دادند با تغییر روش قدرت های بزرگ با توجه به روند تحولات جهانی شد، هنر بزرگ حضرت امام (ره) تغییر در اندیشه سیاسی قرن بیستم بود.
اگر تا مقطع قبل ازانقلاب اندیشه ماکیاولیستی مبنای عمل بسیاری از حکمرانان بود از آن پس این اندیشه حداقل در بسیاری از کشورهای جهان سوم و بالاخص کشورهای اسلامی تعدیل یافت.
آنانی که پویایی و وسعت اندیشه حضرت امام (ره) را بر نمی تافتند، بر این اعتقاد بودند که قبل از پیروزی انقلاب وجود رهبری برای انسجام ملی لازم است ولی زمانیکه انقلاب به پیروزی رسید و ساختارهای نظام شکل گرفت لزومی به وجود رهبری نیست. این در حالی بود که حوادث پس ازپیروزی انقلاب، حکایت از اهمیت نقش رهبری برای مهار بحرانها و چالش های فرا روی نظام داشت.
بعدها با بروز حوادثی چون وقایع سال 60، جنگ تحمیلی و بسیاری از بحران های کوچک و بزرگ که با سر انگشت تدبیر رهبری حضرت امام خمینی (ره) خواب های آشفته طراحان براندازی نظام اسلامی بی تعبیر باقی مانده، اهمیت و جایگاه این نقش دو چندان شد.
حضرت امام (ره) نه تنها رهبری را در دهه اول انقلاب برجسته می دیدند بلکه با دیدگاهی که درباره بازنگری قانون اساسی در سال 68 داشتند، اختیارات ولی فقیه را بسیار فراتر از موارد مشخص شده در قانون اساسی معرفی کردند.
بنابرین اکنون در دهه سوم و اندی از انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم و شاهد به ثمر رسیدن اندیشه های تابناک امام بعنوان سلسله جنبان انقلاب در داخل و تاثیر آن در استقلال طلبی ملل آزادیخواه جهان هستیم، به درک این واقعیت هستیم که نه تنها اندیشه امام (ره) برای مرحله ثبت انقلاب اسلامی بلکه الگوی شایسته و ماندگار در قرن حاضر در تمامی اعصار است.
انتهای پیام/ش
تمام تحلیلگران سیاسی بر این باورند که انقلاب اسلامی در زمانی محقق شد که حرکت ها و نهضت های مذهبی در جهان افول کرده و سایر انقلابها و حرکت های اجتماعی در نهایت یا به غرب سرمایه داری یا به یکی از کشورهای اقماری بلوک شرق وابسته می باشد، تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که نه تنها بلوک شرق بلکه نظام سرمایه داری غرب نیز نمی تواند سیطره خود را بر جهان امروز متوله نماید در آن چنان جویی که بر اوضاع سیاسی اجتماعی جهان حاکم بود ناآگاهانه جرقه ایی درخشید و نهضت و انقلابی شروع گردید که از حیث مکان، اهداف و زیر بنای فکری و سیاسی یا آنچه در گوشه و کنار جهان رخ داده بود تفاوت های اساسی داشت به همین جهت در معادلات سیاسی جهانی که سالیان سال ایدئولوژی را به پایان یافته تصور می کردند ناشناخته و برای آنان غیر قابل تجزیه و تحلیل بود.
هدف انقلاب اسلامی در حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و آزادگی فکری و فرهنگی کشور، در مقابل تهاجم گسترده بیگانگان و بر قراری حکومت و ارائه تصویری جدید و زنده از حاکمیت مذهب بود.
حضرت امام (ره) بعنوان رهبر و سکاندار انقلاب، جهت نیل به اهداف مبارزات خود و حفظ انقلاب سیاسی، اقتصادی و حاکمیت ارزش های دینی، شیوه های سیاسی و الگوهای خاصی را برگزیده بود که برگرفته از فقه پویای شیعه و تاریخ پر افتخار اسلام بود و با این استراتژی موفق توانست بدون اتکاء و مکاتب رایج جهان معاصر و قدرت های وابسته (شرق و غرب) الگوهای سیاسی و مبارزاتی مطرح در تاریخ مبارزات آن دوران، سکان انقلاب را به سر منزل مقصود رهنمون نماید و یکی از قدرتمندترین و خصمانه ترین رژیم های تا بن دندان مسلح وابسته را سرنگون و جمهوری اسلامی را بعنوان یک نظام سیاسی جدید به صحنه سیاسی جهان ارائه نماید.
تلاش های بی وقفه حضرت امام (ره) باعث فاکتورها و عوامل ثباتی که در کشورهای جهان سوم برای خود تدارک دیده بود تحت الشعاع قرار گرفت و از آن پس بود که مفاهیمی از قبیل ثبات و امنیت در ادبیات سیاسی نظام بیت المللی به گونه ای دیگر تعریف شد.
حرکت امام (ره) باعث تحکیم نظام های سیاسی مستقل و آشفتگی نظام های سیاسی سلطه جوشد. قطب های قدرت فایده – هزینه تعرض به حریم کشورها را یکی از ابزارهای دستیابی به امتیازات خود فرض می کردند، از آن پس دریافتند که بدون توجه به حقوق ملت ها و فضا سازی نظام بین المللی، تضمینی بر نتیجه بخشی چنین اقداماتی وجود ندارد، بنابرین سعی می کردند با توجیه، فضاسازی، جنگ و تبلیغاتی در بین ملت ها اقدامات خود را نتیجه بخش تر نموده در مقابل آن هزینه کمتری پرداخت شود، به تعبیر دیگر بینشی که حضرت امام (ره) به ملت های تحت ستم دادند با تغییر روش قدرت های بزرگ با توجه به روند تحولات جهانی شد، هنر بزرگ حضرت امام (ره) تغییر در اندیشه سیاسی قرن بیستم بود.
اگر تا مقطع قبل ازانقلاب اندیشه ماکیاولیستی مبنای عمل بسیاری از حکمرانان بود از آن پس این اندیشه حداقل در بسیاری از کشورهای جهان سوم و بالاخص کشورهای اسلامی تعدیل یافت.
آنانی که پویایی و وسعت اندیشه حضرت امام (ره) را بر نمی تافتند، بر این اعتقاد بودند که قبل از پیروزی انقلاب وجود رهبری برای انسجام ملی لازم است ولی زمانیکه انقلاب به پیروزی رسید و ساختارهای نظام شکل گرفت لزومی به وجود رهبری نیست. این در حالی بود که حوادث پس ازپیروزی انقلاب، حکایت از اهمیت نقش رهبری برای مهار بحرانها و چالش های فرا روی نظام داشت.
بعدها با بروز حوادثی چون وقایع سال 60، جنگ تحمیلی و بسیاری از بحران های کوچک و بزرگ که با سر انگشت تدبیر رهبری حضرت امام خمینی (ره) خواب های آشفته طراحان براندازی نظام اسلامی بی تعبیر باقی مانده، اهمیت و جایگاه این نقش دو چندان شد.
حضرت امام (ره) نه تنها رهبری را در دهه اول انقلاب برجسته می دیدند بلکه با دیدگاهی که درباره بازنگری قانون اساسی در سال 68 داشتند، اختیارات ولی فقیه را بسیار فراتر از موارد مشخص شده در قانون اساسی معرفی کردند.
بنابرین اکنون در دهه سوم و اندی از انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم و شاهد به ثمر رسیدن اندیشه های تابناک امام بعنوان سلسله جنبان انقلاب در داخل و تاثیر آن در استقلال طلبی ملل آزادیخواه جهان هستیم، به درک این واقعیت هستیم که نه تنها اندیشه امام (ره) برای مرحله ثبت انقلاب اسلامی بلکه الگوی شایسته و ماندگار در قرن حاضر در تمامی اعصار است.
انتهای پیام/ش
تمام تحلیلگران سیاسی بر این باورند که انقلاب اسلامی در زمانی محقق شد که حرکت ها و نهضت های مذهبی در جهان افول کرده و سایر انقلابها و حرکت های اجتماعی در نهایت یا به غرب سرمایه داری یا به یکی از کشورهای اقماری بلوک شرق وابسته می باشد، تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که نه تنها بلوک شرق بلکه نظام سرمایه داری غرب نیز نمی تواند سیطره خود را بر جهان امروز متوله نماید در آن چنان جویی که بر اوضاع سیاسی اجتماعی جهان حاکم بود ناآگاهانه جرقه ایی درخشید و نهضت و انقلابی شروع گردید که از حیث مکان، اهداف و زیر بنای فکری و سیاسی یا آنچه در گوشه و کنار جهان رخ داده بود تفاوت های اساسی داشت به همین جهت در معادلات سیاسی جهانی که سالیان سال ایدئولوژی را به پایان یافته تصور می کردند ناشناخته و برای آنان غیر قابل تجزیه و تحلیل بود.
هدف انقلاب اسلامی در حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و آزادگی فکری و فرهنگی کشور، در مقابل تهاجم گسترده بیگانگان و بر قراری حکومت و ارائه تصویری جدید و زنده از حاکمیت مذهب بود.
حضرت امام (ره) بعنوان رهبر و سکاندار انقلاب، جهت نیل به اهداف مبارزات خود و حفظ انقلاب سیاسی، اقتصادی و حاکمیت ارزش های دینی، شیوه های سیاسی و الگوهای خاصی را برگزیده بود که برگرفته از فقه پویای شیعه و تاریخ پر افتخار اسلام بود و با این استراتژی موفق توانست بدون اتکاء و مکاتب رایج جهان معاصر و قدرت های وابسته (شرق و غرب) الگوهای سیاسی و مبارزاتی مطرح در تاریخ مبارزات آن دوران، سکان انقلاب را به سر منزل مقصود رهنمون نماید و یکی از قدرتمندترین و خصمانه ترین رژیم های تا بن دندان مسلح وابسته را سرنگون و جمهوری اسلامی را بعنوان یک نظام سیاسی جدید به صحنه سیاسی جهان ارائه نماید.
تلاش های بی وقفه حضرت امام (ره) باعث فاکتورها و عوامل ثباتی که در کشورهای جهان سوم برای خود تدارک دیده بود تحت الشعاع قرار گرفت و از آن پس بود که مفاهیمی از قبیل ثبات و امنیت در ادبیات سیاسی نظام بیت المللی به گونه ای دیگر تعریف شد.
حرکت امام (ره) باعث تحکیم نظام های سیاسی مستقل و آشفتگی نظام های سیاسی سلطه جوشد. قطب های قدرت فایده – هزینه تعرض به حریم کشورها را یکی از ابزارهای دستیابی به امتیازات خود فرض می کردند، از آن پس دریافتند که بدون توجه به حقوق ملت ها و فضا سازی نظام بین المللی، تضمینی بر نتیجه بخشی چنین اقداماتی وجود ندارد، بنابرین سعی می کردند با توجیه، فضاسازی، جنگ و تبلیغاتی در بین ملت ها اقدامات خود را نتیجه بخش تر نموده در مقابل آن هزینه کمتری پرداخت شود، به تعبیر دیگر بینشی که حضرت امام (ره) به ملت های تحت ستم دادند با تغییر روش قدرت های بزرگ با توجه به روند تحولات جهانی شد، هنر بزرگ حضرت امام (ره) تغییر در اندیشه سیاسی قرن بیستم بود.
اگر تا مقطع قبل ازانقلاب اندیشه ماکیاولیستی مبنای عمل بسیاری از حکمرانان بود از آن پس این اندیشه حداقل در بسیاری از کشورهای جهان سوم و بالاخص کشورهای اسلامی تعدیل یافت.
آنانی که پویایی و وسعت اندیشه حضرت امام (ره) را بر نمی تافتند، بر این اعتقاد بودند که قبل از پیروزی انقلاب وجود رهبری برای انسجام ملی لازم است ولی زمانیکه انقلاب به پیروزی رسید و ساختارهای نظام شکل گرفت لزومی به وجود رهبری نیست. این در حالی بود که حوادث پس ازپیروزی انقلاب، حکایت از اهمیت نقش رهبری برای مهار بحرانها و چالش های فرا روی نظام داشت.
بعدها با بروز حوادثی چون وقایع سال 60، جنگ تحمیلی و بسیاری از بحران های کوچک و بزرگ که با سر انگشت تدبیر رهبری حضرت امام خمینی (ره) خواب های آشفته طراحان براندازی نظام اسلامی بی تعبیر باقی مانده، اهمیت و جایگاه این نقش دو چندان شد.
حضرت امام (ره) نه تنها رهبری را در دهه اول انقلاب برجسته می دیدند بلکه با دیدگاهی که درباره بازنگری قانون اساسی در سال 68 داشتند، اختیارات ولی فقیه را بسیار فراتر از موارد مشخص شده در قانون اساسی معرفی کردند.
بنابرین اکنون در دهه سوم و اندی از انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم و شاهد به ثمر رسیدن اندیشه های تابناک امام بعنوان سلسله جنبان انقلاب در داخل و تاثیر آن در استقلال طلبی ملل آزادیخواه جهان هستیم، به درک این واقعیت هستیم که نه تنها اندیشه امام (ره) برای مرحله ثبت انقلاب اسلامی بلکه الگوی شایسته و ماندگار در قرن حاضر در تمامی اعصار است.
انتهای پیام/ش
تمام تحلیلگران سیاسی بر این باورند که انقلاب اسلامی در زمانی محقق شد که حرکت ها و نهضت های مذهبی در جهان افول کرده و سایر انقلابها و حرکت های اجتماعی در نهایت یا به غرب سرمایه داری یا به یکی از کشورهای اقماری بلوک شرق وابسته می باشد، تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که نه تنها بلوک شرق بلکه نظام سرمایه داری غرب نیز نمی تواند سیطره خود را بر جهان امروز متوله نماید در آن چنان جویی که بر اوضاع سیاسی اجتماعی جهان حاکم بود ناآگاهانه جرقه ایی درخشید و نهضت و انقلابی شروع گردید که از حیث مکان، اهداف و زیر بنای فکری و سیاسی یا آنچه در گوشه و کنار جهان رخ داده بود تفاوت های اساسی داشت به همین جهت در معادلات سیاسی جهانی که سالیان سال ایدئولوژی را به پایان یافته تصور می کردند ناشناخته و برای آنان غیر قابل تجزیه و تحلیل بود.
هدف انقلاب اسلامی در حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و آزادگی فکری و فرهنگی کشور، در مقابل تهاجم گسترده بیگانگان و بر قراری حکومت و ارائه تصویری جدید و زنده از حاکمیت مذهب بود.
حضرت امام (ره) بعنوان رهبر و سکاندار انقلاب، جهت نیل به اهداف مبارزات خود و حفظ انقلاب سیاسی، اقتصادی و حاکمیت ارزش های دینی، شیوه های سیاسی و الگوهای خاصی را برگزیده بود که برگرفته از فقه پویای شیعه و تاریخ پر افتخار اسلام بود و با این استراتژی موفق توانست بدون اتکاء و مکاتب رایج جهان معاصر و قدرت های وابسته (شرق و غرب) الگوهای سیاسی و مبارزاتی مطرح در تاریخ مبارزات آن دوران، سکان انقلاب را به سر منزل مقصود رهنمون نماید و یکی از قدرتمندترین و خصمانه ترین رژیم های تا بن دندان مسلح وابسته را سرنگون و جمهوری اسلامی را بعنوان یک نظام سیاسی جدید به صحنه سیاسی جهان ارائه نماید.
تلاش های بی وقفه حضرت امام (ره) باعث فاکتورها و عوامل ثباتی که در کشورهای جهان سوم برای خود تدارک دیده بود تحت الشعاع قرار گرفت و از آن پس بود که مفاهیمی از قبیل ثبات و امنیت در ادبیات سیاسی نظام بیت المللی به گونه ای دیگر تعریف شد.
حرکت امام (ره) باعث تحکیم نظام های سیاسی مستقل و آشفتگی نظام های سیاسی سلطه جوشد. قطب های قدرت فایده – هزینه تعرض به حریم کشورها را یکی از ابزارهای دستیابی به امتیازات خود فرض می کردند، از آن پس دریافتند که بدون توجه به حقوق ملت ها و فضا سازی نظام بین المللی، تضمینی بر نتیجه بخشی چنین اقداماتی وجود ندارد، بنابرین سعی می کردند با توجیه، فضاسازی، جنگ و تبلیغاتی در بین ملت ها اقدامات خود را نتیجه بخش تر نموده در مقابل آن هزینه کمتری پرداخت شود، به تعبیر دیگر بینشی که حضرت امام (ره) به ملت های تحت ستم دادند با تغییر روش قدرت های بزرگ با توجه به روند تحولات جهانی شد، هنر بزرگ حضرت امام (ره) تغییر در اندیشه سیاسی قرن بیستم بود.
اگر تا مقطع قبل ازانقلاب اندیشه ماکیاولیستی مبنای عمل بسیاری از حکمرانان بود از آن پس این اندیشه حداقل در بسیاری از کشورهای جهان سوم و بالاخص کشورهای اسلامی تعدیل یافت.
آنانی که پویایی و وسعت اندیشه حضرت امام (ره) را بر نمی تافتند، بر این اعتقاد بودند که قبل از پیروزی انقلاب وجود رهبری برای انسجام ملی لازم است ولی زمانیکه انقلاب به پیروزی رسید و ساختارهای نظام شکل گرفت لزومی به وجود رهبری نیست. این در حالی بود که حوادث پس ازپیروزی انقلاب، حکایت از اهمیت نقش رهبری برای مهار بحرانها و چالش های فرا روی نظام داشت.
بعدها با بروز حوادثی چون وقایع سال 60، جنگ تحمیلی و بسیاری از بحران های کوچک و بزرگ که با سر انگشت تدبیر رهبری حضرت امام خمینی (ره) خواب های آشفته طراحان براندازی نظام اسلامی بی تعبیر باقی مانده، اهمیت و جایگاه این نقش دو چندان شد.
حضرت امام (ره) نه تنها رهبری را در دهه اول انقلاب برجسته می دیدند بلکه با دیدگاهی که درباره بازنگری قانون اساسی در سال 68 داشتند، اختیارات ولی فقیه را بسیار فراتر از موارد مشخص شده در قانون اساسی معرفی کردند.
بنابرین اکنون در دهه سوم و اندی از انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم و شاهد به ثمر رسیدن اندیشه های تابناک امام بعنوان سلسله جنبان انقلاب در داخل و تاثیر آن در استقلال طلبی ملل آزادیخواه جهان هستیم، به درک این واقعیت هستیم که نه تنها اندیشه امام (ره) برای مرحله ثبت انقلاب اسلامی بلکه الگوی شایسته و ماندگار در قرن حاضر در تمامی اعصار است.
انتهای پیام/ش
تمام تحلیلگران سیاسی بر این باورند که انقلاب اسلامی در زمانی محقق شد که حرکت ها و نهضت های مذهبی در جهان افول کرده و سایر انقلابها و حرکت های اجتماعی در نهایت یا به غرب سرمایه داری یا به یکی از کشورهای اقماری بلوک شرق وابسته می باشد، تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که نه تنها بلوک شرق بلکه نظام سرمایه داری غرب نیز نمی تواند سیطره خود را بر جهان امروز متوله نماید در آن چنان جویی که بر اوضاع سیاسی اجتماعی جهان حاکم بود ناآگاهانه جرقه ایی درخشید و نهضت و انقلابی شروع گردید که از حیث مکان، اهداف و زیر بنای فکری و سیاسی یا آنچه در گوشه و کنار جهان رخ داده بود تفاوت های اساسی داشت به همین جهت در معادلات سیاسی جهانی که سالیان سال ایدئولوژی را به پایان یافته تصور می کردند ناشناخته و برای آنان غیر قابل تجزیه و تحلیل بود.
هدف انقلاب اسلامی در حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و آزادگی فکری و فرهنگی کشور، در مقابل تهاجم گسترده بیگانگان و بر قراری حکومت و ارائه تصویری جدید و زنده از حاکمیت مذهب بود.
حضرت امام (ره) بعنوان رهبر و سکاندار انقلاب، جهت نیل به اهداف مبارزات خود و حفظ انقلاب سیاسی، اقتصادی و حاکمیت ارزش های دینی، شیوه های سیاسی و الگوهای خاصی را برگزیده بود که برگرفته از فقه پویای شیعه و تاریخ پر افتخار اسلام بود و با این استراتژی موفق توانست بدون اتکاء و مکاتب رایج جهان معاصر و قدرت های وابسته (شرق و غرب) الگوهای سیاسی و مبارزاتی مطرح در تاریخ مبارزات آن دوران، سکان انقلاب را به سر منزل مقصود رهنمون نماید و یکی از قدرتمندترین و خصمانه ترین رژیم های تا بن دندان مسلح وابسته را سرنگون و جمهوری اسلامی را بعنوان یک نظام سیاسی جدید به صحنه سیاسی جهان ارائه نماید.
تلاش های بی وقفه حضرت امام (ره) باعث فاکتورها و عوامل ثباتی که در کشورهای جهان سوم برای خود تدارک دیده بود تحت الشعاع قرار گرفت و از آن پس بود که مفاهیمی از قبیل ثبات و امنیت در ادبیات سیاسی نظام بیت المللی به گونه ای دیگر تعریف شد.
حرکت امام (ره) باعث تحکیم نظام های سیاسی مستقل و آشفتگی نظام های سیاسی سلطه جوشد. قطب های قدرت فایده – هزینه تعرض به حریم کشورها را یکی از ابزارهای دستیابی به امتیازات خود فرض می کردند، از آن پس دریافتند که بدون توجه به حقوق ملت ها و فضا سازی نظام بین المللی، تضمینی بر نتیجه بخشی چنین اقداماتی وجود ندارد، بنابرین سعی می کردند با توجیه، فضاسازی، جنگ و تبلیغاتی در بین ملت ها اقدامات خود را نتیجه بخش تر نموده در مقابل آن هزینه کمتری پرداخت شود، به تعبیر دیگر بینشی که حضرت امام (ره) به ملت های تحت ستم دادند با تغییر روش قدرت های بزرگ با توجه به روند تحولات جهانی شد، هنر بزرگ حضرت امام (ره) تغییر در اندیشه سیاسی قرن بیستم بود.
اگر تا مقطع قبل ازانقلاب اندیشه ماکیاولیستی مبنای عمل بسیاری از حکمرانان بود از آن پس این اندیشه حداقل در بسیاری از کشورهای جهان سوم و بالاخص کشورهای اسلامی تعدیل یافت.
آنانی که پویایی و وسعت اندیشه حضرت امام (ره) را بر نمی تافتند، بر این اعتقاد بودند که قبل از پیروزی انقلاب وجود رهبری برای انسجام ملی لازم است ولی زمانیکه انقلاب به پیروزی رسید و ساختارهای نظام شکل گرفت لزومی به وجود رهبری نیست. این در حالی بود که حوادث پس ازپیروزی انقلاب، حکایت از اهمیت نقش رهبری برای مهار بحرانها و چالش های فرا روی نظام داشت.
بعدها با بروز حوادثی چون وقایع سال 60، جنگ تحمیلی و بسیاری از بحران های کوچک و بزرگ که با سر انگشت تدبیر رهبری حضرت امام خمینی (ره) خواب های آشفته طراحان براندازی نظام اسلامی بی تعبیر باقی مانده، اهمیت و جایگاه این نقش دو چندان شد.
حضرت امام (ره) نه تنها رهبری را در دهه اول انقلاب برجسته می دیدند بلکه با دیدگاهی که درباره بازنگری قانون اساسی در سال 68 داشتند، اختیارات ولی فقیه را بسیار فراتر از موارد مشخص شده در قانون اساسی معرفی کردند.
بنابرین اکنون در دهه سوم و اندی از انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم و شاهد به ثمر رسیدن اندیشه های تابناک امام بعنوان سلسله جنبان انقلاب در داخل و تاثیر آن در استقلال طلبی ملل آزادیخواه جهان هستیم، به درک این واقعیت هستیم که نه تنها اندیشه امام (ره) برای مرحله ثبت انقلاب اسلامی بلکه الگوی شایسته و ماندگار در قرن حاضر در تمامی اعصار است.
انتهای پیام/ش
تمام تحلیلگران سیاسی بر این باورند که انقلاب اسلامی در زمانی محقق شد که حرکت ها و نهضت های مذهبی در جهان افول کرده و سایر انقلابها و حرکت های اجتماعی در نهایت یا به غرب سرمایه داری یا به یکی از کشورهای اقماری بلوک شرق وابسته می باشد، تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که نه تنها بلوک شرق بلکه نظام سرمایه داری غرب نیز نمی تواند سیطره خود را بر جهان امروز متوله نماید در آن چنان جویی که بر اوضاع سیاسی اجتماعی جهان حاکم بود ناآگاهانه جرقه ایی درخشید و نهضت و انقلابی شروع گردید که از حیث مکان، اهداف و زیر بنای فکری و سیاسی یا آنچه در گوشه و کنار جهان رخ داده بود تفاوت های اساسی داشت به همین جهت در معادلات سیاسی جهانی که سالیان سال ایدئولوژی را به پایان یافته تصور می کردند ناشناخته و برای آنان غیر قابل تجزیه و تحلیل بود.
,هدف انقلاب اسلامی در حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و آزادگی فکری و فرهنگی کشور، در مقابل تهاجم گسترده بیگانگان و بر قراری حکومت و ارائه تصویری جدید و زنده از حاکمیت مذهب بود.
,حضرت امام (ره) بعنوان رهبر و سکاندار انقلاب، جهت نیل به اهداف مبارزات خود و حفظ انقلاب سیاسی، اقتصادی و حاکمیت ارزش های دینی، شیوه های سیاسی و الگوهای خاصی را برگزیده بود که برگرفته از فقه پویای شیعه و تاریخ پر افتخار اسلام بود و با این استراتژی موفق توانست بدون اتکاء و مکاتب رایج جهان معاصر و قدرت های وابسته (شرق و غرب) الگوهای سیاسی و مبارزاتی مطرح در تاریخ مبارزات آن دوران، سکان انقلاب را به سر منزل مقصود رهنمون نماید و یکی از قدرتمندترین و خصمانه ترین رژیم های تا بن دندان مسلح وابسته را سرنگون و جمهوری اسلامی را بعنوان یک نظام سیاسی جدید به صحنه سیاسی جهان ارائه نماید.
,تلاش های بی وقفه حضرت امام (ره) باعث فاکتورها و عوامل ثباتی که در کشورهای جهان سوم برای خود تدارک دیده بود تحت الشعاع قرار گرفت و از آن پس بود که مفاهیمی از قبیل ثبات و امنیت در ادبیات سیاسی نظام بیت المللی به گونه ای دیگر تعریف شد.
,حرکت امام (ره) باعث تحکیم نظام های سیاسی مستقل و آشفتگی نظام های سیاسی سلطه جوشد. قطب های قدرت فایده – هزینه تعرض به حریم کشورها را یکی از ابزارهای دستیابی به امتیازات خود فرض می کردند، از آن پس دریافتند که بدون توجه به حقوق ملت ها و فضا سازی نظام بین المللی، تضمینی بر نتیجه بخشی چنین اقداماتی وجود ندارد، بنابرین سعی می کردند با توجیه، فضاسازی، جنگ و تبلیغاتی در بین ملت ها اقدامات خود را نتیجه بخش تر نموده در مقابل آن هزینه کمتری پرداخت شود، به تعبیر دیگر بینشی که حضرت امام (ره) به ملت های تحت ستم دادند با تغییر روش قدرت های بزرگ با توجه به روند تحولات جهانی شد، هنر بزرگ حضرت امام (ره) تغییر در اندیشه سیاسی قرن بیستم بود.
,اگر تا مقطع قبل ازانقلاب اندیشه ماکیاولیستی مبنای عمل بسیاری از حکمرانان بود از آن پس این اندیشه حداقل در بسیاری از کشورهای جهان سوم و بالاخص کشورهای اسلامی تعدیل یافت.
,آنانی که پویایی و وسعت اندیشه حضرت امام (ره) را بر نمی تافتند، بر این اعتقاد بودند که قبل از پیروزی انقلاب وجود رهبری برای انسجام ملی لازم است ولی زمانیکه انقلاب به پیروزی رسید و ساختارهای نظام شکل گرفت لزومی به وجود رهبری نیست. این در حالی بود که حوادث پس ازپیروزی انقلاب، حکایت از اهمیت نقش رهبری برای مهار بحرانها و چالش های فرا روی نظام داشت.
,بعدها با بروز حوادثی چون وقایع سال 60، جنگ تحمیلی و بسیاری از بحران های کوچک و بزرگ که با سر انگشت تدبیر رهبری حضرت امام خمینی (ره) خواب های آشفته طراحان براندازی نظام اسلامی بی تعبیر باقی مانده، اهمیت و جایگاه این نقش دو چندان شد.
,حضرت امام (ره) نه تنها رهبری را در دهه اول انقلاب برجسته می دیدند بلکه با دیدگاهی که درباره بازنگری قانون اساسی در سال 68 داشتند، اختیارات ولی فقیه را بسیار فراتر از موارد مشخص شده در قانون اساسی معرفی کردند.
,بنابرین اکنون در دهه سوم و اندی از انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم و شاهد به ثمر رسیدن اندیشه های تابناک امام بعنوان سلسله جنبان انقلاب در داخل و تاثیر آن در استقلال طلبی ملل آزادیخواه جهان هستیم، به درک این واقعیت هستیم که نه تنها اندیشه امام (ره) برای مرحله ثبت انقلاب اسلامی بلکه الگوی شایسته و ماندگار در قرن حاضر در تمامی اعصار است.
,انتهای پیام/ش
,]
ارسال دیدگاه