مازندران از رهگذر انقلاب

گروه ضربت شهربانی ساری و شهدای 29 آبان و 18 دی این شهر

گروه ضربت شهربانی ساری و شهدای 29 آبان و 18 دی این شهر
وجود نیروهای متدین و معتقد در بدنه ارتش و نیروهای انتظامی زمان شاه، کار را برای انقلابیون آسان و برای رژیم شاه دشوار کرده بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،حسین اسلامی، مورخ مازندرانی در گفت‌وگو با خبرنگار بلاغ در ساری، از خاطرات روزهای پر تب و تاب انقلاب می‌گوید که در ادامه تقدیم به مخاطبان گرامی می‌شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,

***

رئیس اطلاعات شهربانی ساری، سرگرد علوی بود، او در تظاهرات دیده نمی‌‌شد، صاحب رحمانی هم که آن موقع افسر ستوان دوم بود، در ستاد شهربانی کار می‎کرد، او بچه‌ شهر بود، گه‎گاه از ستاد به او هم مأموریت می‎دادند که برود فلان منطقه برای ساکت کردن مردم، او هم با رفتار نا‌‌شیانه و سربه‌هوایی که داشت، خودش را یک افسر تند و تیز و زرنگ نشان نمی‌داد، یکی دو بار سرگرد علوی رو به صاحب به حالت تمسخر گفت که شاه وقتی از افسران غیور می‌گوید، منظورش تو هستی؟

مسئول اصلی گروهان ضربت و ضد شورش، اکبریان بود، اکبریان زرنگی کرد، سروان صدیقی را به اعتبار اینکه خیلی افسر جدی و دانشگاه‌دیده بود و در بعضی از مراسمات در تشریفات فرودگاه برای استقبال از سران کشورها، افسر گارد بود، او را فرمانده گروه ضربت کرد.

گروه ضربت هم یک دسته از پاسبان‎های تازه‎دوره‎دیده از مشهد بودند که آمده بودند ساری تا در سطح استان تقسیم شوند، این گروه را در ساری نگه داشتند، سروان صدیقی هم شد فرمانده عملیات، در رأس او اکبریان بود و بالاتر از همه سرگرد علوی.

یک افسر آملی، خوش‎هیکل و بلندبالا به‎نام سروان صابری هم بود که او افسر راهنمایی و رانندگی بود، ما او را پیش از سقوط شاه در جلوی تظاهرات داشتیم، او قبل از 22 بهمن به تظاهرات ملحق شده بود، از همه آنها با نماز و روزه‎گیر‌تر همان ستوان خلج بود ولی این ستوان، خیلی جوش زیادی می‎زد، عجب اصراری داشت که یک نفره شاه را نگه دارد، به‎همین دلیل، از میان همه‌ این افسران، همه‌ بچه‎ها با این ستوان خلج، بد بودند، صدیقی چون مسئولیت فرماندهی داشت، چاره‎ای نداشت. از تشکیلات ضد شورش او، زیر مجموعه او تیراندازی کردند، و شهدای 29 آبان و 18 دی‌ماه از همین گروه ضربت بود، با اینکه صدیقی بعد از انقلاب مورد محبت قرار گرفت و رئیس شهربانی بندر ترکمن شده بود، در محکمه انقلاب در جریان کشتار تظاهرات ساری، او به عنوان فرمانده عملیات گناه‎کار تشخیص داده شد و به‎همراه خلج اعدام شد.

رئیس قرارگاه که اکبریان بود، چون به چشم مردم نمی‎آمد، گرفتار نشد، خیلی‌ از افسران شهربانی‌ با زیرکی‌ از این‌ جریان، خودشان را نجات دادند.
انتهای پیام/گ
,

***

رئیس اطلاعات شهربانی ساری، سرگرد علوی بود، او در تظاهرات دیده نمی‌‌شد، صاحب رحمانی هم که آن موقع افسر ستوان دوم بود، در ستاد شهربانی کار می‎کرد، او بچه‌ شهر بود، گه‎گاه از ستاد به او هم مأموریت می‎دادند که برود فلان منطقه برای ساکت کردن مردم، او هم با رفتار نا‌‌شیانه و سربه‌هوایی که داشت، خودش را یک افسر تند و تیز و زرنگ نشان نمی‌داد، یکی دو بار سرگرد علوی رو به صاحب به حالت تمسخر گفت که شاه وقتی از افسران غیور می‌گوید، منظورش تو هستی؟
,
,
***
,
,
رئیس اطلاعات شهربانی ساری، سرگرد علوی بود، او در تظاهرات دیده نمی‌‌شد، صاحب رحمانی هم که آن موقع افسر ستوان دوم بود، در ستاد شهربانی کار می‎کرد، او بچه‌ شهر بود، گه‎گاه از ستاد به او هم مأموریت می‎دادند که برود فلان منطقه برای ساکت کردن مردم، او هم با رفتار نا‌‌شیانه و سربه‌هوایی که داشت، خودش را یک افسر تند و تیز و زرنگ نشان نمی‌داد، یکی دو بار سرگرد علوی رو به صاحب به حالت تمسخر گفت که شاه وقتی از افسران غیور می‌گوید، منظورش تو هستی؟
,

مسئول اصلی گروهان ضربت و ضد شورش، اکبریان بود، اکبریان زرنگی کرد، سروان صدیقی را به اعتبار اینکه خیلی افسر جدی و دانشگاه‌دیده بود و در بعضی از مراسمات در تشریفات فرودگاه برای استقبال از سران کشورها، افسر گارد بود، او را فرمانده گروه ضربت کرد.

گروه ضربت هم یک دسته از پاسبان‎های تازه‎دوره‎دیده از مشهد بودند که آمده بودند ساری تا در سطح استان تقسیم شوند، این گروه را در ساری نگه داشتند، سروان صدیقی هم شد فرمانده عملیات، در رأس او اکبریان بود و بالاتر از همه سرگرد علوی.

یک افسر آملی، خوش‎هیکل و بلندبالا به‎نام سروان صابری هم بود که او افسر راهنمایی و رانندگی بود، ما او را پیش از سقوط شاه در جلوی تظاهرات داشتیم، او قبل از 22 بهمن به تظاهرات ملحق شده بود، از همه آنها با نماز و روزه‎گیر‌تر همان ستوان خلج بود ولی این ستوان، خیلی جوش زیادی می‎زد، عجب اصراری داشت که یک نفره شاه را نگه دارد، به‎همین دلیل، از میان همه‌ این افسران، همه‌ بچه‎ها با این ستوان خلج، بد بودند، صدیقی چون مسئولیت فرماندهی داشت، چاره‎ای نداشت. از تشکیلات ضد شورش او، زیر مجموعه او تیراندازی کردند، و شهدای 29 آبان و 18 دی‌ماه از همین گروه ضربت بود، با اینکه صدیقی بعد از انقلاب مورد محبت قرار گرفت و رئیس شهربانی بندر ترکمن شده بود، در محکمه انقلاب در جریان کشتار تظاهرات ساری، او به عنوان فرمانده عملیات گناه‎کار تشخیص داده شد و به‎همراه خلج اعدام شد.

رئیس قرارگاه که اکبریان بود، چون به چشم مردم نمی‎آمد، گرفتار نشد، خیلی‌ از افسران شهربانی‌ با زیرکی‌ از این‌ جریان، خودشان را نجات دادند.
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/گ
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه