به مناسبت روز 17 بهمن 57
روزی که مجسمه شاه مخلوع در کارخانه قند بردسیر به پایین کشیده شد
۳۶ سال پیش با خروش ملت ایران پایه های خیمه استکبار بویژه رژیم شاهنشاهی پهلوی به عنوان عمود اصلی آن، یکی پس از دیگری سرنگون شد و انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری پیر فرزانه حضرت امام خمینی (ره) به پیروزی رسید .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از هزار نیوز ، حرکت مردم ایران که با الگو پذیری از قیام سرور و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع) آغاز شده بود جان تازه ای در کالبد زیبای اسلام دمید که در این میان سهم مردم بردسیر نیز از این پیروزی در بهمن ۱۳۵۷ در تاریخ انقلاب اسلامی قابل توجه است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هزار نیوز ,بی تردید، شکل گیری، رشد و پیروزی انقلاب اسلامی مرهون اهتمام بی وقفه و همه جانبه جریان های مذهبی است که به رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به منصه ظهور رسید.
,این انقلاب ثمره یک دوره طولانی مبارزه روحانیون، اندیشمندان و علمای اسلامی و مردم قهرمانی است که سلطه اجنبی و حکومت جور پهلوی بر ایران را تحمل نکردند و درصدد براندازی آن و مشروعیت نهضت امام خمینی (ره) برآمدند.
,مبارزات علنی مردم بردسیر از اواخر سال ۵۶ و اوایل ۵۷ با برگزاری تظاهرات و با شدت گرفتن راهپیمایی های اعتراض آمیز در سایر نقاط کشور، در این منطقه نیز جوش و خروش انقلابی در حال اوج گیری بود.
,شهر بردسیر بویژه مسجد جامع در سال های ۵۶ و ۵۷ مهمترین مرکز تجمع مردم و محل تشکیل هسته اصلی مبارزه علیه رژیم غاصب پهلوی بود.
,به گفته یکی از نیروهای انقلابی بردسیر ؛ در اواخر سال ۵۶ بود تازه دیپلم گرفته بودیم و بیکارهم بودیم در قسمت حسابداری کارخانه قند بردسیر با آقای احمد خاکسار ،ماشالله خسروی در دفتر مرحوم انصاری مشغول به کار شدیم.
,ابراهیم غنچه پور افزود : دفترمحل کار ما دقیقا با دفتر مدیریت کارخانه هم دیوار بود و کارخانه قند به دلیل اینکه مرکز ارتباطات و مسائل اقتصادی بود خیلی شلوغ بود و به همین دلیل مجسمه شاه را هم در آنجا قرار داده بودند و از طرفی هم مرکز و پاتوق طرفداران شاه و اعضای حزب رستاخیز بود .
,وی افزود : همه برنامه ریزی های که در رابطه با انقلاب ، یعنی در رابطه با جلوگیری از راهپیمایی ها و افراد انقلابی انجام می گرفت در آنجا شکل می گرفت .
,غنچه پور یادآور شد : در اوایل سال ۵۷ اولین کاری که انجام دادیم ما به اتفاق همین دوستان ، حدود ساعت ۱ بعد از ظهر بود که وارد دفتر حسابداری شدیم و عکس های شاه را به پایین کشیدیم ساعت ۲ وقتی کارمندان آمدند و دیدند که عکس های شاه نیستند یک قائله ای به پا شد کارگران حرکت کردند به طرف حسابداری و درگیری انجام شد و مرحوم انصاری سریع به ما خبر داد که سریع فرار کن که کارگران به طرف شما می آیند ما از روی دیوار های کارخانه فرار کردیم و خودمان به بردسیر رساندیم و به مردم خبر دادیم.
,چگونگی برنامه ریزی برای مجسمه شاه
,غنچه پور ادامه داد : روزی تقریبا شش تا سرباز از این مجسمه محافظت می کردند و مسیر کاری ما هم از قسمت بود که دقیقا از کنار مجسمه عبور می کردیم که یک روز دسته جمعی به محل دفتر کارمون می آمدیم سربازان گفتند شما حقی از اینجا برین رو ندارید که ماگفتیم اینجا محل کارمون هسته و می خواهیم از اینجا رد بشیم .
,که یک از سربازان دو زانو نشست روی زمین و تفنگش رو هم به طرف ما گرفت و گفت برید می زینم که دوستان شاهد بودند ما اعتنایی نکردیم که البته بعضی دوستان برگشتند.
,و همین کار برنامه ای شد که ما ناچار شدیم دوباره ازمحل کار فرار کنیم و این اتفاق باعث شد روز بعد برای پایین آوردن مجسمه شاه برنامه ریزی کردیم.
,به وسیله یک تراکتوری که آنجا بود که یکی از دوستان که راننده بود تراکتور روشن کرد و اتفاقا تراکتورهم آب داخل رادیاتورش نبود چون زمستان بود و یخ میزد .
,و ما با تعدادی از انقلابیون که آمده بودند سیم رو به گردن مجسمه شاه انداختیم تراکتور چندین بار حرکت کرد و با زدن ضربه مجسمه کج می شد اما دوباره به جای قبلی برمی گشت که در نهایت موفق نشدیم و موتور تراکتور هم سوخت وبعد با حمله سربازان همه فرار کردند .
,دو روز بعد یک ماشین از سیرجان برای بردن تفاله چغندر قند به بردسیر آمده بود و خیلی هم راننده انقلابی داشت و میگفت شما هنوز مجسمه تون برقرار هسته که همین آقا رفت یک سیم برداشت و به گردن مجسمه شاه انداخت و با این بنز های ۲۰ تنی حرکت کرد که مجسمه کج شد ولی پایین نیومد و هر کارکردند موفق نشدند و شب شد و منصرف شود .
,بعد از این اتفاق افراد فنی داخل کارخانه، از ترس حمله دوباره مردم و انقلابیون مجسمه را با سیم جوش بریده بودند و مجسمه رو با ماشین به کرمان برده بودند.
]
ارسال دیدگاه