ویژه نامه انقلاب اسلامی در آران و بیدگل:

یک عکس، یک روایت/روزهای پایانی بهمن ۵۷ در آران و بیدگل

یک عکس، یک روایت/روزهای پایانی بهمن ۵۷ در آران و بیدگل
حال و هوای آران وبیدگل در روز های بهمن ماه سال ۱۳۵۷ همچون بسیاری از نقاط کشور آکنده از شور انقلابی مردم و جوش و خروش مردمی بود که برای پیروزی انقلابشان لحظه شماری می کردند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خطب شکن، حال و هوای آران و بیدگل در روز های بهمن ماه سال ۱۳۵۷ همچون بسیاری از نقاط کشور آکنده از شور انقلابی مردم و جوش و خروش مردمی بود که برای پیروزی انقلابشان لحظه شماری می کردند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خطب شکن,
پایگاه تحلیلی- خبری خطب شکن قصد دارد همزمان با ایام الله دهه فجر در قالب ویژه نامه انقلاب اسلامی در آران و بیدگل روزانه یک عکس و یک روایت را منتشر کند و امروز می توانید شماره چهارم آن را مشاهده کنید.
 
,
,
روایت
 
, روایت,
,
در بهمن ماه ۵۷ همه پایه های نظام شاهنشاهی فر و ریخت و نهاد های امنیتی – نظامی که نگهدارنده رژیم بودند. از بین رفت. در نتیجه تامین امنیت و برقراری نظم یکی از دغدغه های جدی مردم بود. پاسگاه ژاندارمری هم خود را تسلیم انقلابیون کرده بودو از آنها خواسته بودند از ساختمان پاسگاه خارج نشوند و فقط حفاظت محل خود را داشته باشند.
 
,
,
در این اوضاع هر روز و هر شب شایعاتی نیز در شهر می پیچید که یک نفر ساواکی متواری شده و به منطقه ما آمده و یا فلان شده وبهمان.
 
,
,
برای تامین امنیت مردم ورفع دغدغه آنها ستادهائی در محلات بیدگل و آران شکل گرفت .این ستاد ها مسئولیت حفظ امنیت شهر را درشب به عهده داشت تا اتفاقی نیفتد وسرقتی صورت نگیرد.در این رایطه در هر محل تعدادی از جوانان و میانسالان در طول شب از ساعت ۱۰ تا ۶ صبح مسئولیت کشیک را به عهده داشتند. سلاح افراد از نوع سرد وبیشتر چوبدستی بود.. در حوزه کارخانه برق بیدگل نیز مغازه نقاشی آقای سید علی سبطینی و اتاقی در پشت زیارت شاهزاده سلیمان (متعلق به مرحوم عباس صائبی)برای استقرار نیرو های کشیک اختصاص یافته بود.
 
,
,
معمولا در هر شب ۳ تا ۴ نفر مسئولیت کشیک را به عهده داشتند.و به طور نوبتی در محل گشت زنی می کردند.برای بالا بردن ضریب امنیتی هر شب اسم رمز تعیین و به گروههای کشیک در سطح شهر ابلاغ می شد. مرحوم جواد صباحی بیدگلی با موتور تریل معروفش اسم رمز را در محلات به گروههای گشت اعلام می کرد.در موقع گشت زنی اگر دو گروه از دو محله به هم برخورد می کردند با اعلام رمز شب یکدیگر را شناسائی می کردند.
 
,
,
برنامه کشیک ها ۲ هفته ای طول کشید تا کم کم نیرو های انتظامی و کمیته ها شکل گرفت و دغدغه امنیتی مردم نیز بر طرف شد.
 
,
,
با تشکیل کمیته ها و سپاه مردم نیز به کمیته و سپاه پیوستد و مسلح شدند و امنیت توسط خود مردم تامین شد. وقتی اسلحه های ژ۳ را دردست مردم عادی در این عکس ها می بینم یاد این خاطره افتادم:
 
,
,
یک روز دردیماه یا بهمن ۵۷ (دکتر) حسن شریفی ما را دراطراف کارخانه برق جمع کرد و گفت که هر کدام دو سنگ بردارید وبر هم بزنید و این شعار را بدهید “سنگها دردست ما روزی مسلسل می شود” خودش در جلو و ما هم پشت سر ایشان سنگ ها را برهم میزدیم و شعار مذکور راتکرار میکردیم. اگرچه ابتدا کمی خنده دار و باور نکردنی به نظر می رسید ولی بالاخره طولی نکشید که وعده خدا تحقق پیدا کرد ورژیم سقوط کرد وسنگها در ۲۲ بهمن به اسلحه تبدیل شد.(خاطره از سید علیرضا بنی هاشمی)
, (خاطره از سید علیرضا بنی هاشمی),
 
,
عکس
, عکس,
, , ,
, , ]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه