خاطرات جالب محمداسماعیل سعیدی از روزهای انقلاب
از شکستن شیشه تلویزیون همسایه تا احضار والدین به خاطر حضور در تظاهرات29 بهمن56
محمداسماعیل سعیدی در گفتگو با تبریزبیدار خاطرات جالبی را از سال های 56 و 57 بیان کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از تبریزبیدار، محمداسماعیل سعیدی مردی است که از حساس ترین روزهای قبل و بعد از انقلاب خاطرات بسیاری دارد و عموما نقل قول های منتسب به وی در خصوص روزهای حساس بعد از انقلاب که با مسئولیت های مهمی همراه بوده می باشد. تصمیم گرفتیم تا خاطرات دوران نوجوانی و جوانی وی از انقلاب را برایمان بازگو کند تا نسل جدید با روحیات جوانی نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی بیشتر از این آشنا گردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تبریزبیدار،,سعیدی در گفتگو با تبریزبیدار در خصوص حضور خود در تظاهرات 29 بهمن ماه 1356 اظهار داشت: بنده در آن زمان در یکی از مدارس شهر تبریز تحصیل می کردم و با توجه به اینکه فعالیت های مختلفی را در مخالفت با رژیم وقت انجام می دادم با حساسیت های گوناگونی مواجه می شدم.
,وی گفت: پس از اینکه قرار شد تا با دوستانمان در تظاهرات 29 بهمن تبریز حضور پیدا کنیم تصمیم گرفتیم در آن روز به مدرسه نرفته و در خیابان ها اعتراض خود را به مزدوران رژیم نشان دهیم و این کار نیز انجام شد اما یک روز بعد از آن ماجرا که با دوستانمان در مدرسه حاضر شدیم ناظم مدرسه به غیبت ما شک کرده و گفت شما دیروز علیه رژیم شعار داده اید.
,سعیدی ادامه داد: با هر سختی که بود او را قانع کردیم که ما مریض بودیم و به همین دلیل غیبت کرده ایم اما او که سند معتبری در دست نداشت از ما خواست تا والدینمان در مدرسه حضور پیدا نمایند و برادر بزرگتر بنده صبح روز بعد در مدرسه حاضر شد.
,سعیدی گفت: بهانه آنان برای برخورد با من این بود که به دروغ به برادرم گفتند محمداسماعیل عکس اعلی حضرت را به طور برعکس در کتابش گنجانده و به وی توهین می کند در حالیکه اصلا عکسی از محمدرضا نداشتم که بخواهم آن را برعکس در کتابم بچسبانم؛
,وی ادامه داد: در هر حال با تعهد هایی که از بنده و برادرم گرفتند ماجرا فیصله پیدا کرد اما ما همچنان بر فعالیتهایمان علیه رژیم پافشاری می کردیم.
,سعیدی در خصوص خاطراتش از 12 بهمن 57 نیز گفت: خوب به یاد دارم که در محله ما کمتر خانه ای پیدا می شد تا تلویزیون داشته باشد اما ما با واسطه هایی که قرار دادیم؛ قرار شد تا یکی از همسایه ها اجازه بدهد به همراه 5 نفر از دوستانم سخنرانی امام در 12 بهمن ماه را از تلویزیون ببینیم که این اتفاق هم افتاد اما پس از اینکه چند دقیقه از سخنرانی امام گذشته بود به ناگاه کانال تلویزیون قطع شده و عکس محمدرضا شاه بر روی آن نمایان شد که در این هنگام یکی از دوستان شئ سنگینی را به طرف شیشه تلویزیون پرتاب کرد که باعث شد تا صاحب خانه ما را بیرون بیندازد.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه