وقتی یک درجه دار آمریکایی دختری به نام “ایران” را زیر گرفت
مردم کرمانشاه امروز با شعار مرگ بر آمریکا به یاد خواهند آورد که چه طور یک مجنون آمریکایی در خیابان های شهرشان دخترکی را زیر گرفت. دخترکی که نامش ایران بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از مرصاد،هر چه از حذف آرزوی مرگ برای جنایت های عجیب و غریب مجانین آمریکایی در ایران، برای اهالی کرمانشاه بگویند مردان و زنان مظلوم این دیار زخم های عمیق این کابو های وحشی را فراموش نخواهند کرد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, مرصاد,از کشتار، بمباران های وحشیانه خانه های این مردم با بمب های از ایلات متحده آمده، شیمیایی روستاهای شیخ صله و زرده و دهکده های گیلان غرب و … از همه این هزاران جنایت هم که بگذریم آیا مردم کرمانشاه "ایران" را فرا موش می کنند؟ "ایران سلیمی" دخترک بی گناهی که عمدا توسط یک اتومبیل آامریکایی با رانندگی یک درجه دار مست آمریکایی زیر گرفه شد را از یاد خواهند برد؟
,صبحگاه دوازده بهمن ۱۳۴۳ کرمانشاه می رفت که تأسفبارترین برگ خود را بر صفحه روزگار ورق بزند و وقوع حادثه ای را در دفتر خود ثبت کند که در نوع خود کم نظیر یا بهتر است بگوییم بی نظیر بود.
,تصادف «چارلز گری» با یک دختر ایرانی به نام «ایران سلیمی» تنها دو ماه پس از تبادل یادداشتهای مربوط به احیای کاپیتولاسیون، اولین مورد سوء استفاده از مصونیت داشتن آمریکایی ها در ایران را رقم زد؛
,تصادفی که مرگ دخترکی در کرمانشاه را به همراه داشت، بدون آن که قاتل امریکایی او دستگیر، بازخواست و یا محاکمه شود.
,هشت روز مبارزه دختر جوان با مرگ، شاید به این خاطر بود که شاهد محاکمه راننده باشد؛ اما وقتی که در هشتمین روزِ تلاش برای زندگی به این واقعیت پی برد که راننده مصونیت سیاسی دارد و مجازات و محاکمهای برای او در کار نخواهد بود، با نا امیدی آخرین خاطرات خود را از آن روز تصادف به یاد آورد.
,آن لحظهای را که با امیدواری برای یک آینده دلخواه خانه را ترک کرد و قدم بر روی برفهای یخ بسته خیابانهای کرمانشاه گذاشت؛ به ناگاه خود را در زیر چرخهای اتومبیل «چارلز گری» یافت و وقتی برای درخواست کمک، چشمهای خود را باز کرد، در کنار جسم مجروحش، کارت زردی را دید که متعلق به درجهدار آمریکایی، «چارلز . ال. گری» بود.
,قطره خونی که از پیشانی دختر بر روی کارت ریخت برای یک لحظه او را به این فکر انداخت که کار خطایی از او سر زده و برای همین با تحمل درد فراوان خود را کنار کشید تا کارت از خون او رنگین نشود، چون که تا آن موقع اطلاعی از ماهیت این نوع کارتها نداشت؛
,اما در آخرین روز زندگیش، با این واقعیت تلخ آشنا شد که در واقع مسبب اصلی مرگ او، همان کارت زرد بود. چون اگر «گری» آن کارت را نداشت محاکمه می شد، در آن صورت او دیگر آزاد نبود که ایران را زیر بگیرد.
,دختر جوان در آخرین لحظه عمرش به یاد خط خونی افتاد که بر روی کارت «گری»کشیده بود و از یادآوری آن تا حدی آرامش به دلش راه یافت. چون فکر میکرد که با این کار درواقع آن پیامی را که در دل خود داشت، به درجه دار امریکایی گفته است. و آن اینکه: بدان که مصونیت تو دائمی نخواهد بود؛ چون امروز من، خط قرمزی بر روی کارت تو کشیدم به نمایندگی از طرف همه ایرانیان.
,وقتی خبر فوت دختر ایرانی به سفارت امریکا رسید، سفارت بیدرنگ دست به کار شد و یادداشتی به وزارت خارجه ایران نوشت که درجهدار آمریکایی «چارلزگری» مصونیت سیاسی دارد یعنی نمی توانید او را بازداشت و محاکمه کنید. اما نمی دانستند که این دختر با خون خود به نمایندگی از طرف همه ایرانیان، حکم محکومیت آمریکاییان را امضا کرده است.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه