یادداشت/
تحلیلی بر مذاکرات اخیر هسته ای جمهوری اسلامی ایران و گروه 5+1
متأسفانه علی رغم تمامی اقدامات اعتمادسازی از سوی مسئولین و هیئت های اعزامی جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته ای، شاهد اعمال تحریم های ظالمانه و کارشکنی های مؤذیانه غرب بودیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی اسلام آباد خبر، باگذشت بیش از دوازده سال از مذاکرات پیرامون مسئله هسته ایی جمهوری اسلامی ایران، متأسفانه علی رغم تمامی اقدامات اعتمادسازی که از سوی مسئولین و هیئت های اعزامی جمهوری اسلامی ایران در قبال ابهامات و سؤالات کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی و همچنین هیئت های مذاکره کننده دول غربی- اروپایی صورت پذیرفت، ما شاهد اعمال تحریم های ظالمانه و کارشکنی های مؤذیانه غرب به سردمداری ایالات متحده آمریکا با تحریک لابی تندرو آیپک (وابسته به رژیم صهیونیستی) بودیم. اقداماتی با هدف حصر اقتصادی نظام مقدس جمهوری اسلامی با دول همسایه و سایر کشورها در فضای روابط بین الملل در راستای تخریب و درهم شکستن روحیۀ مقاومت و پایداری ملت و نظام در مقابل زیاده خواهی های غرب و رژیم صهیونیستی در قالب حمله به رأس هرم محور مقاومت منطقه و کشور پرچمدار مبارزه با صهیونیسم افراطی و اندیشه لیبرال دموکراسی- سرمایه ایی حاکم بر دهکده جهانی برخواسته از ایدئولوژی مادی گرای غرب.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی اسلام آباد خبر,متن اصلی
در این بخش می توان اهداف آمریکایی ها را در عدم دستیابی به توافق جامع هسته ایی را در درون جامعه ایالات متحده جستجو نمود. جامعه ایی که دارای دو لایه داخلی و خارجی بوده و هر دو لایه آن دارای یک پیوستگی استراتژیک با یکدیگر است. بر همین مبنا تحلیل خود را در این بخش به دو حوزه راهبردی داخلی و خارجی تقسیم نموده و در ابتدا نیز به واکاویی حوزه داخلی جامعۀ آمریکا و تأثیرات آن بر مذاکرات هسته ایی کشورمان می پردازیم.
حوزه داخلی
الف) بعد از شکست حزب حامی رئیس جمهور باراک اوباما (حزب دموکرات) در انتخابات مجلس سنا و کنگره این کشور و تضعیف جایگاه دموکرات ها در مجلسین این کشور، باراک اوباما به دنبال دستیابی به یک برگ برنده برای انتخابات آتی ریاست جمهوری در این کشور به نفع حزب حامی خود در مقابل رقیب سنتی و قدرتمند خود یعنی جمهوری خواهان است. فشارهای بیش از حد نمایندگان تندروی سنا و کنگره این کشور در اعمال تحریم های جدید بر علیه کشورمان علی رغم اجرای تمامی تعهدات کشورمان در مفاد موافقت نامه اوّلیه ژنو از یک سو و اعمال سیاست های جنگ طلبانه جمهوری خواهان این کشور برعلیه ج.ا.ایران از سوی دیگر، کار را برای باراک اوباما و تیم وی سخت نموده است. از سوی دیگر کارنامۀ ناموفق اوباما و کابینه وی در فضای داخلی جامعۀ امریکا، عرصه را برای جولان دادن نمایندگان تندروی جمهوری خواه در میان افکار عمومی این کشور باز نموده و همین امر کار را برای اوباما و کابینه اش بیش از پیش سخت نموده است. اوباما به مذاکرات گروه 5+1پیرامون مسئلۀ هسته ایی کشورمان به چشم یک فرصت طلایی می نگرد و به این مذاکرات به عنوان برگ برنده ایی برای بازسازی چهرۀ مخدوش دموکرات ها در میان افکار عمومی این کشور نگاه می نماید.
ب) توجه به این نکته ضروی است که با توجه به وضعیت نامناسب اقتصادی حاکم بر کشور ایالات متحده آمریکا (در بُعد تورم و گرانی روز به روز اقلام غذایی و پروتئینی، رکود حاکم بر بخش های خصوصی شرکت های زنجیره ایی و فروشگاهی این کشور، ورشکستگی زنجیره ایی بانک های بزرگ خصوصی – دولتی در این کشور که براثر وضعیت رکود حاکم بر این کشور و همچنین کاهش تحرک در بخش سرمایه گذاری اقتصادی و بدهی هایی در حال افزایش آمریکا به شرکای خارجی خود از قبیل چین، تولید اسکناس های صد دلاری بدون پشتوانه های تولیدی و اقتصادی توسط بانک مرکزی این کشور و...) باعث گردیده که اوباما در فکر اجرای سیاست فرسایشی در اجرای روند مذاکرات هسته ایی با کشورمان باشد. اجرای سیاست فوق الذکر می تواند با اهداف راهبردی ویژه ایی از قبیل:
1- هدایت نگاه افکار عمومی و رسانه های داخلی آمریکا از وضعیت نامناسب اقتصادی – اجتماعی این کشور به مذاکرات هسته ای گروه 5+1 با جمهوری اسلامی ایران
2- ایجاد فرصت برای بازسازی و حفظ تعادل در بازار سرمایه ایی ایالات متحده (بورس- مسکن-کالاوارز- نفت و طلا)، در راستای اجرای مدیریت زمانی برای پیاده سازی تاکتیک های مقابله با بحران های داخلی این کشور توسط تیم امنیت ملّی اوباما به واسطه اجرای سناریو فریب افکار عمومی و...
پ) از سوی دیگر اوباما برای پیروزی هم حزبی های خود در انتخابات آینده ریاست جمهوری در این کشور با دو مشکل اساسی روبه رو است. نخست: کارنامه ضعیف اجتماعی – سیاسی در عدم اجرای موفق برنامه ها و وعده های انتخاباتی خود به مردم و افکار عمومی جامعۀ داخلی آمریکا و دیگری: فشارهای بیش از حد لابی تندرو و افراطی آیپک که دارای نفوذ بسیار عمیقی در تمامی لایه های سیاست این کشور بوده و به دنبال اجرای سیاست های مدنظر خود در راستای حمایت و دفاع همه جانبه از برنامه ها و سیاست های تجاوزکارانه سران رژیم صهیونیستی و انتظارات مسئولین این رژیم از هیئت های مذاکره کننده آمریکایی در اعمال فشارهای بیشتر بر هیئت مذاکره کننده ایرانی در اعمال توقف کامل برنامه غنی سازی هسته ایی در این کشور و دادن تضمین های مطمئن به نمایندگان گروه پنج به علاوه یک از سوی مسئولین ایرانی در خصوص صلح آمیز بودن برنامه هسته ایی خود و عدم گرایش به سمت برنامه های نظامی و موشک های بالستیک با قابلیت حمل کلاهک های هسته ایی.
ت) اوباما هنوز در عرصه داخلی جامعه آمریکا گریبان گیر مشکلات دیگری نیز می باشد. از جمله مهمترین خواسته ها و مطالبات به حق طرفداران و رأی دهندگان به وی؛ اجرای اصل عدالت اجتماعی است. به عبارت دیگر، همان حقوق بشری است که سردمداران و سیاسیون این کشور خود را طلایه دار طرح و اجرای آن می دانند. بحران های اجتماعی این کشور از قبیل: عدم اجرای موفق بیمه های درمانی و خدمات اجتماعی در خصوص اقشار ضعیف این کشور، عدم اجرای برنامه های موفق در خصوص مسکن اقشار متوسط و ضعیف جامعه آمریکا، کاهش خدمات بیمه های اجتماعی این کشور، تیراندازی های وحشت برانگیز توسط افراطیون داخلی، اجرای تبعیض نژادی توسط دستگاه قضایی و پلیس این کشور بر علیه رنگین پوستان متولد ایالات متحده علی رغم وعده های اوباما در جهت رسیدگی و توقف این گونه از امور ضد حقوق بشری و... عرصه را بیش از پیش بر اوباما تنگ نموده و باراک و تیم او را در اجرای اصل سیاست فرسایشی در قبال مذاکرات هسته ای با هیئت مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران با وجود تمامی تعهدات و اقدامات اعتماد ساز هیئت ایرانی در قالب سیاست نرمش قهرمانانه ترغیب نموده است.
حوزه خارجی
1- اوباما با شعار تغییر به عنوان یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری موفق به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری در این کشور در رقابت با سایرکاندیداهای دیگر احزاب جمهوری خواه و دموکرات گردید. متأسفانه او نیز همچون سایر هم قطاران خود موفق به تغییر رویه در اعمال سیاست خارجه این کشور در قبال کشورهایی چون ایران، روسیه، کره شمالی، چین و حتی موفقیتی در به خاتمه رساندن مسئله فلسطین نگردید و در اجرای سیاست های لابی تندرو آیپک وابسته به رژیم صهیونیستی که اکثریت اعضای آن را صاحبان صنایع و نمایندگان سنا و کنگره تشکیل می دهند، مجبور به تسلیم شدن گردید.
2- اوباما در مسئله عراق و سوریه با توجه به صرف هزینه های هنگفت مالی که از جیب مالیات دهندگان این کشور خارج می گردید، موفق به دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده خود در این دو کشور جبهه مقاومت نگردید. این کشور با تربیت تروریست های پروش یافته مکتب گوانتانامو و همچنین تروریست های اجاره ایی از سراسر نقاط جهان، با شکست نقشه های خود در دو کشور مزبور روبه رو گردید. حضور پررنگ جمهوری اسلامی ایران و سایر بازیگران منطقه ایی از قبیل: حزب الله لبنان و روحانیت همیشه بیدار و... باعث برهم خوردن تمامی نقشه های شوم غرب برای منطقه غرب آسیا و محور مقاومت گردید. یکی از مهم ترین دلایل شکست برنامه های آمریکا در این منطقه، برآوردهای غلط اطلاعاتی- نظامی سرویس های امنیتی این کشور از میزان توان نظامی محور مقاومت و میزان نفوذ و توان قدرت ایدئولوژیکی – راهبردی انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، باعث شکست علی رغم تمامی هزینه های سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا و هم پیمانان منطقه ایی این کشور بر علیه دو کشور عراق و سوریه گردید. اقدامات ایالات متحده آمریکا نتیجه ایی جز زبونی و نفرت افکار عمومی منطقه غرب آسیا را برای سردمداران این کشور در پی نداشته است.
3- دخالت های نظامی آمریکا در سایر کشورهای منطقه از قبیل افغانستان، پاکستان و یمن نیز با شکست روبه رو گردید. حضور پررنگ بازیگری چون ج.ا.ایران و آرمان های راهبردی انقلاب اسلامی زمینۀ شکست آمریکا را در این کشورها فراهم نمود. شکستی که می توان ریشه های آن را در کلام رهبری و حضور پررنگ ژنرال سرشناس نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یعنی سردار سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی جست. ژنرالی که سایه وحشت را بر سران این کشور و همپیمانان آنان در منطقه چون چتری گسترش داده و به عنوان سایه مرگ، این ژنرال ایرانی در تمامی منطقه در حال جولان زدن است.
4- حمله رژیم صهیونیستی به نوک پیکان جریان و محور مقاومت، یعنی گروههای مبارز فلسطینی (حماس و جهاد اسلامی) در نوار باریکه غزه و تجاوزات آشکار این رژیم به جنوب لبنان که با چراغ سبز ایالات متحده صورت می پذیرد و به طور ویژه شکست مفتضحانه رژیم صهیونیستی در نبرد 51روزه اخیر باریکه نوارغزه از جریان مقاومت که با محوریت نقش آفرینی و حمایت های همه جانبه معنوی جمهوری اسلامی ایران در ارائه سلاح های کوتاه برد راهبردی فجر 5، صورت پذیرفت، شکستی دیگر برای اوباما و تیم وی در عرصه سیاست خارجه آمریکا محسوب می گردد.
نتیجه گیری
با این واکاوی به این نتیجه می رسیم که باراک اوباما و تیم مذاکره کننده آمریکایی به دنبال اعمال سیاست فرسایشی برعلیه هیئت مذاکره کننده ج.ا.ایران هستند. اجرای این سیاست به علت چند گزاره است که در ذیل به پاره ایی از آن موارد اشاراتی جزئی می گردد:
1- باراک اوباما در عرصه داخلی- خارجی به هیچ کارنامه موفقی دست نیافته است و به دنبال آن است تا با کسب یک پیروزی موفقیت آمیز در زمینه مذاکرات هسته ای ج.ا.ایران و گروه 5+1به یک برگ برنده جهت پیروزی حزب حامی خود در انتخابات آتی ریاست جمهوری این کشور دست یابد. به عقیده مذاکره کنندگان آمریکایی، ابزار کارآمد در پای میز مذاکره آمدن هیئت ایرانی، تحریم های به اصطلاح فلج کننده غرب بوده نه چیز دیگر.
2- اجرای هرگونه موافقت نامه ایی با ج.ا.ایران در قبال مسئله هسته ایی کشورمان، منوط به تضمین حیات و امنیت کامل رژیم صهیونیستی است. چرا که اوباما در عرصه داخلی تحت فشار لابی آیپک بوده و در عرصۀ خارجی نیز گرفتار انتظارات نابجای سران تندرو و افراطی رژیم صهیونیستی از قبیل: شیمون پرز، نخست وزیر نتانیاهو و... است.
3- اوباما برای جلب رضایت جریان ثروت و قدرت این کشور در راستای تأمین هزینه های تبلیغات انتخابات آینده ریاست جمهوری دموکرات ها، به دنبال کسب رضایت لابی تندرو صهیونیستی آیپک است.
4- اعمال سیاست نرمش قهرمانانه هیئت مذاکره کننده ایرانی تا حد توان و اختیارات در حوزه چارچوب منافع ملّی نظام در مسئلۀ هسته ای کشورمان در روند مذاکرات در راستای رفع ابهامات و زیاده خواهی های غرب به سردمداری ایالات متحده آمریکا باعث شده که غرب در یک سردرگمی و دوراهی منتهی به یک ناکجاآباد قرار گیرد. تعلل و اعمال مخالفت آمریکا می تواند چهرۀ این کشور را در میان افکار عمومی جهان به ویژه در غرب و جامعه داخلی آمریکا مخدوش نماید. چرا که تا پیش از توافق نامه اوّلیه در ژنو، اوباما با استفاده از توان تبلیغاتی و رسانه ایی خود در شیپور تبلیغاتی رسانه های داخلی خود، علت به نتیجه نرسیدن توافقات را در عدم اجرای اقدامات اعتماد ساز توسط هیئت ایرانی بیان می نمود و اکنون با این حال دیگر هیچ راه چاره ایی برای هیئت مذاکره کننده آمریکایی باقی نمانده چرا که هیئت مذاکره کننده ایرانی با استفاده از نرمش قهرمانانه، انعطاف پذیریی خود را در روند مذاکرات برای رفع بخش اعظم ابهامات گروه پنج به علاوه یک به انجام رسانده است و حال دیگر نوبت به اجرای وعده ها و اقدمات اعتماد سازی است که غرب و به طور ویژه ایالات متحده آمریکا بایستی در قبال اقدامات اعتماد ساز هیئت مذاکره کننده ایرانی به مرحله اجرا گذارد.
استاندارد سازی اقدامات هیئت مذاکره کننده آمریکایی در روند مذاکرات به عنوان یک اصل ضروری در چنین شرایطی خود را نمایان می سازد. اوباما با درک چنین شرایطی از اوضاع داخلی- خارجی جامعه آمریکا برای حفظ هژمونی آمریکا در سطح محیط بین المللی و همچنین ایجاد حس برتری بر رقبای حزبی خود در قبال حزب جمهوری خواه، تنها با اعمال سیاست فرسایشی به دنبال صرف و اتلاف زمان است. لازم به ذکر است که منظور ما در اینجا از صرف زمان، هدایت مدیریت زمانی در روند مذاکرات توسط آمریکایی ها برای انجام خواسته های خود در زمان مناسب است. صرف زمان در جهت دستیابی به یک توافق نامه جامع هسته ای موفقیت آمیز برای غرب که در آن محور اصلی عبارتند از: تضمین حفظ رژیم صهیونیستی از برد موشک های بالستیک ج.ا.ایران و توقف کامل برنامه هسته ای کشورمان در راستای سناریو برچیده شدن تأسیسات هسته ای. یعنی عمل غنی سازی به طور کامل متوقف شده، راکتور آب سنگین اراک تعطیل گردد و خبری از مرکز فردو نباشد. این انتظارات غرب در اینجا خاتمه نمی یابد بلکه نگاه راهبردی آنان در عمق استراتژیک توان موشکی ج.ا.ایران است. جایی که موشک های بالستیک برد بلند و عملیاتی چون: شهاب 3، سجیل، فاتح، خلیج فارس و... سایه وحشت را بر تمامی مرزهای رژیم صهیونیستی برافراشته است.
ابزار غرب در پیشبرد این سناریو خود، سناریو تحریم های اقتصادی به اصطلاح فلج کننده است. ابزاری که به اعتقاد تئوریسین های غرب تنها عامل موفقیت غرب در به پای میز مذاکره کشاندن ایران توصیف و تبیین گردیده است. غرب به سردمداری ایالات متحده آمریکا به دنبال مهندسی مذاکرات هسته ای بوده و در قبال این عمل خود درصدد دستیابی به یک برگ برنده است. اوباما توان بسیار زیادی را بر موضوع مذاکرات گذارده و تنها شانس کوتاه مدت خود را در جهت موفقیت دموکرات ها را در سایه یک توافق جامع هسته ای با جمهوری اسلامی ایران می داند. توافقی که در آن امتیازات بسیاری از هیئت مذاکره کننده ایرانی کسب شده و امتیازات بسیار ناچیزی به ج.ا.ایران اعطا گردد.
تیم فکری اوباما در برآوردهای راهبردی خود در قبال مذاکرات هسته ایی با ج.ا.ایران دچار یک اشتباه استراتژیک شده است و آن اینکه همانگونه که رهبری معظم انقلاب در دیدارهای عمومی خود بیان نموده تیم مذاکره کننده و همچنین تمامی مسئولین نظام هیچ موردی را از روند جزئیات توافقات مذاکرات هسته ایی را از ملت ایران مخفی نمی نمایند و به هیچ عنوان از حقوق مسلم و قانونی ملت در چارچوب قوانین و مقررات ان.پی.تی و آژانس بین الملی انرژی اتمی عدول ننموده و کوتاه نخواهد آمد. نظام در راستای حفظ تأسیسات و دستاوردهای هسته ای خود به عنوان یک خواسته عمومی ملّت ایستادگی نموده و راهبرد تحریم نیز با سناریو اقتصاد مقاومتی و مدیریت جهادی مسئولین داخلی قابل شکست و دور زدن است.
دستاوردهای هسته ای ج.ا.ایران همانگونه که امام خامنه ای (مدظله العالی) نیز بیان فرمودند: دیگر به صورت علمی کاملاً بومی تبدیل شده و به عنوان یکی از پایه های اقتدار و قدرت ملّی نظام شناخته شده است. عدول از این دستاوردها به هیچ عنوان میسر نیست و غرب تنها راه پیش روی خود را بایستی در توافق منطقی با ج.ا.ایران بداند. چرا که ضرر هزینه های به توافق نرسیدن مذاکرات بیش از همه متوجه دولت ایالات متحده آمریکا است تا نظام و دولت جمهوری اسلامی ایران.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه