گزارش یک روستا یک آبادی از خلخال
روستای درو در بخش شاهرود با آیین های قدیمی قدمتی 5 هزار ساله دارد
یک روستا یک آبادی این هفته مهمان روستای درو از بخش شاهرود خلخال است روستای درو با قدمتی 5 هزار ساله دارای آیین های خاص است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ازناو ، بخش یک روستا - یک آبادی این هفته معرفی روستای درو را در برنامه کار خود قرار داده است.روستای درو در 4 کیلومتری شمال غربی شهر کلور و در جنوب شهرستان خلخال قرار گرفته است.ارتفاع این روستا از سطح دریا 1590 متر می باشد که در بین کوههای کوه آلون آرو در جنوب، کوه آسمه چال در شمال غرب، دیه دره در غرب ، آبه دره در شمال شرق و خانقاه دره در جنوب و جنوب غرب روستا این روستا را همچون نگینی در بر گرفته است..
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, در مسیر خلخال به شاهرود روستای درو پنجمین روستایی است که از سمت شهرستان خلخال به سمت شهر کلور قرار گرفته و این روستا یکی از زیباترین و سرسبز ترین روستای بخش شاهرود هست .
جمعیت روستای درو در یک نگاه حود حدود نزدیک به سیصد خانوار خانوار بالغ بر ۱۰۰۰ نفر می باشد که این جمعت در بهار و تابستان و فصل برداشت محصولات به پنج برابر می رسد.
خانه هایشان در سالهای اخیر اکثر نوسازشده و نمای اکثر خانه ها به طرف آسمه جان که یکی از کوه های زیبای این روستا و بخش شاهرود است سمت و سو یافته است.
در سالهای اخیر جوانان این روستا پس از ازدواج و تشکیل خانواده به علت نبود امکانات اشتغال راه شهرهای بزرگ مثل تهران – کرج و رشت را در پیش می گیرند.
لباس غالب اهالی این روستا پشمی و محلی است و رنگارنگ بودن لباس بانوان در این روستا زیبایی خاصی به آن بخشیده است.
در حال حاضر این مدرسه فقط مدرسه ابتدایی دارد و برای تحصیل در مقاطع بالاتر باید مسافت پنج کیلومتری تا شهر کلور را طی کرد .
اکنون که چهره روستا می بینیم با افرادی که هر کدام کوله باری از تجربه و سالهای سخت زندگی هستند مواجه می شویم. برای اشنایی بیشتر با این آداب و فرهنگ این روستا از هر کس سراغ تاریخچه و آداب رسوم روستا را می گیرم.
نگاهایشان حرف از درونشان می زند اما هنوز به شوق آبادانی روستایشان دلهایشان می تپد.
در مصاحبه با چند دروی ساکن تهران و سایر مناطق کشور دریافتیم که دروی های ساکن شهر های دیگر آبادانی روستای خود را خیلی دوست دارندو در گفته هایشان باز حرف از برگشت به روستا می زدند و می گفتند اگر روستا گاز و امکانات داشته باشد ما به روستا بر می گردیم.
دست های پینه زده مرد لحاف دوز نگاهمان را به خود جلب کرد، شغلی که از پدر و اجدادش به یادگار برده و هنوز هم با اینکه کمرش در گذر روزگار خم شده ولی به شغلش بهای زیادی می دهد و هنوز سوزنش در لای به لای لحاف و تشک ها همچنان نظم خاصی دارد.
نقش لحافهایش و زیبایی تشک هایش که تزئین کننده وکامل کننده جهیزیه نوعروسان دروی وخلخالی است اوررا در این کار مصمم کرده است تا شغلش را ترک نکنند.
همسر پیرش که رفیق سالهای جوانی اوست سوزنهایش را نخ می کند و با قدمهای لرزانش به یاد روزهای جوانی از ایوان خانه ایش به روستای درو می نگرد.
از او احوالاتش را جویا شدم. گفت هر پاییز وبهاری که می گذرد تغییرات در این روستا بیشتر می شود روستا دیگر چهره عوض کرده است و مثل قدیم نیست.
کوچه ها فراختر، خانهها آبادتر ها اورسی ها چوبی تبدیل به پنجره های فلزی و دو جداره شده و جاجیم ها و گلیم های زینت بخش خانه ها تبدیل به فرش و موکت های مصنوعی شده و دنیا در گذر است.

مادر بزرگ دروی از طعم غذاهای قدیم می گفت که وقتی بچه بودم کنار مادر می نشستم تا وقتی او کره درست می کند از کره تازه بخورم و نان به دست منتظر پایان کار کره گیری با نهره یا طلوخ ( وسیله ای که ماست را در آن ریخته و با اضافه کردن آن و حرکت دادن آن ماست در یک پروسه زمانی 45 دقیقه تا یکساعت تبدیل به کره می شود) منتظر می ماندم و تا مادرم قاشقی از کره را بر روی نان بمالد و با لذت آن را بخورم آه که تصورش نیز برایم در این سن سخت شده است و لحظات گذر عمر تکرار شدنی نیستند.
سراغ آیین های این روستا رفیتم
یکی از آیین های فصل زمستان این روستا آیین های شب نشینی و شب های چله است .شب هایی که اهالی این روستا با قدمت 5 هزار ساله سفره های مهر و دوستی را در کنار هم پهن می کردند و اکنون رسومات جدید که با بی مهری پهن شده جای سنت های قدیمی را گرفته است.


مادر بزرگ پیر دروی از شب های چله زمستان ودور کرسی نشینی ها و برنج برشته سخن می گوید
در قدیم ما مشتاقانه برای شب نشینی ها ارزش قائل بودیم و با نخود چی کشمش، میوه و سیب ها و هویج و چقندر پخته از میهمانان پذیرایی می کردیم.
در شب های که محبت بر سر اهالی روستا چتر انداخته بود و سرما در روستا نوای سردی سر می داد اهالی پس از صرف شام از غم ها ، موفقیت ها ، امید ها و بیم هایشان سخن می گفتند . مشکلی در روستا نبود که به دست ریش سفیدان حل نشود . اینطور مثل امروز غربت در روستا موج نمی زد . مردم با هم مهربان بودند.و داستان های کهن تعریف می شد و تجربه های سخت و خوب خود را برای جوانان تعریف می کردند.
در روستا آنروز ها سواد یکی از مزیت ها بود و هر کسی دستش می رسید پای منابر روحانیون و یا قرآن سواد ها می نشست و کم کم نوشتن و خواندن یاد می گرفت و سواد برای اهالی مهم بود.
چله خانچه از دیگر رسوماتی بود که در زمستان و شب های سرد برفی در روستای درو و سایر روستای شاهرود مد بود و آنهم چله خانچه بود که از طرف خانواده داماد برای نوعروسان و نامزدها سینی مسی را مزین به تزئینات خاص با آجیل و نقل و لباس گرم زمستانی برای عروس می بردند و بعد از آن بازیهای بومی همچون گل یا پوچ در بین اقوام رایج بود
مادر بزرگ دروی نقس ها یش را به آرامی تازه می کند و می گوید حیف که این همه راحتی در آن زمان نبود و سختی معاش و زندگی و بزرگ کردن فرزندان دغدغه همه خانواده های روستای بود ولی امروز کودکان تا چشم بر هم زدنی بزرگ می شود مدرسه می روند دانشکاه و ازدواج را پشت سر می گذارند ولی در زندگیشان خبری از رسومات گذشته نیست و همین مرا رنج می دهد که چه زود رسومات از بین رفت.
در خصوص ایام نزدیک عید از مادر بزرگ دروی پرسیدیم وی گفت: در قدیم کم کم با نزدیک شدن به فصل بهار و عید نوروز خانهها و رختها را نو می کردیم و به استقبال بهار می رفیتم.
روستای درو دارای اثار تاریخی با قدمت بالای 150 سال است از جمله این آثار حمام قدیمی درو است که هم اکنون در استانه تخریب قرار گرفته و می توانست در صورت حفظ شدن به عنوان یکی از آثار فاخر تاریخی پذیرای گردشگران استان اردبیل مطرح باشد.
حمام دور که در 150 سال گذشته توسط محمد تقی خان معروف به بخان ساخته شده با سیلی روزگار رنگ باخته واکنون جز سنگ کلوخ چیزی از آن باقی نمانده است.


این حمام از ملات ساروج ساخته شده بود که دارای چندین طاق برجسته به شکل معماری های قدیم که کمتر در جاهای دیگر کشور دیده می شود و نمونهای ندارد.
در قدیم الایام این حمام در کنار مسجد قدیمی درو و بازار درو ساخته شده که زمانی برای خود برو و بیایی داشته است و مردم برای اموراتشان خیلی راحت از امکانات روستا برخوردار می شدند.
یکی از دیگر ازآثاری که به معرفی روستای درو در کل کشور کمک کرده وجود امامزاده سید حمزه درو است. که مردم این روستا با توجه به اعتقادات دیرین در سالهای اخیر باهمت و همدلی کمک ها ی فراوانی را برای ساخت این بقعه متبرکه انجام داده اند و این بقعه با پیشرفت فیزیکی بالایی در پایین دست باغات درو در کنار رودخانه شاهرود واقع شده است که از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است و مردم محل برای این امامزاده خیلی ارزش قائل هستند البته درسالهای جدید بحثی در روستا رایج شد که مسئولین می خواهند طرح حرم به حرم را امامزاده سید حمزه درو به امامزاده عبدالله کلوراز طریق جاده ای به هم وصل کنند که به توسعه توریسم مذهبی منطقه خیلی کمک خواهد کرد

در سالهای جدید ساخت سد در روستای درو در برنامه دولت بوده و سد معیشتی درو در بالا دست روستای درو با ظرفیت گنجایش آبگیری 100 هزار متر مکعب را دارد که در صورت بهره برداری بیش از 120 هکتار از اراضی دیم منطقه تبدیل به ابی خواهد شد
.
یکی از اهالی روستای درو در گفتگو با خبرنگار اجتماعی ازناو می گوید : دیگر اکنون هیچ فکری نداریم جز اگر اینکه امکانات نباشد فرزندانمان از روستا کوچ می کنند شما داخل روستا بروید نبود شغل در روستا باعث شده که جوان ها راغب به ماندن در روستا نباشد و می روند و ما هم نمی توانیم کاری بکنیم
از سایر مناطق دیدنی روستای درو خلخاال می توان به غار خلامبر ،کوه آسمه جال ،پلنگا،سندین،ثمر خانه اشاره کرد که در این روستا قرارگرفته است که در سفر های بعدی به بخش شاهرود این روستا را بیشتر معرفی خواهیم کرد.
در مسیر خلخال به شاهرود روستای درو پنجمین روستایی است که از سمت شهرستان خلخال به سمت شهر کلور قرار گرفته و این روستا یکی از زیباترین و سرسبز ترین روستای بخش شاهرود هست .
,جمعیت روستای درو در یک نگاه حود حدود نزدیک به سیصد خانوار خانوار بالغ بر ۱۰۰۰ نفر می باشد که این جمعت در بهار و تابستان و فصل برداشت محصولات به پنج برابر می رسد.
,خانه هایشان در سالهای اخیر اکثر نوسازشده و نمای اکثر خانه ها به طرف آسمه جان که یکی از کوه های زیبای این روستا و بخش شاهرود است سمت و سو یافته است.
,در سالهای اخیر جوانان این روستا پس از ازدواج و تشکیل خانواده به علت نبود امکانات اشتغال راه شهرهای بزرگ مثل تهران – کرج و رشت را در پیش می گیرند.
,لباس غالب اهالی این روستا پشمی و محلی است و رنگارنگ بودن لباس بانوان در این روستا زیبایی خاصی به آن بخشیده است.
,در حال حاضر این مدرسه فقط مدرسه ابتدایی دارد و برای تحصیل در مقاطع بالاتر باید مسافت پنج کیلومتری تا شهر کلور را طی کرد .
,اکنون که چهره روستا می بینیم با افرادی که هر کدام کوله باری از تجربه و سالهای سخت زندگی هستند مواجه می شویم. برای اشنایی بیشتر با این آداب و فرهنگ این روستا از هر کس سراغ تاریخچه و آداب رسوم روستا را می گیرم.
,نگاهایشان حرف از درونشان می زند اما هنوز به شوق آبادانی روستایشان دلهایشان می تپد.
,در مصاحبه با چند دروی ساکن تهران و سایر مناطق کشور دریافتیم که دروی های ساکن شهر های دیگر آبادانی روستای خود را خیلی دوست دارندو در گفته هایشان باز حرف از برگشت به روستا می زدند و می گفتند اگر روستا گاز و امکانات داشته باشد ما به روستا بر می گردیم.
,دست های پینه زده مرد لحاف دوز نگاهمان را به خود جلب کرد، شغلی که از پدر و اجدادش به یادگار برده و هنوز هم با اینکه کمرش در گذر روزگار خم شده ولی به شغلش بهای زیادی می دهد و هنوز سوزنش در لای به لای لحاف و تشک ها همچنان نظم خاصی دارد.
,نقش لحافهایش و زیبایی تشک هایش که تزئین کننده وکامل کننده جهیزیه نوعروسان دروی وخلخالی است اوررا در این کار مصمم کرده است تا شغلش را ترک نکنند.
,همسر پیرش که رفیق سالهای جوانی اوست سوزنهایش را نخ می کند و با قدمهای لرزانش به یاد روزهای جوانی از ایوان خانه ایش به روستای درو می نگرد.
,از او احوالاتش را جویا شدم. گفت هر پاییز وبهاری که می گذرد تغییرات در این روستا بیشتر می شود روستا دیگر چهره عوض کرده است و مثل قدیم نیست.
,کوچه ها فراختر، خانهها آبادتر ها اورسی ها چوبی تبدیل به پنجره های فلزی و دو جداره شده و جاجیم ها و گلیم های زینت بخش خانه ها تبدیل به فرش و موکت های مصنوعی شده و دنیا در گذر است.
,

, مادر بزرگ دروی از طعم غذاهای قدیم می گفت که وقتی بچه بودم کنار مادر می نشستم تا وقتی او کره درست می کند از کره تازه بخورم و نان به دست منتظر پایان کار کره گیری با نهره یا طلوخ ( وسیله ای که ماست را در آن ریخته و با اضافه کردن آن و حرکت دادن آن ماست در یک پروسه زمانی 45 دقیقه تا یکساعت تبدیل به کره می شود) منتظر می ماندم و تا مادرم قاشقی از کره را بر روی نان بمالد و با لذت آن را بخورم آه که تصورش نیز برایم در این سن سخت شده است و لحظات گذر عمر تکرار شدنی نیستند.
,سراغ آیین های این روستا رفیتم
,یکی از آیین های فصل زمستان این روستا آیین های شب نشینی و شب های چله است .شب هایی که اهالی این روستا با قدمت 5 هزار ساله سفره های مهر و دوستی را در کنار هم پهن می کردند و اکنون رسومات جدید که با بی مهری پهن شده جای سنت های قدیمی را گرفته است.
,

,

, مادر بزرگ پیر دروی از شب های چله زمستان ودور کرسی نشینی ها و برنج برشته سخن می گوید
,در قدیم ما مشتاقانه برای شب نشینی ها ارزش قائل بودیم و با نخود چی کشمش، میوه و سیب ها و هویج و چقندر پخته از میهمانان پذیرایی می کردیم.
,,
در شب های که محبت بر سر اهالی روستا چتر انداخته بود و سرما در روستا نوای سردی سر می داد اهالی پس از صرف شام از غم ها ، موفقیت ها ، امید ها و بیم هایشان سخن می گفتند . مشکلی در روستا نبود که به دست ریش سفیدان حل نشود . اینطور مثل امروز غربت در روستا موج نمی زد . مردم با هم مهربان بودند.و داستان های کهن تعریف می شد و تجربه های سخت و خوب خود را برای جوانان تعریف می کردند.
,در روستا آنروز ها سواد یکی از مزیت ها بود و هر کسی دستش می رسید پای منابر روحانیون و یا قرآن سواد ها می نشست و کم کم نوشتن و خواندن یاد می گرفت و سواد برای اهالی مهم بود.
,چله خانچه از دیگر رسوماتی بود که در زمستان و شب های سرد برفی در روستای درو و سایر روستای شاهرود مد بود و آنهم چله خانچه بود که از طرف خانواده داماد برای نوعروسان و نامزدها سینی مسی را مزین به تزئینات خاص با آجیل و نقل و لباس گرم زمستانی برای عروس می بردند و بعد از آن بازیهای بومی همچون گل یا پوچ در بین اقوام رایج بود
,مادر بزرگ دروی نقس ها یش را به آرامی تازه می کند و می گوید حیف که این همه راحتی در آن زمان نبود و سختی معاش و زندگی و بزرگ کردن فرزندان دغدغه همه خانواده های روستای بود ولی امروز کودکان تا چشم بر هم زدنی بزرگ می شود مدرسه می روند دانشکاه و ازدواج را پشت سر می گذارند ولی در زندگیشان خبری از رسومات گذشته نیست و همین مرا رنج می دهد که چه زود رسومات از بین رفت.
,در خصوص ایام نزدیک عید از مادر بزرگ دروی پرسیدیم وی گفت: در قدیم کم کم با نزدیک شدن به فصل بهار و عید نوروز خانهها و رختها را نو می کردیم و به استقبال بهار می رفیتم.
,روستای درو دارای اثار تاریخی با قدمت بالای 150 سال است از جمله این آثار حمام قدیمی درو است که هم اکنون در استانه تخریب قرار گرفته و می توانست در صورت حفظ شدن به عنوان یکی از آثار فاخر تاریخی پذیرای گردشگران استان اردبیل مطرح باشد.
,حمام دور که در 150 سال گذشته توسط محمد تقی خان معروف به بخان ساخته شده با سیلی روزگار رنگ باخته واکنون جز سنگ کلوخ چیزی از آن باقی نمانده است.
,


,
, این حمام از ملات ساروج ساخته شده بود که دارای چندین طاق برجسته به شکل معماری های قدیم که کمتر در جاهای دیگر کشور دیده می شود و نمونهای ندارد.
,در قدیم الایام این حمام در کنار مسجد قدیمی درو و بازار درو ساخته شده که زمانی برای خود برو و بیایی داشته است و مردم برای اموراتشان خیلی راحت از امکانات روستا برخوردار می شدند.
,یکی از دیگر ازآثاری که به معرفی روستای درو در کل کشور کمک کرده وجود امامزاده سید حمزه درو است. که مردم این روستا با توجه به اعتقادات دیرین در سالهای اخیر باهمت و همدلی کمک ها ی فراوانی را برای ساخت این بقعه متبرکه انجام داده اند و این بقعه با پیشرفت فیزیکی بالایی در پایین دست باغات درو در کنار رودخانه شاهرود واقع شده است که از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است و مردم محل برای این امامزاده خیلی ارزش قائل هستند البته درسالهای جدید بحثی در روستا رایج شد که مسئولین می خواهند طرح حرم به حرم را امامزاده سید حمزه درو به امامزاده عبدالله کلوراز طریق جاده ای به هم وصل کنند که به توسعه توریسم مذهبی منطقه خیلی کمک خواهد کرد
,

, ,
,
در سالهای جدید ساخت سد در روستای درو در برنامه دولت بوده و سد معیشتی درو در بالا دست روستای درو با ظرفیت گنجایش آبگیری 100 هزار متر مکعب را دارد که در صورت بهره برداری بیش از 120 هکتار از اراضی دیم منطقه تبدیل به ابی خواهد شد
,
.
, ., یکی از اهالی روستای درو در گفتگو با خبرنگار اجتماعی ازناو می گوید : دیگر اکنون هیچ فکری نداریم جز اگر اینکه امکانات نباشد فرزندانمان از روستا کوچ می کنند شما داخل روستا بروید نبود شغل در روستا باعث شده که جوان ها راغب به ماندن در روستا نباشد و می روند و ما هم نمی توانیم کاری بکنیم
,از سایر مناطق دیدنی روستای درو خلخاال می توان به غار خلامبر ،کوه آسمه جال ،پلنگا،سندین،ثمر خانه اشاره کرد که در این روستا قرارگرفته است که در سفر های بعدی به بخش شاهرود این روستا را بیشتر معرفی خواهیم کرد.
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه