بررسی مطبوعات-هفته سوم و چهارم بهمن؛
نگاه مطبوعات محلی به حواشی شورای شهر و شهرداری کرمانشاه
گزارش نقد و بررسی مطبوعات این هفته شبکه اطلاع رسانی مرصاد به بررسی مطبوعات منتشر شده در 2 هفته پایانی بهمن ماه می پردازد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شبکه اطلاع رسانی مرصاد، نقد و بررسی نشریات محلی کرمانشاه - علی حسینی/مطبوعات استان کرمانشاه در هفته های سوم و چهارم بهمن ماه تحت تاثیر حواشی چندین باره شورای شهر و شهرداری کرمانشاه به صورت ویژه به این موضوع پرداختند. مروری بر مسائل پیش آمده در حوزه شورای شهر و شهرداری نشان می دهد که این حوزه تولید سوژه فراوانی برای رسانه ها داشته و بر اساس معیار های رسانه ای، اخبار این حوزه از جذابیت بالایی برای مخاطبان برخوردار است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نقد و بررسی نشریات محلی کرمانشاه - علی حسینی/,
استعفای شهردار کرمانشاه، همزمانی برخی از اتفاقات با این استعفا، جلسات بدون نتیجه شورای شهر برای بررسی این استعفا و در نهایت بازگشت شهردار به محل کار خود پس از توصیه های آیت الله علما، همگی از جمله سوژه هایی است که هر یک به دلیل جذابیت و اهمیت بالای خبری می تواند مورد توجه رسانه ها قرار بگیرد؛ هرچند که رسانه ها نیز به این موضوع به صورت گسترده پرداختند.
واکنش نشریات به استعفای شهردار کرمانشاه
واکنش نشریات به این استعفا به 2 بازه زمانی پس از استعفا و پس از بازگشت قربانی به محل کار خود در شهردار تقسیم می شود.
در بازه زمانی اول نشریات هر یک به فراخور خطوطی که دنبال می کنند به این موضوع نگاهی خاص داشتند. در این میان نگاه های سیاسی هم بی تاثیر نبود که این موضوع را می توان در واکنش های متضاد برخی از نشریات به خوبی مشاهده کرد.
نشریه ابوذر در شماره 19 بهمن ماه خود در گزارشی نوشته است که این استعفا و برخی از حواشی پیش آمده اخیر نشان دهنده سیاسی بودن این استعفا است. ابوذر نوشته است: نحوه استعفای شهردار، شنیده هایی مبنی بر فشارهای سیاسی بر شهردار در انتصابات و تعجیل برخی از افراد برای استعفای وی همه و همه حاکی از آن است که پشت پرده موضوعات جناحی و سیاسی قرار دارد و قطعا منافع عمومی در این مسیر برای این عده اهمیتی ندارد. ماندن و نماندن شهردار چندان موضوع مهمی نیست، اما استعفای شهردار بنا بر فشارهای غیرقانونی و در شرایطی که موضوعات عمران شهری و خدمت به شهروندان دستخوش نوسانات نامطلوبی می شود، جای بحث و بررسی بیشتر دارد.
همچنین تیترهایی صفحه اول این نشریه همگی نشان می دهد که ابوذر استعفا را دقیقا سیاسی می داند.


هفته نامه نقدحال نیز در واکنش به موضوع استعفای شهردار پیشنهادی را مطرح کرد که در فضای رسانه ای استان قابل توجه بود. نادر دارستانی سردبیر این هفته نامه در یادداشتی که در شماره 18 بهمن ماه منتشر شد این پیشنهاد را مطرح کرده است که برای رفع اختلافات پیش آمده، شهردار از میان اعضای شورای شهر انتخاب شود.

دارستانی درقسمتی از این یادداشت نوشته است: براساس شرایط بهوجود آمده و خیلی از اتفاقات پیدا و پنهان دیگر، شهردار کرمانشاه برای دومین بارتصمیم به استعفاء میگیرد تا به اعضای شورا بفهماند که شهرداری کرمانشاه آش دهانسوزی برای او نیست که بخواهد دو دستی آن را بچسبد،. اما نکته اینجاست که چرا اعضای شورایاسلامی شهرکرمانشاه تا این اندازه شهردار را در تنگنا قرار می_دهند؟! اگرچه میتوان حدس زد و پیشبینی کرد که علت در کجا نهفته است، اما برای پایان دادن به اختلافات بین شهردار و اعضای شورا، پیشنهاد میشود یک نفر از بین خود اعضاء برای قرار گرفتن بر مسند شهرداری انتخاب گردد البته با این شرط که این مسئولیت چرخشی بوده و هر سه ماه یکی از بین اعضای شورا بهعنوان شهردار انتخاب شود تا انشاا... به خیر و خوشی با هم کنار بیایند. از وزارت کشور هم عاجزانه میخواهیم، کرمانشاه را جدای از قوانین رایج کشور ببیند و تبصرهای برای این روستای کلانشهرنما مصوب کند که اعضای شورای کرمانشاه با حفظ سمت بتوانند شهردار هم باشند. این پیشنهاد شاید تنها راه راهی از در امان بودن شهرکرمانشاه باشد و با توجه به این که کرمانشاه دارای پانزده عضو در شورای شهر است، هر کدام سه ماه مسئولیت شهرداری را بر عهده داشته باشند تا آب از آب تکان نخورد و مردم هم در کمال آرامش به امور خود که همانا گذران سخت زندگی است رسیدگی نمایند!
هفته نامه غرب پس از رسانه ای شدن خبر استعفای شهردار کرمانشاه در شماره 19 بهمن ماه، در گزارشی با تیتر "خدانگهدار آقای شهردار" استعفای قربانی را قطعی تلقی کرد.

در قسمتی از این گزارش آمده است: شهردار تلاشگر کرمانشاه هنگامی استعفا داد که از دخالت که از دخالت بی مورد برخی اعضای شورای شهر به ستوه آمده بود. یکی می گفت: چرا آقای سوری را شهردار نکرده ای؟ دیگری می گفت چرا شیرین سخن را دوباره به سازمان آرامستان ها فرستاده ای؟ یکی می گفت چرا از بستگان فلان عضو شورا را دبیر کمیسیون ماده 100 نکرده ای؟ و ... براستی کدام شهردار می تواند با 15 نفر عضو شورا با تفکرات مختلف و متضاد کار کند؟ کدام شهدار می توانست با شورایی که رئیس آن فردی مانند سالار احمدزاده است به کار خود در سمت شهرداری ادامه دهد؟ آیا در چنین شرایطی برای شهردار چاره ای جز استعفا مانده بود؟ مگر خود آقایان شورا که این روزها مدام از استعفای شهردار اظهار نگرانی می کنند قضیه التیماتوم 48 ساعته خود به شهردار در هفته گذشته در اعتراض به انتصابات چند روز قبل وی را فراموش کرده اند؟!..
نسیم غرب دیگر نشریه محلی کرمانشاه بود که تیتر اصلی شماره 19 بهمن ماه خود را به استعفای شهردار اختصاص داد.

عبدالله مرادی در قسمتی از این یادداشت نوشته است: این استعفا و بازی های پشت پرده شورا و شهداری تنها گریبان شهروندان کرمانشاهی را خواهد گرفت، استعفای شهردار در ماه های پایانی سال که باید بودجه برای سال آینده بسته شود و تدارک نوروز دیده شود لطمات جبران ناپذیری را به شهر کرمانشاه خواهد زد.
حال این سوال پیش می آید که قربانی از چه روی دست به استعفا داده است؟از روی ذکاوت، ناتوانی و یا فشارهای اعضای شورا؛ چرا که شهردار کرمانشاه با روحیه ای جهادی برنامه و طرح های مجموعه خود را برای نوروز در کارگروه گردشگری استان طرح کرد و دو روز بعد استعفا داد.
روزنامه باختر نیز به این موضوع اینگونه پرداخته است که در صورت قبول استعفای شهردار، کرمانشاه بدون شهردار نمی تواند اداره شود.

در قسمتی از مطلب منتشر شده در باختر آمده است: با استعفای دکتر قربانی، باز هم شهر و شهداری دچار بلاتکلیفی و سردرگمی خواهد شد چرا که شهرداری از نظر پروژه های اجرایی و برنامه های شهری که از وسعت زیادی هم برخوردار است، در شبانه روز لحظه ای آرامش و تعطیلی ندارد و همواره باید امور مربوطه، با مدیریت قوی و با تجربه اداره بشود.
پس با این ترتیب، اگر چه متاسفانه در شورای شهر، اختلاف نظرهای متفاوتی وجود دارد و از پیش هم وجود داشته اما وظیفه این پارلمان کوچک شهری اینست که هر چه زودتر نسبت به انتخاب شهردار جدید اما قدرتمند تر اقدام کنند.
هفته نامه آوای کرمانشاه که توسط برخی از کارکنان استانداری کرمانشاه منتشر می شود در این میان به موضوع استعفای شهردار با نگاهی دیگر پرداخته و با مطرح کردن مسئله طیف بندی شورای شهر سعی کرده است که حواشی پیش آمده را به این مسئله مرتبط اعلام کند.

مطلب منتشر شده در آوای کرمانشاه به موضوع جلسه شورای شهر برای بررسی استعفای شهردار که به دلیل عدم حضور بعضی از اعضا و همچنین شهردار برگزار نشد، اشاره کرده است.
بازگشت شهردار به محل کار خود
پس از کش و قوس های فراوان بر سر استعفای شهردار کرمانشاه، شهردار کرمانشاه با تاکید آیت الله علما به محل کار خود بازگشت تا در ایام نوروزی کرمانشاه بدون شهردار نباشد.
تعدادی از رسانه های محلی کرمانشاه که در روزهای پس از این اتفاق منتشر شدند این موضوع را به عنوان خبری متفاوت پس از روزها کش و قوس بر سر شهرداری منتشر کردند.
روزنامه باختر در شماره 30 بهمن ماه خود با تیتر "آقای قربانی بعد از عید به سلامت" این خبر را منتشر کرد.

تیتر های بازاری
پس از روزهای شلوغ مطبوعات محلی کرمانشاه و پرداختن آن ها به قضایای شهرداری و شورای شهر، نشریات به حالت عادی برگشته و صفحات اول خود را به موضوعات روزمره اختصاص دادند.

روزنامه نسیم غرب تیتر اصلی شماره 26 بهمن ماه خود را به افزایش قیمت مرغ یخ زده اختصاص داد و نوشت: در آستانه بازار شب عید باز هم قیمت مرغ از قفس پرید و از شیب ملایم درصدی در طول یک ماه بالا رفت.
خبری که تکذیب شد
هفته نامه غرب در شماره 26 بهمن ماه خود تیتر اصلی خود را به اخبار تایید نشده ای اختصاص داد که از دریافت پول توسط برخی نمایندگان سابق کرمانشاه از محمد رضا رحیمی خبر می داد.

این خبر توسط نمایندگانی که اسم آن ها در برخی از شبکه های اجتماعی آورده شده بود، تکذیب شد.
مشاور بازی استاندار کرمانشاه
هفته نامه نقد حال در شماره 25 بهمن ماه خود مطلبی طنز با عنوان "مشاور بازی" را منتشر کرده است که به موضوع انتصاب مشاوران متعدد در استانداری کرمانشاه می پردازد.

در این مطلب آمده است:
دیرو دمعصری تیپ کردم آخه یه کفتر غریب تو آسمان ول میگشت! چند چرخ که زدن، شوره کردم نشست! گرفتمش و غریبِ غریب بود کفتر دنانگیری نوود، چند گلام تو شانهش داشت؛ خیلی نمیارزید ولی بد نبود غنیمتی و دشتِ آخر بود. بعد با جعفرکله و فری قرمزی رفتیم طاقوسان! جاتان خالی به دلتان نیفته چند سیخ جگر و پفی زدیم بر بدن، اما امان از سیاست! چن جووان نشتودن میز بغلیمان! یکیشان داد میزد کی دیده معاون قالیباف بشه مشاور استاندار روحانی! انقذه قلمهقال کردن که وخیزادم و رفتم پای میزشان و گفتم: باوم میشه نهقیرینان! فقط دو سیخ جگر خُشک و خالیه میزارین بشه گوشت به تنمان! یا با ای اسمای زَرِهماری، میکنینش کوفتمان! یکشان منه شناخت، وخیزاد و گفت: داش اسی چشم! ولی تونه مولا تو قضاوت بکه! تو کفترات میدی بال به بال کفتر غریب! گفتم: نه! مگه خر کاکیلهمه جویده! یه دفه فری قرمزی پرید وسط و گفت: ویسا باهم بریم! اینا اَ آدِم حرف میزنن نه کفتر! مالیده! جعفر کله هم پقی زد زیر خنه و گفت: ویمسین ویسین وینمیسین وی نیسین! اینا دکتر دانشگاه آزاد به بالا حرف میزنن! بیاین اَ دهن افتاد. تا نشتیم پای جگرا و پفییا! دوواره دادوهوارشان بلن شد! دیه روم نشد وخیزم چیزی بششان بگم! سَرِمه کردم تو ای دو قنجگ جگر و هر دو سیخاشه پیچیدم تو یه لته لواش ماشینی، شودود دو لقمه! حساو کردم هر لقمه دو هزار تومن! تو ای فکرا بودم یهو همهشان آمدن دور میز ما و اونی که منه میشناخت گفت: داش اسی »مشاور« میدانی چیزه؟ هول کردم گفتم: شکلاته؟! زدن زیر خنه! فهمیدم زدم خاکی! پنچرم! بری ایکه خراوو نکنم، گفتم: تو جیب جا میشه؟! فری قرمزی گفت: به بعضی از ای دکتر مکترا میگن »مشاور« مگه نه کاکه! جعفر کله گفت: درکه وا که! مشاور که دکتر نیس! یکی دوکی اَ اینا تو مَرسه دیدم. ایجو سیلش کردم که خجالت کشید و عرق از نک سیبلاش چکید و گفت: مَرسهی آبجیم! دیدن اَ ما چیزی کاسب نمیشن، رفتن نشتن سر جاشان، خوره افتادود به جانم! این مشاور پوشاور چیزه! طاقتم نگرفت دوواره رفتم ای دفه نشتم و گفتم: سیکو تا نفهمم ای مشاور پوشاور چیزه ولتان نِمُکنم! یکیشان که معقولتر بود دهن وا کرد: مشاور یعنی کسی که به آدِم مشورت میده! یعنی تو مخوای کفتر بخری میری یکیه میاری تا کلاو نره سرت! رگ کردنی شودودم و گفتم: ننه نزائیده کسی تو کفتر کلاو بذار سر مه!!! پسره اخمش رفت تو هم و گفت: کفتر نه! ماشین! گفتم: په بگو! با پشت دس زدم پشتش و گفتم: بگو دلال! مشاور چیزه!؟ یه جوری سیلم کردن که نگو! از اینا که چه میگن... سفی اندر عاقل! جعفر کله هم آمد و نشت پیشمان و گفت: یه دقه دنان بگیر خودت بینم چه میگن! و با دس اشاره داد که بگو. هه او پسره گفت: آدِما بری کاراشان همه چیزهَ نمیدانن، په یه وقتایی کساییه میارن که به اونا رهنمایی بده! مثلن استاندار که علامه دهر نیس که؟! بری ای که تو هر چیزی کارش دُرُس باشه، مشاور میگیره! مشاور هنری! مشاور فرهنگی! مشاور اقتصادی و هی ایجو! فری قرمزی گفت: ای که خوبه! په بری چه دادوهوار مُکُنین؟ او پسری که میشناختم، گفت: شما اگه یه کفتر غریب بگیرین چه مکنین؟ گفتم: یا بالِشه مُوسیمان یا قیچی مکنیم. او پسریه که ساکت بود، گفت: گفتمان اعتدال اجازه میده از هر توانی استفاده کنیم! ما سه تام مثل جنگرفتهها هاجواج نگاش کردیم، آخه معلوم نوود به چه زوانی حرف زد! پسر معقولگه گفت: درسته اما شرط داره! شرطش اینه که در دایرهی اعتدال اولویت با همعرض هاست. شرط و شروطشه فهمیدم اما باقیشه نفهمیدم. فری قرمزی هم بری ای که قپی بیاد، گفت: هر کفتربازی حق داره هر کفتریه داشته واشه! با شقه دستمال یزدیه یکی کوباندم تو صورتش که یعنی خفه! تو به ای حرفا چه؟ دوقرانیش افتاد. و دستی به سیبلاش کشید و نُطُق نکرد. گفتم: باوگم! پسر خوب! یه جوری بگین مام بدانیم دنیا دس کیه؟ اصن مثن کِرِ زمینی حرف بزنین! یکیشان گفت: شما بچهی کدام محلین؟ گفتم: چنانی گفت: اگه بخای نانی به کسی بدی به بچه محلت میدیش یا به بچههای سرتپه و پشتبدنه؟ یا اگه بخای کسی زیر بغلته بگیر وکمکی بهشت بکنه؟ فری قرمزی باز پرید وسط و گفت: مالیده! صغری کبرات مالیده داشی! اونجا که چراغی که به خانه رواست جای دیایه، اینجا نیست. یه دفه ابیکووای صاب جگریه آمد و نشت و گفت: همش سر لحاف ملاس! اینا دسشان هی تو یه کاسه بوده و هس! شمام بیخود اعصاب مصاب مایه رختین بهم! هر که هر چی میتانه مکنه! امرو دیه مثه قدیما نیس که سرهکشیها رو باشه! زیره زیره کارایه مکنن و اصن معلوم نی کی سَرَیه کیه؟ کی با کیه؟ شمام خون خودتان کثیف نکنین! دیدم کفتر بازی بیشتر به کارم میاد تا مشاوربازی، اصن ندانستم چه شد؟ چه گفتن؟ و کی به کیه؟ حساو کردیم و آمدیم خانه. رفتم بالهبان در کفترخان وا کردم دیدم کفتر غریبه کز کرده یه گوشه و هیچکدام از کفترا نرفتن سراغش! بعدن میرن، یکی دو رو طول میکشه تا بشه اَ خودمان! سرتان درد آوردَم! بوخشین تون مولا
انتهای پیام./
استعفای شهردار کرمانشاه، همزمانی برخی از اتفاقات با این استعفا، جلسات بدون نتیجه شورای شهر برای بررسی این استعفا و در نهایت بازگشت شهردار به محل کار خود پس از توصیه های آیت الله علما، همگی از جمله سوژه هایی است که هر یک به دلیل جذابیت و اهمیت بالای خبری می تواند مورد توجه رسانه ها قرار بگیرد؛ هرچند که رسانه ها نیز به این موضوع به صورت گسترده پرداختند.
واکنش نشریات به استعفای شهردار کرمانشاه
واکنش نشریات به این استعفا به 2 بازه زمانی پس از استعفا و پس از بازگشت قربانی به محل کار خود در شهردار تقسیم می شود.
در بازه زمانی اول نشریات هر یک به فراخور خطوطی که دنبال می کنند به این موضوع نگاهی خاص داشتند. در این میان نگاه های سیاسی هم بی تاثیر نبود که این موضوع را می توان در واکنش های متضاد برخی از نشریات به خوبی مشاهده کرد.
نشریه ابوذر در شماره 19 بهمن ماه خود در گزارشی نوشته است که این استعفا و برخی از حواشی پیش آمده اخیر نشان دهنده سیاسی بودن این استعفا است. ابوذر نوشته است: نحوه استعفای شهردار، شنیده هایی مبنی بر فشارهای سیاسی بر شهردار در انتصابات و تعجیل برخی از افراد برای استعفای وی همه و همه حاکی از آن است که پشت پرده موضوعات جناحی و سیاسی قرار دارد و قطعا منافع عمومی در این مسیر برای این عده اهمیتی ندارد. ماندن و نماندن شهردار چندان موضوع مهمی نیست، اما استعفای شهردار بنا بر فشارهای غیرقانونی و در شرایطی که موضوعات عمران شهری و خدمت به شهروندان دستخوش نوسانات نامطلوبی می شود، جای بحث و بررسی بیشتر دارد.
همچنین تیترهایی صفحه اول این نشریه همگی نشان می دهد که ابوذر استعفا را دقیقا سیاسی می داند.


هفته نامه نقدحال نیز در واکنش به موضوع استعفای شهردار پیشنهادی را مطرح کرد که در فضای رسانه ای استان قابل توجه بود. نادر دارستانی سردبیر این هفته نامه در یادداشتی که در شماره 18 بهمن ماه منتشر شد این پیشنهاد را مطرح کرده است که برای رفع اختلافات پیش آمده، شهردار از میان اعضای شورای شهر انتخاب شود.

دارستانی درقسمتی از این یادداشت نوشته است: براساس شرایط بهوجود آمده و خیلی از اتفاقات پیدا و پنهان دیگر، شهردار کرمانشاه برای دومین بارتصمیم به استعفاء میگیرد تا به اعضای شورا بفهماند که شهرداری کرمانشاه آش دهانسوزی برای او نیست که بخواهد دو دستی آن را بچسبد،. اما نکته اینجاست که چرا اعضای شورایاسلامی شهرکرمانشاه تا این اندازه شهردار را در تنگنا قرار می_دهند؟! اگرچه میتوان حدس زد و پیشبینی کرد که علت در کجا نهفته است، اما برای پایان دادن به اختلافات بین شهردار و اعضای شورا، پیشنهاد میشود یک نفر از بین خود اعضاء برای قرار گرفتن بر مسند شهرداری انتخاب گردد البته با این شرط که این مسئولیت چرخشی بوده و هر سه ماه یکی از بین اعضای شورا بهعنوان شهردار انتخاب شود تا انشاا... به خیر و خوشی با هم کنار بیایند. از وزارت کشور هم عاجزانه میخواهیم، کرمانشاه را جدای از قوانین رایج کشور ببیند و تبصرهای برای این روستای کلانشهرنما مصوب کند که اعضای شورای کرمانشاه با حفظ سمت بتوانند شهردار هم باشند. این پیشنهاد شاید تنها راه راهی از در امان بودن شهرکرمانشاه باشد و با توجه به این که کرمانشاه دارای پانزده عضو در شورای شهر است، هر کدام سه ماه مسئولیت شهرداری را بر عهده داشته باشند تا آب از آب تکان نخورد و مردم هم در کمال آرامش به امور خود که همانا گذران سخت زندگی است رسیدگی نمایند!
هفته نامه غرب پس از رسانه ای شدن خبر استعفای شهردار کرمانشاه در شماره 19 بهمن ماه، در گزارشی با تیتر "خدانگهدار آقای شهردار" استعفای قربانی را قطعی تلقی کرد.

در قسمتی از این گزارش آمده است: شهردار تلاشگر کرمانشاه هنگامی استعفا داد که از دخالت که از دخالت بی مورد برخی اعضای شورای شهر به ستوه آمده بود. یکی می گفت: چرا آقای سوری را شهردار نکرده ای؟ دیگری می گفت چرا شیرین سخن را دوباره به سازمان آرامستان ها فرستاده ای؟ یکی می گفت چرا از بستگان فلان عضو شورا را دبیر کمیسیون ماده 100 نکرده ای؟ و ... براستی کدام شهردار می تواند با 15 نفر عضو شورا با تفکرات مختلف و متضاد کار کند؟ کدام شهدار می توانست با شورایی که رئیس آن فردی مانند سالار احمدزاده است به کار خود در سمت شهرداری ادامه دهد؟ آیا در چنین شرایطی برای شهردار چاره ای جز استعفا مانده بود؟ مگر خود آقایان شورا که این روزها مدام از استعفای شهردار اظهار نگرانی می کنند قضیه التیماتوم 48 ساعته خود به شهردار در هفته گذشته در اعتراض به انتصابات چند روز قبل وی را فراموش کرده اند؟!..
نسیم غرب دیگر نشریه محلی کرمانشاه بود که تیتر اصلی شماره 19 بهمن ماه خود را به استعفای شهردار اختصاص داد.

عبدالله مرادی در قسمتی از این یادداشت نوشته است: این استعفا و بازی های پشت پرده شورا و شهداری تنها گریبان شهروندان کرمانشاهی را خواهد گرفت، استعفای شهردار در ماه های پایانی سال که باید بودجه برای سال آینده بسته شود و تدارک نوروز دیده شود لطمات جبران ناپذیری را به شهر کرمانشاه خواهد زد.
حال این سوال پیش می آید که قربانی از چه روی دست به استعفا داده است؟از روی ذکاوت، ناتوانی و یا فشارهای اعضای شورا؛ چرا که شهردار کرمانشاه با روحیه ای جهادی برنامه و طرح های مجموعه خود را برای نوروز در کارگروه گردشگری استان طرح کرد و دو روز بعد استعفا داد.
روزنامه باختر نیز به این موضوع اینگونه پرداخته است که در صورت قبول استعفای شهردار، کرمانشاه بدون شهردار نمی تواند اداره شود.

در قسمتی از مطلب منتشر شده در باختر آمده است: با استعفای دکتر قربانی، باز هم شهر و شهداری دچار بلاتکلیفی و سردرگمی خواهد شد چرا که شهرداری از نظر پروژه های اجرایی و برنامه های شهری که از وسعت زیادی هم برخوردار است، در شبانه روز لحظه ای آرامش و تعطیلی ندارد و همواره باید امور مربوطه، با مدیریت قوی و با تجربه اداره بشود.
پس با این ترتیب، اگر چه متاسفانه در شورای شهر، اختلاف نظرهای متفاوتی وجود دارد و از پیش هم وجود داشته اما وظیفه این پارلمان کوچک شهری اینست که هر چه زودتر نسبت به انتخاب شهردار جدید اما قدرتمند تر اقدام کنند.
هفته نامه آوای کرمانشاه که توسط برخی از کارکنان استانداری کرمانشاه منتشر می شود در این میان به موضوع استعفای شهردار با نگاهی دیگر پرداخته و با مطرح کردن مسئله طیف بندی شورای شهر سعی کرده است که حواشی پیش آمده را به این مسئله مرتبط اعلام کند.

مطلب منتشر شده در آوای کرمانشاه به موضوع جلسه شورای شهر برای بررسی استعفای شهردار که به دلیل عدم حضور بعضی از اعضا و همچنین شهردار برگزار نشد، اشاره کرده است.
بازگشت شهردار به محل کار خود
پس از کش و قوس های فراوان بر سر استعفای شهردار کرمانشاه، شهردار کرمانشاه با تاکید آیت الله علما به محل کار خود بازگشت تا در ایام نوروزی کرمانشاه بدون شهردار نباشد.
تعدادی از رسانه های محلی کرمانشاه که در روزهای پس از این اتفاق منتشر شدند این موضوع را به عنوان خبری متفاوت پس از روزها کش و قوس بر سر شهرداری منتشر کردند.
روزنامه باختر در شماره 30 بهمن ماه خود با تیتر "آقای قربانی بعد از عید به سلامت" این خبر را منتشر کرد.

تیتر های بازاری
پس از روزهای شلوغ مطبوعات محلی کرمانشاه و پرداختن آن ها به قضایای شهرداری و شورای شهر، نشریات به حالت عادی برگشته و صفحات اول خود را به موضوعات روزمره اختصاص دادند.

روزنامه نسیم غرب تیتر اصلی شماره 26 بهمن ماه خود را به افزایش قیمت مرغ یخ زده اختصاص داد و نوشت: در آستانه بازار شب عید باز هم قیمت مرغ از قفس پرید و از شیب ملایم درصدی در طول یک ماه بالا رفت.
خبری که تکذیب شد
هفته نامه غرب در شماره 26 بهمن ماه خود تیتر اصلی خود را به اخبار تایید نشده ای اختصاص داد که از دریافت پول توسط برخی نمایندگان سابق کرمانشاه از محمد رضا رحیمی خبر می داد.

این خبر توسط نمایندگانی که اسم آن ها در برخی از شبکه های اجتماعی آورده شده بود، تکذیب شد.
مشاور بازی استاندار کرمانشاه
هفته نامه نقد حال در شماره 25 بهمن ماه خود مطلبی طنز با عنوان "مشاور بازی" را منتشر کرده است که به موضوع انتصاب مشاوران متعدد در استانداری کرمانشاه می پردازد.

در این مطلب آمده است:
دیرو دمعصری تیپ کردم آخه یه کفتر غریب تو آسمان ول میگشت! چند چرخ که زدن، شوره کردم نشست! گرفتمش و غریبِ غریب بود کفتر دنانگیری نوود، چند گلام تو شانهش داشت؛ خیلی نمیارزید ولی بد نبود غنیمتی و دشتِ آخر بود. بعد با جعفرکله و فری قرمزی رفتیم طاقوسان! جاتان خالی به دلتان نیفته چند سیخ جگر و پفی زدیم بر بدن، اما امان از سیاست! چن جووان نشتودن میز بغلیمان! یکیشان داد میزد کی دیده معاون قالیباف بشه مشاور استاندار روحانی! انقذه قلمهقال کردن که وخیزادم و رفتم پای میزشان و گفتم: باوم میشه نهقیرینان! فقط دو سیخ جگر خُشک و خالیه میزارین بشه گوشت به تنمان! یا با ای اسمای زَرِهماری، میکنینش کوفتمان! یکشان منه شناخت، وخیزاد و گفت: داش اسی چشم! ولی تونه مولا تو قضاوت بکه! تو کفترات میدی بال به بال کفتر غریب! گفتم: نه! مگه خر کاکیلهمه جویده! یه دفه فری قرمزی پرید وسط و گفت: ویسا باهم بریم! اینا اَ آدِم حرف میزنن نه کفتر! مالیده! جعفر کله هم پقی زد زیر خنه و گفت: ویمسین ویسین وینمیسین وی نیسین! اینا دکتر دانشگاه آزاد به بالا حرف میزنن! بیاین اَ دهن افتاد. تا نشتیم پای جگرا و پفییا! دوواره دادوهوارشان بلن شد! دیه روم نشد وخیزم چیزی بششان بگم! سَرِمه کردم تو ای دو قنجگ جگر و هر دو سیخاشه پیچیدم تو یه لته لواش ماشینی، شودود دو لقمه! حساو کردم هر لقمه دو هزار تومن! تو ای فکرا بودم یهو همهشان آمدن دور میز ما و اونی که منه میشناخت گفت: داش اسی »مشاور« میدانی چیزه؟ هول کردم گفتم: شکلاته؟! زدن زیر خنه! فهمیدم زدم خاکی! پنچرم! بری ایکه خراوو نکنم، گفتم: تو جیب جا میشه؟! فری قرمزی گفت: به بعضی از ای دکتر مکترا میگن »مشاور« مگه نه کاکه! جعفر کله گفت: درکه وا که! مشاور که دکتر نیس! یکی دوکی اَ اینا تو مَرسه دیدم. ایجو سیلش کردم که خجالت کشید و عرق از نک سیبلاش چکید و گفت: مَرسهی آبجیم! دیدن اَ ما چیزی کاسب نمیشن، رفتن نشتن سر جاشان، خوره افتادود به جانم! این مشاور پوشاور چیزه! طاقتم نگرفت دوواره رفتم ای دفه نشتم و گفتم: سیکو تا نفهمم ای مشاور پوشاور چیزه ولتان نِمُکنم! یکیشان که معقولتر بود دهن وا کرد: مشاور یعنی کسی که به آدِم مشورت میده! یعنی تو مخوای کفتر بخری میری یکیه میاری تا کلاو نره سرت! رگ کردنی شودودم و گفتم: ننه نزائیده کسی تو کفتر کلاو بذار سر مه!!! پسره اخمش رفت تو هم و گفت: کفتر نه! ماشین! گفتم: په بگو! با پشت دس زدم پشتش و گفتم: بگو دلال! مشاور چیزه!؟ یه جوری سیلم کردن که نگو! از اینا که چه میگن... سفی اندر عاقل! جعفر کله هم آمد و نشت پیشمان و گفت: یه دقه دنان بگیر خودت بینم چه میگن! و با دس اشاره داد که بگو. هه او پسره گفت: آدِما بری کاراشان همه چیزهَ نمیدانن، په یه وقتایی کساییه میارن که به اونا رهنمایی بده! مثلن استاندار که علامه دهر نیس که؟! بری ای که تو هر چیزی کارش دُرُس باشه، مشاور میگیره! مشاور هنری! مشاور فرهنگی! مشاور اقتصادی و هی ایجو! فری قرمزی گفت: ای که خوبه! په بری چه دادوهوار مُکُنین؟ او پسری که میشناختم، گفت: شما اگه یه کفتر غریب بگیرین چه مکنین؟ گفتم: یا بالِشه مُوسیمان یا قیچی مکنیم. او پسریه که ساکت بود، گفت: گفتمان اعتدال اجازه میده از هر توانی استفاده کنیم! ما سه تام مثل جنگرفتهها هاجواج نگاش کردیم، آخه معلوم نوود به چه زوانی حرف زد! پسر معقولگه گفت: درسته اما شرط داره! شرطش اینه که در دایرهی اعتدال اولویت با همعرض هاست. شرط و شروطشه فهمیدم اما باقیشه نفهمیدم. فری قرمزی هم بری ای که قپی بیاد، گفت: هر کفتربازی حق داره هر کفتریه داشته واشه! با شقه دستمال یزدیه یکی کوباندم تو صورتش که یعنی خفه! تو به ای حرفا چه؟ دوقرانیش افتاد. و دستی به سیبلاش کشید و نُطُق نکرد. گفتم: باوگم! پسر خوب! یه جوری بگین مام بدانیم دنیا دس کیه؟ اصن مثن کِرِ زمینی حرف بزنین! یکیشان گفت: شما بچهی کدام محلین؟ گفتم: چنانی گفت: اگه بخای نانی به کسی بدی به بچه محلت میدیش یا به بچههای سرتپه و پشتبدنه؟ یا اگه بخای کسی زیر بغلته بگیر وکمکی بهشت بکنه؟ فری قرمزی باز پرید وسط و گفت: مالیده! صغری کبرات مالیده داشی! اونجا که چراغی که به خانه رواست جای دیایه، اینجا نیست. یه دفه ابیکووای صاب جگریه آمد و نشت و گفت: همش سر لحاف ملاس! اینا دسشان هی تو یه کاسه بوده و هس! شمام بیخود اعصاب مصاب مایه رختین بهم! هر که هر چی میتانه مکنه! امرو دیه مثه قدیما نیس که سرهکشیها رو باشه! زیره زیره کارایه مکنن و اصن معلوم نی کی سَرَیه کیه؟ کی با کیه؟ شمام خون خودتان کثیف نکنین! دیدم کفتر بازی بیشتر به کارم میاد تا مشاوربازی، اصن ندانستم چه شد؟ چه گفتن؟ و کی به کیه؟ حساو کردیم و آمدیم خانه. رفتم بالهبان در کفترخان وا کردم دیدم کفتر غریبه کز کرده یه گوشه و هیچکدام از کفترا نرفتن سراغش! بعدن میرن، یکی دو رو طول میکشه تا بشه اَ خودمان! سرتان درد آوردَم! بوخشین تون مولا
انتهای پیام./
استعفای شهردار کرمانشاه، همزمانی برخی از اتفاقات با این استعفا، جلسات بدون نتیجه شورای شهر برای بررسی این استعفا و در نهایت بازگشت شهردار به محل کار خود پس از توصیه های آیت الله علما، همگی از جمله سوژه هایی است که هر یک به دلیل جذابیت و اهمیت بالای خبری می تواند مورد توجه رسانه ها قرار بگیرد؛ هرچند که رسانه ها نیز به این موضوع به صورت گسترده پرداختند.
واکنش نشریات به استعفای شهردار کرمانشاه
واکنش نشریات به این استعفا به 2 بازه زمانی پس از استعفا و پس از بازگشت قربانی به محل کار خود در شهردار تقسیم می شود.
در بازه زمانی اول نشریات هر یک به فراخور خطوطی که دنبال می کنند به این موضوع نگاهی خاص داشتند. در این میان نگاه های سیاسی هم بی تاثیر نبود که این موضوع را می توان در واکنش های متضاد برخی از نشریات به خوبی مشاهده کرد.
نشریه ابوذر در شماره 19 بهمن ماه خود در گزارشی نوشته است که این استعفا و برخی از حواشی پیش آمده اخیر نشان دهنده سیاسی بودن این استعفا است. ابوذر نوشته است: نحوه استعفای شهردار، شنیده هایی مبنی بر فشارهای سیاسی بر شهردار در انتصابات و تعجیل برخی از افراد برای استعفای وی همه و همه حاکی از آن است که پشت پرده موضوعات جناحی و سیاسی قرار دارد و قطعا منافع عمومی در این مسیر برای این عده اهمیتی ندارد. ماندن و نماندن شهردار چندان موضوع مهمی نیست، اما استعفای شهردار بنا بر فشارهای غیرقانونی و در شرایطی که موضوعات عمران شهری و خدمت به شهروندان دستخوش نوسانات نامطلوبی می شود، جای بحث و بررسی بیشتر دارد.
همچنین تیترهایی صفحه اول این نشریه همگی نشان می دهد که ابوذر استعفا را دقیقا سیاسی می داند.


هفته نامه نقدحال نیز در واکنش به موضوع استعفای شهردار پیشنهادی را مطرح کرد که در فضای رسانه ای استان قابل توجه بود. نادر دارستانی سردبیر این هفته نامه در یادداشتی که در شماره 18 بهمن ماه منتشر شد این پیشنهاد را مطرح کرده است که برای رفع اختلافات پیش آمده، شهردار از میان اعضای شورای شهر انتخاب شود.

دارستانی درقسمتی از این یادداشت نوشته است: براساس شرایط بهوجود آمده و خیلی از اتفاقات پیدا و پنهان دیگر، شهردار کرمانشاه برای دومین بارتصمیم به استعفاء میگیرد تا به اعضای شورا بفهماند که شهرداری کرمانشاه آش دهانسوزی برای او نیست که بخواهد دو دستی آن را بچسبد،. اما نکته اینجاست که چرا اعضای شورایاسلامی شهرکرمانشاه تا این اندازه شهردار را در تنگنا قرار می_دهند؟! اگرچه میتوان حدس زد و پیشبینی کرد که علت در کجا نهفته است، اما برای پایان دادن به اختلافات بین شهردار و اعضای شورا، پیشنهاد میشود یک نفر از بین خود اعضاء برای قرار گرفتن بر مسند شهرداری انتخاب گردد البته با این شرط که این مسئولیت چرخشی بوده و هر سه ماه یکی از بین اعضای شورا بهعنوان شهردار انتخاب شود تا انشاا... به خیر و خوشی با هم کنار بیایند. از وزارت کشور هم عاجزانه میخواهیم، کرمانشاه را جدای از قوانین رایج کشور ببیند و تبصرهای برای این روستای کلانشهرنما مصوب کند که اعضای شورای کرمانشاه با حفظ سمت بتوانند شهردار هم باشند. این پیشنهاد شاید تنها راه راهی از در امان بودن شهرکرمانشاه باشد و با توجه به این که کرمانشاه دارای پانزده عضو در شورای شهر است، هر کدام سه ماه مسئولیت شهرداری را بر عهده داشته باشند تا آب از آب تکان نخورد و مردم هم در کمال آرامش به امور خود که همانا گذران سخت زندگی است رسیدگی نمایند!
هفته نامه غرب پس از رسانه ای شدن خبر استعفای شهردار کرمانشاه در شماره 19 بهمن ماه، در گزارشی با تیتر "خدانگهدار آقای شهردار" استعفای قربانی را قطعی تلقی کرد.

در قسمتی از این گزارش آمده است: شهردار تلاشگر کرمانشاه هنگامی استعفا داد که از دخالت که از دخالت بی مورد برخی اعضای شورای شهر به ستوه آمده بود. یکی می گفت: چرا آقای سوری را شهردار نکرده ای؟ دیگری می گفت چرا شیرین سخن را دوباره به سازمان آرامستان ها فرستاده ای؟ یکی می گفت چرا از بستگان فلان عضو شورا را دبیر کمیسیون ماده 100 نکرده ای؟ و ... براستی کدام شهردار می تواند با 15 نفر عضو شورا با تفکرات مختلف و متضاد کار کند؟ کدام شهدار می توانست با شورایی که رئیس آن فردی مانند سالار احمدزاده است به کار خود در سمت شهرداری ادامه دهد؟ آیا در چنین شرایطی برای شهردار چاره ای جز استعفا مانده بود؟ مگر خود آقایان شورا که این روزها مدام از استعفای شهردار اظهار نگرانی می کنند قضیه التیماتوم 48 ساعته خود به شهردار در هفته گذشته در اعتراض به انتصابات چند روز قبل وی را فراموش کرده اند؟!..
نسیم غرب دیگر نشریه محلی کرمانشاه بود که تیتر اصلی شماره 19 بهمن ماه خود را به استعفای شهردار اختصاص داد.

عبدالله مرادی در قسمتی از این یادداشت نوشته است: این استعفا و بازی های پشت پرده شورا و شهداری تنها گریبان شهروندان کرمانشاهی را خواهد گرفت، استعفای شهردار در ماه های پایانی سال که باید بودجه برای سال آینده بسته شود و تدارک نوروز دیده شود لطمات جبران ناپذیری را به شهر کرمانشاه خواهد زد.
حال این سوال پیش می آید که قربانی از چه روی دست به استعفا داده است؟از روی ذکاوت، ناتوانی و یا فشارهای اعضای شورا؛ چرا که شهردار کرمانشاه با روحیه ای جهادی برنامه و طرح های مجموعه خود را برای نوروز در کارگروه گردشگری استان طرح کرد و دو روز بعد استعفا داد.
روزنامه باختر نیز به این موضوع اینگونه پرداخته است که در صورت قبول استعفای شهردار، کرمانشاه بدون شهردار نمی تواند اداره شود.

در قسمتی از مطلب منتشر شده در باختر آمده است: با استعفای دکتر قربانی، باز هم شهر و شهداری دچار بلاتکلیفی و سردرگمی خواهد شد چرا که شهرداری از نظر پروژه های اجرایی و برنامه های شهری که از وسعت زیادی هم برخوردار است، در شبانه روز لحظه ای آرامش و تعطیلی ندارد و همواره باید امور مربوطه، با مدیریت قوی و با تجربه اداره بشود.
پس با این ترتیب، اگر چه متاسفانه در شورای شهر، اختلاف نظرهای متفاوتی وجود دارد و از پیش هم وجود داشته اما وظیفه این پارلمان کوچک شهری اینست که هر چه زودتر نسبت به انتخاب شهردار جدید اما قدرتمند تر اقدام کنند.
هفته نامه آوای کرمانشاه که توسط برخی از کارکنان استانداری کرمانشاه منتشر می شود در این میان به موضوع استعفای شهردار با نگاهی دیگر پرداخته و با مطرح کردن مسئله طیف بندی شورای شهر سعی کرده است که حواشی پیش آمده را به این مسئله مرتبط اعلام کند.

مطلب منتشر شده در آوای کرمانشاه به موضوع جلسه شورای شهر برای بررسی استعفای شهردار که به دلیل عدم حضور بعضی از اعضا و همچنین شهردار برگزار نشد، اشاره کرده است.
بازگشت شهردار به محل کار خود
پس از کش و قوس های فراوان بر سر استعفای شهردار کرمانشاه، شهردار کرمانشاه با تاکید آیت الله علما به محل کار خود بازگشت تا در ایام نوروزی کرمانشاه بدون شهردار نباشد.
تعدادی از رسانه های محلی کرمانشاه که در روزهای پس از این اتفاق منتشر شدند این موضوع را به عنوان خبری متفاوت پس از روزها کش و قوس بر سر شهرداری منتشر کردند.
روزنامه باختر در شماره 30 بهمن ماه خود با تیتر "آقای قربانی بعد از عید به سلامت" این خبر را منتشر کرد.

تیتر های بازاری
پس از روزهای شلوغ مطبوعات محلی کرمانشاه و پرداختن آن ها به قضایای شهرداری و شورای شهر، نشریات به حالت عادی برگشته و صفحات اول خود را به موضوعات روزمره اختصاص دادند.

روزنامه نسیم غرب تیتر اصلی شماره 26 بهمن ماه خود را به افزایش قیمت مرغ یخ زده اختصاص داد و نوشت: در آستانه بازار شب عید باز هم قیمت مرغ از قفس پرید و از شیب ملایم درصدی در طول یک ماه بالا رفت.
خبری که تکذیب شد
هفته نامه غرب در شماره 26 بهمن ماه خود تیتر اصلی خود را به اخبار تایید نشده ای اختصاص داد که از دریافت پول توسط برخی نمایندگان سابق کرمانشاه از محمد رضا رحیمی خبر می داد.

این خبر توسط نمایندگانی که اسم آن ها در برخی از شبکه های اجتماعی آورده شده بود، تکذیب شد.
مشاور بازی استاندار کرمانشاه
هفته نامه نقد حال در شماره 25 بهمن ماه خود مطلبی طنز با عنوان "مشاور بازی" را منتشر کرده است که به موضوع انتصاب مشاوران متعدد در استانداری کرمانشاه می پردازد.

در این مطلب آمده است:
دیرو دمعصری تیپ کردم آخه یه کفتر غریب تو آسمان ول میگشت! چند چرخ که زدن، شوره کردم نشست! گرفتمش و غریبِ غریب بود کفتر دنانگیری نوود، چند گلام تو شانهش داشت؛ خیلی نمیارزید ولی بد نبود غنیمتی و دشتِ آخر بود. بعد با جعفرکله و فری قرمزی رفتیم طاقوسان! جاتان خالی به دلتان نیفته چند سیخ جگر و پفی زدیم بر بدن، اما امان از سیاست! چن جووان نشتودن میز بغلیمان! یکیشان داد میزد کی دیده معاون قالیباف بشه مشاور استاندار روحانی! انقذه قلمهقال کردن که وخیزادم و رفتم پای میزشان و گفتم: باوم میشه نهقیرینان! فقط دو سیخ جگر خُشک و خالیه میزارین بشه گوشت به تنمان! یا با ای اسمای زَرِهماری، میکنینش کوفتمان! یکشان منه شناخت، وخیزاد و گفت: داش اسی چشم! ولی تونه مولا تو قضاوت بکه! تو کفترات میدی بال به بال کفتر غریب! گفتم: نه! مگه خر کاکیلهمه جویده! یه دفه فری قرمزی پرید وسط و گفت: ویسا باهم بریم! اینا اَ آدِم حرف میزنن نه کفتر! مالیده! جعفر کله هم پقی زد زیر خنه و گفت: ویمسین ویسین وینمیسین وی نیسین! اینا دکتر دانشگاه آزاد به بالا حرف میزنن! بیاین اَ دهن افتاد. تا نشتیم پای جگرا و پفییا! دوواره دادوهوارشان بلن شد! دیه روم نشد وخیزم چیزی بششان بگم! سَرِمه کردم تو ای دو قنجگ جگر و هر دو سیخاشه پیچیدم تو یه لته لواش ماشینی، شودود دو لقمه! حساو کردم هر لقمه دو هزار تومن! تو ای فکرا بودم یهو همهشان آمدن دور میز ما و اونی که منه میشناخت گفت: داش اسی »مشاور« میدانی چیزه؟ هول کردم گفتم: شکلاته؟! زدن زیر خنه! فهمیدم زدم خاکی! پنچرم! بری ایکه خراوو نکنم، گفتم: تو جیب جا میشه؟! فری قرمزی گفت: به بعضی از ای دکتر مکترا میگن »مشاور« مگه نه کاکه! جعفر کله گفت: درکه وا که! مشاور که دکتر نیس! یکی دوکی اَ اینا تو مَرسه دیدم. ایجو سیلش کردم که خجالت کشید و عرق از نک سیبلاش چکید و گفت: مَرسهی آبجیم! دیدن اَ ما چیزی کاسب نمیشن، رفتن نشتن سر جاشان، خوره افتادود به جانم! این مشاور پوشاور چیزه! طاقتم نگرفت دوواره رفتم ای دفه نشتم و گفتم: سیکو تا نفهمم ای مشاور پوشاور چیزه ولتان نِمُکنم! یکیشان که معقولتر بود دهن وا کرد: مشاور یعنی کسی که به آدِم مشورت میده! یعنی تو مخوای کفتر بخری میری یکیه میاری تا کلاو نره سرت! رگ کردنی شودودم و گفتم: ننه نزائیده کسی تو کفتر کلاو بذار سر مه!!! پسره اخمش رفت تو هم و گفت: کفتر نه! ماشین! گفتم: په بگو! با پشت دس زدم پشتش و گفتم: بگو دلال! مشاور چیزه!؟ یه جوری سیلم کردن که نگو! از اینا که چه میگن... سفی اندر عاقل! جعفر کله هم آمد و نشت پیشمان و گفت: یه دقه دنان بگیر خودت بینم چه میگن! و با دس اشاره داد که بگو. هه او پسره گفت: آدِما بری کاراشان همه چیزهَ نمیدانن، په یه وقتایی کساییه میارن که به اونا رهنمایی بده! مثلن استاندار که علامه دهر نیس که؟! بری ای که تو هر چیزی کارش دُرُس باشه، مشاور میگیره! مشاور هنری! مشاور فرهنگی! مشاور اقتصادی و هی ایجو! فری قرمزی گفت: ای که خوبه! په بری چه دادوهوار مُکُنین؟ او پسری که میشناختم، گفت: شما اگه یه کفتر غریب بگیرین چه مکنین؟ گفتم: یا بالِشه مُوسیمان یا قیچی مکنیم. او پسریه که ساکت بود، گفت: گفتمان اعتدال اجازه میده از هر توانی استفاده کنیم! ما سه تام مثل جنگرفتهها هاجواج نگاش کردیم، آخه معلوم نوود به چه زوانی حرف زد! پسر معقولگه گفت: درسته اما شرط داره! شرطش اینه که در دایرهی اعتدال اولویت با همعرض هاست. شرط و شروطشه فهمیدم اما باقیشه نفهمیدم. فری قرمزی هم بری ای که قپی بیاد، گفت: هر کفتربازی حق داره هر کفتریه داشته واشه! با شقه دستمال یزدیه یکی کوباندم تو صورتش که یعنی خفه! تو به ای حرفا چه؟ دوقرانیش افتاد. و دستی به سیبلاش کشید و نُطُق نکرد. گفتم: باوگم! پسر خوب! یه جوری بگین مام بدانیم دنیا دس کیه؟ اصن مثن کِرِ زمینی حرف بزنین! یکیشان گفت: شما بچهی کدام محلین؟ گفتم: چنانی گفت: اگه بخای نانی به کسی بدی به بچه محلت میدیش یا به بچههای سرتپه و پشتبدنه؟ یا اگه بخای کسی زیر بغلته بگیر وکمکی بهشت بکنه؟ فری قرمزی باز پرید وسط و گفت: مالیده! صغری کبرات مالیده داشی! اونجا که چراغی که به خانه رواست جای دیایه، اینجا نیست. یه دفه ابیکووای صاب جگریه آمد و نشت و گفت: همش سر لحاف ملاس! اینا دسشان هی تو یه کاسه بوده و هس! شمام بیخود اعصاب مصاب مایه رختین بهم! هر که هر چی میتانه مکنه! امرو دیه مثه قدیما نیس که سرهکشیها رو باشه! زیره زیره کارایه مکنن و اصن معلوم نی کی سَرَیه کیه؟ کی با کیه؟ شمام خون خودتان کثیف نکنین! دیدم کفتر بازی بیشتر به کارم میاد تا مشاوربازی، اصن ندانستم چه شد؟ چه گفتن؟ و کی به کیه؟ حساو کردیم و آمدیم خانه. رفتم بالهبان در کفترخان وا کردم دیدم کفتر غریبه کز کرده یه گوشه و هیچکدام از کفترا نرفتن سراغش! بعدن میرن، یکی دو رو طول میکشه تا بشه اَ خودمان! سرتان درد آوردَم! بوخشین تون مولا
انتهای پیام./
استعفای شهردار کرمانشاه، همزمانی برخی از اتفاقات با این استعفا، جلسات بدون نتیجه شورای شهر برای بررسی این استعفا و در نهایت بازگشت شهردار به محل کار خود پس از توصیه های آیت الله علما، همگی از جمله سوژه هایی است که هر یک به دلیل جذابیت و اهمیت بالای خبری می تواند مورد توجه رسانه ها قرار بگیرد؛ هرچند که رسانه ها نیز به این موضوع به صورت گسترده پرداختند.
واکنش نشریات به استعفای شهردار کرمانشاه
واکنش نشریات به این استعفا به 2 بازه زمانی پس از استعفا و پس از بازگشت قربانی به محل کار خود در شهردار تقسیم می شود.
در بازه زمانی اول نشریات هر یک به فراخور خطوطی که دنبال می کنند به این موضوع نگاهی خاص داشتند. در این میان نگاه های سیاسی هم بی تاثیر نبود که این موضوع را می توان در واکنش های متضاد برخی از نشریات به خوبی مشاهده کرد.
نشریه ابوذر در شماره 19 بهمن ماه خود در گزارشی نوشته است که این استعفا و برخی از حواشی پیش آمده اخیر نشان دهنده سیاسی بودن این استعفا است. ابوذر نوشته است: نحوه استعفای شهردار، شنیده هایی مبنی بر فشارهای سیاسی بر شهردار در انتصابات و تعجیل برخی از افراد برای استعفای وی همه و همه حاکی از آن است که پشت پرده موضوعات جناحی و سیاسی قرار دارد و قطعا منافع عمومی در این مسیر برای این عده اهمیتی ندارد. ماندن و نماندن شهردار چندان موضوع مهمی نیست، اما استعفای شهردار بنا بر فشارهای غیرقانونی و در شرایطی که موضوعات عمران شهری و خدمت به شهروندان دستخوش نوسانات نامطلوبی می شود، جای بحث و بررسی بیشتر دارد.
همچنین تیترهایی صفحه اول این نشریه همگی نشان می دهد که ابوذر استعفا را دقیقا سیاسی می داند.


هفته نامه نقدحال نیز در واکنش به موضوع استعفای شهردار پیشنهادی را مطرح کرد که در فضای رسانه ای استان قابل توجه بود. نادر دارستانی سردبیر این هفته نامه در یادداشتی که در شماره 18 بهمن ماه منتشر شد این پیشنهاد را مطرح کرده است که برای رفع اختلافات پیش آمده، شهردار از میان اعضای شورای شهر انتخاب شود.

دارستانی درقسمتی از این یادداشت نوشته است: براساس شرایط بهوجود آمده و خیلی از اتفاقات پیدا و پنهان دیگر، شهردار کرمانشاه برای دومین بارتصمیم به استعفاء میگیرد تا به اعضای شورا بفهماند که شهرداری کرمانشاه آش دهانسوزی برای او نیست که بخواهد دو دستی آن را بچسبد،. اما نکته اینجاست که چرا اعضای شورایاسلامی شهرکرمانشاه تا این اندازه شهردار را در تنگنا قرار می_دهند؟! اگرچه میتوان حدس زد و پیشبینی کرد که علت در کجا نهفته است، اما برای پایان دادن به اختلافات بین شهردار و اعضای شورا، پیشنهاد میشود یک نفر از بین خود اعضاء برای قرار گرفتن بر مسند شهرداری انتخاب گردد البته با این شرط که این مسئولیت چرخشی بوده و هر سه ماه یکی از بین اعضای شورا بهعنوان شهردار انتخاب شود تا انشاا... به خیر و خوشی با هم کنار بیایند. از وزارت کشور هم عاجزانه میخواهیم، کرمانشاه را جدای از قوانین رایج کشور ببیند و تبصرهای برای این روستای کلانشهرنما مصوب کند که اعضای شورای کرمانشاه با حفظ سمت بتوانند شهردار هم باشند. این پیشنهاد شاید تنها راه راهی از در امان بودن شهرکرمانشاه باشد و با توجه به این که کرمانشاه دارای پانزده عضو در شورای شهر است، هر کدام سه ماه مسئولیت شهرداری را بر عهده داشته باشند تا آب از آب تکان نخورد و مردم هم در کمال آرامش به امور خود که همانا گذران سخت زندگی است رسیدگی نمایند!
هفته نامه غرب پس از رسانه ای شدن خبر استعفای شهردار کرمانشاه در شماره 19 بهمن ماه، در گزارشی با تیتر "خدانگهدار آقای شهردار" استعفای قربانی را قطعی تلقی کرد.

در قسمتی از این گزارش آمده است: شهردار تلاشگر کرمانشاه هنگامی استعفا داد که از دخالت که از دخالت بی مورد برخی اعضای شورای شهر به ستوه آمده بود. یکی می گفت: چرا آقای سوری را شهردار نکرده ای؟ دیگری می گفت چرا شیرین سخن را دوباره به سازمان آرامستان ها فرستاده ای؟ یکی می گفت چرا از بستگان فلان عضو شورا را دبیر کمیسیون ماده 100 نکرده ای؟ و ... براستی کدام شهردار می تواند با 15 نفر عضو شورا با تفکرات مختلف و متضاد کار کند؟ کدام شهدار می توانست با شورایی که رئیس آن فردی مانند سالار احمدزاده است به کار خود در سمت شهرداری ادامه دهد؟ آیا در چنین شرایطی برای شهردار چاره ای جز استعفا مانده بود؟ مگر خود آقایان شورا که این روزها مدام از استعفای شهردار اظهار نگرانی می کنند قضیه التیماتوم 48 ساعته خود به شهردار در هفته گذشته در اعتراض به انتصابات چند روز قبل وی را فراموش کرده اند؟!..
نسیم غرب دیگر نشریه محلی کرمانشاه بود که تیتر اصلی شماره 19 بهمن ماه خود را به استعفای شهردار اختصاص داد.

عبدالله مرادی در قسمتی از این یادداشت نوشته است: این استعفا و بازی های پشت پرده شورا و شهداری تنها گریبان شهروندان کرمانشاهی را خواهد گرفت، استعفای شهردار در ماه های پایانی سال که باید بودجه برای سال آینده بسته شود و تدارک نوروز دیده شود لطمات جبران ناپذیری را به شهر کرمانشاه خواهد زد.
حال این سوال پیش می آید که قربانی از چه روی دست به استعفا داده است؟از روی ذکاوت، ناتوانی و یا فشارهای اعضای شورا؛ چرا که شهردار کرمانشاه با روحیه ای جهادی برنامه و طرح های مجموعه خود را برای نوروز در کارگروه گردشگری استان طرح کرد و دو روز بعد استعفا داد.
روزنامه باختر نیز به این موضوع اینگونه پرداخته است که در صورت قبول استعفای شهردار، کرمانشاه بدون شهردار نمی تواند اداره شود.

در قسمتی از مطلب منتشر شده در باختر آمده است: با استعفای دکتر قربانی، باز هم شهر و شهداری دچار بلاتکلیفی و سردرگمی خواهد شد چرا که شهرداری از نظر پروژه های اجرایی و برنامه های شهری که از وسعت زیادی هم برخوردار است، در شبانه روز لحظه ای آرامش و تعطیلی ندارد و همواره باید امور مربوطه، با مدیریت قوی و با تجربه اداره بشود.
پس با این ترتیب، اگر چه متاسفانه در شورای شهر، اختلاف نظرهای متفاوتی وجود دارد و از پیش هم وجود داشته اما وظیفه این پارلمان کوچک شهری اینست که هر چه زودتر نسبت به انتخاب شهردار جدید اما قدرتمند تر اقدام کنند.
هفته نامه آوای کرمانشاه که توسط برخی از کارکنان استانداری کرمانشاه منتشر می شود در این میان به موضوع استعفای شهردار با نگاهی دیگر پرداخته و با مطرح کردن مسئله طیف بندی شورای شهر سعی کرده است که حواشی پیش آمده را به این مسئله مرتبط اعلام کند.

مطلب منتشر شده در آوای کرمانشاه به موضوع جلسه شورای شهر برای بررسی استعفای شهردار که به دلیل عدم حضور بعضی از اعضا و همچنین شهردار برگزار نشد، اشاره کرده است.
بازگشت شهردار به محل کار خود
پس از کش و قوس های فراوان بر سر استعفای شهردار کرمانشاه، شهردار کرمانشاه با تاکید آیت الله علما به محل کار خود بازگشت تا در ایام نوروزی کرمانشاه بدون شهردار نباشد.
تعدادی از رسانه های محلی کرمانشاه که در روزهای پس از این اتفاق منتشر شدند این موضوع را به عنوان خبری متفاوت پس از روزها کش و قوس بر سر شهرداری منتشر کردند.
روزنامه باختر در شماره 30 بهمن ماه خود با تیتر "آقای قربانی بعد از عید به سلامت" این خبر را منتشر کرد.

تیتر های بازاری
پس از روزهای شلوغ مطبوعات محلی کرمانشاه و پرداختن آن ها به قضایای شهرداری و شورای شهر، نشریات به حالت عادی برگشته و صفحات اول خود را به موضوعات روزمره اختصاص دادند.

روزنامه نسیم غرب تیتر اصلی شماره 26 بهمن ماه خود را به افزایش قیمت مرغ یخ زده اختصاص داد و نوشت: در آستانه بازار شب عید باز هم قیمت مرغ از قفس پرید و از شیب ملایم درصدی در طول یک ماه بالا رفت.
خبری که تکذیب شد
هفته نامه غرب در شماره 26 بهمن ماه خود تیتر اصلی خود را به اخبار تایید نشده ای اختصاص داد که از دریافت پول توسط برخی نمایندگان سابق کرمانشاه از محمد رضا رحیمی خبر می داد.

این خبر توسط نمایندگانی که اسم آن ها در برخی از شبکه های اجتماعی آورده شده بود، تکذیب شد.
مشاور بازی استاندار کرمانشاه
هفته نامه نقد حال در شماره 25 بهمن ماه خود مطلبی طنز با عنوان "مشاور بازی" را منتشر کرده است که به موضوع انتصاب مشاوران متعدد در استانداری کرمانشاه می پردازد.

در این مطلب آمده است:
دیرو دمعصری تیپ کردم آخه یه کفتر غریب تو آسمان ول میگشت! چند چرخ که زدن، شوره کردم نشست! گرفتمش و غریبِ غریب بود کفتر دنانگیری نوود، چند گلام تو شانهش داشت؛ خیلی نمیارزید ولی بد نبود غنیمتی و دشتِ آخر بود. بعد با جعفرکله و فری قرمزی رفتیم طاقوسان! جاتان خالی به دلتان نیفته چند سیخ جگر و پفی زدیم بر بدن، اما امان از سیاست! چن جووان نشتودن میز بغلیمان! یکیشان داد میزد کی دیده معاون قالیباف بشه مشاور استاندار روحانی! انقذه قلمهقال کردن که وخیزادم و رفتم پای میزشان و گفتم: باوم میشه نهقیرینان! فقط دو سیخ جگر خُشک و خالیه میزارین بشه گوشت به تنمان! یا با ای اسمای زَرِهماری، میکنینش کوفتمان! یکشان منه شناخت، وخیزاد و گفت: داش اسی چشم! ولی تونه مولا تو قضاوت بکه! تو کفترات میدی بال به بال کفتر غریب! گفتم: نه! مگه خر کاکیلهمه جویده! یه دفه فری قرمزی پرید وسط و گفت: ویسا باهم بریم! اینا اَ آدِم حرف میزنن نه کفتر! مالیده! جعفر کله هم پقی زد زیر خنه و گفت: ویمسین ویسین وینمیسین وی نیسین! اینا دکتر دانشگاه آزاد به بالا حرف میزنن! بیاین اَ دهن افتاد. تا نشتیم پای جگرا و پفییا! دوواره دادوهوارشان بلن شد! دیه روم نشد وخیزم چیزی بششان بگم! سَرِمه کردم تو ای دو قنجگ جگر و هر دو سیخاشه پیچیدم تو یه لته لواش ماشینی، شودود دو لقمه! حساو کردم هر لقمه دو هزار تومن! تو ای فکرا بودم یهو همهشان آمدن دور میز ما و اونی که منه میشناخت گفت: داش اسی »مشاور« میدانی چیزه؟ هول کردم گفتم: شکلاته؟! زدن زیر خنه! فهمیدم زدم خاکی! پنچرم! بری ایکه خراوو نکنم، گفتم: تو جیب جا میشه؟! فری قرمزی گفت: به بعضی از ای دکتر مکترا میگن »مشاور« مگه نه کاکه! جعفر کله گفت: درکه وا که! مشاور که دکتر نیس! یکی دوکی اَ اینا تو مَرسه دیدم. ایجو سیلش کردم که خجالت کشید و عرق از نک سیبلاش چکید و گفت: مَرسهی آبجیم! دیدن اَ ما چیزی کاسب نمیشن، رفتن نشتن سر جاشان، خوره افتادود به جانم! این مشاور پوشاور چیزه! طاقتم نگرفت دوواره رفتم ای دفه نشتم و گفتم: سیکو تا نفهمم ای مشاور پوشاور چیزه ولتان نِمُکنم! یکیشان که معقولتر بود دهن وا کرد: مشاور یعنی کسی که به آدِم مشورت میده! یعنی تو مخوای کفتر بخری میری یکیه میاری تا کلاو نره سرت! رگ کردنی شودودم و گفتم: ننه نزائیده کسی تو کفتر کلاو بذار سر مه!!! پسره اخمش رفت تو هم و گفت: کفتر نه! ماشین! گفتم: په بگو! با پشت دس زدم پشتش و گفتم: بگو دلال! مشاور چیزه!؟ یه جوری سیلم کردن که نگو! از اینا که چه میگن... سفی اندر عاقل! جعفر کله هم آمد و نشت پیشمان و گفت: یه دقه دنان بگیر خودت بینم چه میگن! و با دس اشاره داد که بگو. هه او پسره گفت: آدِما بری کاراشان همه چیزهَ نمیدانن، په یه وقتایی کساییه میارن که به اونا رهنمایی بده! مثلن استاندار که علامه دهر نیس که؟! بری ای که تو هر چیزی کارش دُرُس باشه، مشاور میگیره! مشاور هنری! مشاور فرهنگی! مشاور اقتصادی و هی ایجو! فری قرمزی گفت: ای که خوبه! په بری چه دادوهوار مُکُنین؟ او پسری که میشناختم، گفت: شما اگه یه کفتر غریب بگیرین چه مکنین؟ گفتم: یا بالِشه مُوسیمان یا قیچی مکنیم. او پسریه که ساکت بود، گفت: گفتمان اعتدال اجازه میده از هر توانی استفاده کنیم! ما سه تام مثل جنگرفتهها هاجواج نگاش کردیم، آخه معلوم نوود به چه زوانی حرف زد! پسر معقولگه گفت: درسته اما شرط داره! شرطش اینه که در دایرهی اعتدال اولویت با همعرض هاست. شرط و شروطشه فهمیدم اما باقیشه نفهمیدم. فری قرمزی هم بری ای که قپی بیاد، گفت: هر کفتربازی حق داره هر کفتریه داشته واشه! با شقه دستمال یزدیه یکی کوباندم تو صورتش که یعنی خفه! تو به ای حرفا چه؟ دوقرانیش افتاد. و دستی به سیبلاش کشید و نُطُق نکرد. گفتم: باوگم! پسر خوب! یه جوری بگین مام بدانیم دنیا دس کیه؟ اصن مثن کِرِ زمینی حرف بزنین! یکیشان گفت: شما بچهی کدام محلین؟ گفتم: چنانی گفت: اگه بخای نانی به کسی بدی به بچه محلت میدیش یا به بچههای سرتپه و پشتبدنه؟ یا اگه بخای کسی زیر بغلته بگیر وکمکی بهشت بکنه؟ فری قرمزی باز پرید وسط و گفت: مالیده! صغری کبرات مالیده داشی! اونجا که چراغی که به خانه رواست جای دیایه، اینجا نیست. یه دفه ابیکووای صاب جگریه آمد و نشت و گفت: همش سر لحاف ملاس! اینا دسشان هی تو یه کاسه بوده و هس! شمام بیخود اعصاب مصاب مایه رختین بهم! هر که هر چی میتانه مکنه! امرو دیه مثه قدیما نیس که سرهکشیها رو باشه! زیره زیره کارایه مکنن و اصن معلوم نی کی سَرَیه کیه؟ کی با کیه؟ شمام خون خودتان کثیف نکنین! دیدم کفتر بازی بیشتر به کارم میاد تا مشاوربازی، اصن ندانستم چه شد؟ چه گفتن؟ و کی به کیه؟ حساو کردیم و آمدیم خانه. رفتم بالهبان در کفترخان وا کردم دیدم کفتر غریبه کز کرده یه گوشه و هیچکدام از کفترا نرفتن سراغش! بعدن میرن، یکی دو رو طول میکشه تا بشه اَ خودمان! سرتان درد آوردَم! بوخشین تون مولا
انتهای پیام./
,
استعفای شهردار کرمانشاه، همزمانی برخی از اتفاقات با این استعفا، جلسات بدون نتیجه شورای شهر برای بررسی این استعفا و در نهایت بازگشت شهردار به محل کار خود پس از توصیه های آیت الله علما، همگی از جمله سوژه هایی است که هر یک به دلیل جذابیت و اهمیت بالای خبری می تواند مورد توجه رسانه ها قرار بگیرد؛ هرچند که رسانه ها نیز به این موضوع به صورت گسترده پرداختند.
,,
واکنش نشریات به استعفای شهردار کرمانشاه
, واکنش نشریات به استعفای شهردار کرمانشاه,,
واکنش نشریات به این استعفا به 2 بازه زمانی پس از استعفا و پس از بازگشت قربانی به محل کار خود در شهردار تقسیم می شود.
,,
در بازه زمانی اول نشریات هر یک به فراخور خطوطی که دنبال می کنند به این موضوع نگاهی خاص داشتند. در این میان نگاه های سیاسی هم بی تاثیر نبود که این موضوع را می توان در واکنش های متضاد برخی از نشریات به خوبی مشاهده کرد.
,,
نشریه ابوذر در شماره 19 بهمن ماه خود در گزارشی نوشته است که این استعفا و برخی از حواشی پیش آمده اخیر نشان دهنده سیاسی بودن این استعفا است. ابوذر نوشته است: نحوه استعفای شهردار، شنیده هایی مبنی بر فشارهای سیاسی بر شهردار در انتصابات و تعجیل برخی از افراد برای استعفای وی همه و همه حاکی از آن است که پشت پرده موضوعات جناحی و سیاسی قرار دارد و قطعا منافع عمومی در این مسیر برای این عده اهمیتی ندارد. ماندن و نماندن شهردار چندان موضوع مهمی نیست، اما استعفای شهردار بنا بر فشارهای غیرقانونی و در شرایطی که موضوعات عمران شهری و خدمت به شهروندان دستخوش نوسانات نامطلوبی می شود، جای بحث و بررسی بیشتر دارد.
, نشریه ابوذر,,
همچنین تیترهایی صفحه اول این نشریه همگی نشان می دهد که ابوذر استعفا را دقیقا سیاسی می داند.
,,

,

, ,
هفته نامه نقدحال نیز در واکنش به موضوع استعفای شهردار پیشنهادی را مطرح کرد که در فضای رسانه ای استان قابل توجه بود. نادر دارستانی سردبیر این هفته نامه در یادداشتی که در شماره 18 بهمن ماه منتشر شد این پیشنهاد را مطرح کرده است که برای رفع اختلافات پیش آمده، شهردار از میان اعضای شورای شهر انتخاب شود.
, هفته نامه نقدحال,,

, ,
دارستانی درقسمتی از این یادداشت نوشته است: براساس شرایط بهوجود آمده و خیلی از اتفاقات پیدا و پنهان دیگر، شهردار کرمانشاه برای دومین بارتصمیم به استعفاء میگیرد تا به اعضای شورا بفهماند که شهرداری کرمانشاه آش دهانسوزی برای او نیست که بخواهد دو دستی آن را بچسبد،. اما نکته اینجاست که چرا اعضای شورایاسلامی شهرکرمانشاه تا این اندازه شهردار را در تنگنا قرار می_دهند؟! اگرچه میتوان حدس زد و پیشبینی کرد که علت در کجا نهفته است، اما برای پایان دادن به اختلافات بین شهردار و اعضای شورا، پیشنهاد میشود یک نفر از بین خود اعضاء برای قرار گرفتن بر مسند شهرداری انتخاب گردد البته با این شرط که این مسئولیت چرخشی بوده و هر سه ماه یکی از بین اعضای شورا بهعنوان شهردار انتخاب شود تا انشاا... به خیر و خوشی با هم کنار بیایند. از وزارت کشور هم عاجزانه میخواهیم، کرمانشاه را جدای از قوانین رایج کشور ببیند و تبصرهای برای این روستای کلانشهرنما مصوب کند که اعضای شورای کرمانشاه با حفظ سمت بتوانند شهردار هم باشند. این پیشنهاد شاید تنها راه راهی از در امان بودن شهرکرمانشاه باشد و با توجه به این که کرمانشاه دارای پانزده عضو در شورای شهر است، هر کدام سه ماه مسئولیت شهرداری را بر عهده داشته باشند تا آب از آب تکان نخورد و مردم هم در کمال آرامش به امور خود که همانا گذران سخت زندگی است رسیدگی نمایند!
,,
,
هفته نامه غرب پس از رسانه ای شدن خبر استعفای شهردار کرمانشاه در شماره 19 بهمن ماه، در گزارشی با تیتر "خدانگهدار آقای شهردار" استعفای قربانی را قطعی تلقی کرد.
, هفته نامه غرب,,

, ,
در قسمتی از این گزارش آمده است: شهردار تلاشگر کرمانشاه هنگامی استعفا داد که از دخالت که از دخالت بی مورد برخی اعضای شورای شهر به ستوه آمده بود. یکی می گفت: چرا آقای سوری را شهردار نکرده ای؟ دیگری می گفت چرا شیرین سخن را دوباره به سازمان آرامستان ها فرستاده ای؟ یکی می گفت چرا از بستگان فلان عضو شورا را دبیر کمیسیون ماده 100 نکرده ای؟ و ... براستی کدام شهردار می تواند با 15 نفر عضو شورا با تفکرات مختلف و متضاد کار کند؟ کدام شهدار می توانست با شورایی که رئیس آن فردی مانند سالار احمدزاده است به کار خود در سمت شهرداری ادامه دهد؟ آیا در چنین شرایطی برای شهردار چاره ای جز استعفا مانده بود؟ مگر خود آقایان شورا که این روزها مدام از استعفای شهردار اظهار نگرانی می کنند قضیه التیماتوم 48 ساعته خود به شهردار در هفته گذشته در اعتراض به انتصابات چند روز قبل وی را فراموش کرده اند؟!..
,,
نسیم غرب دیگر نشریه محلی کرمانشاه بود که تیتر اصلی شماره 19 بهمن ماه خود را به استعفای شهردار اختصاص داد.
, نسیم غرب ,,

, ,
عبدالله مرادی در قسمتی از این یادداشت نوشته است: این استعفا و بازی های پشت پرده شورا و شهداری تنها گریبان شهروندان کرمانشاهی را خواهد گرفت، استعفای شهردار در ماه های پایانی سال که باید بودجه برای سال آینده بسته شود و تدارک نوروز دیده شود لطمات جبران ناپذیری را به شهر کرمانشاه خواهد زد.
,حال این سوال پیش می آید که قربانی از چه روی دست به استعفا داده است؟از روی ذکاوت، ناتوانی و یا فشارهای اعضای شورا؛ چرا که شهردار کرمانشاه با روحیه ای جهادی برنامه و طرح های مجموعه خود را برای نوروز در کارگروه گردشگری استان طرح کرد و دو روز بعد استعفا داد.
,,
روزنامه باختر نیز به این موضوع اینگونه پرداخته است که در صورت قبول استعفای شهردار، کرمانشاه بدون شهردار نمی تواند اداره شود.
, روزنامه باختر,,

, ,
در قسمتی از مطلب منتشر شده در باختر آمده است: با استعفای دکتر قربانی، باز هم شهر و شهداری دچار بلاتکلیفی و سردرگمی خواهد شد چرا که شهرداری از نظر پروژه های اجرایی و برنامه های شهری که از وسعت زیادی هم برخوردار است، در شبانه روز لحظه ای آرامش و تعطیلی ندارد و همواره باید امور مربوطه، با مدیریت قوی و با تجربه اداره بشود.
,پس با این ترتیب، اگر چه متاسفانه در شورای شهر، اختلاف نظرهای متفاوتی وجود دارد و از پیش هم وجود داشته اما وظیفه این پارلمان کوچک شهری اینست که هر چه زودتر نسبت به انتخاب شهردار جدید اما قدرتمند تر اقدام کنند.
,,
هفته نامه آوای کرمانشاه که توسط برخی از کارکنان استانداری کرمانشاه منتشر می شود در این میان به موضوع استعفای شهردار با نگاهی دیگر پرداخته و با مطرح کردن مسئله طیف بندی شورای شهر سعی کرده است که حواشی پیش آمده را به این مسئله مرتبط اعلام کند.
, هفته نامه آوای کرمانشاه,,

, ,
مطلب منتشر شده در آوای کرمانشاه به موضوع جلسه شورای شهر برای بررسی استعفای شهردار که به دلیل عدم حضور بعضی از اعضا و همچنین شهردار برگزار نشد، اشاره کرده است.
,,
بازگشت شهردار به محل کار خود
, بازگشت شهردار به محل کار خود,,
پس از کش و قوس های فراوان بر سر استعفای شهردار کرمانشاه، شهردار کرمانشاه با تاکید آیت الله علما به محل کار خود بازگشت تا در ایام نوروزی کرمانشاه بدون شهردار نباشد.
,,
تعدادی از رسانه های محلی کرمانشاه که در روزهای پس از این اتفاق منتشر شدند این موضوع را به عنوان خبری متفاوت پس از روزها کش و قوس بر سر شهرداری منتشر کردند.
,,
روزنامه باختر در شماره 30 بهمن ماه خود با تیتر "آقای قربانی بعد از عید به سلامت" این خبر را منتشر کرد.
,

, ,
تیتر های بازاری
, تیتر های بازاری,,
پس از روزهای شلوغ مطبوعات محلی کرمانشاه و پرداختن آن ها به قضایای شهرداری و شورای شهر، نشریات به حالت عادی برگشته و صفحات اول خود را به موضوعات روزمره اختصاص دادند.
,,

, ,
روزنامه نسیم غرب تیتر اصلی شماره 26 بهمن ماه خود را به افزایش قیمت مرغ یخ زده اختصاص داد و نوشت: در آستانه بازار شب عید باز هم قیمت مرغ از قفس پرید و از شیب ملایم درصدی در طول یک ماه بالا رفت.
, روزنامه نسیم غرب,,
خبری که تکذیب شد
, خبری که تکذیب شد,,
هفته نامه غرب در شماره 26 بهمن ماه خود تیتر اصلی خود را به اخبار تایید نشده ای اختصاص داد که از دریافت پول توسط برخی نمایندگان سابق کرمانشاه از محمد رضا رحیمی خبر می داد.
, هفته نامه غرب,,

, ,
این خبر توسط نمایندگانی که اسم آن ها در برخی از شبکه های اجتماعی آورده شده بود، تکذیب شد.
,,
مشاور بازی استاندار کرمانشاه
, مشاور بازی استاندار کرمانشاه,,
هفته نامه نقد حال در شماره 25 بهمن ماه خود مطلبی طنز با عنوان "مشاور بازی" را منتشر کرده است که به موضوع انتصاب مشاوران متعدد در استانداری کرمانشاه می پردازد.
,,

, ,
در این مطلب آمده است:
,دیرو دمعصری تیپ کردم آخه یه کفتر غریب تو آسمان ول میگشت! چند چرخ که زدن، شوره کردم نشست! گرفتمش و غریبِ غریب بود کفتر دنانگیری نوود، چند گلام تو شانهش داشت؛ خیلی نمیارزید ولی بد نبود غنیمتی و دشتِ آخر بود. بعد با جعفرکله و فری قرمزی رفتیم طاقوسان! جاتان خالی به دلتان نیفته چند سیخ جگر و پفی زدیم بر بدن، اما امان از سیاست! چن جووان نشتودن میز بغلیمان! یکیشان داد میزد کی دیده معاون قالیباف بشه مشاور استاندار روحانی! انقذه قلمهقال کردن که وخیزادم و رفتم پای میزشان و گفتم: باوم میشه نهقیرینان! فقط دو سیخ جگر خُشک و خالیه میزارین بشه گوشت به تنمان! یا با ای اسمای زَرِهماری، میکنینش کوفتمان! یکشان منه شناخت، وخیزاد و گفت: داش اسی چشم! ولی تونه مولا تو قضاوت بکه! تو کفترات میدی بال به بال کفتر غریب! گفتم: نه! مگه خر کاکیلهمه جویده! یه دفه فری قرمزی پرید وسط و گفت: ویسا باهم بریم! اینا اَ آدِم حرف میزنن نه کفتر! مالیده! جعفر کله هم پقی زد زیر خنه و گفت: ویمسین ویسین وینمیسین وی نیسین! اینا دکتر دانشگاه آزاد به بالا حرف میزنن! بیاین اَ دهن افتاد. تا نشتیم پای جگرا و پفییا! دوواره دادوهوارشان بلن شد! دیه روم نشد وخیزم چیزی بششان بگم! سَرِمه کردم تو ای دو قنجگ جگر و هر دو سیخاشه پیچیدم تو یه لته لواش ماشینی، شودود دو لقمه! حساو کردم هر لقمه دو هزار تومن! تو ای فکرا بودم یهو همهشان آمدن دور میز ما و اونی که منه میشناخت گفت: داش اسی »مشاور« میدانی چیزه؟ هول کردم گفتم: شکلاته؟! زدن زیر خنه! فهمیدم زدم خاکی! پنچرم! بری ایکه خراوو نکنم، گفتم: تو جیب جا میشه؟! فری قرمزی گفت: به بعضی از ای دکتر مکترا میگن »مشاور« مگه نه کاکه! جعفر کله گفت: درکه وا که! مشاور که دکتر نیس! یکی دوکی اَ اینا تو مَرسه دیدم. ایجو سیلش کردم که خجالت کشید و عرق از نک سیبلاش چکید و گفت: مَرسهی آبجیم! دیدن اَ ما چیزی کاسب نمیشن، رفتن نشتن سر جاشان، خوره افتادود به جانم! این مشاور پوشاور چیزه! طاقتم نگرفت دوواره رفتم ای دفه نشتم و گفتم: سیکو تا نفهمم ای مشاور پوشاور چیزه ولتان نِمُکنم! یکیشان که معقولتر بود دهن وا کرد: مشاور یعنی کسی که به آدِم مشورت میده! یعنی تو مخوای کفتر بخری میری یکیه میاری تا کلاو نره سرت! رگ کردنی شودودم و گفتم: ننه نزائیده کسی تو کفتر کلاو بذار سر مه!!! پسره اخمش رفت تو هم و گفت: کفتر نه! ماشین! گفتم: په بگو! با پشت دس زدم پشتش و گفتم: بگو دلال! مشاور چیزه!؟ یه جوری سیلم کردن که نگو! از اینا که چه میگن... سفی اندر عاقل! جعفر کله هم آمد و نشت پیشمان و گفت: یه دقه دنان بگیر خودت بینم چه میگن! و با دس اشاره داد که بگو. هه او پسره گفت: آدِما بری کاراشان همه چیزهَ نمیدانن، په یه وقتایی کساییه میارن که به اونا رهنمایی بده! مثلن استاندار که علامه دهر نیس که؟! بری ای که تو هر چیزی کارش دُرُس باشه، مشاور میگیره! مشاور هنری! مشاور فرهنگی! مشاور اقتصادی و هی ایجو! فری قرمزی گفت: ای که خوبه! په بری چه دادوهوار مُکُنین؟ او پسری که میشناختم، گفت: شما اگه یه کفتر غریب بگیرین چه مکنین؟ گفتم: یا بالِشه مُوسیمان یا قیچی مکنیم. او پسریه که ساکت بود، گفت: گفتمان اعتدال اجازه میده از هر توانی استفاده کنیم! ما سه تام مثل جنگرفتهها هاجواج نگاش کردیم، آخه معلوم نوود به چه زوانی حرف زد! پسر معقولگه گفت: درسته اما شرط داره! شرطش اینه که در دایرهی اعتدال اولویت با همعرض هاست. شرط و شروطشه فهمیدم اما باقیشه نفهمیدم. فری قرمزی هم بری ای که قپی بیاد، گفت: هر کفتربازی حق داره هر کفتریه داشته واشه! با شقه دستمال یزدیه یکی کوباندم تو صورتش که یعنی خفه! تو به ای حرفا چه؟ دوقرانیش افتاد. و دستی به سیبلاش کشید و نُطُق نکرد. گفتم: باوگم! پسر خوب! یه جوری بگین مام بدانیم دنیا دس کیه؟ اصن مثن کِرِ زمینی حرف بزنین! یکیشان گفت: شما بچهی کدام محلین؟ گفتم: چنانی گفت: اگه بخای نانی به کسی بدی به بچه محلت میدیش یا به بچههای سرتپه و پشتبدنه؟ یا اگه بخای کسی زیر بغلته بگیر وکمکی بهشت بکنه؟ فری قرمزی باز پرید وسط و گفت: مالیده! صغری کبرات مالیده داشی! اونجا که چراغی که به خانه رواست جای دیایه، اینجا نیست. یه دفه ابیکووای صاب جگریه آمد و نشت و گفت: همش سر لحاف ملاس! اینا دسشان هی تو یه کاسه بوده و هس! شمام بیخود اعصاب مصاب مایه رختین بهم! هر که هر چی میتانه مکنه! امرو دیه مثه قدیما نیس که سرهکشیها رو باشه! زیره زیره کارایه مکنن و اصن معلوم نی کی سَرَیه کیه؟ کی با کیه؟ شمام خون خودتان کثیف نکنین! دیدم کفتر بازی بیشتر به کارم میاد تا مشاوربازی، اصن ندانستم چه شد؟ چه گفتن؟ و کی به کیه؟ حساو کردیم و آمدیم خانه. رفتم بالهبان در کفترخان وا کردم دیدم کفتر غریبه کز کرده یه گوشه و هیچکدام از کفترا نرفتن سراغش! بعدن میرن، یکی دو رو طول میکشه تا بشه اَ خودمان! سرتان درد آوردَم! بوخشین تون مولا
,,
انتهای پیام./
,]
ارسال دیدگاه