رحمت خدا از غضبش سبقت میگیرد/مهربان ترین مهربانان
خدایا عادت بدی موجود است که تا وقتی نعمتی هست درکش نمیکنیم، یعنی متوجه بودنش نیستیم، همین که میرود یادمان میافتد که ای وای که نیست و ای خدا برسانش بر ما.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح شفت، خدایا عادت بدی موجود است که تا وقتی نعمتی هست درکش نمیکنیم، یعنی متوجه بودنش نیستیم، همین که میرود یادمان میافتد که ای وای که نیست و ای خدا برسانش بر ما.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,نشانهٔ اینکه متوجه خیلی از نعمتهایی که داریم نیستم همین که شکر بودنشان را نمیکنیم.
,چه بد است آدم قدر سلامتیاش را نداند و از دستش که داد، یادش بیاید که سلامتی چیز خوبیست.
,چقدر بد است، وقتی باران نبارد یادمان بیاید که باران نعمت عظیمی است.
,چقدر بد است وقتی عزیزی را از دست میدهیم یادمان میافتد که چقدر خاطرش را خواستهایم و در حسرت یک ثانیه زندگی با او میمانیم…
,چقدر بد است ندیدن نعمتها و رحمتهای خدا در زمانی غرق در نعمت و رحمتیم.
,خیلی عادت بدی است این ندیدنها، این نادیده گرفتنها یعنی ناسپاسی محض از رحمتگری بیانتها، و ناسپاسی از قدرت و رحمت مطلق خدا
,یعنی اینکه بندگی ما را هر جور که حسابش کنی سخت میلنگد.
,ما که مدعی بندگی خدا هستیم آیا رواست گم شدنمان در نعمتهایی که خدا به ما هدیه داده است و قدر نشناسی از او؟
,آیا رواست نبینیم این همه خوبی را؟
,و این همه زیبایی را؟
,من فکر میکنم اگر قدر نعمتها را در زمانی که داریمشان بدانیم و اگر بابت این نعمتها خدا را سپاس بگوییم، دعاهایمان در هر باب هم گیراتر خواهند شد.
,خداوند در سوره مبارکه سبا آیه شریفهٔ ۱۳ میفرمایند: «وَ قَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ» یعنی «و عده کمی از بندگانم شکرگزارند»؛
,این آیه را که میخوانیم یک تذکری است مهم از طرف خدا به ما که مدعی بندگیاش هستیم.
,تذکری است که مبادا ما هم جزو اکثری از بندگانش باشیم که شکرگزاری نمیکنند؛ تذکری است برای ما که درهر لحظه و نسبت به هر نعمتش شکرگزار باشیم تا مبادا در دستهٔ «أَکْثَرَهُمْ لاَ یَشْکُرُونَ» (سوره مبارکه نمل / آیه شریفه۷۳) قرار بگیریم،
,تذکری است برای ما که سپاسگزار خوبیهای خدا باشیم.
,هر چند که نمیتوان آنگونه که باید و حق نعمت هاست، سپاس خدای رحمن و رحیم را به جای آورد چرا که اساسا نوع مخلوقات قادر به درک تمام نعمتهای الهی نیست، و قطعا خدای خوب و عزیز ما هم، چنین انتظاری از ما ندارد اما آنچه که وظیفه بندگی ماست این است که باید بیشتر و بیشتر به آنچه که داریم از نعمتها و رحمتهای خدا فکر کنیم و در حد توانمان هر چه که هست قدرشناس خدا باشیم.
,
وآدم باید خیلی بیوجدان باشد که سپاس این همه رحمت را به جای نیاورد و اصلا چنین آدمی با هر تعبیری که گفته شود برای هر عقلی قابل فهم و پذیرش نیست.
و سپاسی مهم است که در زمان داشتنش صورت گیرد و نه به وقت احتیاج که آن تجارت است و نه تشکر.
,
و چه فریبی بالاتر از اینکه نعمتهای خدا را به خود و سایر بندگانش نسبت دهیم؟
,در صورتی که هر چه هست برای ما از اوست و با اراده و خواست اوست و انسان بسیار کوچکتر و ناتوانتر از این حرف هاست که حتی یک نعمت را بتواند خلق کند.
,«ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمین» «و شما اراده نمیکنید، مگر اینکه خداوند _ پروردگار جهانیان _ اراده کند و بخواهد» (سوره تکویر/ آیه ۲۹)
,خدایا شکرت بابت همه چیزهایی که بر ما بخشیده که جز نعمت و رحمت نیست و چه کسی میتواند نعمتهای تو را تکذیب کند؟ فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ (سوره مبارکه الرحمن /آیه ۱۳)
,خدایا ما را از بندگان سپاسگزارت قرار بده و ما را نه از فریب خوردگان و نه از ظالمان که از هدایت شدگان در راهت قرار بده.
,در این اینجا یک داستان کوتاه هست که اگر بخوانید شکر گزار همیشه خدا خواهید بود.
,*ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا
,روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا میگرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه میگفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصههایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه میدارد.
,و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت: “لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟” و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
,خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین کار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.
,خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت ، های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.
,
قرآن کریم / سوره بقره / آیه ۲۱۶
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است؛ و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می داند، و شما نمی دانید …
,
گردآورنده:محمود عاشوری پیرسرایی
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه