به مناسبت میلاد حضرت زینب و روز پرستار؛
ماجرای مادری که موقتاً ایست قلبی کرد تا فرزندش زنده بماند+عکس
بااینکه خسته از کار روزانه هستند امانگاه پر شوری دارند، میتوان عشق را از عمق نگاهشان دید در ایستگاه پرستاری میتوان فرشتهها را از نزدیک دید واقعاً فرشتهها این شکلی هستند، فرشته بودن بال نمیخواهد همین دودست کافی است تا یاور و مددکار دیگران شوی؛پرستاران فرشتهاند....[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری ثامن،به مناسبت فرارسیدن میلاد باسعادت حضرت زینب (س) و روز پرستار گفتگویی خواندنی داشتیم با یکی از پرستاران زحمتکش استان قم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از پایگاه خبری ثامن،, به نقل از پایگاه خبری ثامن،, به نقل از پایگاه خبری ثامن،, به نقل از پایگاه خبری ثامن،, به نقل از پایگاه خبری ثامن،, به نقل از پایگاه خبری ثامن،, پایگاه خبری ثامن،, پایگاه خبری ثامن،, پایگاه خبری ثامن،, پایگاه خبری ثامن،, پایگاه خبری ثامن،, پایگاه خبری ثامن،, پایگاه خبری ثامن،, پایگاه خبری ثامن،, پایگاه خبری ثامن،,ثامن:خودتان را معرفی کنید.
, ثامن:خودتان را معرفی کنید.,نریمان: اکرم نریمان هستم، کارشناس ارشد پرستاری و 8سال است که بهعنوان پرستار مشغول خدمت به بیماران هستم، متأهل هستم و یک پسر هفتساله دارم و در حال حاضر سوپروایزر صبح بیمارستان امام رضا(ع) قم هستم.
, نریمان:,ثامن: آیا شغل پرستاری را دوست دارید؟
, ثامن: آیا شغل پرستاری را دوست دارید؟,نریمان : بله صد درصد این شغل پر از عشق و امید است.
, نریمان :,ثامن: از سختیهای کار پرستاری برایمان بگویید.
, ثامن: از سختیهای کار پرستاری برایمان بگویید.,نریمان: کار پرستار واقعاً کار سختی است اگر عشق در این شغل وجود نداشته باشد سختیهای آن غیرقابلتحمل میشود، با توجه به کمبودهایی که در حال حاضر در همه بیمارستانها وجود دارد کار پرستاری را سختتر میکند.
, نریمان:,ثامن: چه سختیهایی؟
, ثامن: چه سختیهایی؟,نریمان: شیفتهای در گردش ازنظر روانی تأثیر میگذارد شغلی که یک روز صبح است یک روز عصر و یک روز شب و گاهی دو نوبت پشت سر هم قرار میگیرد کار را سخت میکند البته این موضوع اخیراً تسهیل شده است، تعداد تختهای زیاد و کمبود پرستار اولین و بیشترین و دردناکترین مسئله در سیستم شغلی پرستاری است.
, نریمان:,گاهی به دلیل کمبود پرستار همکاران مجبور میشوند از وقت و فراقت خود در کنار خانواده بگذرند تا بتوانند به یک بیمار خدمت کنند و خانواده دیگری را خوشحال کنند.
,
ثامن: از شیرینیهای شغل خود بگویید.
, ثامن: از شیرینیهای شغل خود بگویید.,نریمان: در کنار همه سختیها پرستاری شیرینیهای زیادی دارد، یکی لذتهای پرستاری به معنویات و باورهای دینی ما بازمیگردد که غیرقابلتوصیف است پرستاری عشق را به من هدیه داده من این را در زندگی درک کردهام.
, نریمان:,وقتی باجان و دل به بیمار خدمت میکنم لذت میبریم گاهی شده که خودم مشکلی داشتم اما هرگز نگذاشتم این مشکلم در نوع خدمتم تأثیر بگذارد همیشه باروحیه در محل کار حاضر میشوم گاهی شده بیماران به ما من میگویند چقدر شاد هستی خوش به حالت که دردی نداری، اما آنها نمیدانند من دردهاییم را پنهان میکنم تا او آسایش داشته باشد همین برایم شیرین است، بارها بوده که غمگین بودم اما لبخند میزدم تا بیمارم لبخند بزند و دردش را فراموش کند.
,ثامن: چطور با این تناقض کنار میآید؟
, ثامن: چطور با این تناقض کنار میآید؟,نریمان: یک پرستار باید اینگونه باشد تا بتواند اعتماد بیمار را کسب کند تا بیمار امید داشته بشد که فردی دلسوز و مهربان قرار است پرستارش باشد، یک پرستار باید بیمارش را آرام کند، کار کردن ازنظر روحی و روانی با بیمار بسیار سخت از کارهای دیگر است و یک پرستار چون این شغل مقدس را قبول کرده باید رعایت کند اینجاست که پای آن عشقی که گفتم به میان میآید.
, نریمان:,ثامن: خاطرهای به یاد مانده از اتفاقاتی که در طول دوران پرستاری خود داشتید؟
, ثامن: خاطرهای به یاد مانده از اتفاقاتی که در طول دوران پرستاری خود داشتید؟,نریمان: به مدت یک سال مسئول اورژانس بیمارستان شهید بهشتی بودم که بیماران تصادفی زیاده را به این مرکز منتقل میکردند، دریکی از روزهای شلوغ خانوادهای 5نفره را به این مرکز منتقل کردند همه اعضای این خانواده را به اتاق سی پی آر منتقل کردیم زیرا همگی بدحال بودند در بین این خانواده یک نوزاد یکساله هم بود که پرستاران در تلاش بودند که مادر و فرزند را نجات دهند هر دو بدحال بودن د تا جایی که ما اعلام کد کردیم.
, نریمان:,ما مشغول احیای مادر بودیم که قلب مادر از حرکت ایستاد و علائم حیاطی هم از بین رفت و دستگاه هم خط ایست قلبی را نشان داد اعلام شد مادر را رها کرده و مشغول احیای نوزاد شویم در حال احیا بودیم و حال نوزاد در حال بهبودی بود که یکلحظه به مادر نگاه کردم دیدم شکمش در حال بالا و پایین شدن است فهمدم در حال نفس کشیدن است اعلام کردم که مادر در حال نفس کشیدن است(به این جای گفتگو که مارسیم خانم نریمان که خود نیز مادر است با گریه ادامه میدهد) اعلام کردم که مادر در حال نفس کشیدن است به سراغ او برویم تا او هم احیا شود.
,مطمئن بودم او دیگر تنفس ندارد غیر از من بیش از 10 نفر دیگر هم حضور داشتند و همه تائید کردند که مادر ایست قلبی کرده و دیگر زنده نیست اما انگار میخواست با این کار ما را مجبور کند که به سراغ فرزندش بریم یعنی عمداً ایست قلبی کرد تا به سراغ فرزندش بریم این برایم مثل یک معجزه بود.
,ثامن: مادر و نوزاد چه شدند؟
, ثامن: مادر و نوزاد چه شدند؟,نریمان: هردوی آنها بهبودی حاصل کردند و من ماجرا را برای این مادر تعریف کردم که چه معجزهای رخداده است، و گفتم که خداوند تو را به خاطر فرزندت بازگردانده است این بهترین خاطره زندگی من است.
, نریمان:,ثامن: اعضای خانواده شما با شغلتان مشکلی ندارند؟
, ثامن: اعضای خانواده شما با شغلتان مشکلی ندارند؟ ,نریمان: همسرم کارمند دانشگاه علوم پزشکی است و خدا رو شکر من را درک میکند و همیشه همراهم بوده است اما هنوز فرزندم نتوانسته با سختی شغلم کنار بیاید.
, نریمان:,ثامن: از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دارید ممنون.
, ثامن: از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دارید ممنون.,نریمان: من هم از شما تشکر میکنم و این روز را به شما و همه پرستاران عزیز تبریک میگویم .
, نریمان:]
ارسال دیدگاه