واگویه هایی با گمنام ترین آشنا؛
معبری به آسمان از «ام الرصاص» تا «دیارباران»!
برای ما که زیر آوار اینهمه شرم و فراموشی و سرکشی ساکن شده ایم، باز هم زحمت به گردن شماست که مثل همیشه معبری باز کنید برایمان به آسمان به بزم عاشقان![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از «دیارباران»: وقتی میان حال و هوای بهار در روح و روان و جسمم می پیچه! وقتی هستند خیالم راحته!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیارباران,خدایا! شکرت که نعمت همسایگی با شهدا گمنام رو به گوشه گوشه شهرم عطاکردی.
,باز شد معبری به آسمان، از ام الرصاص تا «دیارباران»!
,از رمز یا محمد رسول الله (ص) تا یا فاطمه الزهرا (س)!
,معبری از مظلومیت های کربلای ۴ ، از ام الرصاص، مینو، دریاچه ماهی، از رگبار مستقیم تیربار و آرپی جی و خمپاره، از عاشورایی ترین تجربه دفاع مقدس تا گمنامی های امروز، تا کوچه پس کوچه های ملتهب شهر من، تا آتش زیر خاکستر، تا عشق، تا آسمان...
,
شهدا!
دعوتمان کنید! دعوتمان کنید به آسمان! به بزم عاشقان...
شهدا شرمنده ایم!
,
,
به پهلوی شکسته بی بی قسم که شرمنده ایم!
,
به دل های شکسته مادرانتان قسم که شرمنده ایم!
برای ما که زیر آوار اینهمه شرم و فراموشی و سرکشی ساکن شده ایم، باز هم زحمت به گردن شماست که مثل همیشه معبری باز کنید برایمان به آسمان...
,
نویسنده: خاکی
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه