حال و هوای بازار کرمان در روزهای آخر سال

شما که دستتان می رسد این گرانی را محکم بگیرید

شما که دستتان می رسد این گرانی را محکم بگیرید
یک خریدار گفت: این گرانی را محکم بگیرید تا شاید به گوش تدبیر اندیشان این جامعه برسد، چیزی که این چند روز داشتیم نا امیدی در کوچه و بازار بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنان کویر ، بوی آمدن عید را از فرش های آویزان شده بر دیوارها ، از فروش زود هنگام ماهی قرمز های شب عید می توان فهمید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان کویر ,  بوی آمدن عید را از فرش های آویزان شده بر دیوارها ، از فروش زود هنگام ماهی قرمز های شب عید می توان فهمید.,

فرش شسته

, فرش شسته, فرش شسته,

براستی که پایان هرسال چون ققنوسی است که با مرگش به بازارها جان می دهد. جانی که گاهی دستخوش تحولات سیاسی ، اقتصادی شده و کمتر نفس می کشند. به میان فروشندگان و خریداران کرمانی رفتیم تا از وضعیت بازار مطلع شویم.

,

 

,

فروشنده که خانمی بود پرسیدیم کار و کاسبی چطور است؟ فروش خوبی داشته اید؟ در یک کلمه گفت: خراب است خراب….

,

زنان کویر

, زنان کویر, زنان کویر,

به یک نفر بسنده نکردیم، به سراغ جوانی رفتیم که پوشاک بچه گانه می فروخت، با سوالامان لبخندی زد و پاسخ داد: خیلی خراب است. دلیلش را پرسیدیم گقت: وضع اقتصادی مردم خراب است. هر سال در این زمان از بس تقاضا داشتیم، نمی دانسیتم جواب چه کسی را باید بدهیم و اکنون…

,

زنان کویر

, زنان کویر, زنان کویر,

به سراغ خریداران رفتیم تا شاید جواب بهتری از آنان بشنویم، از زن جوانی پرسیدیم چه خبر از اجناس، نگاهی کرد و گفت: مگر می شود چیزی خرید از بس اجناس گران هستند.

,

زنان کویر

, زنان کویر, زنان کویر,

در حال قدم زدن در بازار بودیم، فروشنده ایی دیدیم که بر سکویی نشسته، به سمت او رفتیم ، احوال بازار را از او پرسیدیم، دستانش را جمع کرد و گفت: من مرد ور شکسته هستم، اوضاع اقتصادی حاکم بر بازار  مرا به اینجا کشانده، فروش هیچ ، اجناس دو برابر پارسال گران شده اند.بازار را نگاه کنید می شود فوتبال بازی کرد.

,

زنان کویر

, زنان کویر, زنان کویر,

نگاهی به بازرا کردیم دیدیم بد بیراهه نمی گوید …

,

IMG_5265

, IMG_5265, IMG_5265,

IMG_5270

, IMG_5270, IMG_5270,

چند قدم بیشتر برنداشته بودیم که خانمی نزدیک شد و گفت: شما که دستتان به جایی می رسد، این گرانی را محکم بگیرید تا شاید به گوش تدبیر اندیشان این جامعه برسد، چیزی که این چند روز داشتیم نا امیدی در کوچه و بازار بود.

,

IMG_5264

, IMG_5264, IMG_5264,

چند قدم آن طرف تر صدای کودکی را شنیدم به سمت او رفتم و موضوع را پرسیدم، مادرش گفت: وقتی کودکم لباسی را می خواهد و من توان خرید آن را ندارم مسلما گریه می کند،این یعنی امید در دل من و کودکم و یا نا امیدی؟دکاش می دانستد آن هایی که از هر کلمه شان امید بلند می شود ، اینجا در هر کوچه و بازاری صدای ناامیدی شنیده می شود.

,

IMG_5253

, IMG_5253, IMG_5253,

در دقایقی که برای گزارش رفته بودیم هر کسی چیزی می گفت، همه در نهایت از وضع بد اقتصاد می گفنند، اوضاع اقتصادی در سالی که به نامش نام گذاری شده بود وخیم تر از آنی بود که می شد تصورش کرد.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه