تقدیم به حضرت فاطمه(س)
شعر/ تو شاهکار خدایی، بدون حرف و حدیث
محمد شکریفرد شاعر جوان هشترودی شعری را برای ایام شهادت حضرت فاطمه(س) سروده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از پیک هشترود، متن شعر محمد شکریفرد برای ایام فاطمیه بدین شرح است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, پیک هشترود, پیک هشترود,
تو شاهکار خدایی؛بدون حرف و حدیث
و از تبار خدایی؛بدون حرف و حدیث
, تو شاهکار خدایی؛بدون حرف و حدیث, و از تبار خدایی؛بدون حرف و حدیث
, و از تبار خدایی؛بدون حرف و حدیث,
خدا که از گِل خود بی بهانه خلقت کرد
تو را چنان غزلی عاشقانه خلقت کرد
, خدا که از گِل خود بی بهانه خلقت کرد, تو را چنان غزلی عاشقانه خلقت کرد
, تو را چنان غزلی عاشقانه خلقت کرد,
خدا نوشت تو را هاشمی نسب باشی
چراغ روشن در آسمان شب باشی
, خدا نوشت تو را هاشمی نسب باشی, چراغ روشن در آسمان شب باشی
, چراغ روشن در آسمان شب باشی,
جهان بدون تو معنای مرگ می گیرد
به جای بارش باران تگرگ می گیرد
, جهان بدون تو معنای مرگ می گیرد, به جای بارش باران تگرگ می گیرد
, به جای بارش باران تگرگ می گیرد,
برای خلقت دنیا فقط دلیل تویی
دلیل جوشش یکریزه سلسبیل تویی
, برای خلقت دنیا فقط دلیل تویی, دلیل جوشش یکریزه سلسبیل تویی
, دلیل جوشش یکریزه سلسبیل تویی,
طلوع حضرت خورشید از طلوع تو است
هزار مرتبه کوثر به هر رکوع تو است
, طلوع حضرت خورشید از طلوع تو است, هزار مرتبه کوثر به هر رکوع تو است
, هزار مرتبه کوثر به هر رکوع تو است,
تو را برای بشر نور آفریده خدا
ز روح خویش به جسمت مگر دمیده خدا؟!
, تو را برای بشر نور آفریده خدا, ز روح خویش به جسمت مگر دمیده خدا؟!
, ز روح خویش به جسمت مگر دمیده خدا؟,
ورای هر چه پلیدی و هر بدی هستی
گل همیشه بهار محمدی هستی
, ورای هر چه پلیدی و هر بدی هستی, گل همیشه بهار محمدی هستی
, گل همیشه بهار محمدی هستی,
همین که آمدی از سوی آسمان به زمین
گشوده شد دری از سمت لامکان به زمین
, همین که آمدی از سوی آسمان به زمین, گشوده شد دری از سمت لامکان به زمین
, گشوده شد دری از سمت لامکان به زمین,
از آسمان و زمین تحفه و جهاز رسید
هزار شعر دل انگیز و دلنواز رسید
, از آسمان و زمین تحفه و جهاز رسید, هزار شعر دل انگیز و دلنواز رسید
, هزار شعر دل انگیز و دلنواز رسید,
برای وصل زمین با خدا گره شده ای
عروس خانه ی مولا به یک زره شده ای
, برای وصل زمین با خدا گره شده ای, عروس خانه ی مولا به یک زره شده ای
, عروس خانه ی مولا به یک زره شده ای,
نبسته ای تو دلی به امیری مولا
همیشه ساخته ای با فقیری مولا
, نبسته ای تو دلی به امیری مولا, همیشه ساخته ای با فقیری مولا
, همیشه ساخته ای با فقیری مولا,
حکایت تو و دریای بی کرانه یکسیت
به چشم روشن تو هر چه کاخ و خانه یکیست
, حکایت تو و دریای بی کرانه یکسیت, به چشم روشن تو هر چه کاخ و خانه یکیست
, به چشم روشن تو هر چه کاخ و خانه یکیست,
زمین به داشتنت خوب در ثواب افتاد
دهان هر چه فرشته ، پری ، به آب افتاد
, زمین به داشتنت خوب در ثواب افتاد, دهان هر چه فرشته ، پری ، به آب افتاد
, دهان هر چه فرشته ، پری ، به آب افتاد,
همین که دید خدا بین کوچه تنهایی
دل زمین و زمانه به تاب تاب افتاد
, همین که دید خدا بین کوچه تنهایی, دل زمین و زمانه به تاب تاب افتاد
, دل زمین و زمانه به تاب تاب افتاد,
زمین و هر چه در آن بود چشم خود بستند
میان کوچه اگر از سرت حجاب افتاد
, زمین و هر چه در آن بود چشم خود بستند, میان کوچه اگر از سرت حجاب افتاد
, میان کوچه اگر از سرت حجاب افتاد,
شکسته بود و نبودی شکسته تر شده است
علی بدون تو از هر چه خورد و خواب افتاد
, شکسته بود و نبودی شکسته تر شده است, علی بدون تو از هر چه خورد و خواب افتاد
, علی بدون تو از هر چه خورد و خواب افتاد,
همیشه زن هدف شهوت عرب ها بود
چه خوب شد که زنی آمد انقلاب افتاد
, همیشه زن هدف شهوت عرب ها بود, چه خوب شد که زنی آمد انقلاب افتاد
, چه خوب شد که زنی آمد انقلاب افتاد,
رواست حال غزل با تو معنوی بشود
دوباره وارد ابیات مثنوی بشود:
, رواست حال غزل با تو معنوی بشود, دوباره وارد ابیات مثنوی بشود:
, دوباره وارد ابیات مثنوی بشود,
چه درد های عظیمی کشیده ای؛خانم!
چقدر زود به پیری رسیده ای؛خانم!
, چه درد های عظیمی کشیده ای؛خانم, چقدر زود به پیری رسیده ای؛خانم!
, چقدر زود به پیری رسیده ای؛خانم,
چه شد که راه تو را ظالمانه سد کردند؟!
به خاندان نبوت چگونه بد کردند؟!
, چه شد که راه تو را ظالمانه سد کردند؟, به خاندان نبوت چگونه بد کردند؟!
, به خاندان نبوت چگونه بد کردند؟,
به دست مردم شهرت شکسته پهلویت
شب است و بازعلی هم نشسته پهلویت
, به دست مردم شهرت شکسته پهلویت, شب است و بازعلی هم نشسته پهلویت
, شب است و بازعلی هم نشسته پهلویت,
چقدر خسته ای از مردمی که بد دینند
چه نقشه ها که برای شما نمی چینند
, چقدر خسته ای از مردمی که بد دینند, چه نقشه ها که برای شما نمی چینند
, چه نقشه ها که برای شما نمی چینند,
خمیده پشت علی از غمت؛دروغ چرا؟!
ببین که خشک شده زمزمت؛دروغ چرا؟!
, خمیده پشت علی از غمت؛دروغ چرا؟, ببین که خشک شده زمزمت؛دروغ چرا؟!
, ببین که خشک شده زمزمت؛دروغ چرا؟,
گمان مبر که علی بی تو زنده خواهد ماند
به انتظار نوایی کشنده خواهد ماند
, گمان مبر که علی بی تو زنده خواهد ماند, به انتظار نوایی کشنده خواهد ماند
, به انتظار نوایی کشنده خواهد ماند,
تمام غربت خود را به چاه می گوید
غم نبوده تو را “را به راه” می گوید
, تمام غربت خود را به چاه می گوید, غم نبوده تو را “را به راه” می گوید
, غم نبوده تو را “را به راه” می گوید,
نه اینکه حضرت حیدر قرار و صبر نداشت
تن جوان تو خانم! نشان و قبر نداشت
, نه اینکه حضرت حیدر قرار و صبر نداشت, تن جوان تو خانم! نشان و قبر نداشت
, تن جوان تو خانم! نشان و قبر نداشت,
تو نیستی همه جای مدینه می سوزد
دل حسین و حسن بین سینه می سوزد
, تو نیستی همه جای مدینه می سوزد, دل حسین و حسن بین سینه می سوزد
, دل حسین و حسن بین سینه می سوزد,
کسی به جز تو در این روزگار فاطمه نیست
برای وصف تو در عشق حسن خاتمه نیست_
, کسی به جز تو در این روزگار فاطمه نیست, برای وصف تو در عشق حسن خاتمه نیست_
, برای وصف تو در عشق حسن خاتمه نیست,
دوباره مثنوی ام وارد غزل شده است:
درون ماده ی نایاب عشق حل شده است
, دوباره مثنوی ام وارد غزل شده است, درون ماده ی نایاب عشق حل شده است
, درون ماده ی نایاب عشق حل شده است,
بمیرد آن که تو را بی امان کتک می زد
به زخم های دل زخمی ات نمک می زد
, بمیرد آن که تو را بی امان کتک می زد, به زخم های دل زخمی ات نمک می زد
, به زخم های دل زخمی ات نمک می زد,
همیشه سنگ صبور دل پدر بودی
خدا به شیوه ی دیگر تو را محک می زد
, همیشه سنگ صبور دل پدر بودی, خدا به شیوه ی دیگر تو را محک می زد
, خدا به شیوه ی دیگر تو را محک می زد,
…
,
***
,
مرا ببخش که شعرم پر از مصایب توست
نگاه مردم دنیا به راه “غایب” توست…
, مرا ببخش که شعرم پر از مصایب توست, نگاه مردم دنیا به راه “غایب” توست…
, نگاه مردم دنیا به راه “غایب” توست,
محمد شکری فرد
, محمد شکری فرد]
ارسال دیدگاه