ایام فاطمیه/مجلس پنجم
اولین مدافع حرم، فاطمه است
حضرت زهرا علیهاالسلام به شوهر معصوم خود نگریسته و فرمود: علی جان! جانم فدای جان تو، جان و روح من سپر بلاهای جان تو. یا ابالحسن علیه السلام! همواره با تو خواهم بود. اگر تو در خیر و نیکی به سر بری با تو خواهم زیست و با تو خواهم بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رهیاب نیوز : در آن هنگامه غم آلود مدینه که علی علیه السلام را به زور به طرف مسجد می بردند، فاطمه زهرا علیهاالسلام میان جمعیت آمد و بین امام و آنان قرار گرفت و فرمود: سوگند به خدا، نمی گذارم پسر عموی مرا ظالمانه به سوی مسجد ببرید. وای بر شما چه زود به خدا و رسولش خیانت کردید، با اینکه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پیروی از ما و دوستی با ما را به شما سفارش کرده بود...
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رهیاب نیوز,آنگاه که امام را مظلومانه و با ستم به مسجد بردند، حضرت زهرا علیهاالسلام وارد مسجد شد و فرمود: رها کنید پسر عموی مرا. قسم به آن خدایی که محمد را به حق برانگیخت، اگر از علی دست بر ندارید گیسوان خود را پریشان کرده و پیراهن رسول خدا را بر سر افکنده در برابر خدا فریاد خواهم زد.
,در مسجد وقتی که عمر با شمشیر برهنه، علی علیه السلام را تهدید کرد که اگر بیعت نکنی گردنت را می زنم، در این هنگام حضرت زهراء علیهاالسلام خطاب به ابوبکر فرمود: ای ابوبکر! ایا می خواهی شوهرم را از دستم بگیری؟ سوگند به خدا اگر دست از او برنداری، موی سرم را پریشان می کنم و گریبان چاک زده کنار قبر بردم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می روم.
,سپس دست امام حسن و حسین علیه السلام را گرفت و به سوی قبر پیامبر به راه افتاد. حضرت علی علیه السلام به سلمان فرمود: سلمان، فاطمه علیهاالسلام را دریاب، گویی دو طرف مدینه را می نگرم که با لرزه در آمده، سوگند به خدا، اگر فاطمه علیهاالسلام گریبان چاک نماید و کنار قبر پیامبر نفرین و ناله سر دهد دیگر مهلتی برای مردم مدینه باقی نمی ماند و زمین همه آنها را در کام مرگبار خود فرو می برد.
,سلمان شتابان خدمت حضرت زهرا علیهاالسلام رسید و گفت: ای دختر محمد (صلی الله علیه وآله) خداوند پدرت را مایه رحمت جهانیان قرار داده است، خواهش می کنم به خانه برگرد و نفرین در حق مردم نادان مکن. حضرت پاسخ داد: ای سلمان! آنها قصد جان علی (ع) را داند، من در شهادت علی علیه السلام نمی توانم صبر کنم، صبرم تمام شده... سلمان گفت: امام علی علیه السلام مرا فرستاد و فرمود که به شما بگویم: به خانه باز گردید و نفرین نکنید.
,وقتی که حضرت زهرا علیهاالسلام پیام امام را شنید، فرمود: حال که شوهر و امام من فرمان داده که به خانه باز گردم، می روم و صبر می کنم و از او اطاعت می کنم. بعد از اینکه دست از امام برداشتند امام علی علیه السلام تنها و مظلوم از مسجد مدینه بیرون آمده و راه خانه را در پیش گرفت.
,حضرت زهرا علیهاالسلام به شوهر معصوم خود نگریسته و فرمود: علی جان! جانم فدای جان تو، جان و روح من سپر بلاهای جان تو. یا ابالحسن علیه السلام! همواره با تو خواهم بود. اگر تو در خیر و نیکی به سر بری با تو خواهم زیست و با تو خواهم بود. [1] .
,,
[1] فرهنگ سخنان فاطمه زهراء: ص 126.
]
ارسال دیدگاه