به بهانه سال نو:
رابطه میان داستان و نو شدن در ادبیات نوروزی ایران زمین
ادبیات ایران و کُردستان به وسیله ذهن های آماده برای نو شدن ساخته و پرداخته شده است و این ادبیات سرشار از داستان ها و قصه های نوروزی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاهو خبر؛ اثر ادبی، حال هر چه که باشد، داستان یا رمان، فرقی ندارد، وقتی به وجود می آید که نویسنده آن قادر باشد جهانی را آفریده و آن را به مخاطب بپذیراند؛ یعنی صرفا واقعیتی را در ذهن وی متجسم نماید یا رنگ آشکاری بر آن بزند و مخاطب را در مقابل این اثری که خلق کرده است، قرار دهد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاهو خبر؛,برای این که داستان مورد قبول قرار گیرد و به خوانش برسد قبل از هر چیز باید تماسی با دنیای نویسنده برای مخاطب حاصل نماید. باید خواننده وارد دنیای نویسنده شود و این دنیا را از آنِ خود سازد. بدون این ارتباط یا امتزاج، که گاه شدت می گیرد و گاه از هم می گسلد، مفهوم خلاقیت معنایی نخواهد داشت و رابطه میان داستان و مخاطب به هم می خورد.
,داستان یک واقعیت مستقل است، حتی اگر کاملا واقعبینانه و مستند باشد. واقعیت داستان، قطع نظر از شناخت نویسنده از آن، کلیتی تمامشده نیست، زیرا که خود واقعیت به صورت کل واحدی قابل رویت نیست. ما، چه در مقام نویسنده و چه در مقام خواننده، نسبتی با واقعیت داریم؛ بنابراین شناخت واقعیت یک مفهوم نسبی است، ما آن را تماما نمی شناسیم و همواره آن را خلاصه می کنیم.
,داستان در ادبیات نوروز، آستانه ورود به دنیای تازه و نوینی محسوب میشود. این نو شدن گاه نوری بر دنیای تازه ای در برابر مخاطب میتاباند و گوشه ای از محتوای کلی این نو شدن را به نمایش میگذارد و با پوشاندن گذشته و به عبارت دیگر کهنگی ها، هم چون حجابی بر جهان داستان وار مخاطب قرار میگیرد و در ذهن مخاطب تنشی ایجاد مینماید که مخاطب را به منظور کشف آن به سوی نو شدن همگام با داستان میکشاند تا او خود نیز بتواند به زوایای پنهان نوروز و نوشدن که دنیایی پراز رمز و راز است راه یابد و این جهان نوین را کشف نماید.
,در پیدایش داستان نوروز در داستانهای کهن، ما به نمونه های فراوانی بر می خوریم، چه در ادبیات ایران و چه در عنوان هایی که در ادبیات کردستان موجود است. از جمله این داستان ها، داستان پیروزی کیومرث که نماد روز نو است بر اهریمن که نمادی از گذشته و تاریکی و کهنگی ست، خلاصه این داستان بدین گونه است:
,در داستانهای کهن ایرانی آمده است که چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح، "کیومرث" نامی از مردم غرب سرزمین ایران زمین پیدا شد و از همان ابتدای کار، اهریمن که نمادی از کهنگی و گذشته است، با وی به دشمنی برمی خیزد.
,او در کوهستانهای دشتی به نام "رواندز" با اهریمن به جنگ می پردازد. در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان می دهد که در صورت پیروزی بر دشمن و کشتن اهریمن بر ستیغ کوهها و بالای تپهها و گردنهها، برجهایی از آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی و هم نویدی بر برآمدن روزی نو در سرنوشت آدمیان آن روزگار باشد.
,سرانجام پیکار کیومرث با اهریمن به پیروزی سپاه خواستار روزگاران نو پایان می یابد و آتشها بر بالای کوهها زبانه می کشد و با تابش شعلهها شکست اهریمن به آگاهی عامه می رسد. آن پیروزی بر دشمن، مصادف است با ده روز پیش از موقع نوروز کنونی؛ کیومرث فرمان می دهد نه تنها آن روز بلکه ۹شبانه روز پس از آن را همراه با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذرانند تا روزگار نو و نوروز به کام همه خوش و خوشتر آید.
,بدین ترتیب در مدت برگزاری این مراسم از کوه ها تا مراکز شهرها را فروغ تابناک آتش همراه با آهنگ پیروزی در برگرفته و شب تیره را به روز روشن و روزی نو مبدل می سازد. از آن هنگام "جشن نوروز"شکوهی خاص یافته و هر سال همراه با مراسم های ویژه، همچون آتش بازی برگزار میشود.
,در داستانی دیگر که در ادبیات ایران عموما و در ادبیات کُردستان خصوصا با روایت های مختلف آمده است، "نوروز" و نو شدن روزگاران با روایتی دیگر آمده است:
,بعد از کیومرث، فردی به نام "ضحاک" با سپاه عظیم خود از اورشلیم به سوی سرزمین های ایران روی آورده و این سرزمین را اشغال می کند. ضحاک دو مار دارد و آنها را میپرستد، به مردم نیز دستور می دهد که در مقام پرستش مارهای وی برآیند. پا به پای این فرمان ظلم و ستم را آغاز کرده و به اذیت و آزار رعایا می پردازد.
,مردم آن دیار مدتی تحمل کرده سرانجام آهنگری به نام "کاوه" که خواستار روزی تازه و سرنوشتی تازه تر است پیدا می شود و گروهی از ستمدیدگان را به دور خود جمع می کند. کاوه مدتها در اندیشه بود تا موقع مناسبی برای قیام علیه ضحاک بیابد، تا آنکه شب "جشن 9 روز" را برای این کار مهم برمی گزیند.
,در سپیده دم "جشن9 روز" به همدستی یارانش به سوی مرکز ستمگری ضحاک یورش برده و آن را به زیر نفوذ خود در می آورد. او پس از کشتن ضحاک با انبوه ستمدیدگان پیروز، به سوی اقامتگاه شاهزاده ایی آریائی به نام "فریدون" حرکت کرده و او را به پادشاهی می خوانند. در این روز مژده پیروزی کاوه بر ضحاک ستمگر بر همه جا می پیچید و بدین ترتیب جلوه جاودانی و خاطره شکوهمند 9روز که زمینه اصلی آن از دوره کیومرث بوده به "روز نو" و "نوروز" تبدیل شده و بر صفحه روزگار نقش می بندد.
,و این گونه داستان های نو و نوین درباره نوروز و نو شدن روزگار در ادبیات ایران و ادبیات شفاهی و مکتوب کردستان به وسیله ذهن های آماده برای نو شدن ساخته و پرداخته می شود. ادبیات و به خصوص ادبیات داستانی سرزمین ایران سرشار از داستان ها و قصه های نوروزی ست.
,نویسنده: احمدفاتحی
, نویسنده: احمدفاتحی,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه