گزارشی از بقعه شاهزاده محمد؛

امامزاده ای در دل کوه/ درب گنبد، حلقه به گوشِ کرامت آقاست

امامزاده ای در دل کوه/ درب گنبد، حلقه به گوشِ کرامت آقاست
دهستان درب گنبد، زیارتگاه مردان و زنانی است که از استان های همجوار لرستان برای زیارت این بارگاه مقدس به این مکان مشرف می شوند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا  به نقل آسوبان، این دهستان در 77 کیلومتری شهر کوهدشت قرار دارد و حرم مطهر شاهزاده محمد، یکی از نوادگان امام موسی بن جعفر(ع) در آن واقع است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آسوبان,

آثار تاریخی کوهدشت

برای اولین بار در سال 1839 میلادی راولینسون از این بقعه یاد کرده است، بارون دوبد در سال 1845 میلادی از این بقعه ذکری به میان آورده است.

«این مکان با معماری سنتی و بومی از دو قسمت بدنه قدیمی و الحاقات جدید تشکیل شده است که بنای قدیمی شامل ایوان ورودی، اتاق مقبره و پوسته درونی گنبد است و قسمت الحاقی نیز شامل یک شبستان که سه طرف بنا را در قسمت‌های شمالی، غربی و شرقی احاطه کرده است و دو گلدسته و پوسته بیرونی گنبد نیز از جمله بناهای الحاقی جدید هستند.»

به گزارش آسوبان، دهستان درب گنبد، زیارتگاه مردان و زنانی است که از استان های همجوار لرستان برای زیارت این بارگاه مقدس به این مکان مشرف می شوند. 

صحن های ورودی به صحن مطهر شلوغ است. هر طرف را که نگاه می کنی؛ زائرانی را می بینی که کیلومترها و با اشتیاق به این مکان مقدس مشرف شده اند.

در صحن شرقی حرم، دعانویسی سرش را لای برگه های سفید برده است. سه دختر دور او حلقه زده اند. این دعانویس سال های زیادی را در صحن مطهر بوده است. یکی از خادم ها می گوید: دعانویس را بیشتر زائران این حرم می شناسند و برای رفع گرفتاری های خود به این دعانویس مراجعه می کنند.

آثار تاریخی کوهدشت

دعانویس و دخترها بی توجه به جمعیت مشغول کار خود هستند. خادم به حرم مطهر اشاره و ادامه می دهد: دوای درد، آن جاست.

میان صحن مرکزی حرم، پیرمردی نحیف در حال سلام دادن است. او نمی تواند راه برود و دو جوان برای راه رفتن به او کمک می کنند. این پیرمرد به صحن که نزدیک تر می شود؛ کمی می ایستد. جوان ها هم می ایستند. او سرش را به طرف بقعه می چرخاند.

آثار تاریخی کوهدشت

زمزمه هایی می کند. انگار دلش را برای دخول به حرم، اذن سلام می دهد. از پیرمرد و جوانان دور می شوم. به سمت زائرها می روم و با آن ها گفت و گو می کنم.

آقای ملکشاهی از استان ایلام آمده است. او می گوید: همه سال برای زیارات به درب گنبد می آیم. این زائر، امکانات رفاهی و بهداشتی درب گنبد را نسبت به سال های قبل بهتر می داند و ادامه می دهد: زائرسراهای درب گنبد باید در خور شأن این امامزاده باشد.

آثار تاریخی کوهدشت

محمد جعفری از شهرستان کبودرآهنگ و به همراه خانواده ی خود به این مکان مقدس مشرف شده است. او دومین بار است که برای زیارت به این منطقه می آید. این زائر می گوید: دهستان درب گنبد، هیچ امکاناتی را برای زائران ترتیب نداده است.

محمد جعفری امکانات رفاهی و بهداشتی درب گنبد را در حد صفر می داند و ادامه می دهد: این مکان زیارتی فاقد اماکن رفاهی مانند دیگر زیارتگاه ها می باشد.

وی فضای حرم مطهر را برای زائران، کوچک می داند و ادامه می دهد: از مسئولان انتظار دارم برای بهداشت این منطقه فکری بکنند و به مسافران هم خدمات ارائه بدهند.

این زائر به مقایسه ی اماکن زیارتی دیگر و بقعه ی شاهزاده محمد می پردازد و می گوید: هر مکان زیارتی ای که بروی؛ دارای خدمات رفاهی و بهداشتی است.

عبدی یکی دیگر از زائران شاهزاده محمد است. او به همراه خانواده ی خود از همدان آمده است. این زائر، مشکل اصلی این مکان زیارتی را در پارکینگ های سنتی می داند و می گوید: پارکینگ ها به شکل فضای سبز و باز بوده و ورودی های این مکان زیارتی به سمت صحن مطهر مشخص نیست.

 

عبدی پارکینگ های درب گنبد را مشرف به کوه می داند و ادامه می دهد: بقیه ی مهمان سراها امکانات رفاهی مانند هتل و رستوران دارند و این مکان هیچ گونه از این امکانات را ندارد.

آثار تاریخی کوهدشت

پارکینگ های حرم مطهر

این زائر می گوید: در طول مدت اقامت خود در این مکان زیارتی، خدمات درمانی سیاری را برای رفاه حال زائران ندیده ام.

صحن ورودی به حرم مطهر شلوغ است. پیرزنی خمیده پشت در کنار ورودی صحن ایستاده است. هر کسی که رد می شود؛ او می گوید: رحم بِکَن ئِه دایا.*

آثار تاریخی کوهدشت

پیرزن خوب نمی تواند واژه ها را بیان کند. در مقابل این پیرزن پیرمردی با تبرک های سبز در دست ایستاده است. او خودش را سید فریدون موسوی معرفی می کند و می گوید: ماه پرور، حدود 130 سال سن دارد. او می گوید: ماه پرور، تنها یک پسر دارد و این پسر، مادرش را هر روز به صحن ورودی حرم مطهر می آورد.

سیدفریدون جانباز 45 درصد است و ادامه می دهد: مدت ها خدمت گزار شاهزاده محمد بوده ام. این جانباز، هیچ شغلی و منبع درآمدی ندارد و تنها منبع درآمد او تبرک های سبزی است که به زائران می فروشد.

این جانباز انتظار خود را از زائران حرم، زیاد نمی داند و می گوید: از زائران درخواست دارم؛ نظافت صحن مطهر را رعایت کنند.

سیدفریدون هر سال و فقط در ایام نوروز به این بقعه می آید. او در این مدت روزی بین 20 تا 30 هزار از فروختن تبرک های سبز درآمد دارد و می گوید: بعضی روزها هم هیچ درآمدی ندارم و با ناراحتی به خانه می روم.

آثار تاریخی کوهدشت

سیدفریدون، کرامات بسیاری را در این صحن مطهر از جمله شفای بیماران به چشم خود دیده دیده است. او 25 سال خادم افتخاری صحن مطهر بوده است. سید فریدون به سمت وضوخانه ی صحن مطهر اشاره و می گوید: در آن مکان، زنی بیمار اقامت داشت.

این جانباز به حال جسمانی وخیم زن، اشاره و ادامه می دهد: چهره ی این زن بسیار زرد بود و مردم می گفتند؛ این زن، سرطان دارد.

سیدفریدون در مدت اقامت این در حرم مطهر هر روز برای او آب و غدا برده است. او می گوید: این زن دیگر مرا می شناخت.

سیدفریدون به روزی اشاره می کند که زن را در محل اقامت خود ندیده است. این جانباز می گوید: آن روز به من گفتند که زن به زادگاه خود، کرمانشاه رفته است.

سیدفریدون ادامه می دهد: ده، دوازده روز بعد زن را دیدم و اصلاً او را نشناختم. زن به زبان خود گفته بود: وقتی که مریض بودم؛ سه سوار را در خواب دیدم. در عالم خواب این سوارها به من گفتند که از طرف شاهزاده محمد برای شفای تو آمده ایم.

چشم های سیدفریدون، تر می شود. تبرک های سبز را روی شانه اش می اندازد. دستش به سمت حرم مطهر، سلام می دهد. او ادامه می دهد: وقتی که زن شفا می گیرد؛ از داخل حرم سر و صدا بلند می شود.

سیدفریدون هزاران کرامت دیگر  از شاهزاده محمد را به چشم خود دیده است و می گوید: شاهزاده محمد، معجزه و کرامت های بسیاری دارد.

سیدفریدون و خاطره هایش در صحن و میان شلوغی زائرها گم می شود. سیدفریدون، اما با صحن، آمیخته است و صحن دیگر او را می شناسد.

بیرون از صحن و میان شلوغی اطراف حرم مطهر، جوانی ایستاده است. برای گفت و گو نزدکش می روم. این زائر حرم مطهر، خودش را معرفی نمی کند. او می گوید: این مکان زیارتی هیچ امکاناتی ندارد. این زائر امکانت بهداشتی را فقط مناسب می داند و ادامه می دهد: این جا چه امکاناتی دارد؟!

آثار تاریخی کوهدشت

خانم مسکن یکی دیگر از زائران این حرم مطهر است. او از کرمانشاه آمده است. این زائر می گوید: به جز ایام نوروز، روزهای دیگری از سال هم به این مکان زیارتی می آیم.

آثار تاریخی کوهدشت

خانم مسکن، امکانات درب گنبد را نسبت به سال های قبل بهتر می داند و ادامه می دهد: وسعت این مکان زیارتی بیشتر شده است.

این زائر هم مشکل اصلی درب گنبد را در نبود یک پارکینگ مناسب می داند و می گوید: از مسئولان درب گنبد انتظار دارم زائرسراها، لوله های آب خوری و سرویس های بهداشتی را برای رفاه حال زائران گسترش بدهند.

دوربین میان مردم و صحن می چرخد. دو عابر، مهمان دوربین من می شوند. آن ها می خواهند عکس یادگاری بگیرند. تبرک هایشان را در دست می گیرند و دوربین به سمت تبرک ها متبرک می شود.

آثار تاریخی کوهدشت

انتهای پیام/ر

,

آثار تاریخی کوهدشت

, آثار تاریخی کوهدشت,

برای اولین بار در سال 1839 میلادی راولینسون از این بقعه یاد کرده است، بارون دوبد در سال 1845 میلادی از این بقعه ذکری به میان آورده است.

,

«این مکان با معماری سنتی و بومی از دو قسمت بدنه قدیمی و الحاقات جدید تشکیل شده است که بنای قدیمی شامل ایوان ورودی، اتاق مقبره و پوسته درونی گنبد است و قسمت الحاقی نیز شامل یک شبستان که سه طرف بنا را در قسمت‌های شمالی، غربی و شرقی احاطه کرده است و دو گلدسته و پوسته بیرونی گنبد نیز از جمله بناهای الحاقی جدید هستند.»

,

به گزارش آسوبان، دهستان درب گنبد، زیارتگاه مردان و زنانی است که از استان های همجوار لرستان برای زیارت این بارگاه مقدس به این مکان مشرف می شوند. 

,

صحن های ورودی به صحن مطهر شلوغ است. هر طرف را که نگاه می کنی؛ زائرانی را می بینی که کیلومترها و با اشتیاق به این مکان مقدس مشرف شده اند.

,

در صحن شرقی حرم، دعانویسی سرش را لای برگه های سفید برده است. سه دختر دور او حلقه زده اند. این دعانویس سال های زیادی را در صحن مطهر بوده است. یکی از خادم ها می گوید: دعانویس را بیشتر زائران این حرم می شناسند و برای رفع گرفتاری های خود به این دعانویس مراجعه می کنند.

,

آثار تاریخی کوهدشت

, آثار تاریخی کوهدشت,

دعانویس و دخترها بی توجه به جمعیت مشغول کار خود هستند. خادم به حرم مطهر اشاره و ادامه می دهد: دوای درد، آن جاست.

,

میان صحن مرکزی حرم، پیرمردی نحیف در حال سلام دادن است. او نمی تواند راه برود و دو جوان برای راه رفتن به او کمک می کنند. این پیرمرد به صحن که نزدیک تر می شود؛ کمی می ایستد. جوان ها هم می ایستند. او سرش را به طرف بقعه می چرخاند.

,

آثار تاریخی کوهدشت

, آثار تاریخی کوهدشت,

زمزمه هایی می کند. انگار دلش را برای دخول به حرم، اذن سلام می دهد. از پیرمرد و جوانان دور می شوم. به سمت زائرها می روم و با آن ها گفت و گو می کنم.

,

آقای ملکشاهی از استان ایلام آمده است. او می گوید: همه سال برای زیارات به درب گنبد می آیم. این زائر، امکانات رفاهی و بهداشتی درب گنبد را نسبت به سال های قبل بهتر می داند و ادامه می دهد: زائرسراهای درب گنبد باید در خور شأن این امامزاده باشد.

,

آثار تاریخی کوهدشت

, آثار تاریخی کوهدشت,

محمد جعفری از شهرستان کبودرآهنگ و به همراه خانواده ی خود به این مکان مقدس مشرف شده است. او دومین بار است که برای زیارت به این منطقه می آید. این زائر می گوید: دهستان درب گنبد، هیچ امکاناتی را برای زائران ترتیب نداده است.

,

محمد جعفری امکانات رفاهی و بهداشتی درب گنبد را در حد صفر می داند و ادامه می دهد: این مکان زیارتی فاقد اماکن رفاهی مانند دیگر زیارتگاه ها می باشد.

,

, ,

وی فضای حرم مطهر را برای زائران، کوچک می داند و ادامه می دهد: از مسئولان انتظار دارم برای بهداشت این منطقه فکری بکنند و به مسافران هم خدمات ارائه بدهند.

,

این زائر به مقایسه ی اماکن زیارتی دیگر و بقعه ی شاهزاده محمد می پردازد و می گوید: هر مکان زیارتی ای که بروی؛ دارای خدمات رفاهی و بهداشتی است.

,

عبدی یکی دیگر از زائران شاهزاده محمد است. او به همراه خانواده ی خود از همدان آمده است. این زائر، مشکل اصلی این مکان زیارتی را در پارکینگ های سنتی می داند و می گوید: پارکینگ ها به شکل فضای سبز و باز بوده و ورودی های این مکان زیارتی به سمت صحن مطهر مشخص نیست.

,

 

,

عبدی پارکینگ های درب گنبد را مشرف به کوه می داند و ادامه می دهد: بقیه ی مهمان سراها امکانات رفاهی مانند هتل و رستوران دارند و این مکان هیچ گونه از این امکانات را ندارد.

,

آثار تاریخی کوهدشت

, آثار تاریخی کوهدشت,

پارکینگ های حرم مطهر

,

این زائر می گوید: در طول مدت اقامت خود در این مکان زیارتی، خدمات درمانی سیاری را برای رفاه حال زائران ندیده ام.

,

صحن ورودی به حرم مطهر شلوغ است. پیرزنی خمیده پشت در کنار ورودی صحن ایستاده است. هر کسی که رد می شود؛ او می گوید: رحم بِکَن ئِه دایا.*

,

آثار تاریخی کوهدشت

, آثار تاریخی کوهدشت,

پیرزن خوب نمی تواند واژه ها را بیان کند. در مقابل این پیرزن پیرمردی با تبرک های سبز در دست ایستاده است. او خودش را سید فریدون موسوی معرفی می کند و می گوید: ماه پرور، حدود 130 سال سن دارد. او می گوید: ماه پرور، تنها یک پسر دارد و این پسر، مادرش را هر روز به صحن ورودی حرم مطهر می آورد.

,

سیدفریدون جانباز 45 درصد است و ادامه می دهد: مدت ها خدمت گزار شاهزاده محمد بوده ام. این جانباز، هیچ شغلی و منبع درآمدی ندارد و تنها منبع درآمد او تبرک های سبزی است که به زائران می فروشد.

,

این جانباز انتظار خود را از زائران حرم، زیاد نمی داند و می گوید: از زائران درخواست دارم؛ نظافت صحن مطهر را رعایت کنند.

,

سیدفریدون هر سال و فقط در ایام نوروز به این بقعه می آید. او در این مدت روزی بین 20 تا 30 هزار از فروختن تبرک های سبز درآمد دارد و می گوید: بعضی روزها هم هیچ درآمدی ندارم و با ناراحتی به خانه می روم.

,

آثار تاریخی کوهدشت

, آثار تاریخی کوهدشت,

سیدفریدون، کرامات بسیاری را در این صحن مطهر از جمله شفای بیماران به چشم خود دیده دیده است. او 25 سال خادم افتخاری صحن مطهر بوده است. سید فریدون به سمت وضوخانه ی صحن مطهر اشاره و می گوید: در آن مکان، زنی بیمار اقامت داشت.

,

این جانباز به حال جسمانی وخیم زن، اشاره و ادامه می دهد: چهره ی این زن بسیار زرد بود و مردم می گفتند؛ این زن، سرطان دارد.

,

سیدفریدون در مدت اقامت این در حرم مطهر هر روز برای او آب و غدا برده است. او می گوید: این زن دیگر مرا می شناخت.

,

سیدفریدون به روزی اشاره می کند که زن را در محل اقامت خود ندیده است. این جانباز می گوید: آن روز به من گفتند که زن به زادگاه خود، کرمانشاه رفته است.

,

سیدفریدون ادامه می دهد: ده، دوازده روز بعد زن را دیدم و اصلاً او را نشناختم. زن به زبان خود گفته بود: وقتی که مریض بودم؛ سه سوار را در خواب دیدم. در عالم خواب این سوارها به من گفتند که از طرف شاهزاده محمد برای شفای تو آمده ایم.

,

چشم های سیدفریدون، تر می شود. تبرک های سبز را روی شانه اش می اندازد. دستش به سمت حرم مطهر، سلام می دهد. او ادامه می دهد: وقتی که زن شفا می گیرد؛ از داخل حرم سر و صدا بلند می شود.

,

سیدفریدون هزاران کرامت دیگر  از شاهزاده محمد را به چشم خود دیده است و می گوید: شاهزاده محمد، معجزه و کرامت های بسیاری دارد.

,

سیدفریدون و خاطره هایش در صحن و میان شلوغی زائرها گم می شود. سیدفریدون، اما با صحن، آمیخته است و صحن دیگر او را می شناسد.

,

بیرون از صحن و میان شلوغی اطراف حرم مطهر، جوانی ایستاده است. برای گفت و گو نزدکش می روم. این زائر حرم مطهر، خودش را معرفی نمی کند. او می گوید: این مکان زیارتی هیچ امکاناتی ندارد. این زائر امکانت بهداشتی را فقط مناسب می داند و ادامه می دهد: این جا چه امکاناتی دارد؟!

,

آثار تاریخی کوهدشت

, آثار تاریخی کوهدشت,

خانم مسکن یکی دیگر از زائران این حرم مطهر است. او از کرمانشاه آمده است. این زائر می گوید: به جز ایام نوروز، روزهای دیگری از سال هم به این مکان زیارتی می آیم.

,

آثار تاریخی کوهدشت

, آثار تاریخی کوهدشت,

خانم مسکن، امکانات درب گنبد را نسبت به سال های قبل بهتر می داند و ادامه می دهد: وسعت این مکان زیارتی بیشتر شده است.

,

این زائر هم مشکل اصلی درب گنبد را در نبود یک پارکینگ مناسب می داند و می گوید: از مسئولان درب گنبد انتظار دارم زائرسراها، لوله های آب خوری و سرویس های بهداشتی را برای رفاه حال زائران گسترش بدهند.

,

دوربین میان مردم و صحن می چرخد. دو عابر، مهمان دوربین من می شوند. آن ها می خواهند عکس یادگاری بگیرند. تبرک هایشان را در دست می گیرند و دوربین به سمت تبرک ها متبرک می شود.

,

آثار تاریخی کوهدشت

, آثار تاریخی کوهدشت,

انتهای پیام/ر

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه