پاسخ قنبرعلی تابش به نامه وزارت علوم
برای نشان دادن حسن نیتم چه باید میکردم که نکردهام؟
قنبرعلی تابش نوشت: به نظر شما اینها نشانگر حسن نیت محسوب نمیشود؟! آیا حسن نیت مفهوم خاصی دارد، جز این موارد؟ آیا این فعالیتها و بسی فعالیتهای دیگر فرهنگی من نه تنها برای افغانستان بلکه برای کل زبان فارسی خدمت محسوب نمیشود؟![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از فارس، به دنبال اخراج قنبرعلی تابش از دانشگاه علامه طباطبایی و پیگیری وضعیت این شاعر افغانستانی توسط خبرگزاری فارس ، پاسخی توسط روابط عمومی سازمان امور دانشجویان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شد که در آن پذیرش قنبرعلی تابش در دانشگاه غیرقانونی خوانده شده بود. قنبرعلی تابش در واکنش به پاسخ سازمان وزارت علوم یادداشتی نوشته و برای انتشار در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است. متن نامه قنبرعلی تابش به شرح زیر است:
, شبکه اطلاع رسانی دانا, خبرگزاری فارس, خبرگزاری فارس,با سلام و احترام به همه خوانندگان!
,با تاسف، پرونده ساده تحصیلی من کم کم ابعاد پیچیده به خود میگیرد. مسئولان محترم سازمان امور دانشجویان دیروز پاسخی را در ارتباط به این پرونده، در رسانهها نشر کرده است که برای من چاره ای جز پاسخ و توضیحی برای آن نیست.
,نخست نامه سازمان وزارت علوم را به صورت کامل میآورم و سپس بدون هرگونه حاشیه پردازی در طی چند بخش به پاسخ آن خواهم پرداخت.
,متن کامل نامه :
,«در خصوص جناب قنبرعلی تابش و موضوع ممانعت از تحصیل وی به اطلاع میرساند آقای تابش بدون طی کردن مراحل اداری و قانونی اقدام به اخذ پذیرش در مقطع دکتری در دانشگاه علامه طباطبایی کرده است. مزید اطلاع اینکه پذیرش اتباع خارجی در دانشگاههای ایران مستلزم طی کردن فرآیندی است که باید منجر به صدور مجوز از سوی سازمان امور دانشجویان ایران شود و این مجوز در مورد شخص آقای تابش برای تحصیل در مقطع دکتری طی نشده است. ضمن اینکه نظر مراجع ذیصلاح برای تحصیل در ایران باید از سوی سازمان دانشجویان ایران اخذ شود.
,آقای تابش در مدت 27 سال حاضر در ایران، طی نظر مراجع آموزش و بورسیه ایران تحصیل کرده است و علیرغم اظهارت خود مبنی بر تحصیل در حوزههای علمیه ایران تاکنون هیچ اقدامی مبنی بر پاسخ به حسن نظر ایران نداشته و تنها سفرهایی به خارج از کشور در جهت تامین منافع خود کرده است. این موضوع به قدری دارای اهمیت است که ایشان طی نشستی با کارشناسان وزارت علوم، لزوم بازگشت خود به کشورش را به صورت کتبی اعلام داشته است تا زمینهای برای خدمت به مردم مظلوم افغانستان فراهم آورد. بدیهی است که زمینه تحصیل برای وی در مقطع دکتری در سالهای آینده فراهم خواهد شد.
,برخی از موارد مطرح در اظهارات وی قابل تامل میباشد که روابط عمومی سازمان امور دانشجویان الزامی به پاسخگویی در این باره ندارد. ذکر این نکته حائز اهمیت است که تابش به همراه خانواده خود طی 27 سال در جمهوری اسلامی ایران حضور داشته و برخوردار از شرایط خوب و مناسب بوده است شرایطی که شاید برای بسیاری از ایرانیان فراهم نشده باشد. شایسته است اتباع غیرایرانی مقیم در جمهوری اسلامی ایران رفتار برادرانه و متعهدانهای ارائه دهند».
,اینک توضیحات من در باره نامه به صورت بخش به بخش. اولا درباره آن بخش از نامه که آمده بود:« آقای تابش بدون طی کردن مراحل اداری و قانونی اقدام به اخذ پذیرش در مقطع دکتری در دانشگاه علامه طباطبایی کرده است. مزید اطلاع اینکه پذیرش اتباع خارجی در دانشگاههای ایران مستلزم طی کردن فرآیندی است که باید منجر به صدور مجوز از سوی سازمان امور دانشجویان ایران شود و این مجوز در مورد شخص آقای تابش برای تحصیل در مقطع دکتری طی نشده است. ضمن اینکه نظر مراجع ذیصلاح برای تحصیل در ایران باید از سوی سازمان دانشجویان ایران اخذ شود.»
,باید بگویم بله بنده از وجود چنین قانونی، با خبر بودم اما اطلاع رسانی و نامه نگاری برای طی چنین مراحلی وظیفه من نبوده است، بلکه وظیفه دانشگاه میباشد. اتفاقا من از روز ثبت نام تا دو ماه این موضوع را به مسئولان محترم دانشگاه گوشزد میکردم امّا ایشان بر اساس روال عادی دیگر دانشجویان، گذاشتند که این کار سر فرصت انجام شود. به هر حال اگر تخلفی از این بابت شده باشد، به پای دانشگاه است و هیچ ارتباطی به من ندارد.
,در بخشی دیگر از نامه آمده بود «آقای تابش در مدت 27 سال حاضر در ایران، طی نظر مراجع آموزش و بورسیه ایران تحصیل کرده است»
,من در هیچ مقطع از تحصیلاتم بورسیه ایران نبودهام. تنها برای مقطع دکترا اقدام کردم که علیرغم حایز بودن شرایط، از سویی همین مراجع ذی صلاح رد شدم.
,,
**حوزههای علمیه متعلق به کشور خاصی نیستند
, **حوزههای علمیه متعلق به کشور خاصی نیستند,در نامه آمده بود :«علیرغم اظهارات خود مبنی بر تحصیل در حوزههای علمیه ایران تاکنون هیچ اقدامی مبنی بر پاسخ به حسن نظر ایران دریافت نداشته»
,واقعا حوزه های علمیه هم به چه روزگاری افتاده است که چه کسانی خود را صاحب و مالک آن فکر میکنند!؟ و با چه منطقی از آن به دفاع میپردازند!؟
,طبق ارزشهای تاریخی و سنتی حوزه های علمیه این حوزهها متعلق به کشور خاصی نیست و تنها شرایط و اقتضا زمان باعث میشود که مراجع وقت مکان خاصی را برای آن انتخاب کنند. ونیز هزینه های آن در گام نخست متعلق به امام زمان (سهم امام) و در مرحله بعد متعلق به مراجع عالیقدر تشیع در نجف اشرف و قم میباشد.
,,
**من دیگر چگونه باید حسن نیتم را نشان میدادم؟
, **من دیگر چگونه باید حسن نیتم را نشان میدادم؟,در مورد اقدام مبنی به حسن نیت ایران هم من نمیدانم، منظور دوستان چه میباشد اما متاسفانه، من تا حال در کدام موقعیت رسمی قرار نداشتهام که قادر «به اقدامی مبنی به حسن نیّت» بوده باشم. در آثار ادبیام طبق اظهار لطف فرزانگان ادبی امروز ایران، از جمله رئیس محترم حوزه هنری جناب مومنی شریف، کارشناس اسبق محترم فرهنگی ایران در افغانستان جناب جعفریان که خودش از شاعران بزرگ انقلاب ایران هم میباشد و استادان دیگر، من خدمات زیادی به شعر انقلاب کردهام. در بسیاری از کنگره های شعر دفاع مقدس، مقاومت، کنگره های شعر حوزه، کنگره های شعر مذهبی، کنگره های شعر سیستان و هامون و... شرکت داشتهام. برای بسیاری از مجموعه شعرهای دوستان شاعر ایرانی مانند استاد علی معلم و... نقد نوشتهام. در چندین شب شعر خدمت مقام معظم رهبری شعر خواندهام، در تمام روزنامهها و نشریات مهم و مطرح ایران مانند روزنامه جمهوری اسلامی، رسالت، کیهان، جوان، ایران، همشهری، مجله ادبیات ماه، کیهان فرهنگی، مجله شعر، اطلاعات هفتگی، هامون، اشارات و...مطلب نوشتهام. در بسیاری از کتابها مقاله دادهام. شش جلد کتاب بر تیراژ کتاب جمهوری اسلامی ایران افزودهام. در بسیاری از همایشها و نشستهای تخصصی سخنرانی کردهام. در بسی از کنگره های بین المللی شعر و مقاله ارایه دادهام و... به نظر شما اینها نشانگر حسن نیت محسوب نمیشود!؟ آیا حسن نیت مفهوم خاصی دارد، جز این موارد؟
,آیا این فعالیتها و بسی فعالیتهای دیگر فرهنگی من نه تنها برای افغانستان بلکه برای کل زبان فارسی خدمت محسوب نمیشود!؟
,چون خیلی نگران خدمت من به ملت مظلوم افغانستان میباشید باید به اطلاع برسانم که من در آخرین کتاب تالیفی ام برای نخستین بار یک قرن ابعاد سیاسی شعر امروز افغانستان را بررسی و تحقیق کردهام این کتاب اکنون آماده چاپ است.
,,
**من فقط به افغانستان مسافرت کردهام...
, **من فقط به افغانستان مسافرت کردهام...,در بخش دیگری از نامه آمده بود: «و تنها سفرهایی به خارج از کشور در جهت تامین منافع خود کرده است.» این دوستان طوری عبارت پردازی کردهاند که خواننده گمان کند من تا حالا شاید ده باری جهت تامین منافع خود، سفرهای به آمریکا و اروپا داشتهام. که لازم است به اطلاع برسانم من تنها در این مدت دو سفر ترانزیتی به پاکستان به قصد عبور به افغانستان داشتهام که به دلیل نا امن بودن راههای هرات و قندهار هم ولایتی های من از مسیر پاکستان به استان غزنی مسافرت میکردند. دیگر توفیق سفر به هیچ کشور خارجی نصیبم نشده است و همچنان آرمان به دل باقی ماندهام.
,همچنین در این نامه آمده است: «این موضوع به قدری دارای اهمیت است که ایشان طی نشستی با کارشناسان وزارت علوم، لزوم بازگشت خود به کشورش را به صورت کتبی اعلام داشته است تا زمینهای برای خدمت به مردم مظلوم افغانستان فراهم آورد. بدیهی است که زمینه تحصیل برای وی در مقطع دکتری در سالهای آینده فراهم خواهد شد»
,,
**من نامه را به اجبار نوشتم
, **من نامه را به اجبار نوشتم,یک: کارشناسان نبود در این محفل. تنها من و آقای صفری حضور داشتیم.
,دو: همچنان که در توضیحات قبلی اشاره کرده بودم، جناب اسماعیلی به من فرموده بودند که هرچه آقای صفری گفت تو قبول کن، من فکر کردم این تصمیم مربوط به مجموعه دوستان ایرانی است، و لذا چاره ای جز پذیرش نداشتم. آقای صفری گفت یک چنین نامه ای بنویس و امضا کن، من البته یک نامه بسیار سر و پا شکسته که علایم اجبار در آن مشخص باشد نوشتم و امضا کردم.
,در بخشی دیگر از نامه آمده است: «برخی از موارد مطرح در اظهارات وی قابل تامل میباشد که روابط عمومی سازمان امور دانشجویان الزامی به پاسخگویی در این باره ندارد. ذکر این نکته حائز اهمیت است که تابش به همراه خانواده خود طی 27 سال در جمهوری اسلامی ایران حضور داشته و برخوردار از شرایط خوب و مناسب بوده است شرایطی که شاید برای بسیاری از ایرانیان فراهم نشده باشد. شایسته است اتباع غیرایرانی مقیم در جمهوری اسلامی ایران رفتار برادرانه و متعهدانهای ارائه دهند».
,به گمانم این بخش نیاز به پاسخ ندارد. آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است. یا اگر مهم هم باشد نمیتواند دلیل برای اخراج من شمرده شود.
,انتهای پیام
,]
ارسال دیدگاه