صالحی درگفتگو با دانا:
هدف آمریکا تغییر ایدئولوژی ایران با فشار اقتصادی است، نه فقط تجزیه جغرافیایی/ تفاهم فعلی بازدارنده نیست
یک کارشناس اقتصاد بینالملل گفت: هدف اصلی آمریکا از جنگ اخیر فراتر از جغرافیا بود. پروژه اصلی، تغییر نرم ایدئولوژی جمهوری اسلامی و حذف رأس مقاومت بود؛ پروژهای که با شهادت رهبر انقلاب وارد فاز تازهای شد. گ
پیمان صالحی، کارشناس اقتصاد بینالملل در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا در خصوص ایران پساجنگ تا معمای تفاهم با آمریکا و اهداف اقتصادی دشمن از جنگ تحمیلی سوم توضیحاتی ارائه کرد.
خبرنگار اقتصادی راه دانا: آقای صالحی، تحلیلهای اخیر از مقاومت ایران در جنگ چه تصویری را نشان میدهد؟
پیمان صالحی، کارشناس اقتصاد بینالملل:
برخلاف پیشبینیهای بسیاری از تحلیلگران غربی، ایران در جریان جنگ نهتنها فرو نپاشید، بلکه به یک همگرایی ملی کمسابقه دست یافت. امروز بخش بزرگی از جامعه ایرانی، دفاع از ایران را مسئلهای جدا از حمایت از جمهوری اسلامی میبینند؛ مسئله اصلی برای آنها، حفظ حاکمیت، تمامیت ارضی و آینده ایران است . حتی در میان کسانی که طی سالهای گذشته منتقد سیاستهای داخلی بودهاند، این نگاه شکل گرفته است.
تغییرات اجتماعی
سوال: از تغییرات اجتماعی پس از جنگ گفتید. چه تحولاتی در خیابانهای تهران دیده میشود؟
صالحی:
امروز در خیابانهای تهران و حتی رسانههای رسمی، شاهد حضور زنانی هستیم که بدون حجاب سنتی در فضاهای عمومی حاضر شدهاند. این تغییر تدریجی فضای فرهنگی و اجتماعی پس از جنگ، نشان میدهد جامعه ایران را دیگر نمیتوان با کلیشههای قدیمی تحلیل کرد. آنچه در حال شکلگیری است، ترکیبی پیچیده از ملیگرایی، مطالبه تغییر، مقاومت در برابر فشار خارجی و بازتعریف رابطه جامعه و حکومت است. ایران امروز فقط یک پرونده هستهای یا بحران ژئوپلیتیکی نیست؛ ایران وارد فاز تازهای از بازتعریف هویت ملی و جایگاه خود در نظم جهانی شده است.
هدف اصلی آمریکا؛ تغییر ایدئولوژی، نه فقط تجزیه جغرافیا
سوال: تحلیل شما از اهداف آمریکا در جنگ چیست؟
صالحی:
اگر هدف آمریکا را صرفاً تجزیه ایران بدانیم، باید گفت که ایران تجزیه نشد و کشور حفظ شد. اما مسئله دقیقاً همینجاست. به اعتقاد من هدف اصلی آمریکا فقط تجزیه ایران نبود؛ هدف، ادامه همان مسیری بود که از ترور حاجقاسم سلیمانی آغاز شد، با ترور فرماندهان مقاومت ادامه پیدا کرد و در نهایت به نقطهای رسید که آمریکا و اسرائیل تصور کردند با حذف رأس ایدئولوژیک جمهوری اسلامی میتوانند مسیر تغییر نرم ایدئولوژی ایران را باز کنند .
چرا پروژه تغییر ایدئولوژی شکست خورد؟
سوال: این پروژه در چه نقاطی متوقف شد؟
صالحی:
این پروژه در سه نقطه کلیدی متوقف شد:
نخست: رهبری جدید ایران، همان مسیر ایدئولوژیک رهبر پیشین را ادامه داد و آن پیوستگی فکری هرگز قطع نشد.
دوم: انسجام داخلی ایران در لحظه خطر ملی شکل گرفت. مردم برخلاف محاسبات طرف مقابل، دچار فروپاشی اجتماعی نشدند.
سوم: توان نظامی ایران و اهرم تنگه هرمز نشان داد ایران فقط یک بازیگر تحت فشار نیست، بلکه میتواند هزینههای سنگینی را به طرف مقابل و حتی اقتصاد جهانی تحمیل کند .
تفاهم فعلی؛ بازدارنده نیست، فقط زمان میخرد
سوال: آیا هدف آمریکا تغییر کرده است؟
صالحی:
به اعتقاد من، خیر. اگر هدف اصلی، تغییر نرم ایدئولوژی جمهوری اسلامی بوده، این هدف هنوز کنار گذاشته نشده است. فقط ابزار آن از میدان جنگ به میز مذاکره منتقل شده است. بنابراین اختلاف امروز بر سر این تفاهم را نباید صرفاً در سطح امتیازات اقتصادی یا آزادسازی چند میلیارد دلار دید. مسئله اصلی این است که آیا این تفاهم بازدارندگی کافی ایجاد میکند یا نه.
اگر ما جنگ را در نقطهای متوقف کنیم که طرف مقابل هنوز به این نتیجه نرسیده باشد که تکرار این مسیر برایش هزینه غیرقابل تحمل دارد، در واقع فقط زمان خریدهایم، نه امنیت.
اقتصاد جنگ؛ از نفت ۱۱۰ دلاری تا شوکی که کامل نشد
سوال: نقش اهرمهای اقتصادی ایران در این معادله چیست؟
صالحی:
ایران در این جنگ نشان داد که اهرم تنگه هرمز نه یک شعار، بلکه ابزاری واقعی در برابر اقتصاد جهانی است. اما سؤال اینجاست: آیا از این اهرم به اندازهای استفاده شد که در ذهن طرف مقابل بازدارندگی پایدار ایجاد کند؟
به نظر من، نه. وقتی قیمت نفت از حدود ۶۵ دلار به بیش از ۱۱۰ دلار رسید، تازه جهان داشت طعم اولیه فشار را میچشید. هنوز آن شوک به بحران تبدیل نشده بود. هنوز اقتصاد غرب به نقطهای نرسیده بود که بداند حمله دوباره به ایران یعنی ورود به یک بحران واقعی جهانی . اختلال در تنگه هرمز، ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت را دچار مشکل کرد و قیمت گاز طبیعی در اروپا ۳۸ درصد افزایش یافت، اما هنوز اقتصاد جهانی به نقطه فروپاشی نرسیده است .
هشدار؛ تکرار سناریوی ترور رهبری
سوال: با این اوصاف، تفاهم فعلی را چگونه ارزیابی میکنید؟
صالحی:
در چنین شرایطی پذیرش تفاهم، بدون آنکه طرف مقابل هزینه کامل محاسبات غلط خود را پرداخت کرده باشد، خطرناک است. چون ترامپ میتواند بگوید اجازه ندادم ایران به سلاح هستهای برسد. اسرائیل میتواند بگوید هنوز پروژه خود را تمام نکرده است. آمریکا میتواند چند ماه بعد دوباره با بهانه هستهای، موشکی یا منطقهای فشار را از سر بگیرد و جان رهبر عزیزمان را همچنان مورد تهدید قرار دهد.
مسئله اصلی فراتر از جغرافیاست؛ مسئله بقای ایدئولوژی مقاومت است.
ارسال دیدگاه