یادداشت خبرنگار «دانشجویان بیدار» از اردوی جهادی دانشجویان بجنوردی؛
کال ایمانی یا کالیمانی؛ چه فرقی می کند نام محرومیت را چه بگذاریم؟!
چه فرقی می کند که نام محرومیت را چه بگذاریم و با چه نشانی او را بشناسیم .چه فرقی می کند که مختصاتش کجا است.محرومیت ، محرومیت است و هر جا که باشد باید از بین برود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از «دانشجویان بیدار»متن این یادداشت به شرح زیر است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,«بسم رب المجاهدون فی سبیل الله»
,کال ایمانی یا کالیمانی...
,چه فرقی می کند که نام محرومیت را چه بگذاریم و با چه نشانی او را بشناسیم .چه فرقی می کند که مختصاتش کجا است.محرومیت ، محرومیت است و هر جا که باشد باید از بین برود.
,,
,
این محرومیت و محروم بودن را می توان از غم صحبت های اهالی روستا وقتی از روز مرگی های خود سخن می گویند دریافت.
,نبود شعله ی آبی سوختن گاز شهری در روستا، قطعی های مکرر آب شرب ، بیابانی بودن، عدم دسترسی به خطوط تلفن همراه و یا خانه بهداشت ضعیف و یا روحانی که آن طور که باید در میان روستاییان مقبولیت ندارد.
,محرومیت را در خنده های زورکی کودکان روستان در پی در خواست عکاسان می توان فهمید.
,خوشحالی از سر آبروداری جلوی دوربین توسط کودکان روستا هم نشان از محروم بودن را دارد.
,,
,
تلخی این محرومیت زمانی بیشتر می شود که حتی این خنده های از سر اجبار به خاطر بار غم و اندوه های سنگین و انباشته شده در قلب و افکار، دیگر بر روی لب ها دیده نمی شود.
,محرومیت این است که این خردسالان و کودکان به جای دوستی ، کودکان رهگذرانی که از شهر آمده اند را به طعنه غربتی می نامند و از خودشان می رانند.
,محرومیت این است که امیدت فقط به خدا باشد و مسئولان و وعده هایشان را به خدا واگذار کرده باشی.
,محرومیت این است که مسجد نداری و حسینیه هم سقفش در زیر لبخند باران خداوند گریه کند و سرما و باد در میان آن رفت و آمد داشته باشند.
,,
,
وقتی محرومیت را می بینی که پارچه نوشته "مقدم مسئولان را گرامی می داریم...." روی آن به اندازه تمام لحظات صبر مردم روستا خاک نشسته باشد.
,یا اینکه کودکان روستا به خاطر کمک به خانواده مجبور به ترک تحصیل در همان پایه های ابتدای تحصیل بوده اند.
,و درد محرومیت زمانی آنقدر عمیق می شود که حتی برای پروژه های عمرانی هم باید "آقا"(1) باشد و بیاید و اقدامی کند.
,اینها همه اش محرومیت است می خواهد در تجریش تهران باشد و یا در چهارراه مخابرات بجنورد و یا در کالیمانی. این ها را هر جا دیدی بدان که آنجا محروم است.
,اما این پایان ماجرای محرومیت نیست. محرومیت گاهی شیرین نیز می شود. وقتی که این محرومیت با خودسازی عده ای دانشجو جمع می شود شیرین می شود.
,محرم بودن وقتی که مآمن و پناهگاهی برای دوری از هیاهوی مذاکرات، هیاهوی انتخابات و هزاران هیاهوی دیگر است شیرین می شود.
,در محرومیت می توانی خودت را بیگانه کنی با فوتبال و میلیاردرهایش .
,می توانی به قول یکی از دوستان از زیورِ آلات دنیا دست بشویی و دنیا و دنیاییان را با یکدیگر تنها گذاری و حرکت کنی برای جهاد، جهاد اکبر.
,جهادی که ابتدا خود را می سازی بعد فرهنگ اطرافت و سپس ساختمان هایش را.
,,
,
شیرینی محرومیت وقتی است که پیرمرد روستایی که یک عمر کار و تلاش و زحمت در چین و چروک های پیشانیش و در زبری دستانش نهفته است ، غم های روزمره گی ها یادش می رود و لبخند رضایت از کارهای بچه های جهادی جای آن را پر می کند.
,و زمزمه زیر لب دعای خیر برای این بچه ها را نیز برای این با اخلاصان بی ریا حواله می کند.
,این شیرینی را می توان در کمک های کربلایی خادم مسجد ، درعرق های پیشانی بچه ها ، در صفای دور هم بودن و نوشیدن چای کنار یکدیگر ، در بارش مهر و محبت میان کلام دانشجوی معلم بچه های روستا ، در گریه های فاطمیه ، در نمازشب آخروقت و نماز صبح اول وقت یافت.
,و آخرش هم به یاد جملات آقایمان می افتم که فرمودند: "هر وقت من فکر این رو می کنم که ما بمانیم و شهید نشویم و بعد ما به تصادف بمیریم ، به تب بمیریم، چه خیری می بینیم؟ از تصور این فکر آنچنان قلبم فشار می آید. یک میدان مسابقه بهشت از آدم گرفته بشود و آدم همین طور بمیرد، این خیلی سخت است، ای کاش که مرگ ما هم شهادت باشد."(2)
,ان شا الله...
,// خبرنگار:میلاد حسین پور
,پی نوشت:
,1- منظور سفر پر خیر مقام معظم رهبری به خراسان شمالی است که از برکت آن، غبار محرومیت از چهره مناطق رنجدیده این استان زدوده شد.
,2- نماهنگ «در آرزوی شهادت...» به آدرس http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29205/13931229_3871.flv
]
ارسال دیدگاه