تئوریسینی که۷۰۰صفحه در باب ولایت فقیه نوشت و ضد ولایت شد+تصاویر

تئوریسینی که۷۰۰صفحه در باب ولایت فقیه نوشت و ضد ولایت شد+تصاویر
نکته دیگرى که در دوره پایانى عمر آیت ﷲ، ذهن ها را به خود مشغول کرده بود، تغییر موضع آشکار چهره ها و افرادى بود که در زمان امام و بویژه در دوره تشدید اختلافات بنیانگذار انقلاب و آقاى منتظرى، بیشترین حملات را به وى کرده تا جائى که برخى وى را قاتل امام خواندند و برخى دیگر هم قصد داشتند تا بابولدوزر بیت وى را با خاک یکسان کنند.این افراد که در زندگى سیاسى خود دچار عارضه افراط و تفریط شده بودند، زمانى آنچنان بر منتظرى تاختند و خواستار محاکمه وى شدند و زمانى هم که به جهت همین افراطى گرى ها از دامان نظام طرد شدند، به دامان شیخ مطرود پناه بردند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "ره به ری" : در گزارش های قبل (۱) (۲) به ابعاد زندگی منتظری تا قبل از رحلت امام (ره) اشاره کردیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ره به ری, (۱), ۲) ,

در این گزارش قصد داریم به زندگی وی پس از رحلت امام خمینی (ره) بپردازیم.

,

آیت اﷲ منتظرى پس از رحلت امام

,

هنوز کار اصلاح قانون اساسی به مرحله پایانی خود نرسیده بود که بیماری حضرت امام شدت پیدا کرد و سرانجام خورشید روشنی بخش انقلاب غروب کرد و پدر پیر امت مسلمان ایران با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به ملکوت اعلی پیوست.

,

با غروب خورشید انقلاب، بسیاری از اذهان، متوجه عملکرد منتظری شدند و طلب مرگ امام از خیانت دوستان را به خاطر آوردند.

,

کم نبودند کسانى که معتقد بودند حادثه تلخ عزل قائم مقام رهبری، بیشترین تاثیر را بر روح و جسم حضرت امام باقی گذاشت و موجب تشدید بیماری حضرت امام شد.

,

اما در این روزها، آقای منتظری نیز چون دیگر علمای قم و به عنوان کسی که خود را شاگرد و مرید امام خمینی می دانست، در رحلت آن بزرگ، اطلاعیه داد و مراسم ختم و عزاداری گرفت.

,

پس از رحلت امام خمینی، اصلی ترین و ضروری ترین کار، تعیین رهبر و جانشین برای امام راحل بود.

,

در این زمان هنوز قانون اساسی سابق اعتبار داشت و کار مجمع بازنگری در اصلاح قانون اساسی به پایان نرسیده بود.

,

اما مجلس خبرگانی که بلافاصله پس از رحلت حضرت امام تشکیل جلسه داده بود، بر اساس نامه امام به آیت ﷲ مشکینی، مرجعیت را شرط رهبری نمی دانست و در جستجوی فقیهی بود که قادر به اداره جامعه اسلامی در شرایط پیچیده جهانی باشد.

,

75784874389 (16)

, 75784874389 (16), 75784874389 (16),

در خبرگان، عمدتا این گرایش وجود داشت که رهبری به صورت شورایی باشد و به همین سیاق از مراجع و فقهای متعددی به عنوان عضو شورای رهبری نام برده می شد که نام آیت ﷲ خامنه ای در رأس این اسامی قرار داشت.

,

خبرگان با توجه به مسئولیت سنگین رهبری، از رأی دادن به فقها و مراجعی که امر اداره و سرپرستی جامعه را نمی دانستند، خودداری می کردند و حتی مرجع تقلید بزرگی چون آیت اﷲ العظمی گلپایگانی به عدد انگشتان دست هم رأی نیاورد.

,

به تدریخ فردی شدن رهبری در دستور کار خبرگان قرا رگرفت و همه نگاه ها متوجه آیت اﷲ خامنه ای شد چرا که برخی از اعضای برجسته خبرگان و از اعضای هیئت رئیسه آن، خود شاهد بودند که امام خمینی، ایشان را مجتهدی مسلم و شایسته رهبری می دانستند و به همین امر در جمع خبرگان، شهادت دادند.

,

افرادی چون آیت ﷲ مشکینی، آیت ﷲ موسوی اردبیلی، آقای هاشمی رفسنجانی و مرحوم سیداحمد خمینی خود شاهد مستقیم تأیید صلاحیت آیت ﷲ خامنه ای برای رهبری از سوی امام راحل بودند و با شهادت این بزرگان و با صلاحیت هایی که خبرگان در وجود ایشان سراغ داشتند، امر رهبری را به آیت ﷲ خامنه ای محول کردند و ایشان هم پس از اتمام حجت کردن و تضمین گرفتن از خبرگان مبنی بر پذیرش امر و نهی های حکومتی رهبری، این مسئولیت سنگین را پذیرفتند.

,

با انتخاب آیت ﷲ خامنه ای به رهبری انقلاب، دور تازه ای از حیات انقلاب اسلامی آغاز شد. استقبال علما و مراجع و چهره های سیاسی و توده های مردم از رهبری آیت ﷲ خامنه ای، کم نظیر و چشمگیر بود واز همان ابتدا مراجع بزرگواری چون آیت ﷲ اراکی و آیت ﷲ گلپایگانی با ارسال پیام صحه گذاشتند با ایشان جدید بیعت کردند.

,

آیت ﷲ منتظری نیز با ارسال پیام برای آیت ﷲ خامنه ای به تأیید تصیم خبرگان و رهبری جدید پرداخت و برای ایشان، طلب توفیق کرد.

,

مقام معظم رهبری نیز به پیام وی پاسخ گفته و از وی به خاطر حمایت از تصمیم خبرگان تشکر کردند.

,

منتظرى و آغاز اظهارنظرهاى تنش زا

,

از آن پس تا مدت ها آقای منتظری فقط به درس و بحث مشغول بود اما در ۱۱ دیماه سال ۶۸ و در سخنرانی خود درجمع نجف آبادی هایی که به دیدن وی آمده بودند، به مسائل سیاسی روز پرداخت و همین مساله در شهر قم، مخالفت هایی را برانگیخت.

,

آقای منتظری در این سخنرانی با اشاره به سوابق انقلابی و مبارزاتی خویش و این که “دوم شخص انقلاب” بوده، اعلام کرد که در این ایام علیه وی حرف های زیادی زده شد که وی به خاطر انقلاب، سکوت کرده و به آنها پاسخ نگفته است ولی این بار مساله اى در جریان است که نمی تواند سکوت کند و آن گنجانیدن استقراض از خارج در برنامه توسعه اقتصادی کشور است.

,

وی سپس با اشاره به نظر امام خمینی، استقراض از بیگانه را به زیان کشور معرفی کرد و خواستار تجدید نظر در این قضیه شد.

,

459858989 (5)

, 459858989 (5), 459858989 (5),

به دنبال این سخنرانی، عده ای طلاب و مردم قم علیه وی شعار دادند و او را ضد ولایت فقیه نامیدند و از این که وی به نصیحت امام راحل بی اعتنایی و در مسائل سیاسی کشور دخالت و درباره آنها اظهارنظر کرده، اعتراض کردند.

,

در واقع اظهارات آقای منتظری از نظر مضمون و محتوا چیزی نبود که باعث مخالفت شود اما مخالفان اصرار داشتند که وی نباید در امر سیاسی وارد شود و تنها به شرط رعایت این نظر امام راحل، مجاز به داشتن جلسات درس و بحث است.

,

آیت ﷲ منتظری پنج روز پس از سخنرانى اول، بار دیگر در شروع درس خود، مساله تظاهرات عده ای علیه وی، اشاره کرد و با طرح حرف های تکراری اش در دفاع از خود، اعلام کرد که مخالف نظام و ولایت فقیه نیست.

,

وی تصریح کرد که قصد خیرخواهی و تذکر داشته است و افزود: “اگر کسی مخالف باشد با حکومت اسلام، با نظام اسلامى، با ولایت فقیه، من چشماشو از حدقه درمی آوردم«. وی در این سخنرانى با اشاره به نظر آیت ﷲ بروجردی گفت: “ولایت فقیه و حکومت اسلامی از ضروریات اسلام است.

,

اصل حکومت اسلامی از ضروریات اسلام است. معنایش این است که اگر کسی منکر شود، کافر است.”

,

این حوادث شروع یک سلسله کشمکش هایی بود که از آن پس به صورت مداوم در پی هر سخنرانی و اظهارنظر آقای منتظری پیش می آمد و البته موافقان و مخالفانی را حتی در درون نیروهای نظام به صحنه می کشاند.

,

درا ین زمان، منتظری عمدتا به عنوان یک مرجع تقلید مورد توجه بود وی را به عنوان مرجع تقلید مورد توجه بود و در درون نیروهای انقلاب هم کسانى وی را به عنوان مرجع تقلید خویش قبول داشتند و همین ها نیز اظهارنظر در مسائل سیاسی روز را حق وی تلقی می کردند ولو آن که ترجیح می دادند وی بهتر است در این مسائل وارد گود نشود.

,

در مقابل، کسانی با توجه به مضمون کلی نامه ۶/۱/۶۸ امام، وی را عادل نمی دانستند و تقلید از وی را نادرست تلقی می کردند و بر سکوت وی در مسائل سیاسی اصرار داشتند و این را نظر قطعی حضرت امام می دانستند.

,

هر دو گروه فوق در این که منتظری صلاحیت های لازم برای پذیرش مسئولیت رهبری و زعامت جامعه اسلامی را ندارد، متفق بودند اما در حیطه مرجعیت وی، با هم اختلاف داشتند.

,

اختلاف نظر در این امر در اواخر سال ۷۰ به صورت یک بحران جدی درآمد.

,

در آبان ماه سال ۷۰، جمع کثیری از نمایندگان مجلس به دیدار آقای منتظری رفتند و با او ملاقات کردند.

,

این اقدام نمایندگان مذکور باعث برانگیختن مخالفت هایی در سطح جامعه و مسئولان شد و برخی از مطبوعات هم به انتقاد و اعتراض برخاستند.

,

نمایندگانی که با منتظری صرفا دیدار کرده بودند حرکت خود را احترام گذاشتن جمعی از مقلدان به مرجع تقلید خود معرفی می کردند.

,

اما مخالفان بر این باور بودند که این عمل، بار سیاسی زیادی دارد و گامی هماهنگ و حساب شده برای بازگردانیدن منتظری به صحنه سیاسی است و الا چه نیازی به ملاقات دسته جمعی و سازماندهی شده نمایندگان با یک مرجع تقلید است و این عمل می تواند به صورت فردی یا در قالب گروه های کوچک تر صورت گیرد.

,

حساسیت مخالفان به این امر عمدتا به این دلیل بود که سردمداری نمایندگان مذکور را افرادی از طیف موسوم به چپ تشکیل می دادند که پس از امام به صورت جدی در دفاع از ولایت فقیه، سخن نمی گفتند.

,

75784874389 (3)

, 75784874389 (3), 75784874389 (3),

به دنبال این ملاقات، آقای هاشمیان نایب رئیس مجلس شورای اسلامی که یکی از سازمان دهندگان اصلی این امر بود به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد و در اعتراض به احضار وی، مرتضی الویری نماینده مردم تهران و دیگر سازمان دهنده آن ملاقات، در نطق قبل از دستور خود، مدعی شد که ۸۰ تا ۱۰۰ نماینده مجلس، مقلد آیت اﷲ منتظری هستند.

,

وی در این نطق خواستار حل معضلات فقهی نظام از طریق مراجعه به فتاوای آیت اﷲ منتظری شد.

,

فعالیت هواداران برای دفاع از منتظری

,

از همان اولین روزهای عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری، هوداران افراطی وی که عمدتا از باقیای طیف مهدی هاشمی بودند، تلاش کردند با تهیه اعلامیه ها و جزوات متعدد، به دفاع از وی بپردازند.

,

آنها در صدد بودند اثر برخورد حکیمانه و مصلحت اندیشانه امام خمینی با آقای منتظری را کاهش دهند و با ایجاد فضای مظلومیت برای منتظری، وی را ذی حق جلوه دهند.

,

همچنین از نظر آنان تبلیغ مرجعیت وی و زیر سوال بردن رهبری انقلاب و مسئولان جامعه نیز گامی دیگر برای احیای موقعیت گذشته آقای منتظری به حساب مى آمد.

,

عناوین برخی از اطلاعیه های مورد بحث عبارتند از: مرجعیت و اعلمیت، واقعیتها و قضاوت ها، اسلامی زدائی چرا؟ قضاوت با شما، آنان که درد دین دارند و بررسی نامه ۶/۱/۶۸

,

در بخشی از جزوات و اطلاعیه ها سعی شده مسئله عزل آقای منتظری را امری عادی که به درخواست و پشنهاد خودش صورت گرفته جلوه دهند و نامه ها و اسناد باقی مانده از حضرت امام(ره) در مسائله عزل را مخدوش و ساخته دست اطرافیان حضرت امام(ره) معرفی کنند.

,

در بعضی دیگر تلاش شده بود تا مساله عزل را نقشه حساب شده ای از سوی برخی از مسئولین و… معرفی کنند.

,

در فرازی از یکی از این جزوات آمده است: “عزل قائم مقام رهبری کار حضرت امام خمینی(ره) نبود بلکه نقشه حساب شده ای توسط احمدآقا خمینی و آقای هاشمی رفسنجانی و بیگانگان بود… به راستی که داستان صدر اسلام و جریان شوم سقیفه به خوبی تبیین گردید… خدا می داند که اگر اسم این حکومت را حکومت منافقان بگذاریم کاری بیهوده نکرده ایم… بیائیم مردم را آزاد بگذاریم تا سرنوشت خود را خودشان انتخاب کنند. هر که را دوست می دارند به رهبری انتخاب و از او پیروی کنند.”

,

459858989 (2)

, 459858989 (2), 459858989 (2),

محور بعضی از جزوات مورد اشاره تبلیغ بعد علمی، فقاهتی و ترویج مرجعیت آقای منتظری بود و در این راستا تلاش گسترده ای شد تا از حیث فقاهتی او را یگانه زمان معرفی کنند و بدین منظور تعریف و تمجیدهائی که از ناحیه بعضی از شخصیت های علمی و سیاسی قبل از عزل ایشان از قائم مقامی رهبری وجود داشت جمع آوری و روی آنها مانور زیادی داده شده است.

,

در تاریخ ۳۰/۱۰/۷۱ به حکم دادگاه ویژه روحانیت، تعدادی از عوامل تهیه و پخش این گونه اعلامیه ها دستگیر شدند و این در حالی بود که جلسات درس و بحث آقای منتظری، رونق نسبی پیدا کرده و ملاقات های وی تا حدودی گسترش یافته بود.

,

این وضعیت به همراه رفت و آمد بعضی از چهره هاى سیاسی و مذهبی از مسئولان و شخصیت های حوزوی به بیت و ارتباط آنها با آقای منتظری باعث شد که وی با اطمینان بیشتری به طرح آرای خود بپردازد و آن کناره گیری سیاسی مورد نظر امام را نقش کند.

,

در همین ایام، مساله تخریب مسجد بابری هند توسط هندوهای افراطی پیش آمد و وى در حاشیه اظهارنظر درباره آن ماجرا، به انتقاد از مخالفان خود پرداخت و گفت: حمله به حریم مرجعیت و فقاهت و روحانیت به هر نحوی که باشد، این حمله به اسلام. مرجعیت شیعه همیشه در وقت هاى حساس که حکومت ها، انحرافاتی داشته اند، اشتباهاتی داشته اند، حافظ استقلال مسلمین بوده، حافظ اسلام بوده، تحقیر کردن مرجعیت، تنزل دادن مرجعیت… این کارهایی که چند تا بچه یک وقت می بینید برای مراجع وظیفه معین می کنند، اظهارنظر می کنند، اعتراض می کنند، به ضرر تشیع است… سازمان های کفر جهانی، اینها به ضرر اسلام است و سازمان سیا، آنهایی که همه جا ایادی دارند، متاسفانه یک وقت می بینی ما چه می دانیم، همان سیاست استعماری که توی حوزه هم ایادی دارند، همان سیاست مقام مرجعیت و فقاهیت مسجد بابری را خراب می کند … را تضعیف می کند … اعلامیه پراکنی می کند علیه علما…

,

نوع برخورد منتظری در این جریان ها نشان مى دهد که وی پس از عزل از قائم مقامی رهبری، به عنوان “مرجعیت” خود تکیه زده است و همان سخنان و مواضع گذشته را این بار به عنوان ادای مسئولیت مرجعیت خویش مطرح می کند.

,

در این ایام که برخی از هواداران او به خاطر تهیه و تکثیر و پخش اعلامیه هایی علیه مسولان و سوء استفاده از امکانات دولتی ( وزارت پست و تلگراف و تلفن ) دستگیر شده بودند، وی مواضع انتقادی علیه مسئولان را تندتر کرد و حتی از بهانه قرار دادن مساله چون که در دنیا بکرات اتفاق می افتد حتی – سقوط هواپیمای مسافربری هم نمی گذشت.

,

وی در تاریخ ۲۰/۱۱/۷۱ درحین درس در مورد سقوط هواپیمای مسافربری در حوالی فرودگاه مهرآباد چنین گفت: “متاسفانه بعد از گذشته ۱۴ سال از انقلاب ما فقط به صنعت اجاره ای رسیده ایم یعنی صنعت قبلی که مونتاژ بوده را رها کرده ایم و به وضعیت اجاره ای چسبیده ایم و خلبانان خودمان ر ا فقط برای سان دادن و تشریفات آماده کرده ایم و خلبانان و خدمه روسی، که مسافرین مسلمان را به مشهد ببرند!”

,

این گونه سخن گفتن و تحلیل کردن خود دلایل مستقلی برای ساده لوحی سیاسی آقای منتظری به حساب می آیند اما از طرف دیگر نشانگر این واقعیت سیاسی است که وی شبیه ایامی که سیدمهدی و باند وی دستگر شده بودند قادر به لحاظ کردن مصالح عمومی انقلاب نیست و صرفا بر اساس تشخیص مصالح خود و بدون آن که جرایم و تخلفات دوستان و هواداران خود را مدنظر قرار دهد، حالت اعتراض و انتقادی می گیرد و هر مطلب بی پشتوانه را نیز صرفا از سر لجبازی و عناد با مسئولان مطرح می کند.

,

در تاریخ ۲۱/۱۱/۷۱ آقای منتظری در آستانه چهاردهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، سخنانی را در درس خویش مطرح کرد که سرمنشأ مسائل گوناگونی شده وی در این سخنرانی مطالبی را مطرح کرد که اهم آن را می آوریم: “فردا روز ۲۲ بهمن است و روزی است که انقلاب به پیروزی رسید و هر سال معمول است برای زنده نگهداشتن این روز، راهپیمائی می کنند ١۵ راهپیمائی که خرجی ندارد، حالا با بعضی از خرج ها ما مخالفیم برای این که گرفتاری هاى زیادی هست و پول ها اگر خرج آنها بشود بهتر است اما راهپیمائی، هم خلاصه موجب عظمت اسلام و تقویت انقلاب است و هم در ضمن آقایان ورزش هم کرده اند، پولی هم خرج نکرده اند.

,

75784874389 (2)

, 75784874389 (2), 75784874389 (2),

علی ایحال اقتضا می کند که اعتقاد آقایان به انقلاب و به اصل انقلاب و این که فراموش نشود این روز بزرگ، آقایان همه در راهپیمایی شرکت بکنند و البته این را هم باید توجه داشته باشید مردم ما از انقلاب زده نشده اند و لذا مردم در این رزوها مثل روز ۲۲ بهمن یا روزی که برای حمایت از فلسطین است که روز جمعه آخر ماه رمضان است ما می بینیم هایی که واقعا مردم ما با همه گرفتاری هایی که دارند، با همه نق اما همه هماهنگ در راهپیمائی های این روزها شرکت می کنند، یعنی مردم آنقدر رشد دارند که حیثیات و جهان را از هم جدا می کنند و بما بالعرض و ما بالذات را با هم قاطی نمی کنند ولو مردم از من طلبه ناراحت باشند؛ از اشخاص ناراحت باشند، اما از انقلاب مردم زده نشده اند.

,

این همه شهید داده اند مردم، فداکاری کرده اند برای انقلاب و چیزی را که محصول خودشان و این همه خون برایش داده شده و این همه نیرو مصرف شده، هیچ وقوت مردم ترکش نمی کنند و بنابراین بایستی که مردم همه شرکت و اشخاص هم خلاصه بی رودربایستی، راهپیمائی مردم، حمایت مردم را به حساب حمایت از اصل نظام و انقلاب بگذارند نه به عناوین حمایت از اشخاص. فرق است ما بین حمایت از شخص و حمایت از اصل نظام و انقلاب و اهدف انقلاب و شما این معنا را بفهمانید به مردم که ما واقعا به اصل انقلاب پشت نکرده ایم، … من حرف خیلی دارم بزنم اما اگر حرف نمی زنم و ساکتم، نه از ترسم است نه از طمعم، خدا شاهد است برای این است می خواهم اصل اهداف انقلاب محفوظ بماند و حتی المقدور مردم اصل انقلاب و نظام را حفظ بکنند.

,

روی این اصل است که من ساکت بودم و ساکت هستم و الا نه این که حرفی نداشته باشم. اونوقت می بینیم حق کشی هایی می شود، خلاف واقع هایی و بسیار کسانی … که فتوای امام را … جلوگیری میکردند … حتی فتوای امام را نمی گذاشتند بگویند، اینها خیلی هاشون حالا شدند حامی انقلاب و تعبیر می کنم فرصت طلبان، اینها حالا دارند خط میدهند به حافظ انقلاب و بچه هایی که مخلص انقلاب ند خیلی شون، اینها باید تو زندان ها باشند، به بهانه های مختلف براشون پرونده درست میکنند، خیلیشون الان تو زندانند. مردم می دانند که بچه های مخلص انقلاب تحت تعقیبند، خیلی شون زندان می روند … آنوقت یک عده فرصت طلبانی که اصلا هیچ با انقلاب جور نبودند، اسم امام را نمی شد پیششان بیاری، انقلاب شما را مسخره می کردند، اینها حالا شدند حامی انقلاب برای این بچه ها پرونده درست می کنند و تهدید می کنند.

,

من نسبت به بچه هایی که بی اطلاعند، خیلی شون بی اطلاعند که اینها تحریک می کنند، ما را تحت فشار می گذارند، دوستان ما را تحت فشار می گذارند، من نسبت به این بچه ها چون اطلاع ندارند، اما نسبت به اون گنده هایی که می دانند قضایا چه خبره، می دانند که مفتنین چه کارهایی کردند و مع ذلک ساکتند، من اونهارو روز قیامت، پیش خداوند تبارک و تعالی به حسابشون خواهم رسید.

,

انشاءاﷲ، حالا تو این دنیا کارشون ندارم…” این سخنرانی آقای منتظری هم ابعاد اعتراضی وسیعی پیدا کرد و باز هم اعتراض اصلی مردم به دخالت کردن وی در مسائل سیاسی و اظهار نظر علیه مسئولان کنونی بود.

,

مضمون این سخنرانى به شدت مورد انتقاد بود چرا که آقای منتظری خود را رو به روی امام قرار داده بود و خود را نسبت به انقلاب، دلسوزتر از امام معرفی می کرد چرا که فقط امام بود که تصمیم به عزل وی گرفته بود و افرادی که اکنون در جایگاه رهبری یا مسئولان درجه اول نظام قرار دارند در آن شرایط موضع تند حضرت امام علیه منتظرى را تعدیل می کردند.

,

در واقع آقای منتظری در این سخنرانی براى دفاع از خود و عملکرد گذشته اش، امام را تحت تاثیر دیگران و حتی به نوعی تحت تاثیر دورغ های وزارت اطلاعات و عوامل بیگانه قلمداد کرده بود و همین امر باعث اعتراض مردم شد.

,

درتاریخ ۲۳/۱/۷۱ طلاب و روحانیون و مردم شرکت کننده در نماز جمعه طوماری به طول ۳۰ متر را امضاء کردند و از مقامات قضائی خواستار برخورد با سخنران شدند.

,

در همان روز عده ای نیز به سوی بیت آقای منتظری رفتند و علیه وی و در دفاع از ولی فقیبه شعار دادند.

,

در تاریخ ۲۴/۱۱/۷۱ نیز جمعی از طلاب و روحانیون در درس فقه آقای منتظری حاضر شدند و یکی از طلاب که به مدت ۶ سال در درس های وی شرک می کرد، علیه اظهارات آقای منتظری سخنرانى کرد.

,

پس از سخنراین طلبه مذکور، حاضران به طرح شعارهایی چون “این قاتل خمینی، اعدام باید گردد” یا “این درس اهل نفاق، تعطیل باید گردد”، پرداختند و خواستار تعطیل شدن جلسات درس آقای منتظری شدند.

,

در این جلسه، درگیری میان هواداران و مخالفان وی رخ داد که منجر به دستگیری یکی از هواداران آقای منتظری به جرم چاقوکشی شد.

,

459858989 (10)

, 459858989 (10), 459858989 (10),

پس از وقوع این ماجراها، دادگاه ویژه روحانیت وارد صحنه شد و آقای حسینیان دادستان ویژه روحانیت تهران با هماهنگی نیروی انتظامى، سپاه، شهرداری و … جلسه ای را در قم تشکیل داد تا درباره این مساله، تصمیم گرفته شود.

,

در این جلسه قرار شد که به چند مساله رسیدگی شود: اولا پیگیری شود که آیا اعلامیه ها علیه رهبری و مسئولان و در دفاع از آقای منتظری در بیت و دفتر و اطرافیان وی تهیه و تکثیر می شود یا خیر؟

,

ثانیا اسناد و مدارکی که از اسناد محرمانه و سری نظام بوده و در دوران قائم مقامی رهبری در اختیار وی قرار می گرفت و ظاهرا راضی به تحویل دادن آنها نمی شد به جای امنی منتقل گردد. ثالثا خیابان کنار بیت و دفتر وی که به خاطر حفاظت از قائم مقام رهبری، از گذشته مسدود شده بود بازگشایی و نرده ها و درهای فلزی آن برداشته شود.

,

به گزارش آقای حسینیان در ضمن آن از پنج خانه مربوط به بیت آقای منتظری که برخی از آنها در اختیار سعید منتظری و هادی هاشمی قرار داشت، چندین وانت بار از همان اطلاعیه های ضدانقلابی کشف و وسایل تکثیر آن اطلاعیه ها نیز توقیف شد و مامورات شهرداری هم موانع خیابان جنب بیت آقای منتظری را برداشتند و اسناد مورد نظر به جای امنی منتقل شدند.

,

این اقدام دادگاه ویژه روحانیت طبعا با اعتراض آقای منتظری مواجه شد و وی مدتی بعد در تاریخ ۱۰/۲/۱۳۷۲ بیانیه ای را علیه مسئولان نگاشت که در آن بیش از همه، از دادگاه ویژه روحانیت انتقاد شده بود.

,

در این بیانیه که حدود یک سال و نیم بعد به صورت گسترده انتشار یافت، آقای منتظری باز هم اساس را بر مساله مرجعیت قرار داد و از حوزه مرجعیت به صورت برجسته دفاع کرد.

,

وی در بخشی از این بیانیه خود می گوید: “دشمن از ابتدای پیروزی سعی داشته هر یک از نیروهای اصیل انقلاب و من جمله روحانیت متعهد را به بهانه ای منزوی و یا ملکوک و یا دلسرد نماید و با کمال تاسف مشاهده می شود که به نام دفاع از انقلاب و نظام اسلامی از چهره هائی که در انقلاب موثر بوده اند بنحوی انتقام گرفته می شود و این اعمال نوعا از ناحیه اشخاصی انجام می شود که نسبت به مسائل انقلاب و گذشته های آن بی اطلاع و یا هنگام انقلاب نسبت به آن بی تفاوت بوده اند،که تفصیل آن کتابی بزرگ می طلبد و آنچه که امروز دشمنان بیشتر بدان عنایت دارند لطمه زدن به روحانیت متعهد و ترور شخصیت های بارز روحانیت است و چون اکثر موارد اقدام شده در خفای از انظار عموم ملت بوده است و بیان و استدلال به آن مستلزم اطلاع قبلی از اصل قضایا است. لذا در این نامه مختصر خدمت ملت عزیزمان بیشتر به موردی استدلال می شود که مربوط به خود این جانب است و از نزدیک شاهد آن بوده ام و کم و بیش اخبار آن از طریق بعضی جرائد و رادیوها پخش شده است… ذکر داستان بیت خود نه به منظور خودنمایی و یا به عنوان استمداد است بلکه از باب مشت نمونه خروار گوشه هائی از آن را یادآور می شوم تا نحوه برخوردهایی که با نیروهای مومن به اسلام و انقلاب انجام می شود، برای افراد بی اطلاع روشن شود”.

,

وی سپس به نقد دادگاه ویژه روحانیت پرداخت و اولا آن را مخالف قانون اساسی خواند.

,

ثانیا عملکرد آن را منفی ارزیابی کرد.

,

ثالثا آئین نامه داخلی و مقررات آن را ناعادلانه دانست.

,

75784874389 (11)

, 75784874389 (11), 75784874389 (11),

البته آقای منتظری اذعان می کند که در حیات حضرت امام و به دست ایشان این دادگاه تشکیل شد و در همان زمان هم وی نظرات خود را در مخالفت با تشکیل این دادگاه برای حضرت امام نوشته بود اما امام خمینی با این استدلال که دادگاه های متعارف، قدرت برخورد با جرایم روحانیت را ندارد پیشنهاد وی را نپذیرفتند.

,

یکی از نکات بسیار منفی این بیانیه، صدور حکم قتل آقای حسینیان از سوی وی بود.

,

منتظری در عنوان مسئول بازرسی بیت آقای منتظری این باره، چنین می گوید: “در تحریر الوسیله مرحوم امام(ره) در تعریف محارب ذکر شده که ملخص آن چنین است: و حد آن مطالبی محارب کسی است که در پناه ، اسلحه مردم را بترساند و فساد برپا کند چه در بیابان و چه در دریا، چه در شهر و چه در غیرشهر، چه در شب و چه در روز و شرط نیست که مهاجم از اشرار و اهل ریبه باشد و حد محارب یا قتل است یا به دار آویختن یا قطع یک دست و یک پا بر عکس یکدیگر. یعنی دست راست و پای چپ، و یا تبعید و بهتر است اگر محارب مرتکب قتل شده او را بکشند یا به دار آویزند و اگر اموال را به غارت برده دست و پای او را قطع کنند و اگر فقط سلب امنیت کرده تبعید شود. (تحریرالوسیله ج۲، ص۴۲۹)

,

در شب ۲۵ بهمن ۱۳۷۱ تهاجم شبانه ای به بیت این جانب با محاصره منطقه ای در پناه نیروهای مسلح و بکارگیری بیش از هزار نفر و ایجاد رعب و وحشت و سلب امنیت حتی از همسایگان انجام شد و قفل ها و درب ها را شکستند و اموال زیادی را به غارت بردند.

,

این عمل وحشیانه مصداق کامل محاربه است.

,

اگر یک دادگاه عادلانه و قانونی تشکیل شود، عاملان این تهاجم غیرانسانی را محارب خواهند شناخت که مجازات آنان حداقل قطع دست و پا است.”

,

پس از انتشار این بیانیه برخی از مسئولان خواستار برخورد قضایی با آقای منتظری شدند چرا که وی در یک نظام اسلامی برای مسئولان قضایی کشور که به وظیفه قانونی خود عمل کرده اند، حکم قتل صادر کرده بود اما با نظر برخی از بزرگان، برخورد قضایی با وی از دستور کار خارج شد و در مقابل، بیانیه هایی افشاگرانه علیه آقای منتظری صادر گردید.

,

در همین ایام (۴/۱۲/۷۱) وی نامه ای خطاب به آیت اﷲ گلپایگانی نگاشت و در آن خواستار موضعگیری قاطع ایشان در قبال طرح های اصلاحی شورای مدیریت حوزه علمیه قم شد.

,

وی در این نامه نوشت: “متاسفانه مشاهده می شود که مسیر حوزه علمیه قم به سمتی است که در آینده چیزی شبیه حوزه های دولتی اهل سنت خواهد شد که از خود استقلال ندارند و حقوق بگیران حکومت ها هستند و بالاجبار ثناگوی دولت ها و ابزاری در دست مراکز قدرت و ملعبه سیاست های حاکم می باشند… و بالاخره اگر حضرتعالی اقدام نکنید و چاره ای نیندیشید در آینده ای نه چندان دور، حوزه علمیه قم، هویت معنوی و استقلال و عظمت خود را از دست خواهد داد.”

,

واقعیت این است که آقای منتظری پس از عزل از قائم مقامی رهبری، حکومت اسلامی را نیز در نسبت با مرجعیت مورد ارزیابی قرار می دهد و این خود منشأ برخوردهای غلط بسیاری شده است.

,

وی در گذشته، اصل را نظام اسلامی می دانست و دفاع از آن را مبنای ارزیابی عملکرد مراجع و حوزه های علمیه می دانست و به همین دلیل با افتخار به امام خمینی اعلام می کرد که از میان همه بیوت مراجع تقلید در قم، فقط بیت من است که در دفاع از انقلاب اسلامی و رهبری آن سخن می گوید بگذریم که البته در همان زمان هم این گونه نبوده است.

,

459858989 (6)

, 459858989 (6), 459858989 (6),

اما اکنون که به خواست حضرت امام از مسئولیت های سیاسی جامعه کنار گذاشته شده است همه چیز را حفظ مرجعیت می داند و عملکرد نظام اسلامى نیز با این امر می سنجد.

,

در گذشته وقتی سیدصادق روحانى با قائم مقامی آقای منتظری مخالفت کرد و دچار محدودیت هایی شد، آقای منتظری کمترین واکنشی نشان نداد چرا که مواضع او را با انقلاب اسلامى محک می زد اما اینک اگر جمهوری اسلامی در برابر سخنان تفرقه انگیز وی واکنش نشان دهد، بلافاصله به عنوان مخالفت با مراجع عظام مورد حمله قرار می گیرد.

,

حال آن که آقای منتظری برای مستند کردن مخالفت خودش با مسئولان انقلاب در زمینه برخورد با مراجع، صرفا به وضعیت خودش اشاره می کند چون اگر بخواهد به سراغ وضعیت دیگر مراجعی که دادگاه ویژه روحانیت با آنها برخورد داشته، برود ناچار است به دفاع از کسانی بپردازد که رسما با امام و انقلاب مخالفت می کردند و الا او خوب می دانست علما و مراجعی که در مجموع در راستای انقلاب و نظام حرکت می کنند، مورد حمایت مسئولان هستند.

,

منتظرى؛ دورى از مراجع انقلابى و نزدیکى به علماى سنتى

,

آقای منتظری از هنگام کناره گیری از قائم مقامی رهبری، به روحانیت سنتی حوزه های علمیه نزدیک تر شد و از روحانیت انقلابی مدافع انقلاب و رهبری فاصله گرفت و جالب آن که آقای آذری قمى هم چنین وضعیتی پیدا کرد تا در کنار آقای منظری قرار گرفت.

,

نوع برخورد آقای منتظری با دادستان دادسرای ویژه روحانیت که مسئول بازرسی بیت و دفتر وی بوده، نشانگر این مساله است که نظام اسلامی در چشم او دارای آنچنان مشروعیتی نیست که مجاز به انجام چنین اموری باشد لذا حکم مجازات علیه دادستان دادسرای ویژه روحانیت صادر می کند.

,

البته که اکثریت علما و مراجع تقلید و مدرسین و طلاب حوزه های علمیه کشور، در مسیر ارزش های انقلاب گام بر می دارند ولی آقای منتظری با حمله به چنین عالمان انقلابی و وارسته ای، سعی می کند حمایت آنان از انقلاب اسلامی را به زیر سوال ببرد و آنا ن را حقوق بگیران حکومت و ثناگویان دولت ها معرفی کند.

,

در فاصله سال ۷۲ تا ۷۵ آقای منتظری، جسته و گریخته درباره مسائل سیاسى و عملکرد مسئولان اظهارنظر می کرد و موجب برانگیختن اعتراض هایی می شد اما هیچکدام از آنها در حد سخنرانی وی در۲۳/۸/۷۶، واکنش نداشت.

,

در این فاصله بسیاری از علما و مراجع بزرگ مانند آیات عظام اراکی، گلپایگانی، مرعشی نجفی، خویی، آقاهاشم آملی و … از دنیا رفتند و نیاز مردم به نسل جدیدی از نسل فقها و مراجع تقلید، احساس شد.

,

خلا مراجع بزرگ از نسل فقهاء گذشته، به ویژه در سطح نیروهای سیاسی انقلاب، باعث رویکردشان به مراجع جدید شد و در این میان، جمعی نیز به آیت اﷲ منتظری مراجعه کردند.

,

از نظر سیاسی، عمدتا نیروهای موسوم به چپ به سراغ آقای منتظری رفتند و طیف موسوم به راست که خود را مدافع جدی ولی فقیه می دانست، تمایلی به تقلید از آقای منتظری نشان نمی داد و حتی افرادی از این طیف، وی را عادل نمی دانستند.

,

با گذشت زمان و با آغاز تحولات سیاسی مربوط به انتخابات مجلس پنجم، برخی از جریان های سیاسی که در چندین سال گذشته چندان فعال نبودند، پا به صحنه نهادند و گروه های سیاسی جدیدی نیز تاسیس شدند.

,

فضای سیاسی کشور با فعال شدن همه جریان های سیاسی به عرصه رقابت جدی مبدل شد. در این دوران، فضای سیاسی کشور، عمدتا حول محور چند گروه سیاسی درون نظام می گشت و چهره هایی چون منتظری بر این فضا تاثیر نداشتند.

,

البته درس و بحث و رسیدگی به مسائل حوزوی از سوی وی پیگیری می شدند و گهگاهی نیز به سیاق گذشته درباره مسائل سیاسی روز نیز اظهارنظرهایی صورت می گرفت.

,

در این دوران آیت اﷲ منتظری به خاطر ملاحظاتی، کمتر به طرح مسائل سیاسی می پرداخت و به همین دلیل در این ایام، شایعه ای بر سر زبان ها افتاد که وی از انقلاب و سیاست توبه کرده و پشیمان شده است.

,

در پاسخ به این گونه مباحث، آقای منتظری، مطلبی را به صورت پرسش و پاسخ منتشر کرد و در ضمن آن اعلام کرد که تاکنون به تکلیف شرعی خود عمل کرده و عمل به تکلیف هم، پشیمانی و توبه ندارد.

,

واکنش منتظرى به اعلام مرجعیت آیت اﷲ خامنه اى توسط جامعه مدرسین

,

مراجع بزرگوار حوزه علمیه قم، یکی همانطور که گفته شد در این دوره پس از دیگری رحلت فرمودند و مراجعه به مراجع زنده و جوانتر حوزه، تکلیف مردم شد.

,

459858989 (3)

, 459858989 (3), 459858989 (3),

البته یافتن مرجعی که اعلم باشد همیشه در این دوره ها با دغدغه هایی همراه است و لذا از سوی افراد و مراکز علمی و روحانی، چهره های فقهی و علمی متفاوت و متعددی به عنوان اعلم به مردم معرفی می شوند.

,

نیاز به این امر به ویژه پس از رحلت آیت ﷲ العظمی اراکی در حوزه های علیمه جدی تر شد.

,

در نهایت نهادهای اصل روحانیت مانند “جامعه مدرسین قم” و “جامعه روحانیت مبارز تهران” نام مراجعی را ذکر کرده و رجوع به هر کدام از آنها را جایز تلقی می کردند.

,

یکی از فقهایی که نامش در لیست آن دو نهاد روحانی آمده بود حضرت آیت ﷲ خامنه ای بود و در مقابل نامی از آیت ﷲ منتظری در میان نبود.

,

در همان زمان، این بحث مطرح شد که چرا جامعه مدرسین تنها هفت فقیه و جامعه روحانیت مبارز تهران تنها سه فقیه را مشخص کرده اند در حالی که مراجع زیادی در حوزه علمیه قم هستند که مردم هم به آنها مراجعه کرده اند؟

,

از سوی دیگر برخی نیز به معرفی مقام معظم رهبری به عنوان مرجع تقلید در کنار مراجع دیگر را سیاسی تلقی می کردند .

,

آقای منتظری و هواداران مرجعیت وی بیش از دیگران به این مسئله اعتراض می کردند.

,

در حالی که این افراد گناه همه علما و مدرسین و روحانیون مدافع مرجعیت مقام معظم رهبری را می خریدند و این تصمیم را به خاطر ترس از گروه های فشار و طمع در حطام دنیا و جاه و مقام دنیوی می دانستند و مقام علمی و فقهی آیت ﷲ خامنه ای را از سرحقد و حسد انکار می کردند، و علی رغم آن که بسیاری از علما و مدرسین بر مرجعیت ایشان گواهی کرده بودند ولی مقام معظم رهبری به تشخیص خودشان، اعلام کردند که با بودن مراجع بزرگوار مورد تایید فقها و مدرسین حوزه، ایشان مرجعیت مردم مسلمان داخل کشور را نمی پذیرند و فقط برای مردم خارج کشور به این دلیل که مفهوم مرجعیت و انقلاب اسلامی در باورشان با یکدیگر پیوند جدی دارند، تن به این مسئولیت می دهند.

,

منتظرى و دوم خرداد ۷۶

,

فضاى سیاسى کشور پس از دوم خرداد ۷۶ برخی از مخالفان نظام و انقلاب را به طمع انداخت که در پس آرای ۲۰ میلیونی مردم سنگر بگیرند و آن را مخالفت با نظام یا رهبری جلوه دهند و آرا و دیدگاه های خلاف اصول و ارزش های اسلام و انقلاب را به عنوان پیام دوم خرداد جلوه دهند. زمینه تاثیرپذیری این گونه تبلیغات در ایام انتخابات به وسیله طیف موسوم به راست مهیا شده بود چون تلاش جدی آنها استفاده از وجهه رهبری برای کسب حمایت مردمی بود و همین امر در برخی اذهان این توهم را ایجاد کرد که علی رغم حمایت رهبری از کاندیدایی خاص، محمدخاتمی با ۲۰ میلیون رای آورد و رئیس جمهور شد.

,

آقای منتظری از کسانی بود که دچار همین توهم و طمع شد به ویژه وقتی مشاهده کرد برخی از مسئولان و وزرا هم از مقلدین وی به حساب می آیند و در یک مورد، یکی از وزرای کابینه جدید هم به دیدن وی رفته است.

,

در همان زمان برخی از دلسوزان، هشدار داده بودند که ملاقات مسئولان با آقای منتظری، امر را بر خودش متشبه می کند و باعث موضع گیری غلط وی خواهد شد که متاسفانه این گونه هم شد.

,

SONY DSC

, SONY DSC, SONY DSC,

سخنرانی ۲۳/۸/۷۶ آقای منتظری با یک چنین پشتوانه ذهنی غلط صورت گرفت و با سخنان قبلی وی متفاوت بود؛ اول اینکه وی برای اولین بار صلاحیت رهبری را به بهانه اعلم نبودن فقهی- زیر سئوال برد.

,

دوم اینکه با مرجعیت ایشان که به تایید چندین نهاد بزرگ روحانی رسیده بود، مخالفت کرد و سوم این که رای مردم به سید محمد خاتمی را در ضدیت با رهبری تفسیر نمود.

,

چهارم اینکه بسیاری از مبانی فقهی خود را زیر پا گذاشت و مسائلی چون ناظر بودن نه مجری بودن، اعلم بودن نه صرفا فقیه بودن را مطرح کرد.

,

پنجم اینکه با فقیه منتخب خبرگان به مخالفت برخاست و در اطلاعیه ای که پس از تعرض به دفتر و حسینیه خود منتشر کرد، اعلام نمود که ممکن است شخص رهبر را فاقد صلاحیت بداند اما با عنوا کلی ولایت فقیه مخالف نیست!

,

حصر ۵ ساله منتظرى

,

سخنرانى۲۳/۸/۷۶ آیت ﷲ منتظرى که حاوى شدیدترین توهین ها و تعرضات به جایگاه رفیع ولایت فقیه بود درحالى صورت مى گرفت که وى خود بعنوان یکى از تئوریسین هاى اصلى اصل ولایت فقیه شناخته مى شد که حالا در پى دورى از قدرت و انزواى سیاسى اینچنین بر این اصل مترقى بیرحمانه مى تازد.

,

سخنرانى مذکور منتظرى که در ۱۳ رجب سال۷۶ منعقد شد، فضاى سیاسى کشور را تحت تاثیر خود قرار داده و مسئولان امنیتى را بیش از بیش به این فکر فروبرد تا چاره اى براى این مشکل بیاندیشند.

,

با تصمیم شوراى عالى امنیت ملى رفت و آمد به منزل آقاى منتظرى به خویشاوندان و علما محدود شد و وى عملا در حصر قرار گرفت.

,

البته این حصر بیشتر بدلیل ایجاد مانع براى رفت و آمد چهره هاى سیاسى و برخى مسئولان دولتى یا نمایندگان مجلس به بیت آقاى منتظرى صورت گرفت و محدودیتى براى سایر علما و خانواده و شاگردان وى بوجود نمى آورد.

,

تاجائى که آقاى منتظرى در تمام این دوران به کار علمى، دیدار عمومى، سخنرانى، مصاحبه با خبرگزارى هاى داخلى و خارجى و آزادانه با حضور رسانه هاى بیگانه مى پرداخت.

,

درس هاى او به طور کاملا شاگردانش برقرار بود و هواداران و مقلدانش از نجف آباد اتوبوس اتوبوس به دیدار او مى رفتند.

,

در عیدهاى اسلامى مطابق رسم علما، جلوس مى کرد و سخنرانى مى کرد و مراسم مى گرفت.

,

تابستان ها به ویلاى اختصاصى خود در روستاهاى خوش آب و هواى قم مى رفت و از همه آن چه که یک مرجع تقلید بهره مند بود دسترسى داشت.

,

دسترسى هاى رسانه اى او از جمله سایت اینترنتى که امروزه مهم ترین ابزار رسانه اى به شمار مى رود نیز به طور فعالانه برقرار بود تا جائى که سایت اینترنتى وى یکى از فعال ترین سایت هاى اینترنتى مراجع تقلید بود.

,

459858989 (7)

, 459858989 (7), 459858989 (7),

رفع حصر

,

همانگونه که گفته شد حصر آیت ﷲ منتظرى بدلیل جلوگیرى از شکل گیرى بستر تشنج و نزاع سیاسى که به واسطه اظهارات نسنجیده و احساسى وى صورت مى گرفت، انجام شد.

,

این حصر از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۱ به مدت ۵ سال ادامه داشت تا اینکه بواسطه بیمارى آیت ﷲ منتظرى، با نظر مقام معظم رهبرى این حصر پایان یافت.

,

مرحوم حجت الاسلام مروى معاون اسبق قوه قضاییه، نکات جالبى درباره ماجراى رفع حصر آیت ﷲ منتظرى بیان کرده است که عینا در ذیل مى آید: …در این فرصت قصد دارم جریان رفع حصر آقاى منتظرى را خدمت شما عزیزان گزارش دهم.

,

این گزارش خدمت همه مراجع ارائه شد و اثر مطلوبى بر جاى گذاشت.

,

نخستین نکته در این گزارش این است که ۳۰ درصد این حصر از ناحیه نظام بود و ۷۰ درصد بقیه از سوى خود آقاى منتظرى بود.

,

آنچه مد نظر نظام بود صرفا محدود کردن رفت و آمد جمعیت ها و گروهها به بیت ایشان بود و از نظر نظام، رفت و آمد علماء، بزرگان،بستگان و نزدیکان مانعى نداشت و همچنین بیرون رفتن ایشان از منزل به قصد زیارت حرم حضرت معصومه(س) سفر و زیارت مشهد مقدس بلامانع بود. ایشان در خاوه قم، منزل و باغچه اى داشتند که تابستانها مى توانستد از آن استفاده کنند در ابتداى حصر، دادگاه ویژه روحانیت به ایشان گفت که در بسیارى از موراد، شما آزاد هستید ولى خود آقاى منتظرى گفت: یا همه حصرها برداشته شود یا اینکه کاملا برقرار باشد.

,

لذا ۷۰ درصد این حصر به خواست خود ایشان بود، زمانى پزشکان به ایشان توصیه کردند که از منزل بیرون رفته و قدم بزنند، اما ایشان در پاسخ گفته بود نمى گذارند از منزل بیرون بروم، مسئول حفاظت آنجا حضور داشته و اعلام کرده بود که بیرون رفتن ایشان هیچ مانعى ندارد و اینکه ما همواره با ایشان هستیم به این خاطر است که دشمنان نظام مى توانند با کشتن ایشان به نظام، ضربه بزنند و چون جان ایشان در خطر است و همچنین ایشان در زمان قائم مقام بودن محافظ داشته و بدین کار عادت دارند، ما همواره در کنار ایشان خواهیم بود.

,

پروژه حصر آقاى منتظرى از ابتداى کار به شوراى عالى امنیت ملى محول شده بود ولى در هرمقطع که تلاش مى شد حصر ایشان برداشته شود، مقام معظم رهبرى روى خوش نشان مى دادند، به عنوان مثال زمانى آیت ﷲ امینى پیغام دادند که قصد داریم در جامعه مدرسین راجع به حصر آقاى منتظرى بحث کنیم، حال مى خواهیم بدانیم آیا مقام معظم رهبرى این کار را مى پسندید یا خیر، اگر ایشان نمى خواهند کسى وارد این بحث شود، به ما اعلام نمایید که وارد بحثى که مورد رضایت آقا نیست، وارد نشویم، مقام معظم رهبرى در پاسخ فرمودند: این کار هیچ اشکالى ندارد و من از خدا مى خواهم که آقابان بتوانند طرحى براى رفع حصر ارائه دهند. هرچند مقام معظم رهبرى با جنبه عاطفى قوى خویش هیچ گاه نمى توانست بپذیرد که این پیرمرد محصور باشد اما هیچگاه به شوراى امنیت ملى در این زمینه امر و نهى نکرده است؛ چرا که بحث “عواطف” و “مصالح نظام”، در این مقوله کاملا جدا از هم است.

,

معظم له از اینکه شخصى با آن سوابق و در سن کهولت محصور باشد ناراحت هستند اما از نقطه نظر مصالح عالیه انقلاب اجازه نمى دهد که مسایل احساسى بر این قضیه سایه افکند. پس از مطرح شدن قضیه حصر در جامعه مدرسین، آیت اﷲ امینى خدمت آقا رسیدند و مقام معظم رهبرى فرموند: من قصد ندارم در این قضیه امر و نهى کنم که این حصر برداشته شود یا نشود چرا که بارى برداشتن حصر از جایى که ممکن است کانون فتنه، مایه انحراف جوانان و سبب امید بستن دشمن شود حجت شرعى لازم است تا بتوان در روز قیامت بدان تمسک کرد. معظم له از آیت ﷲ امینى که با آقاى منتظرى سابقه رفاقت داشته اند، خواستند که بدون اعلام رسمى، مصاحبه یا ثبت و ضبط شخصا نزد آقاى منتظرى رفته و شفاها از ایشان قول بگیرند که پس از برداشته شدن حصر غیر از درس و بحث و کارهاى خودشان به کارهاى ضد نظام دست نزنند.

,

75784874389 (12)

, 75784874389 (12), 75784874389 (12),

رهبر معظم به کمترین کار در این زمینه بسنده کردند تا صرفا حجت شرعى داشته باشند تا اگر خلاف آن صورت گرفت بتوانند قول آقاى منتظرى را به ایشان گوشزد نمایند.

,

اما زمانى که آیت ﷲ امینى براى اینکار به منزل آقاى منتظرى رفتند که ایشان آیت ﷲ امینى را راه نداده و گفتند یا دستور مى دهند حصر بداشته شود یا اینکه هیچکس حق ندارد وارد شود. مورد دیگرى که مقام معظم رهبرى عنایت ویژه نشان داند زمانى بود که آقاى زاهدى درخواست کردند در یک ملاقات خصوصى و طولانى همراه با آیت ﷲ مومن خدمت آقا برسند و راجع به آقاى منتظرى صحبت کنند.

,

ظرف دو یا سه روز جلسه اى با حضور این دو بزرگوار و مقام معظم رهبرى تشکیل شد و یک ساعت و چهل و پنج دقیقه به طول انجامید.

,

پس از جلسه، این دو بزرگوار قانع شدند و گفتند”آقا دنبال حجت شرعى مى گردند”.

,

اوضاع به همین منوال بود تا اینکه یکى از وزرا که با بیت آقاى منتظرى مرتبط است در هیات دولت گزارش داد که حال آقاى منتظرى خوب نیست و ایشان به علت محصور بودن روزى ۱۶ تا ۱۷ ساعت مى خوابند که براى فردی در این سن علامت خوبى نیست.

,

در آن جلسه آقاى خاتمى به وزیر بهداشت دستور داد یک تیم پزشکى به قم بفرستند تا گزارشى از وضعیت جسمى ایشان تهیه کنند.

,

معاون وزیر بهداشت که پزشک خوبى است همراه یک تیم پزشکى به قم رفته و طى گزارش اعلام مى کنند حصر آقاى منتظرى سبب شده است که ایشان دلمردگى و افسردگى پیدا کند. زمانى که آقاى خاتمى در جلسه هفتگى خود با مقام معظم رهبرى این قضیه را عنوان مى کنند که شوراى عالى امنیت ملى این قضیه را پیگیرى کنند.

,

لازم به ذکر است که در این قضیه نامه آقاى طاهرى یا نامه نمایندگان مجلس کوچکترین تاثیرى بر اراده الهى آقا نداشته اند و اصولا اینها کوچکتر از آن هستند که بتوانند در برابر ایمان آقا ابراز وجود نمایند.

,

مقام معظم رهبرى همواره بر حسب تکلیف شرعى خویش عمل نموده و به قضایایى که ممکن است در نظر برخى مهم باشد اعتنایى ندارند؛ یکى از بزرگان به آقا گفته بود ممکن است دستور شما به کمسیون امنیت ملى را معلول و متاثر از نامه آقاى طاهرى و نمایندگان مجلس بدانند در این صورت آقاى طاهرى در چشم مردم بزرگ مى شود؛ لذا بهتر است کمى صبر کنید تا آبها از آسیاب بیافتد.

,

آقا در پاسخ فرمودند: من در برنامه ها و موضع گیرى هاى خود اینگونه محاسبه نمى کنم و صرفا تابع تکلیف حجت شرعى هستم و غیر از این چیزى برایم مهم نیست.

,

تا دیروز حجت شرعى داشتم ولى امروز اینکه کار من به حساب زید و عمرو گذاشته شود براى من حجت شرعى محسوب نمى شود لذا بنده با توجه به بیمارى آقاى منتظرى نمى توانم ایشان را به این بهانه که ممکن است آقاى طاهرى بزرگ شود، در حصر نگه دارم؛ چرا که در این صورت در روز قیامت نمى توانم پاسخگو باشم.

,

البته تاکنون آقاى منتظرى امتحان خوبى نداده است؛ به عنوان مثال شب قبل از حصر مستقیما با بى.بى.سى مصاحبه کرده است.

,

البته چنین وانمود کرده اند که قضیه اتفاقى بوده است؛ بدین ترتیب که ایشان تنها در اتاق نشسته بودند که از رادیو بى.بى.سى به شماره خصوصى! ایشان زنگ مى زنند و تعجب مى کنند که چطور خود آقاى منتظرى در همان مصاحبه نظارت استصوابى را زیر سئوال مى برد.

,

و…

,

والسلام علیکم و رحمه اﷲ و برکاته

,

459858989 (8)

, 459858989 (8), 459858989 (8),

از پایان حصر تا درگذشت

,

همانطور که گفته شد؛ در سال ۸۱ با عنایت رهبر معظم انقلاب و مساعدت شوراى عالى امنیت ملى، موضوع حصر آیت اﷲ منتظرى برطرف شد و وى اجازه یافت آزادانه به انجام همه امور خود بپردازند. دوران پس از حصر آیت اﷲ منتظرى از این جهت قابل توجه است که در این دوره وى آزادانه به بیان دیدگاه هاى خود پرداخته و به راحتى با شخصیت ها و جریان هاى مختلف و همچنین رسانه هاى خارجى و رادیوهاى بیگانه دیدار و گفت و گو مى کرد اما نکته مهم در این دوره، عدم تاثیرگذارى وى بر فضاى سیاسى کشور و به قولى بى اعتنایى اقشار مختلف مردم به مواضع و اظهارات تحریک آمیز وى بوده است. نکته دیگرى که براى دوره پایانى عمر آیت اﷲ منتظرى مى توان به آن اشاره کرد، سوء استفاده جریان ها و چهره هاى سیاسى مطرود ملت و نظام از ساده انگارى وى مى باشد. آقاى منتظرى که هر ازگاهى اخبارى مبنى بر مبتلا شدن وى به بیمارى فراموشى و همچنین عدم تمرکز فکرى و تحلیل و تقلیل قدرت حافظه وى در فضاى رسانه اى کشور منتشر مى شد، گهگاه با انتشار برخى فتاوا و یا اظهارنظرها و همچنین مصاحبه با رسانه هاى بیگانه و رادیوهایى که در وابستگى آنها شکى وجود ندارد، بیش از بیش مردم و سیاسیون را بر این امر مطمئن میساخت که هیچ امیدى به بازگشت و اصلاح نیست. نکته دیگرى که در دوره پایانى عمر آیت اﷲ، ذهن ها را به خود مشغول کرده بود، تغییر موضع آشکار چهره ها و افرادى بود که در زمان امام و بویژه در دوره تشدید اختلافات بنیانگذار انقلاب و آقاى منتظرى، بیشترین حملات را به وى کرده تا جائى که برخى وى را قاتل امام خواندند و برخى دیگر هم قصد داشتند تا بابولدوزر بیت وى را با خاک یکسان کنند. این افراد که در زندگى سیاسى خود دچار عارضه افراط و تفریط شده بودند، زمانى آنچنان بر منتظرى تاختند و خواستار محاکمه وى شدند و زمانى هم که به جهت همین افراطى گرى ها از دامان نظام طرد شدند، به دامان شیخ مطرود پناه بردند. چهره هایى همچون اعضاى برجسته نهضت آزادى، روشنفکرمآبان تجدیدنظرطلب همچون عبدالکریم سروش، اکبر گنجى، زیدابادى و چهره هاى سیاسى چون حجاریان، احمد و هادى قابل، عبداﷲ نورى، کروبى، میرحسین موسوى، محمدرضا خاتمى و… دوره پس از حصر ایت اﷲ منتظرى را حقیقتا مى توان دوره افول و رسیدن وى به نقطه صفر دانست این حقیقت تاجائى پیش رفت که حتى گروهک هاى ضد انقلاب و سلطنت طلب که هیچ جایگاهى در بین مردم ندارند هم به این نتیجه رسیدند که از تنور بیت منتظرى نانى برایشان گرم نمى شود.

,

از پایان حصر تا درگذشت

,

همانطور که گفته شد؛ در سال ۸۱ با عنایت رهبر معظم انقلاب و مساعدت شوراى عالى امنیت ملى، موضوع حصر آیت اﷲ منتظرى برطرف شد و وى اجازه یافت آزادانه به انجام همه امور خود بپردازند.

,

دوران پس از حصر آیت ﷲ منتظرى از این جهت قابل توجه است که در این دوره وى آزادانه به بیان دیدگاه هاى خود پرداخته و به راحتى با شخصیت ها و جریان هاى مختلف و همچنین رسانه هاى خارجى و رادیوهاى بیگانه دیدار و گفت و گو مى کرد اما نکته مهم در این دوره، عدم تاثیرگذارى وى بر فضاى سیاسى کشور و به قولى بى اعتنایى اقشار مختلف مردم به مواضع و اظهارات تحریک آمیز وى بوده است.

,

نکته دیگرى که براى دوره پایانى عمر آیت ﷲ منتظرى مى توان به آن اشاره کرد، سوء استفاده جریان ها و چهره هاى سیاسى مطرود ملت و نظام از ساده انگارى وى مى باشد.

,

آقاى منتظرى که هر ازگاهى اخبارى مبنى بر مبتلا شدن وى به بیمارى فراموشى و همچنین عدم تمرکز فکرى و تحلیل و تقلیل قدرت حافظه وى در فضاى رسانه اى کشور منتشر مى شد، گهگاه با انتشار برخى فتاوا و یا اظهارنظرها و همچنین مصاحبه با رسانه هاى بیگانه و رادیوهایى که در وابستگى آنها شکى وجود ندارد، بیش از بیش مردم و سیاسیون را بر این امر مطمئن میساخت که هیچ امیدى به بازگشت و اصلاح نیست.

,

نکته دیگرى که در دوره پایانى عمر آیت ﷲ، ذهن ها را به خود مشغول کرده بود، تغییر موضع آشکار چهره ها و افرادى بود که در زمان امام و بویژه در دوره تشدید اختلافات بنیانگذار انقلاب و آقاى منتظرى، بیشترین حملات را به وى کرده تا جائى که برخى وى را قاتل امام خواندند و برخى دیگر هم قصد داشتند تا بابولدوزر بیت وى را با خاک یکسان کنند.

,

این افراد که در زندگى سیاسى خود دچار عارضه افراط و تفریط شده بودند، زمانى آنچنان بر منتظرى تاختند و خواستار محاکمه وى شدند و زمانى هم که به جهت همین افراطى گرى ها از دامان نظام طرد شدند، به دامان شیخ مطرود پناه بردند.

,

چهره هایى همچون اعضاى برجسته نهضت آزادى، روشنفکرمآبان تجدیدنظرطلب همچون عبدالکریم سروش، اکبر گنجى، زیدابادى و چهره هاى سیاسى چون حجاریان، احمد و هادى قابل، عبداﷲ نورى، کروبى، میرحسین موسوى، محمدرضا خاتمى و…

,

459858989 (11)

, 459858989 (11), 459858989 (11),

دوره پس از حصر ایت اﷲ منتظرى را حقیقتا مى توان دوره افول و رسیدن وى به نقطه صفر دانست این حقیقت تاجائى پیش رفت که حتى گروهک هاى ضد انقلاب و سلطنت طلب که هیچ جایگاهى در بین مردم ندارند هم به این نتیجه رسیدند که از تنور بیت منتظرى نانى برایشان گرم نمى شود.

,

فرجام عبرت آموز

,

سرانجام در روز ۲۸ آذر۸۸ پرونده عمر پر فراز و نشیب آیت اﷲ حسینعلى منتظرى در سن ۸۷ سالگى بسته شد.

,

هرچند عده اى که در سالهاى پایانى عمر منتظرى نتوانسته بودند آنچنان که مى خواهند از وى سوءاستفاده کنند، قصد داشتند تا از جنازه وى بهره کافى را برده و با توجه به حوادث پس از انتخابات سال جارى، یک شوک به جریان مرده ضدانقلاب بدهند، ولى درایت و هوشیارى مردم و حتى مقلدان آیت ﷲ منتظرى این فرصت را از بدخواهان گرفت.

,

صفحات تاریخ انقلاب و هزاران برگ سند تاریخى عبرت آموزى که بازگوکننده ماجراى تلخ “عزل قائم مقام رهبرى” در آن سالهاى نفس گیر است، حکایت درد و رنج پیرمرد زنده دلى را زنده مى کند که در برابر ساده انگارى و بى بصیرتى “حاصل عمرش” از خدا طلب مرگ کرد؛ بخوانید اوراق پربهاى تاریخ نه چندان دور جمهورى غریبمان را که میرفت با نیرنگ عمروعاص ها و بى بصیرتى اشعرى ها به سرانجام تلخ حکومت مظلوم على(ع) دچار شود…

,

پرداختن به گذشته آقاى منتظرى و ماجراى مهم عزل ایشان توسط امام از این جهت مورد اهمیت است که جریانى سیاسى، قصد دارد با تحریف ظالمانه تاریخ، منکر همه وقایع تلخى شود که بواسطه بى بصیرتى و ساده انگارى قائم مقام رهبرى، کام امام و امت را تلخ کرد. ماجراى دردناکى که زنده یاد سیداحمد خمینى در نامه اى به آقاى منتظرى از آن اینگونه یاد مى کند: “یادتان هست در ملاقات آخر خود با امام، شما نیم ساعت حرف زدید و امام سکوت کردند. وقتی بلند شدید بروید، امام فرمودند: “بیشتر حرف های شما درست نبود، خدا انشاءاﷲ مرا ببخشاید و مرگم را برساند.

,

امام تنها همین دو جمله را فرمودند. آیا از خود پرسیده اید که چه کردید که امام، مرگ خود را از خدا خواسته است…”

,

و العاقبه للمتّقین

,

75784874389 (23)

, 75784874389 (23), 75784874389 (23),

انتهای پیام/ش

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه