ساعتی در میان مادران سرای سالمندان دامغان+ تصویر

ساعتی در میان مادران سرای سالمندان دامغان+ تصویر
به بهانه روز مادر، بازدید از یک سرای سالمندان در دامغان داشتم تا با مادران سالمند به بهانه این روز و تهیه یک گزارش به سخن بنشیند، این گزارش را در ادامه می خوانید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی تیتریک ،  وقتی فرشته ای به نام مادر لبخند بزند تو عشق را احساس می کنی و انگار که خدواند لبخند زده، مادر پیغمبر زیبای عشق است و روز مادر بهانه ای برای قدر دانی از کسی است که با باران عاطفه های خود، اندوه را از قلب زدوده و مرهمی از ناز و نوازش را بر زخم های زندگی می گذارد   

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیتریک ,

یکی از وظایف مهم دینی و اخلاقی ما، احسان به پدر و مادر است و در قرآن کریم، به کرات احسان به آنان، توصیه شده ، به گونه ای که نیکی به پدر ومادر، پس از یکتاپرستی از واجب ترین واجبات است، همان گونه که آزردن پدر و مادر پس از شرک، از بزرگ ترین گناهان است.

,

هم چنین در چند جای قرآن کریم، خداوند متعال، احسان به والدین را در کنار توحید و نفی شرک آورده و پس از فرمان به توحید یا نهی از شرک، به احسان نسبت به پدر و مادر فرمان داده است.

,

تأکید قرآن کریم بر احسان به پدر و مادر نشان از عظمت والای مقام آنان، در فرهنگ اسلامی دارد.

,

به بهانه روز مادر، بازدید از یک سرای سالمندان در دامغان داشتم تا با مادران سالمند به بهانه این روز و تهیه یک گزارش به سخن بنشیند، این گزارش را در ادامه می خوانید.

, دامغان ,

با جعبه ای شیرینی در دست زنگ درب بزرگی را درخیابان میدان شهداء که بارها و بارها از کنار آن عبور کرده بودم و نمی دانستم که چه گنجینه ای از تجارب روزگار(مادران جهان دیده) در آن است، به صدا در آوردم.

,

وارد مجتمع که شدم فضای مصفا و پر از بوی گلهای رز مشامم را پر کرد، دو مادر سالمند در حیات نشسته بودند به محض اینکه به آنها سلام دادم جوابم دادند.

,

, , , , , ,

همراه این دومادرمهربان پس از طی هشت پله به قسمت اصلی خانه سالمندان رسیدیم، سه اتاق مملو از تخت‌های فلزی‌ چشم مان را خیره کرد، به خاطر تراکم چیدمان تخت ها، فضای خالی کمی میان هر کدام از تخت ها وجود داشت.

, همراه این دومادرمهربان پس از طی هشت پله به قسمت اصلی خانه سالمندان رسیدیم، سه اتاق مملو از تخت‌های فلزی‌ چشم مان را خیره کرد، به خاطر تراکم چیدمان تخت ها، فضای خالی کمی میان هر کدام از تخت ها وجود داشت. , همراه این دومادرمهربان پس از طی هشت پله به قسمت اصلی خانه سالمندان رسیدیم، سه اتاق مملو از تخت‌های فلزی‌ چشم مان را خیره کرد، به خاطر تراکم چیدمان تخت ها، فضای خالی کمی میان هر کدام از تخت ها وجود داشت. , . ,

مهجوریت این مکان و چهره های آرام مادران ساکن این سرا، بغض گلویم شد، مادران این سرا ، خیره حضور یک غریبه شده بودند.

, مهجوریت این مکان و چهره های آرام مادران ساکن این سرا، بغض گلویم شد، مادران این سرا ، خیره حضور یک غریبه شده بودند. , مهجوریت این مکان و چهره های آرام مادران ساکن این سرا، بغض گلویم شد، مادران این سرا ، خیره حضور یک غریبه شده بودند. , . ,

بالاخره خانم مهربانی با لباس سفید به پیشواز آمد بعد از گذشتن از اتاق بزرگی که دیگر اتاق ها به آن ختم شده بودندهمراه خانم پرستار به بازدید از سالمندان رفتیم در همین حین چشمم به خانمی افتاد که بدون زحمت دادن به خودش برای برگشتن و دیدن ما، از طریق آیینه ای که در دست دارد، محیط اطرافش را رصد می کرد.

, بالاخره خانم مهربانی با لباس سفید به پیشواز آمد بعد از گذشتن از اتاق بزرگی که دیگر اتاق ها به آن ختم شده بودندهمراه خانم پرستار به بازدید از سالمندان رفتیم در همین حین چشمم به خانمی افتاد که بدون زحمت دادن به خودش برای برگشتن و دیدن ما، از طریق آیینه ای که در دست دارد، محیط اطرافش را رصد می کرد. , بالاخره خانم مهربانی با لباس سفید به پیشواز آمد بعد از گذشتن از اتاق بزرگی که دیگر اتاق ها به آن ختم شده بودندهمراه خانم پرستار به بازدید از سالمندان رفتیم در همین حین چشمم به خانمی افتاد که بدون زحمت دادن به خودش برای برگشتن و دیدن ما، از طریق آیینه ای که در دست دارد، محیط اطرافش را رصد می کرد. , . ,

, , , , ,

در بالکن باصفا تعدادی از سالمندان روی صندلی نشسته اند و به باغچه پر از گل حیات می نگرند، بدون اینکه کلامی با هم سخن بگویند، سکوتشان را با تبریک روز زن می شکنم، یکی از آنها می گوید: فرزندانم پس از فوت همسرم دیگر تمایلی به نگهداری از من نداشتند و به همین علت مرا برخلاف خواست خودم به سرای سالمندان آوردند.

, در بالکن باصفا تعدادی از سالمندان روی صندلی نشسته اند و به باغچه پر از گل حیات می نگرند، بدون اینکه کلامی با هم سخن بگویند، سکوتشان را با تبریک روز زن می شکنم، یکی از آنها می گوید: فرزندانم پس از فوت همسرم دیگر تمایلی به نگهداری از من نداشتند و به همین علت مرا برخلاف خواست خودم به سرای سالمندان آوردند. , در بالکن باصفا تعدادی از سالمندان روی صندلی نشسته اند و به باغچه پر از گل حیات می نگرند، بدون اینکه کلامی با هم سخن بگویند، سکوتشان را با تبریک روز زن می شکنم، یکی از آنها می گوید: فرزندانم پس از فوت همسرم دیگر تمایلی به نگهداری از من نداشتند و به همین علت مرا برخلاف خواست خودم به سرای سالمندان آوردند. , . ,

وی می گوید: اگر چه از کم محبتی فرزندانم در سرپرستی ام دلگیر شده ام، اما باز هم دلم برای دیدن آنها طاقت نمی آورد و هر موقع به دیدنم می آیند، آنها را با آغوش گرم پذیرا هستم.

, وی می گوید: اگر چه از کم محبتی فرزندانم در سرپرستی ام دلگیر شده ام، اما باز هم دلم برای دیدن آنها طاقت نمی آورد و هر موقع به دیدنم می آیند، آنها را با آغوش گرم پذیرا هستم. , وی می گوید: اگر چه از کم محبتی فرزندانم در سرپرستی ام دلگیر شده ام، اما باز هم دلم برای دیدن آنها طاقت نمی آورد و هر موقع به دیدنم می آیند، آنها را با آغوش گرم پذیرا هستم. , . ,

, , , , ,

, , , , ,

, , , , ,

, , , , ,

رمپی که برای سالمندانی که از صندلی چرخدار استفاده می کنند، نظرم را جلب می کند این رمپ فلزی از بالکن شروع می شود و به کنار باغچه داخل حیات ختم می شود.

, رمپی که برای سالمندانی که از صندلی چرخدار استفاده می کنند، نظرم را جلب می کند این رمپ فلزی از بالکن شروع می شود و به کنار باغچه داخل حیات ختم می شود. , رمپی که برای سالمندانی که از صندلی چرخدار استفاده می کنند، نظرم را جلب می کند این رمپ فلزی از بالکن شروع می شود و به کنار باغچه داخل حیات ختم می شود. , . ,

مرد میانسالی که به سمت اتاق مادرش می رود در پاسخ سوال ما که چند وقت یکبار به مادرتان سر می زنید و آیا از اینکه مادرتان به آسایشگاه آورده اید راضی هستید؟ می گوید: هفته ای یکبار به دیدنش می آیم ، خوب ما دوست داریم که او نزد خودمان زندگی کند اما او به خدمات پرستاری ویژه تری از خانه نیاز دارد.

, مرد میانسالی که به سمت اتاق مادرش می رود در پاسخ سوال ما که چند وقت یکبار به مادرتان سر می زنید و آیا از اینکه مادرتان به آسایشگاه آورده اید راضی هستید؟ می گوید: هفته ای یکبار به دیدنش می آیم ، خوب ما دوست داریم که او نزد خودمان زندگی کند اما او به خدمات پرستاری ویژه تری از خانه نیاز دارد. , مرد میانسالی که به سمت اتاق مادرش می رود در پاسخ سوال ما که چند وقت یکبار به مادرتان سر می زنید و آیا از اینکه مادرتان به آسایشگاه آورده اید راضی هستید؟ می گوید: هفته ای یکبار به دیدنش می آیم ، خوب ما دوست داریم که او نزد خودمان زندگی کند اما او به خدمات پرستاری ویژه تری از خانه نیاز دارد. , . ,

, , , , ,

'مرتضی م' می افزاید: من از اینکه او را به کسانی سپرده‌ ام که خدمات بهتری ارایه می کنند ، راضی هستم.

, 'مرتضی م' می افزاید: من از اینکه او را به کسانی سپرده‌ ام که خدمات بهتری ارایه می کنند ، راضی هستم. , 'مرتضی م' می افزاید: من از اینکه او را به کسانی سپرده‌ ام که خدمات بهتری ارایه می کنند ، راضی هستم. , ', . ,

آری ، مادران و پدران امروز باید به این نکته توجه داشته باشند که فرزندان هر کاری را از بزرگترها یاد می گیرند و امروز هرچه آنان سالمندان را بیشتر تکریم کنند در دوران کهولت خود، محبت های بیشتری از سوی فرزندان خواهند دید.

, آری ، مادران و پدران امروز باید به این نکته توجه داشته باشند که فرزندان هر کاری را از بزرگترها یاد می گیرند و امروز هرچه آنان سالمندان را بیشتر تکریم کنند در دوران کهولت خود، محبت های بیشتری از سوی فرزندان خواهند دید. , آری ، مادران و پدران امروز باید به این نکته توجه داشته باشند که فرزندان هر کاری را از بزرگترها یاد می گیرند و امروز هرچه آنان سالمندان را بیشتر تکریم کنند در دوران کهولت خود، محبت های بیشتری از سوی فرزندان خواهند دید. , . ,

مادر روزت مبارک !

, مادر روزت مبارک !, مادر روزت مبارک !,

انتهای پیام/ص

, انتهای پیام/ص, انتهای پیام/ص]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه