زنانی موفق در خراسانجنوبی
پدر شهیده خسروی: شهادت دخترم برای همیشه زبان مادرش را بند آورد
پدر شهیده خسروی گفت: مادرنسترن در حادثه شهادت دخترمان حضور داشت اما زمانی که خبر شهادتش را شنید دچار شوک روحی بدی شد و از آن موقع اصلاً حرف نمیزند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا جواد خسروی بشرویه، پدر شهیده نسترن خسروی در گفتگو با خاورستان، اظهار کرد: نسترن در سال 1383 در شهرستان چابهار متولد شد که در عملیات انتحاری منافقین به شهادت نایل گردید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان, , خاورستان, خاورستان,وی ادامه داد: روز تاسوعای حسینی سال 1389 به همراه نسرین، نسترن و مادرشان به هیئت رفتیم، با توجه به مریضی مادرش سوار ماشینی که بلندگو هیئت بر روی آن نصب بود، شدیم و نسرین و نسترن پشت ماشین به همراه هیئت در حال حرکت بودند.

پدر شهیده نسترن خسروی با بیان اینکه اتفاقاً همان روز نسترن پیشانیبندی به نام امام حسین (ع) تهیه کرده و به سرش بسته بود، افزود: در مسیری که در حرکت بودیم صدای انفجاری بلند شد، از ماشین پایین آمدم دیدم نسترن 8 سالهام خونآلود در دستان نسرین است و ترکش به سرش خورده بود.
خسروی افزود: به سرعت نسترن را به بیمارستان رساندیم و دوباره قلبش را احیا کردند، اما وقتی به اتاق عمل رفت به دلیل کمبود امکانات دیگر برنگشت و به شهادت رسید.
وی یادآور شد: در این مراسم منافقین به صورت انتحاری خود را به وسط هیئت رسانده و منجر کرده بود و در آن هنگام 41 نفر به شهادت رسیدند.

پدر شهیده نسترن خسروی با اشاره به اینکه همه فامیل، نسترن را به دلیل مهربانی و پرسرزبانیاش و درسخوان بودنش دوست داشتند، گفت: کسی که با نسترن ارتباط نداشته است این حس ما را به عنوان مادر و پدرش درک نمیکند.
خسروی در خصوص تحمل سختی از دست دادن نسترن برای مادرش توضیح داد: مادرش در آن انفجار زخمی شد و جرات نمیکردیم که خبر ترکش خوردن نسترن را به وی بگیم و زمانی که خبر شهادتش فهمید، دچار شوک روحی بدی شد و از آن موقع اصلاً حرف نمیزند.
وی ادامه داد: مادر نسترن مثل دیگر مادران دنیا است و دوست داشت بچههایش کنارش باشند، اما ضربه روحی که خورد داغونش کرد و با اینکه اکنون 5 سال از آن حادثه میگذرد هم چنان مادرش حرف نمیزند.
انتهای پیام/ر
وی ادامه داد: روز تاسوعای حسینی سال 1389 به همراه نسرین، نسترن و مادرشان به هیئت رفتیم، با توجه به مریضی مادرش سوار ماشینی که بلندگو هیئت بر روی آن نصب بود، شدیم و نسرین و نسترن پشت ماشین به همراه هیئت در حال حرکت بودند.

پدر شهیده نسترن خسروی با بیان اینکه اتفاقاً همان روز نسترن پیشانیبندی به نام امام حسین (ع) تهیه کرده و به سرش بسته بود، افزود: در مسیری که در حرکت بودیم صدای انفجاری بلند شد، از ماشین پایین آمدم دیدم نسترن 8 سالهام خونآلود در دستان نسرین است و ترکش به سرش خورده بود.
خسروی افزود: به سرعت نسترن را به بیمارستان رساندیم و دوباره قلبش را احیا کردند، اما وقتی به اتاق عمل رفت به دلیل کمبود امکانات دیگر برنگشت و به شهادت رسید.
وی یادآور شد: در این مراسم منافقین به صورت انتحاری خود را به وسط هیئت رسانده و منجر کرده بود و در آن هنگام 41 نفر به شهادت رسیدند.

پدر شهیده نسترن خسروی با اشاره به اینکه همه فامیل، نسترن را به دلیل مهربانی و پرسرزبانیاش و درسخوان بودنش دوست داشتند، گفت: کسی که با نسترن ارتباط نداشته است این حس ما را به عنوان مادر و پدرش درک نمیکند.
خسروی در خصوص تحمل سختی از دست دادن نسترن برای مادرش توضیح داد: مادرش در آن انفجار زخمی شد و جرات نمیکردیم که خبر ترکش خوردن نسترن را به وی بگیم و زمانی که خبر شهادتش فهمید، دچار شوک روحی بدی شد و از آن موقع اصلاً حرف نمیزند.
وی ادامه داد: مادر نسترن مثل دیگر مادران دنیا است و دوست داشت بچههایش کنارش باشند، اما ضربه روحی که خورد داغونش کرد و با اینکه اکنون 5 سال از آن حادثه میگذرد هم چنان مادرش حرف نمیزند.
انتهای پیام/ر
وی ادامه داد: روز تاسوعای حسینی سال 1389 به همراه نسرین، نسترن و مادرشان به هیئت رفتیم، با توجه به مریضی مادرش سوار ماشینی که بلندگو هیئت بر روی آن نصب بود، شدیم و نسرین و نسترن پشت ماشین به همراه هیئت در حال حرکت بودند.

پدر شهیده نسترن خسروی با بیان اینکه اتفاقاً همان روز نسترن پیشانیبندی به نام امام حسین (ع) تهیه کرده و به سرش بسته بود، افزود: در مسیری که در حرکت بودیم صدای انفجاری بلند شد، از ماشین پایین آمدم دیدم نسترن 8 سالهام خونآلود در دستان نسرین است و ترکش به سرش خورده بود.
خسروی افزود: به سرعت نسترن را به بیمارستان رساندیم و دوباره قلبش را احیا کردند، اما وقتی به اتاق عمل رفت به دلیل کمبود امکانات دیگر برنگشت و به شهادت رسید.
وی یادآور شد: در این مراسم منافقین به صورت انتحاری خود را به وسط هیئت رسانده و منجر کرده بود و در آن هنگام 41 نفر به شهادت رسیدند.

پدر شهیده نسترن خسروی با اشاره به اینکه همه فامیل، نسترن را به دلیل مهربانی و پرسرزبانیاش و درسخوان بودنش دوست داشتند، گفت: کسی که با نسترن ارتباط نداشته است این حس ما را به عنوان مادر و پدرش درک نمیکند.
خسروی در خصوص تحمل سختی از دست دادن نسترن برای مادرش توضیح داد: مادرش در آن انفجار زخمی شد و جرات نمیکردیم که خبر ترکش خوردن نسترن را به وی بگیم و زمانی که خبر شهادتش فهمید، دچار شوک روحی بدی شد و از آن موقع اصلاً حرف نمیزند.
وی ادامه داد: مادر نسترن مثل دیگر مادران دنیا است و دوست داشت بچههایش کنارش باشند، اما ضربه روحی که خورد داغونش کرد و با اینکه اکنون 5 سال از آن حادثه میگذرد هم چنان مادرش حرف نمیزند.
انتهای پیام/ر
وی ادامه داد: روز تاسوعای حسینی سال 1389 به همراه نسرین، نسترن و مادرشان به هیئت رفتیم، با توجه به مریضی مادرش سوار ماشینی که بلندگو هیئت بر روی آن نصب بود، شدیم و نسرین و نسترن پشت ماشین به همراه هیئت در حال حرکت بودند.

پدر شهیده نسترن خسروی با بیان اینکه اتفاقاً همان روز نسترن پیشانیبندی به نام امام حسین (ع) تهیه کرده و به سرش بسته بود، افزود: در مسیری که در حرکت بودیم صدای انفجاری بلند شد، از ماشین پایین آمدم دیدم نسترن 8 سالهام خونآلود در دستان نسرین است و ترکش به سرش خورده بود.
خسروی افزود: به سرعت نسترن را به بیمارستان رساندیم و دوباره قلبش را احیا کردند، اما وقتی به اتاق عمل رفت به دلیل کمبود امکانات دیگر برنگشت و به شهادت رسید.
وی یادآور شد: در این مراسم منافقین به صورت انتحاری خود را به وسط هیئت رسانده و منجر کرده بود و در آن هنگام 41 نفر به شهادت رسیدند.

پدر شهیده نسترن خسروی با اشاره به اینکه همه فامیل، نسترن را به دلیل مهربانی و پرسرزبانیاش و درسخوان بودنش دوست داشتند، گفت: کسی که با نسترن ارتباط نداشته است این حس ما را به عنوان مادر و پدرش درک نمیکند.
خسروی در خصوص تحمل سختی از دست دادن نسترن برای مادرش توضیح داد: مادرش در آن انفجار زخمی شد و جرات نمیکردیم که خبر ترکش خوردن نسترن را به وی بگیم و زمانی که خبر شهادتش فهمید، دچار شوک روحی بدی شد و از آن موقع اصلاً حرف نمیزند.
وی ادامه داد: مادر نسترن مثل دیگر مادران دنیا است و دوست داشت بچههایش کنارش باشند، اما ضربه روحی که خورد داغونش کرد و با اینکه اکنون 5 سال از آن حادثه میگذرد هم چنان مادرش حرف نمیزند.
انتهای پیام/ر
وی ادامه داد: روز تاسوعای حسینی سال 1389 به همراه نسرین، نسترن و مادرشان به هیئت رفتیم، با توجه به مریضی مادرش سوار ماشینی که بلندگو هیئت بر روی آن نصب بود، شدیم و نسرین و نسترن پشت ماشین به همراه هیئت در حال حرکت بودند.

پدر شهیده نسترن خسروی با بیان اینکه اتفاقاً همان روز نسترن پیشانیبندی به نام امام حسین (ع) تهیه کرده و به سرش بسته بود، افزود: در مسیری که در حرکت بودیم صدای انفجاری بلند شد، از ماشین پایین آمدم دیدم نسترن 8 سالهام خونآلود در دستان نسرین است و ترکش به سرش خورده بود.
خسروی افزود: به سرعت نسترن را به بیمارستان رساندیم و دوباره قلبش را احیا کردند، اما وقتی به اتاق عمل رفت به دلیل کمبود امکانات دیگر برنگشت و به شهادت رسید.
وی یادآور شد: در این مراسم منافقین به صورت انتحاری خود را به وسط هیئت رسانده و منجر کرده بود و در آن هنگام 41 نفر به شهادت رسیدند.

پدر شهیده نسترن خسروی با اشاره به اینکه همه فامیل، نسترن را به دلیل مهربانی و پرسرزبانیاش و درسخوان بودنش دوست داشتند، گفت: کسی که با نسترن ارتباط نداشته است این حس ما را به عنوان مادر و پدرش درک نمیکند.
خسروی در خصوص تحمل سختی از دست دادن نسترن برای مادرش توضیح داد: مادرش در آن انفجار زخمی شد و جرات نمیکردیم که خبر ترکش خوردن نسترن را به وی بگیم و زمانی که خبر شهادتش فهمید، دچار شوک روحی بدی شد و از آن موقع اصلاً حرف نمیزند.
وی ادامه داد: مادر نسترن مثل دیگر مادران دنیا است و دوست داشت بچههایش کنارش باشند، اما ضربه روحی که خورد داغونش کرد و با اینکه اکنون 5 سال از آن حادثه میگذرد هم چنان مادرش حرف نمیزند.
انتهای پیام/ر
وی ادامه داد: روز تاسوعای حسینی سال 1389 به همراه نسرین، نسترن و مادرشان به هیئت رفتیم، با توجه به مریضی مادرش سوار ماشینی که بلندگو هیئت بر روی آن نصب بود، شدیم و نسرین و نسترن پشت ماشین به همراه هیئت در حال حرکت بودند.

پدر شهیده نسترن خسروی با بیان اینکه اتفاقاً همان روز نسترن پیشانیبندی به نام امام حسین (ع) تهیه کرده و به سرش بسته بود، افزود: در مسیری که در حرکت بودیم صدای انفجاری بلند شد، از ماشین پایین آمدم دیدم نسترن 8 سالهام خونآلود در دستان نسرین است و ترکش به سرش خورده بود.
خسروی افزود: به سرعت نسترن را به بیمارستان رساندیم و دوباره قلبش را احیا کردند، اما وقتی به اتاق عمل رفت به دلیل کمبود امکانات دیگر برنگشت و به شهادت رسید.
وی یادآور شد: در این مراسم منافقین به صورت انتحاری خود را به وسط هیئت رسانده و منجر کرده بود و در آن هنگام 41 نفر به شهادت رسیدند.

پدر شهیده نسترن خسروی با اشاره به اینکه همه فامیل، نسترن را به دلیل مهربانی و پرسرزبانیاش و درسخوان بودنش دوست داشتند، گفت: کسی که با نسترن ارتباط نداشته است این حس ما را به عنوان مادر و پدرش درک نمیکند.
خسروی در خصوص تحمل سختی از دست دادن نسترن برای مادرش توضیح داد: مادرش در آن انفجار زخمی شد و جرات نمیکردیم که خبر ترکش خوردن نسترن را به وی بگیم و زمانی که خبر شهادتش فهمید، دچار شوک روحی بدی شد و از آن موقع اصلاً حرف نمیزند.
وی ادامه داد: مادر نسترن مثل دیگر مادران دنیا است و دوست داشت بچههایش کنارش باشند، اما ضربه روحی که خورد داغونش کرد و با اینکه اکنون 5 سال از آن حادثه میگذرد هم چنان مادرش حرف نمیزند.
انتهای پیام/ر
وی ادامه داد: روز تاسوعای حسینی سال 1389 به همراه نسرین، نسترن و مادرشان به هیئت رفتیم، با توجه به مریضی مادرش سوار ماشینی که بلندگو هیئت بر روی آن نصب بود، شدیم و نسرین و نسترن پشت ماشین به همراه هیئت در حال حرکت بودند.
,

, پدر شهیده نسترن خسروی با بیان اینکه اتفاقاً همان روز نسترن پیشانیبندی به نام امام حسین (ع) تهیه کرده و به سرش بسته بود، افزود: در مسیری که در حرکت بودیم صدای انفجاری بلند شد، از ماشین پایین آمدم دیدم نسترن 8 سالهام خونآلود در دستان نسرین است و ترکش به سرش خورده بود.
,خسروی افزود: به سرعت نسترن را به بیمارستان رساندیم و دوباره قلبش را احیا کردند، اما وقتی به اتاق عمل رفت به دلیل کمبود امکانات دیگر برنگشت و به شهادت رسید.
,وی یادآور شد: در این مراسم منافقین به صورت انتحاری خود را به وسط هیئت رسانده و منجر کرده بود و در آن هنگام 41 نفر به شهادت رسیدند.
,

, پدر شهیده نسترن خسروی با اشاره به اینکه همه فامیل، نسترن را به دلیل مهربانی و پرسرزبانیاش و درسخوان بودنش دوست داشتند، گفت: کسی که با نسترن ارتباط نداشته است این حس ما را به عنوان مادر و پدرش درک نمیکند.
,خسروی در خصوص تحمل سختی از دست دادن نسترن برای مادرش توضیح داد: مادرش در آن انفجار زخمی شد و جرات نمیکردیم که خبر ترکش خوردن نسترن را به وی بگیم و زمانی که خبر شهادتش فهمید، دچار شوک روحی بدی شد و از آن موقع اصلاً حرف نمیزند.
,وی ادامه داد: مادر نسترن مثل دیگر مادران دنیا است و دوست داشت بچههایش کنارش باشند، اما ضربه روحی که خورد داغونش کرد و با اینکه اکنون 5 سال از آن حادثه میگذرد هم چنان مادرش حرف نمیزند.
,انتهای پیام/ر
,]
ارسال دیدگاه