دانشجوی دکترای هنرهای اسلامی
هنر اسلامی؛ چیستی و چرایی غیرانفعال بودن در دانشگاه ها
هنر های اسلامی با گذشت زمان و در مراحل گذار تاریخی خود همواره از هویتی یکسان برخوردار بوده که در حقیقت همان توجه به ذات اقدس باری تعالی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ،هنرمند مسلمان با این هدف و با توجه قلبی و خلوص نیت، همیشه و در هر کجا که توانسته با خلق آثار ماندگار هنری، در تمامی رشته های مربوط به هنر اسلامی، متذکر خداوند منّان گردیده و در آفرینش آثار هنری به این هدف متعالی دست یافته است. این اعتقاد به وحدانیّت خداوند در تمامی گستره و عرصه ی هنر اسلامی به وقوع پیوسته، به طوری که تمامی آثار هنری فوق دارای یک وجه مشترک و هویت مخصوص به خود بوده که در ادیان دیگر این وجه مشترک دیده نمی شود.
از طرفی، اعتقاد به دین باوری اسلامی در اوایل شکل گیری اسلام، و بیان حرفی نو از دینی نوظهور، نیازمند ابزارهای مختلفی برای این انتقال بود. هنر و آن هم در یک چارچوب دینی و با اعتقادات اسلامی که به طور اخص هنر اسلامی نامیده می شد، باعث گردید تا هنر اسلامی به تدریج و با تأثیر از فرهنگ های پیشین در ابتدای امر ظهور و به مرور با جذب و گزینش این هنرها به یک زبان و بیان مخصوص به خود دست یافته و برای خویش هویت پیدا کند. هنر اسلامی ضمن حفظ هویت خویش، تحولات به وجود آمده در آن را، در جهت تکامل و رشد خود، که همانا« به سوی خداست» ، هدایت نموده است.
,
هنر از دیدگاه اسلامی عبارت است از ساخت و پرداخت اشیاء بر وفق طبیعت شان، که خود حاوی زیبایی بالقوه است. بر این اساس وظیفه هنرمند مسلمان فقط این است که زیبایی را که جوهر هنر است، برآفتاب اندازد و شرافت ماده را که از ذات حق بهره می گیرد، عیان سازد.
ویژگی هنر اسلامی این است که پیوسته با روح اسلام سازگاری داشته باشد و این سازگاری دست کم در مظاهر اصلی آن مانند معماری مکان های مقدس نمودار است. هنر اسلامی به زیبایی اهتمام دارد، زیرا از میان همه صفات الهی که در این جهان متجلی شده، بیش از همه یادآور هستی مطلق است.
,
هنر اسلامی نه منبعث از شریعت اسلام و نه ناشی از طریقت اسلامی است، بلکه منشاء هنر اسلامی را می باید در حقایق درونی دین اسلام که به نّص در کتاب مقدس قرآن آمده، جست و جو کرد. قرآن تفکر محوری دین اسلام، یعنی تفکر توحیدی را بیان می کند و نبی اکرم نیز تجلی این وحدت در کثرت است، و تفکر توحیدی نه تنها مبنای نظری هنر اسلامی را تبیین می کند بلکه در مصادیق این هنر نیز بروز می نماید.
,بنا بر نظر بورکهارت در باب احساس هویت در هنر اسلامی که می گوید:« هیچ کس وحدت هنر اسلامی را چه در زمان و چه در مکان انکار نمی کند، این وحدت بسیار آشکار و بدیهی است، چه به نظاره مسجد قرطبه بنشینیم یا چه به نظاره مدرسه بزرگ سمرقند یا آرامگاه عارفی در مغرب یا در ترکمنستان چین. در هر حال چنان است که گویی نور واحد و یگانه ای از همه این آثار هنری ساطع شده است. »
,بدیهی است رشد حیرت انگیز هنر و معماری اسلامی در سراسر جهان اسلام محصول دمیدن روح اسلامی مبتنی بر انگاره های قرآنی و نبوی در کالبد آن آثار بوده است، گرچه می توان پذیرفت در برخی فرم ها، از تمدن های سابق تأثیری آگاهانه داشته است. گریز از عینیّت بخشیدن به تصاویر بیرونی و رجوع به نوعی نقوش انتزاعی که در عین پاسداشت واقعیت و طبیعت، جان و بطن آن را جست و جو می کرد و به یک تعبیر صورت مثالی و ذاتی آن را به تماشا می گذاشت، از بارزترین نمونه های این معناست. تعبیر بلند پیامبر(ص) است که می فرمایند :«اللهُم اَرنی الاشیاء کَما هِیَ» منشوری بود حامل این معنا که: اشیاء نه همان اند که می نمایانند بلکه آنان را ماهیّتی است درونی که ما در پی رؤیت آنیم و نه صرفاً رؤیت ظاهر و صورت آن.
,
پس از اسلام فرهنگ و هنر ایران با عوامل تازه ای ترکیب یافت. برخورد و آمیزش عنصر ایرانی با جریان های فرهنگ و هنر و اندیشه اسلامی سیمای تازه ای به هنر ایران داد، بی آنکه هویت و روح آن را تغییر دهد.
به تعبیر آرتور پوپ در هنر دوره اسلامی حفظ اصالت سنت های هنری با پشتوانه معنوی، بسیار مورد توجه بوده و به دقت مراعات می شد و هنرمند سعی می نمود که هرچه بیشتر هنرش انعکاس وجهی از آیات الهی باشد. از طرفی هنرمند مسلمان از ظواهر عالم می گذرد و طبیعت فانی و گذرای جهان را متذکر می شود و از سویی نمایشی از وجه باقی حق می کند که در صورتی وحدانی و کاملاً رمزگونه شکل می گیرد و در کامل ترین صورت خود به گونه ای مجرد ظهور می نماید. این میل به کنده شدن از زیبایی های ظاهری و رسیدن به عالم مجردات برگرفته از تفکر شهودی اسلام است. هویت هنر اسلامی، که به صورت همشکلی در نقش مایه ها ظهور می کند و تصاویری را در نوعی همشکلی تکرار می نمایاند، امری دور از ابداع نیست، بلکه چون به جوهر و خمیره اصلی باز می گردند پیوند نسبی خود را بازیافته و در خانواده ای سنتی تجدید حیات می نمایند. هویت هنر اسلامی در نظر هنرمند مسلمان زمانی تحقق می یابد که هنرمند مسلمان با حقیقت سنت جاری الهی، آشنایی دل آگاهانه داشته باشد و با رازهای پنهان آن که نیروی حرکت بخش آن است، آشنایی و همدلی داشته باشد.
,
در نهایت باید اذعان نمود که هویت نامی از نام های خداوند، و نفس و گوهر هر چیز است، و با این گوهر است که هر چیز شناخته می شود. از طرفی می توان گفت که انسان پرتوی از«هویت» الهی، که به او تعلق گرفته می باشد، بنابراین هویت انسان به خداوند بر می گردد. در قلمرو هنر، به خصوص هنر اسلامی، که قلمرو آفرینش انسان مسلمان و با ایمان است، اثر هنری از نفس انسان یعنی از هویت او ملهم می شود و بنابراین گوهر هنر، گوهر هنرمند و نفس اوست که با خلق اثری متجلی و عیان می شود.
,,
انتهای پیام/ص
]
ارسال دیدگاه