به مناسبت 29فروردین روز ارتش؛

ناو ارتش ایران کشتی اسرائیل را که ناسزا گفت را به توپ بست

ناو ارتش ایران کشتی اسرائیل را که ناسزا گفت را به توپ بست
وقتی ناو آمریکا هواپیمای حامل مسافران ایرانی را مورد هدف قرارداد، دستور داده شد پیکرهای را از آب بیرون بیاوریم تلخ‌ترین حادثه که هنوز هم در ذهن من وجود دارد و فراموش نمی‌کنم لحظه‌ای بود که جنازه یک مادر که نوزاد شش‌ماهه‌اش بعد از شهادت هنوز در آغوشش بود را از آب بیرون کشیدم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری ثامن،به بهانه روز ارتش گفتگویی داشتیم با محمد استاد اسماعیلی کارمند بازنشسته نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که دو دهه در آب‌های خلیج‌فارس مشغول خدمت بوده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

ثامن: خودتان را معرفی کنید.

,

اسماعیلی: محمد استاد اسماعیلی فرزند شهر خون و قیام قم هستم، تنها فرزند ذکور خانواده بودم از سال‌های 53-54 وارد مبارزات خیابانی مردمی علیه رژیم ظالم پهلوی شدم، زیرا از نزدیک شاهد ظلم نیروهای دست‌نشانده پهلوی علیه مردم بودم.

,

ثامن:چگونه وارد ارتش شدید؟

,

اسماعیلی: 75/7/16وارد ارتش شدم پدرم مخالف حضورم من در ارتش بود زیرا اعتقاد داشت خدمت به شاه خیانت به مردم است من به پدرم گفتم من می‌خواهم در ارتش به ملت و وطنم خدمت کنم ، در آن روزها نوید پیروزی نزدیک بود موافقتم پدرم را برای باواسطه به دست آوردم و وارد ارتش شدم.

,

ثامن: در آن زمان چه پستی داشتید؟

,

اسماعیلی: من به‌عنوان آشپز به خدمت سربازی رفتم و بعد از 15 روز استخدام شدم، بعد از چند ماه  به بندرعباس اعزام شدم تا در نیروی دریایی ارتش خدمت کنم.

,

ثامن: وضعیت نیروی دریایی ارتش قبل از پیروزی انقلاب چگونه بود؟

,

اسماعیلی: درست است که ابتدا نیروی هوایی ارتش با امام خمینی(ره) بیعت کردند اما نیروی دریایی ارتش هم‌دلش با مردم بود و دوست داشت که انقلاب پیروز شود، پیش از انقلاب روی عرشه کشتی‌های نظامی یک تاج بزرگ که عکس شاه و فرح و ولیعهد به‌عنوان وفاداری به پهلوی نصب بود این مسئله من و هم‌قطارانم که اهل قم و کاشان و یزد بودیم را آزار می‌داد تا اینکه یک‌شب تصمیم گرفتیم تاجی که بر روی کشتی که ما در آن خدمت می‌کردیم را تخریب کنیم شهادتین را گفتیم این کار را انجام دادیم  عکس شاه را در وسط عرشه پاره کردیم که فرماند متوجه شد قرار شد روی عرشه ما را به‌عنوان خائن محاکمه صحرایی کنند و با یک تیر ما را به‌عنوان خائن بکشند اما خواست خدا این بود که زنده بمانم.

,

پایگاه اطلاع رسانی ثامن

, پایگاه اطلاع رسانی ثامن,

ثامن: در آغاز جنگ کجا بودید؟

,

اسماعیلی: من مشغول خدمت در نیروی دریایی بودم متأسفانه به نقش نیروی دریایی در ارتش هشت سال دفاع مقدس کمتر پرداخته‌شده است، ناوشکن‌های سهند و سبلان و پیکان جان‌فشانی‌های فراوانی در دفاع مقدس داشته است، در طول این دوران من به‌عنوان آشپز ،نیروی تدارکات و خشاب گذار خدمت می‌کردم و در زمان آماده‌باش چه آشپز و چه درجه‌دار باید وارد درگیری می‌شدیم

,

ثامن: رابطه ارتشیان که سابقه نظامی داشتند با نیروهای مردمی و بسیجی که تازه‌کار بودند چطور بود؟

,

اسماعیلی: نیروی‌های ارتش روحیه بسیجی داشتند و دارند به همین خاطر همواره با نیروهای مردمی خوش‌برخورد بودند و بارها در عملیات‌های مختلف نیروهای بسیجی و مردمی را پشتیبانی می‌کردند، رابطه صمیمانه ارتش و بسیج قابل وصف نیست، ارتشیان همیشه  با دیدن بسیجیانی که تنها 15 و 16 سال داشتند آن‌ها را تحسین می‌کردند و خودشان هم روحیه بیشتری می‌گرفتند.

,

نیروهای ارتشی تا آخرین قطره خون جان‌فشانی کردند مخصوصاً نیروی دریایی زیرا کار در آب بسیار سخت‌تر از خشکی است ، نیروی دریایی وظیفه داشت از انتقال سلاح و مهمات به عراق جلوگیری کند ، به همین دلیل حساسیت ارتشیان نیروی دریایی بیشتر بود.

,

ثامن: تلخ‌ترین حادثه که از نزدیک دیدید چه بود؟

,

اسماعیلی: وقتی ناو آمریکا هواپیمای حامل مسافران ایرانی را مورد هدف قرارداد، دستور داده شد پیکرهای را از آب بیرون بیاوریم تلخ‌ترین حادثه که هنوز هم در ذهن من وجود دارد و فراموش نمی‌کنم لحظه‌ای بود که جنازه یک مادر که  نوزاد شش‌ماهه‌اش بعد از شهادت هنوز در آغوشش بود را از آب بیرون کشیدم(اسماعیلی با بغض ادامه می‌دهد) این صحنه هرگز از ذهن من بیرون نرفت آمریکایی که بعدها اعتراف کرد می‌دانستیم این هواپیما جنگی نیست و به فرمانده آن مدال داد امروز چگونه باور کنیم آمریکا خیرخواه ملت ایران  است؟

,

ثامن: به نظر شما چرا آمریکا هواپیمای حامل مردم عادی را مورد هدف قرارداد؟

,

اسماعیلی: زیرا با تمام قدرت و ادعایی که داشت در جبهه‌ها حریف رزمندگان نمی‌شد می‌خواست این‌گونه روحیه‌ها را تضعیف کند اما موفق نشد، الآن هم آمریکای جنایت‌کار هنوز هم نامرد و جنایت‌کار است، در آن زمان خلبانان جنگنده‌های عراقی مزدوران آلمانی، انگلیسی و آمریکایی بودند.

,

ثامن: در زمان دفاع مقدس کدام مناطق خدمت کرده‌اید؟

,

اسماعیلی: خلیج‌فارس،تنگه هرمز، جزایر نزدیک کویت، سکوی نفتی رستم، شاخ آفریقا، حوزه سیستان و بلوچستان و حوزه عمان، در برهه از جنگ تحمیلی به نیروی زمین اعزام شدم چون آموزش قایقرانی دیده بودیم هم به خرمشهر رفتیم تا به نیروهای بسیجی و مردمی کمک کنیم، 48 نفر  نیرو بودیم که در جابجای نیروی‌های مردمی از رودخانه کارون خدمت می‌کردیم.

,

بارها در موقعیت‌های خطرناک تا مرز شهادت رفتم قسمت نشد شهید شوم(با خنده) تا جایی که همه می‌گفتند چرا این‌قدر گلوله به سمت استاد شلیک می‌شود او شهید نمی‌شود در رودخانه کارون با قایق مشغول جابه‌جایی رزمندگان ، شهدا و زخمی‌ها و سلاح و مهمات بودیم، شهید علیزاده قرار بود دو نفر از رزمندگان را از عرض رودخانه کارون عبور دهید شهید علیزاده به من گفت من کاری برایم پیش‌آمده شما این دو نفر را عبور بده تقریباً200متر که فاصله گرفتیم جنگنده عراقی که با راکت پل شناور را مورد هدف قرار داده بود به ایشان اصابت کرد و به شهادت رسید.

,

ثامن: تفاوت ارتش ایران با دیگر ارتش‌های دیگر جهان چیست؟

,

اسماعیلی: ایمان و مردمی بودن ارتش ایران بزرگ‌ترین تفاوت آن با دیگر ارتش‌های جهان است در زمان پهلوی  ارتش ایران بزرگ‌ترین منطقه  بود اما درنهایت قدرتش زیر سلطه کشورهای بیگانه بود اما ارتش امروز ایران قدرتش پشتوانه  مردمی و ولایت‌پذیری آن است، برخی‌ها می‌گویند آن زمان سلاح داشتیم اما سلاح به‌تنهایی کافی نیست.

,

ایرانی کشوری با قدمت طولانی است هرگز ملت و نیروی نظامی ایران اجازه نمی‌دهد کشوری مانند آمریکا که تمدنی هم ندارد بر ایران مسلط شود، قدرت ارتش در کنار قدرت سپاه و نیروهای نظامی دیگر ایران قابل توصیف نیست این را دشمنان هم می‌دانند و هرگز جرئت حمله نظامی به ایران را ندارد.

,

1700کیلومتر مرز دریایی داریم این رقم در زبان آسان است اما چنان امنیتی در این مرزها حاکم است که هیچ کشوری قدرت عرض‌اندام ندارد، تحریم‌های امروز قابل‌مقایسه با کمبودهای زمان جنگ نیست اما ایستادگی کردیم پس امروز هم می‌توانیم.

,

ارتش ایران چنان قدرتی دارد که کمتر از چند دقیقه می‌تواند تنگه هرمز را ببندند، دشمن به‌خوبی می‌داند کوچک‌ترین حمله نظامی به ایران برابر است با نابودی کل خاک متجاوز.

,

ثامن:خاطره هم از شجاعت ارتشیان برایمان بگویید.

,

اسماعیلی: در زمان دفاع مقدس کشتی‌های اسرائیلی و آمریکایی از طریق تنگه هرمز وارد خلیج‌فارس می‌شدند و سلاح‌ها را به عراق تحویل می‌دادند ساعت 12یکی از شب‌های جنگ تحمیلی به ما اعلام کردند که یکی از این کشتی‌ها وارد منطقه شده و خود را معرفی نمی‌کند پیش‌ازاین یک نمونه از این کشتی‌ها را گرفته بودیم ،وارد عمل شدیم معمول این است که با بی سم از کشتی بخواهیم خود را معرفی کند اما معرفی نکرد چندین با تقاضای معرفی کردیم بازهم پاسخ نداد  در کشتی اگر بابی سیم پاسخی گرفته نشود احتمال بر خراب بودن بی‌سیم ماهواره‌ای می‌دهند این بار با چراغ دریایی علامت دادیم بازهم پاسخ نگرفتیم.

,

بعد از پاسخ نگرفتن چندین با اخطار دادیم منور زدیم، بعد از همه اخطارها متوجه شدیم یک ایرادی در کار این کشتی است این کشتی بدون اینکه پاسخی بدهد به سمت امارت فرار کرد و بعد از اطمینان از امنیت خود شروع به ناسزا گفتن کرد،  ناوهای سهند و سبلان بیش از 200کشتی متجاوز را نابود کرده بود بیش از15 کشتی را به اسارت گرفته بود نمی‌توانست این توهین‌ها و فرار کشتی که مهمات را برای کشتن هم‌وطنان به دشمن متجاوز تحویل می‌داد را بپذیرد.

,

فرمانده کشتی بسیار شجاع و نترس و باایمان بود پشت بلندگو رفت، پرسید همه گوش‌به‌فرمان من هستید تا آخرین قطره خون همگی اعلام کردیم بله؛ اعلام کرد اگر این کشتی به ساحل هم برود باید منهدم شود؛ فرمانده، کشتی را به سمت آب‌های امارات برد از آب‌های آزاد هم گذشتیم تا جایی که ورودممنوع بود رفتیم تا پاسخ کشتی متجاوز اسرائیلی را بدهیم ، ساعت3:30 نیمه‌شب بود کشتی متجاوز در لنگرگاه امارات توقف کرد او را شناسایی کردیم تا جایی پیش رفتیم که افرادی که در خیابان و حتی آسانسورها رفت‌وآمد می‌کردند را می‌دیدیم.

,

توپ4.5 و مسلسل 35 میلی‌متری  را در سینه کشتی قراردادیم شهید قهرمانی و چند نفر دیگر روی عرشه بودیم من خشاب گذار بودم و شروع به شکل یک کردیم کشتی اسرائیلی باور نمی‌کرد چه بلایی سرش آمده گلوله‌ها به اطراف برخورد می کرد اما در نهایت یک گلوله به انبار مهمات کشتی اثابت کرد تا جایی که همان ها که ناسزا می گفتند شروع به التماس کردند اما در نهایت انبار مهمات منفجر شد و کشتی در آتش سوخت و تا جایی که حرارت شعله های آتش تا یک مایلی  احساس می شد شجاعت نیروی ارتش در زمان جنگ به پشتوانه ایمان این چنین بود.

,

هرسال به خلیج‌فارس می‌آیم تا به آرامش برسم و یاد و خاطره همرزمانم را که شجاعانه جنگیدند  و به شهادت رسیدند را زنده می‌کنم قسمت نبود شهید و جانباز شوم اما صحنه‌های شهادت  هم‌قطاران و هم‌وطنانم هرگز از ذهنم پاک نمی‌شود.

,

ثامن: صحبت پایانی.

,

اسماعیلی: روز ارتش را به رهبر عزیز مردم و ارتشیان تبریک می‌گویم،در آخر از دولت محترم می‌خواهم به وضعیت ایثارگران رسیدگی کنند، ایثارگران جان و مال و عمر خود را برای اسلام و میهن گذاشته‌اند.

,

ثامن: از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادی تشکر می کنم.

,

اسماعیلی: من هم همینطور.

,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه