مادر شهید جمشید مظهرصفاری:
مذاکره کنندگان هسته ای عزت ملت و حرمت خون شهدا را حفظ کنند
مادر شهید «جمشید مظهرصفاری» با بیان خاطراتی از فرزند شهیدش گفت: از مذاکره کنندگان هسته ای کشورمان می خواهم عزت ملت ایران و حرمت خون شهدا را حفظ کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از تیار؛ به راستی چه می توان گفت و نوشت از این همه ایثار و بزرگی و شکوه مردانگی!؟ و به قول پیر فرزانه انقلاب « از شهدا که نمی شود چیزی گفت شهدا شمع محفل دوستانندشهدا در قهقهه ی مستانه شان و در شادی وصولشان عند ربهم یرزقون اند… این جا صحبت عشق است و عشق، و قلم در ترسیمش به خود می شکافد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیار,و اما خانواده های آنان، آنها تا همیشهی تاریخ، افتخار مشعل داری راه و روشنایی را به عهده گرفته اند.
وقتی بحث نمونهترین الگوهای تربیتی برای مادران امروز مطرح میشود، بی درنگ یاد مادران شهدا برای همه تداعی میشود. اما در میان همین مادران شهدا برخی با جلوههای مختلف صبر و استقامت خود، گوی سبقت را از دیگران ربودهاند و در زمره “السابقونَ السابقون” جای گرفتهاند مادرانی که با نگاه ساده اما عمیق خود به فرهنگ جهاد و شهادت به واقع “اسوه صبر” هستند. گفتگوی تیار با این مادر در ادامه میآید
:
مادر شهید مظهر صفاری دو فرزند پسر و دو فرزند دختر دارد که یکی از پسرانش را تقدیم اسلام و انقلاب کرده است او در مرور خاطرات شیرین فرزندش در حالیکه اشک در چشمانش جمع می شود می گویدایام تحصیل او در دوره راهنمایی مصادف بود با دوران مبارزات انقلاب اسلامی، او با سن کم خود در تظاهرات و راهپیمایی های بزرگ سرنگونی طاغوت دائماً شرکت داشت.
بعد از پیروزی انقلاب در پایگاه مقاومت شهید رجایی به فعالیت در امور فرهنگی و بسیج دانش آموزی پرداخت و همراه تحصیل در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارومیه به نگهبانی و فعالیت تبلیغاتی مشغول شد و کم کم به هنر خطاطی و نقاشی روی آورد و از سال 1361 در قسمت خطاطی سپاه مشغول خدمت شد و در تابستان همان سال بود که در سن 17 سالگی به جبهه اعزام شد و گفت که بر ما واجب است که از فرمان رهبری اطاعت کنیم.
دیدار آخر با شهید
روزی آمد و با تمام فامیل، همسایگان و خانواده دیدار کرد غافل از اینکه دیدار آخرش بود طرفهای ظهر بود نهار حاضر کرده بودم آن زمان خیابان خیام و تعدادی از خیابانهای اطراف را بمباران کردند آمد دیدم تمام لباسهایش خاکی و خونی است بسیار ناراحت بود گفت من تحمل اینجا ماندن را ندارم باید بروم و جواب صدام را بدهم.
فردای آن روز با وجود اینکه در مرخصی و استراحت بود با سایر رزمندگان اعزام شد من با رفتنش مخالفت می کردم گفت مادر من به حرف تو گوش کنم یا از فرمان امام اطاعت کنم، مکثی کردم و به عکس امام که بالای سرش بود نگاه کردم و گفتم به فرمان امام عمل کن.
اعلامیه امام را از جیبش در آورد و به من گفت مادر این را بخوان، دیدم مطلبی از امام (ره) نوشته که «ای رزمندگان عزیز من عاجزانه دست شما را می بوسم مثل تنور جبهه ها را گرم نگه دارید» گفتم پسرم به خدا سپردمت موقع رفتن هم کلید در خانه را به من داد و رفت.
نحوه شهادت
پسر بزرگم نقل می کند که جمشید در کنار او در سنگر دیده بانی به امر هدایت آتش توپخانه و ثبت مختصات مشغول بود که نزدیک غروب ناگهان عراقی ها یک خمپاره 60 شلیک کردند که جمشید از ناحیه سر مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و همان لحظه به فیض شهادت نایل آمد.
در طول 8 سال جنگ کمتر از دو سال در خانه حضور داشت بیشتر در جبهه بود در 24 بهمن ماه سال 1344 از مادر متولد شده بود و در 24 بهمن ماه سال 65 در سن 21 سالگی به خاک سپرده شد.
عزاداری محرم، از راست شهید نیری جوان، شهید صفاری

از راست کاظم سیلانی، شهید جمشید مظهر صفاری

از راست شهید جمشید مظهر صفاری، کاظم سیلانی، رسول حاتمی
سخن آخر
از تمام ملت عزیز ایران خصوصا جوانان می خواهم که درخت تنومند انقلاب را که با خون هزاران شهید به ثمر نشسته حفظ کنند و نگذارند این انقلاب به دست نامحرمان بیفتد و از مذاکره کنندگان هسته ای کشورمان می خواهم عزت ملت ایران و حرمت خون شهدا را مدنظر قرار دهند.
انتهای پیام/
و اما خانواده های آنان، آنها تا همیشهی تاریخ، افتخار مشعل داری راه و روشنایی را به عهده گرفته اند.
,وقتی بحث نمونهترین الگوهای تربیتی برای مادران امروز مطرح میشود، بی درنگ یاد مادران شهدا برای همه تداعی میشود. اما در میان همین مادران شهدا برخی با جلوههای مختلف صبر و استقامت خود، گوی سبقت را از دیگران ربودهاند و در زمره “السابقونَ السابقون” جای گرفتهاند مادرانی که با نگاه ساده اما عمیق خود به فرهنگ جهاد و شهادت به واقع “اسوه صبر” هستند. گفتگوی تیار با این مادر در ادامه میآید
,
:
مادر شهید مظهر صفاری دو فرزند پسر و دو فرزند دختر دارد که یکی از پسرانش را تقدیم اسلام و انقلاب کرده است او در مرور خاطرات شیرین فرزندش در حالیکه اشک در چشمانش جمع می شود می گویدایام تحصیل او در دوره راهنمایی مصادف بود با دوران مبارزات انقلاب اسلامی، او با سن کم خود در تظاهرات و راهپیمایی های بزرگ سرنگونی طاغوت دائماً شرکت داشت.
,بعد از پیروزی انقلاب در پایگاه مقاومت شهید رجایی به فعالیت در امور فرهنگی و بسیج دانش آموزی پرداخت و همراه تحصیل در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارومیه به نگهبانی و فعالیت تبلیغاتی مشغول شد و کم کم به هنر خطاطی و نقاشی روی آورد و از سال 1361 در قسمت خطاطی سپاه مشغول خدمت شد و در تابستان همان سال بود که در سن 17 سالگی به جبهه اعزام شد و گفت که بر ما واجب است که از فرمان رهبری اطاعت کنیم.
,دیدار آخر با شهید
,روزی آمد و با تمام فامیل، همسایگان و خانواده دیدار کرد غافل از اینکه دیدار آخرش بود طرفهای ظهر بود نهار حاضر کرده بودم آن زمان خیابان خیام و تعدادی از خیابانهای اطراف را بمباران کردند آمد دیدم تمام لباسهایش خاکی و خونی است بسیار ناراحت بود گفت من تحمل اینجا ماندن را ندارم باید بروم و جواب صدام را بدهم.
,فردای آن روز با وجود اینکه در مرخصی و استراحت بود با سایر رزمندگان اعزام شد من با رفتنش مخالفت می کردم گفت مادر من به حرف تو گوش کنم یا از فرمان امام اطاعت کنم، مکثی کردم و به عکس امام که بالای سرش بود نگاه کردم و گفتم به فرمان امام عمل کن.
,اعلامیه امام را از جیبش در آورد و به من گفت مادر این را بخوان، دیدم مطلبی از امام (ره) نوشته که «ای رزمندگان عزیز من عاجزانه دست شما را می بوسم مثل تنور جبهه ها را گرم نگه دارید» گفتم پسرم به خدا سپردمت موقع رفتن هم کلید در خانه را به من داد و رفت.
,نحوه شهادت
,پسر بزرگم نقل می کند که جمشید در کنار او در سنگر دیده بانی به امر هدایت آتش توپخانه و ثبت مختصات مشغول بود که نزدیک غروب ناگهان عراقی ها یک خمپاره 60 شلیک کردند که جمشید از ناحیه سر مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و همان لحظه به فیض شهادت نایل آمد.
,در طول 8 سال جنگ کمتر از دو سال در خانه حضور داشت بیشتر در جبهه بود در 24 بهمن ماه سال 1344 از مادر متولد شده بود و در 24 بهمن ماه سال 65 در سن 21 سالگی به خاک سپرده شد.
,
عزاداری محرم، از راست شهید نیری جوان، شهید صفاری
,

, از راست کاظم سیلانی، شهید جمشید مظهر صفاری
,

, از راست شهید جمشید مظهر صفاری، کاظم سیلانی، رسول حاتمی
,,
,
سخن آخر
,از تمام ملت عزیز ایران خصوصا جوانان می خواهم که درخت تنومند انقلاب را که با خون هزاران شهید به ثمر نشسته حفظ کنند و نگذارند این انقلاب به دست نامحرمان بیفتد و از مذاکره کنندگان هسته ای کشورمان می خواهم عزت ملت ایران و حرمت خون شهدا را مدنظر قرار دهند.
,,
انتهای پیام/
,
ارسال دیدگاه