دانش آموزشهید تاج محمد ایزانلو:

من مثل حسین شهید شده ام و به مهمانی خدا رفته ام

من مثل حسین شهید شده ام و به مهمانی خدا رفته ام
هنگامی که شیپور جنگ نواخته شد، تا مرد از نامرد شناخته شود، تاج محمد هنوز نوجوانی محصل بود که رسم مردانگی را به جا آورد و به ندای پیر فرزانه ی انقلاب، امام خمینی (ره) لبیک گفت و با عضویت در ناحیه بسیج بجنورد، تکلیف شبهای رزم را بر مشق شب مدرسه ترجیح داد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا:و به نقل از  پایگاه خبری تحلیلی بجنا،هفت روز از زمستان سال 1349 می گذشت که خانواد ه ای مذهبی و کشاورز در سکوت کوهستان، منتظر شنیدن صدای گریه ی کودکی بودند که نفسی تازه در روستای پاکتل به جریان می انداخت. دیری نگذشت که سکوت کوهستان شکست و عضوی کوچک به خانواده ی حاج بابا خان ایزانلو پیوست.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بجنا,
 
,
زنگ املاء که می شد، با همان خط شکسته در بالای دفتر می نوشت: به نام خدا ؛ تاج محمد ایزانلو.تاج محمد بعد از پایان دوره ابتدایی، برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی به  مدرسه  فردوسی شهرستان بجنورد رفت. او، هم زمان با تحصیل، به کارهایی مثل کشاورزی و قالی بافی نیز مشغول بود.
,
 
,
 هنگامی که شیپور جنگ نواخته شد، تا مرد از نامرد شناخته شود. تاج محمد هنوز نوجوانی محصل بود که رسم مردانگی را به جا آورد و به ندای پیر فرزانه ی انقلاب، امام خمینی (ره) لبیک گفت و با عضویت در ناحیه بسیج بجنورد، تکلیف شبهای رزم را بر مشق شب مدرسه ترجیح داد.
,
 
,
در چهارمین شب از شبهای سرد زمستان سال 65 ، گردان های لشگر، در مقر شهید برونسی اردو زده بودند، تا فردا را دل به آب های سرد اروند بزنند. تاج محمد هم در کنار گردانی که با بسیجی هایش اُنس گرفته بود، به مثال شب دامادی و به یاد تاز داماد دشت کربلا، حضرت علی اکبر (ع) دستانشان را حنا می بستند. روز عملیات که به پایان رسید، در جمع بسیجی های گردان جای او خالی بود. سه سال بود که پیکر خونینش با نی زارهای اروند، هم نوا شده بود. 
,
 
,
عاقبت آنگاه که تابوتی بر روی امواج دستانِ مردم ، آسمان را طواف می کرد، هم کلاسی هایش به هنگام خواندن نام " تاج محمد ایزانلو" از دفتر حضور و غیاب آقای معلّم، همگی از جا بر می خواستند و در حالی که به جای خالی اما پر از گل او  خیره می شدند، یک صدا می گفتند:حاضر! ما همه تاج محمد ایزانلو هستیم!
,
 
,
حالا دیگر مادرش هم منتظر آمدنش نیست، چون پسرش را غروب پنج شنبه ها در جوار امام زاده عباس بن موسی (ع) شهرستان بجنورد، ملاقات می کند.
,
 
,
فرازی از وصیت نامه شهید:
,
 
,
با درود فراوان بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی و تمامی رزمندگان اسلام و با درود فراوان، بر شهیدان اسلام سلام عرض می کنم.
,
 
,
شهید چیست؟ شهید به کسی می گویند که جانش را در راه خدا از دست داده و به مهمانی خدا می رود و در بهشت با امامان همنشین می شود. کسی که شهید می شود و اولین قطره خونش بر زمین می ریزد، تمامی گناهانش می ریزد.
,
 
,
مادرم برایم گریه نکن. پدرم برایم ناراحت نباش که من مثل حسین شهید شده ام و به مهمانی خدا رفته ام.دیگر عرضی ندارم بجزء یاد خدای متعال.
,
 
,
بسیجیها اجر شهید دارند. چه شهید شوند و چه نشوند.( پدرم، من را در معصوم زاده به خاک بسپارید.)
,
 
,
 
,
فرازی دیگر از وصیت نامه شهید تاج محمد ایزانلو(شش روز قبل از شهادت در کربلای ۴)
,
 
,
بسم الله الرحمن الرحیم
,
 
,
اینجانب: تاج محمد ایزانلو، فرزند: باباخان ،صادره از: پاکتل، تاریخ تولد: 1349،وصى صالح خود قرار میدهم پدرم را.
,
 
,
اول سلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامى ایران و با درود فراوان بر تمامى رزمندگان اسلام و با سلام هر چه بیشتر بر شهداى اسلام.
,
 
,
پدرم من اگر اینکه به درجه رفیع شهادت رسیدم خدا را شکر کنید که در راه قرآن به شهادت رسیدم براى من هیچ ناراحت نباشید که من شهید شدم شهید به کسى مى گویند که جانش را فداى اسلام کند و به مهمانى خدا مى روند پدرم مادرم مگر امام حسین (ع) در میدان جنگ شهید نشد اولین قطره خون هر شهیدى که به زمین مى ریزد در همان لحظه تمامى گناهانش پاک مى شود. مادرم من که شهید شدم من راضى نیستم که براى من گریه کنید براى من هیچ گریه نکنید و خدا را شکر گویید که من شهید شدم.
,
 
,
تاج محمد ایزانلو  -  (تاریخ ) : 28/9/1365
,
 
,
انتهای پیام/ر
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه