گفتگو با معلم فداکار و نمونه کشوری

ناراحتی و درد یعقوب برایم عذاب آور بود/می‌خواستم حتما درس بخواند

ناراحتی و درد یعقوب برایم عذاب آور بود/می‌خواستم حتما درس بخواند
به مناسبت روزمعلم سراغ فداکارترین معلم ریگانی رفتیم که با هزینه شخصی خود دانش‌آموزی را که از ناحیه پا دچار شکستگی شده بود به عرصه تعلیم و تربیت بازگرداند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از “صبح کویر” احسان موسوی، معلم ریگانی است که با هزینه شخصی خود دانش‌آموزی را که از ناحیه پا دچار شکستگی شده بود به عرصه تعلیم و تربیت بازگرداند، از اینکه به یعقوب کمک کرده خوشحال است ، بیش از ١۵ بار یعقوب را به تهران برده تا اینکه الان حالش بهتر است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح کویر,

صبح کویر: داستان کمک شما به آن دانش آموز  چیست؟

, صبح کویر: داستان کمک شما به آن دانش آموز  چیست؟,

از سال ۸۹ که وارد آموزش و پرورش شدم از همان سال در مناطق محروم کار می‌کردم  بنده ساکن شهربم هستم و در مناطق ریگان به تدریس مشغول شدم. مدارسی که اکثر دانش‌آموزانش فقیر هستند، به خاطر نبود امکانات پزشکی یکی از دانش‌آموزان پای شکسته‌اش را تنها با روش شکسته‌بند محلی بسته بود به نظر می‌رسید پایش فلج است چون می‌دانستم خانواده بسیار فقیری دارد خودم او را برای درمان پیش دکتری در بم آوردم.

,

13920919000019_PhotoL

, 13920919000019_PhotoL, 13920919000019_PhotoL,

 صبح کویر:یک‌دفعه تصمیم گرفتید او را پیش دکتر ببرید؟

,  صبح کویر:یک‌دفعه تصمیم گرفتید او را پیش دکتر ببرید؟,

دانش‌آموزم گوشه‌گیر بود و من کنجکاو شدم بدانم چرا این طور است، به مدیر مدرسه گفتم که می‌خواهم به دیدن خانواده‌اش بروم تا بدانم چه زندگی‌ای دارند مدیر مدرسه هم با من آمد.
وقتی پیش خانواده‌اش رفتیم دیدیم خانواده‌ای هفت، هشت نفره در کپر زندگی می‌کنند و پدر هم ندارند، در شرایط خیلی سختی زندگی می‌کردند مادرش ناراحتی معده دارد، فهمیدم که حتی پول ویزیت دکتر را هم ندارند برای همین تصمیم گرفتم خودم برای درمانش اقدام کنم.

,
,

 صبح کویر:کدام منطقه زندگی می‌کردند؟

,  صبح کویر:کدام منطقه زندگی می‌کردند؟,

در شهرستان ریگان روستای میرآباد وقتی با خودش صحبت می‌کردم می‌گفت آرزو دارم پایم خوب شود تا راحت راه بروم ولی کسی نمی‌تواند من را به دکتر ببرد دیگر نمی‌توانستم وضعیتش را ببینم، تصمیم گرفتم هرکاری می‌توانم برای خوب شدنش انجام دهم کمک خدا بود که این کار را شروع کردم دو، سه سال هم طول کشید. البته من تنها نبودم، دوستان خیلی کمک کردند. اقوام، خانواده و مدرسه خیلی کمکم کردند.

,

صبح کویر: چرا پایش شکسته شده بود؟

, صبح کویر: چرا پایش شکسته شده بود؟,

عشایر که بودند در منطقه‌ای کوهستانی و دور از روستا، یخبندان بوده و کولاک یعقوب هم که کودک سه، چهار ساله‌ای بوده پایش سر می‌خورد و می‌شکند همان موقع پایش را یک شکسته بند محلی  خیلی محکم می‌بندند، به مرور که بزرگ‌تر می‌شود پایش به همان شکل فرم می‌گیرد تا اینکه یعقوب به سن مدرسه می‌رسد، وقتی راه می‌رفت فقط روی پنجه پایش بود و پاشنه جمع شده به سمت بالا.

,

صبح کویر: انگار ۱۵ بار خودتان برای معالجه‌اش او را به تهران بردید، درست است؟

, صبح کویر: انگار ۱۵ بار خودتان برای معالجه‌اش او را به تهران بردید، درست است؟,

بله همین حدودها بود البته شاید هم بیشتر در این دو، سه سال گاهی اوقات هر شش روز هفته را برای پیگیری درمان به بیمارستان می‌رفتیم.

,

 صبح کویر:خودتان چقدر هزینه کردید؟

,  صبح کویر:خودتان چقدر هزینه کردید؟,

من هیچ‌وقت نمی‌گویم چقدر هزینه کردم، ضمن اینکه من تنها نبودم، خیلی‌ها کمکم کردند ولی هر سری که یعقوب را به تهران می‌بردم نزدیک به ۴٠٠، ۵٠٠ هزار تومان هزینه می‌شد، در این سه سال نزدیک به شش میلیون تومان هزینه شد.

,

 صبح کویر: فرزند هم دارید؟

,  صبح کویر: فرزند هم دارید؟,

بله

,

صبح کویر: همسرتان هم در آن دوران کنارتان بود؟

, صبح کویر: همسرتان هم در آن دوران کنارتان بود؟,

من وقتی وارد آموزش و پرورش شدم هنوز مجرد بودم یک سال بعد از آن ازدواج کردم اما وقتی ماجرا را فهمید حتی همراهم تا تهران هم آمد تا بالای سر یعقوب باشد خیلی به من کمک می‌کرد.

,

صبح کویر:  مادر و پدرتان چیزی نمی‌گفتند؟

, صبح کویر:  مادر و پدرتان چیزی نمی‌گفتند؟,

خانواده‌ام حتی به من می‌گفتند اگر ما هم بتوانیم کمکی به این خانواده بکنیم حتما این کار را انجام می‌دهیم وضعیت خانواده یعقوب را دیده بودند و حتی من مادر یعقوب را چندین بار به خانه خودمان آورده بودم چون گاهی اوقات مجبور می‌شدم او را به تهران ببرم که در کنار یعقوب به عنوان همراه بماند.

,

صبح کویر: الان حال یعقوب چطور است؟الان خوب است و می‌تواند راه برود ولی چون چند سال پایش بدون توجه مانده بود ضعیف است و لنگان راه می‌رود ولی دکتر گفته به مرور زمان بهتر می‌شود.

, صبح کویر: الان حال یعقوب چطور است؟,

13920919000014_PhotoL

, 13920919000014_PhotoL, 13920919000014_PhotoL,

صبح کویر: هنوز هم ازش خبر دارید؟

, صبح کویر: هنوز هم ازش خبر دارید؟,

گاهی تلفنی با هم حرف می‌زنیم گاهی هم به خانه‌اش می‌روم به مدرسه‌اش می‌روم و حتی مشکلات درسی‌اش را از معلمش می‌پرسم، الان مثل یک خانواده می‌مانیم و با هم در ارتباطیم.

,

 

,

13920919000017_PhotoL

, 13920919000017_PhotoL, 13920919000017_PhotoL,

انتهای پیام/

,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه