گفتگو با دختری که هرگز پدر خود را ندید/ دختری که هرگز مهر پدری را احساس نکرده است

گفتگو با دختری که هرگز پدر خود را ندید/ دختری که هرگز مهر پدری را احساس نکرده است
یک دختر شهید با بیان اینکه با گذشت سالها هنوز نمی توانم و نمی خواهم باور کنم که پدر در کنارمان نیست، گفت: من دلم را با خاطره ی با پدر بودن خوش کرده ام و هر اتفاقی که در طول روز برایم می افتد را برایش می گوییم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاخه طوبی، بسیاری از فرزندان شهدا چهرههای پدر خود را تنها از روی تصاویری که از آنها به جای مانده دیده ‏اند و آن اندک هم سن و سال بسیار کمی داشتند. اما حال همه آنها بزرگ شدهاند،‌ خانمها و آقایان باشخصیتی هستند که با افتخار در جامعه مشغول زندگی هستند. اما حیف و صد حیف که درد زیستن در خلأ ناشی از وجود پدر بسیار سخت است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از شاخه طوبی،, شاخه طوبی, , , , .,

فریده، فرزند شهید امیر مرادی نسب  است که تنها چندماهی بیشتر نداشت که پدرش به شهادت رسید.

,

فریده دختری25 ساله است که هرگز مهر پدر را احساس نکرده است.

,

این دختر شهید در گفتگو با خبرنگار شاخه طوبی گفت: من هرگز پدر خود را ندیدم و این را همیشه به او می گویم که چرا نگذاشتی واژه مقدس بابا را آنقدر تکرار کنم که لذت داشتن بابا،همیشه در من وجود داشته باشد.

,

فریده با چشمانی اشک آلود می گوید: خیلی کوچک بودم که پدرم شهید شد و هر شبی که می خوابیدم آروز می کردم که برای یک بار هم که شده است او را در خواب ببینم.

,

وی در  ادامه افزود: من داشتن پدر را فقط با یک قاب عکس تجربه کردم  و همیشه آرزو می کنم که برای یکبار هم که شده  روی ماهش را ببینم.

,

این دختر شهید با بیان اینکه با گذشت سالها هنوز نمی توانم و نمی خواهم باور کنم که پدر در کنارمان نیست، گفت: من دلم را با خاطره ی با پدر بودن خوش کرده ام و هر اتفاقی که در طول روز برایم می افتد را برایش می گوییم.

,

فریده در خصوص روز پدر می گوید: روز پدر که روز بسیار سختی است با چند شاخه گل سرخ بر سر مزار بابایی که هرگز ندیده ام می روم و حسرت نبودنش را می خورم.

,

وی همچنین ادامه داد: هر سال برای امدنش لحظه شماری می کنم تا شاید در چنین شبی به خوابم بیاید وزنگارهای دلم را بزدائی وهدیه ای که سالهاست برایت اماده نموده ام تقدیمت کنم.

,

دختری که هرگز بابایش را ندیده گفت: یکی از آرزوهای همیشگی ام این بوده که بگویم: بابا.

,

وی افزود: خدا را شکر می کنم که فرزند شهید هستم و هیچ وقت احساس فرزند شهید بودن باعث نشده که اعتراضی داشته باشم که چرا پدرم شهید شده و بالای سرم نیست.

,

این دختر شهید با بیان اینکه پدرم در راه خدا رفته و این بزرگترین آرزو برای هر مسلمانی است که شهید شود، گفت: از همه هم سن و سالهای خودم می خواهم که از خون شهدا پاسداری کنند و رهرو راه آنان باشند.

,

 

,

انتهای پیام/ص

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه