حماسه‌ای از صبر و ازخودگذشتگی؛

حکایت عاشقانه پدری با 3 فرزند معلول+تصاویر

حکایت عاشقانه پدری با 3 فرزند معلول+تصاویر
به سراغ خانواده‌ای رفتیم که حرف‌های زیادی برای گفتن داشتند، پدری که لحظات خوش خود را در راه نگهداری از 3 فرزند دارای معلولیت ذهنی شدید، فدا کرده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری گرمه، در همهمه‌ی زندگیهای امروزی صداهایی هستند که کمتر شنیده می‌شوند، حرف‌های تأمل‌برانگیز معلولانی که از سختی زندگی و مشکلاتشان می‌گویند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , پایگاه خبری گرمه،,

 اغلب ما وقتی در خیابان، پارک، مغازه و هرجایی از این شهر درندشت با آدمی که ناتوانی جسمی و ذهنی دارد یا چهره‌اش از عارضه‌ای دگرگون‌ شده، روبه‌رو می‌شویم، یا سرخود را به‌کلی برمی‌گردانیم و خودمان را مشغول نشان می‌دهیم یا گاهی اوقات مکث می‌کنیم و با تأسف سری تکان می‌دهیم و یا در دلمان شفای عاجلش را از خداوند طلب می‌کنیم و همه‌ی این‌ها با دلسوزی برای خانواده‌ای که چنین فرزند یا فرزندانی دارد، همراه است.

,

اما شاید کمتر برایمان پیش‌ آمده باشد که با خانواده‌های این افراد ارتباط برقرار کنیم و پای صحبتشان بنشینیم، امروز به سراغ خانواده‌ای رفتیم که حرف‌های زیادی برای گفتن داشتند، پدری که لحظات خوش خود را در راه نگهداری از 3 فرزند دارای معلولیت ذهنی شدید، فدا کرده است.

,

پس از فوت همسرم خانه‌نشین شده‌ام

, پس از فوت همسرم خانه‌نشین شده‌ام,

محمدرضا محمدی، پدر سه فرزند معلول و ساکن روستای قزالحصار سفلی از توابع شهرستان گرمه با اشاره به مشکلات متعدد زندگی‌اش اظهار می‌کند: دارای 7 فرزند هستم که 4 نفر از آنان در سلامت کامل به سر می‌برند و با تشکیل خانواده در شهرهای تهران، آَشخانه و جاجرم زندگی می‌کنند.

,

وی می‌افزاید: متأسفانه سه فرزندم به نام‌های رمضان 30 ساله، علی 16 ساله و مهدی 12 ساله دارای معلولیت ذهنی هستند و در خانه از آنها نگهداری می‌کنم.

,

, ,

پدر این فرزندان معلول با چشمانی پر از اشک می‌گوید: از یک سال و نیم پیش که همسرم به دلیل سرطان مری، جان خود را از دست داد تنها کار نگهداری از این فرزندان را برعهده دارم و به‌گونه‌ای خانه‌نشین شده‌ام که حتی یک ساعت هم نمی‌توانم خانه را ترک کنم.

,

تنها منبع درآمدم یارانه و کمک کمیته امداد است

, تنها منبع درآمدم یارانه و کمک کمیته امداد است,

وی گفت: ازآنجایی‌که هیچ‌کس حاضر به نگهداری از فرزندانم نیست و اهالی روستا حتی برای یک ساعت نمی‌توانند مراقبت از آنها را بر عهده بگیرند بیش از یک سال است که به کاری مشغول نبوده‌ام و تنها منبع درآمدم یارانه و کمک کمیته امداد است.

,

محمدرضا محمدی ادامه می‌دهد: خودم و مهدی زیرپوشش کمیته امداد و رمضان و علی تحت پوشش بهزیستی هستند اما پول و امکانات پرداختی به ما آنقدر ناچیز است که قدرت تهیه غذایی مناسب برای فرزندان معلولم را ندارم.

,

مهدی به مدرسه می‌رود و رمضان در گوشه‌ای دراز می‌کشد

, مهدی به مدرسه می‌رود و رمضان در گوشه‌ای دراز می‌کشد,

وی اضافه می‌کند: رمضان که 30 سال سن دارد اکثر اوقات در گوشه‌ی اتاق می‌خوابد و چون قدرت تکلم خوبی ندارد کمتر حاضر به خروج از خانه است.

,

, ,

مهدی نیز که 12 سال سن دارد و از وضعیت بهتری نسبت به 2 برادر بزرگ‌تر خود برخوردار است با موافقت مدیر و معلمان به مدرسه روستا فرستاده شده تا بخشی از وقت خود را بیرون از منزل سپری کند و کمتر شاهد زجر کشیدن برادران و پدر خود باشد.

,

مشکل علی از همه حادتر است

, مشکل علی از همه حادتر است,

وی گفت: علی از همان ابتدا شرایطش فرق می‌کرد و در حال حاضر نیز به علت مشکلاتی که برای خود و دیگران به وجود می‌آورد به‌صورت 24 ساعته به تخت بسته شده است.

,

محمدی اضافه می‌کند: درصورتی‌که دست و پای علی از تخت باز باشد آنقدر به خود مشت و ضربه میزند که تمام بدنش پر از خون می‌شود.

,

وی می‌گوید: خیس کردن لباس و تف انداختن بر روی اطرافیانش از دیگر مشکلات جدی علی است و یکبار هم که قرار شد بیمارستان ابن‌سینا مشهد از او نگهداری کند پس از گذشت کمتر از 2 ماه تماس گرفتند و گفتند به دلیل همکاری نکردن علی در خوردن غذا و دارو و کتک‌کاری با کارکنان بیمارستان نمی‌توانند از او نگهداری کنند و باید او را تحویل می‌گرفتم.

,

دلم می‌سوزد و چیزی نمی‌گویم/ عاشق فرزندانم هستم!

, دلم می‌سوزد و چیزی نمی‌گویم/ عاشق فرزندانم هستم, !, !,

سرپرست خانواده با بیان اینکه به مراجع و نهادهای مختلفی برای حمایت مراجعه کرده، می‌افزاید: از مسئولین انتظار دارم ولی به توقعات بنده تا به امروز بی‌توجهی شده است، هیچکس نیست که درد من را بشنود.

,

 با بغضی در گلو می‌گوید: برای یک مرد هیچ‌چیز سخت‌تر از آن نیست که 3 معلول را در جلوی چشمان خود ببیند، من یک پدرم و آرزوهای زیادی برای فرزندانم داشتم اما با این شرایط تنها از مسئولین می‌خواهم برای نگهداری فرزندانم به من کمک کنند و یکی از مراکز بهزیستی، نگهداری از آنها را بر عهده بگیرد.

,

وی می‌گوید: اگر تنها یک روز در خانه نباشم حتماً فرزندانم از بین خواهند رفت به همین خاطر همیشه نگران این وضعت هستم.

,

, ,

این پدر فداکار اضافه می‌کند با پیگیری‌هایی که داشته‌ام برخی از مسئولین گفته‌اند نصف هزینه نگهداری از فرزندانت در مراکز بهزیستی را پرداخت خواهیم کرد و نصف آن را خودت باید پرداخت کنی اما با وضعیتی که برای همسرم پیش آمد هر چه داشتیم هزینه بیمارستان و مخارج ایشان شد و اکنون حتی نمی‌توانم هزار تومان درآمد داشته باشم.

,

 هم مادرم هم پرستار همه!

, هم مادرم هم پرستار همه, !, !,

آقای محمدی با بیان اینکه در طول این سال‌ها و بخصوص پس از فوت همسرم برای نگهداری از فرزندانم متحمل رنج‌های بسیاری شدم، اذعان می‌کند: هیچکدام از سه فرزند معلولم توانایی انجام کارهای شخصی را ندارند و من هر روز در کنار آنان هستم و کار پخت‌وپز، استحمام و شست‌وشوی لباس‌های انها را انجام می‌دهم.

,

در ادامه به سراغ فرزندان می‌روم، می‌خواهم با آنان حرف بزنم ولی دقیق متوجه حرف‌هایشان نمی‌شوم، سخت است بخواهی حرف بزنی و کسی کلامت را نفهمد! پیش آنان از خود خجالت می‌کشم، آری اینان فرشتگانی هستند، بی‌گناه که آزارشان به کسی نرسیده است فقط دچار بازی سرنوشت شدند که قطعاً حکمتی در آن است.

,

خاطرنشان می‌گردد پایگاه خبری گرمه آمادگی دارد کمک‌های خیرین محترم را جمع‌آوری و به این خانواده اهدا نماید.

,

همچنین خیرین می‌توانند کمک‌های نقدی خود را به شماره کارت 3467-6577-9914-6037 به نام محمدرضا محمدی واریز کنند تا شاید مرهمی باشد بر دردهای بی‌شمار این خانواده.

,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه