شعر اجتماعی زیبا با مضمون روزهای دبستان و فریبکاری زمانه
حبیب فرقانی شاعر و هنرمند سرابی به مناسبت هفته معلم شعر اجتماعی زیبایی را که از اشعار برگزیده همایش " ن والقلم" بود سروده است که تقدیم کاربران می گردد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صدای سراب,حبیب فرقانی شاعر سرابی به مناسبت هفته معلم نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , صدای سراب,روز اول بمن آموخت معلم ” آ ” را
,خون دل خورد بسی تا که نوشتم ” با ” را
,دست خود برد به بالا و به پایین آورد
,تا که من راحتتر بخش کنم بابا را
,زنگ نقاشی من رنگ نمی دانستم
,او به من گفت که آبی بکشم دریا را
,آنقدر گفت از این فاصله های دم دست
,تا رعایت کردم فاصله در املا را
,بازگو کرد که دهقان فداکار که بود
,تا که سرمشق دهد جمله ی خوبی ها را
,تا که از زندگیم کسر کنم سایه ی جهل
,با کمی حوصله آموخت به من منها را
,گفت روباه پنیر از دهن زاغ ربود
,تا که یادم نرود حقه این دنیا را
,کفت ” آ ” بر سر خود نیز کلاهی دارد
,عشق با حوصله برداشت کلاه ما را
,ما که آموخته بودیم بابا نان داد
,پس ندیدیم چرا خون دل بابا را
,درس دهقان فداکار فراموش شد و
,زندگی برئ که محتاج کند دارا را
,شوهر سارا شیاد درآمد از آب
,کرد چون شام سیه زندگی سارا را
,بوی مرگ آمد و کبری به مرادش نرسید
,سرطان رفت که تسلیم کند کبری را
,کاش آن روز معلم عوض روبه و زاغ
,یاد می داد به ما زیرکی فردا را
,یا که آن روز سربازی قایم موشک
,متوقف میکرد از حرکت دنیا را
,او به ما گرچه الفبای محبت آموخت
,ما غلط یاد گرفتیم ” الف ” تا ” یا ” را
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه