گزارشی از کارگران میدان آزادی خرم آباد؛

روزهایی که پینه بسته است/بغض های بی امید

روزهایی که پینه بسته است/بغض های بی امید
از میانشان که عبور می کنم حرف ها و درد و دل هایشان که به گوشم می رسد؛آن ها فقط می خواهند حرف بزنند تا سنگینی بغض های فروخورده شان را کم تر کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خبرافلاک،هر روز صبح در مسیر همیشگی ام  از میدان آزادی خرم آباد با عده  زیادی از مردم روبرو می شوم که دور این میدان در گروه های چندنفری نشسته اند بعضی از آن ها منتظر ایستاده اند اما عده ای دیگر که از انتظار خسته شده اند مسیر کوتاهی را قدم می زنند و دوباره برمی گردند سرجایشان.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , خبرافلاک,

کارگران میدان

, کارگران میدان,

از میانشان که عبور می کنم حرف ها و درد و دل هایشان که به گوشم می رسد؛ آن ها فقط می خواهند حرف بزنند تا سنگینی بغض های فروخورده شان را کم تر کنند. از این که چند ماه است که در آمدی نداشته اند و قسط هایشان عقب مانده است برای هم می درد دل می کند تا شاید کمی خود را آرام تر کنند چرا که شرمنده شدن جلوی همسر و فرزندانشان برایشان سخت و دردناک است. یکی از آن ها به دوستش می گوید:اگر کار باشد خدا را شکر خرج روزانه ام در می آید اما پس اندازی هم ندارم و اگر به پولی نیاز داشته باشم باید قرض کنم.

,

با دوربینم چند عکسی از جمع های چندنفره شان می گیرم بعضی هایشان چون متوجه می شوند خبرنگارم لبخند می زنند اما بعضی دیگر هم اخم به چهره شان می آید انگار  نمی خواهند کسی آن ها را ببیند چون نمی خواهند دردشان را کسی بفهمد وقتی که می دانند حتا اگر آن را جار هم اگر بزنند هیچ کدام از مسؤولین حتا ککشان هم نمی گزد.

,

کارگران میدان آزادی خرم اباد

, کارگران میدان آزادی خرم اباد,

یکی از آن ها با اخمی بر چهره به کنارم می آید و می گوید: خانم خبرنگار کم تر عکس مارا  بگیر می خواهی چه چیزی را نشان دهی؟ ما بیچاره و بدبختیم نه کاری داریم و نه بیمه ای؛ آینده بچه هایمان تاریک است و کسی به فکر ما نیست.

,

رمضان یکی از همین کارگران است که دور میدان نشسته است که در هفته تنها شاید یک روز بتواند کار کند و بقیه روزهای هفته بیکار است.

,

این کارگر می گوید: الان بیش تر از یک ماه است که بیکارم از صبح تا غروب دور میدان منتظر می مانم تا شاید کسی بیاید  و کارگر بخواهد اما تنها سه روز کار کرده ام. پول اجاره خانه را هم نداده ام و 50 هزار تومان هم روی یارانه می گذارم و با آن هزینه کرایه را می دهم.

,

کارگران میدان آزادی خرم اباد1

, کارگران میدان آزادی خرم اباد1,

رمضان که از بچگی کارگر بوده است ادامه می دهد: کارم فقط کارگری است هیچ درآمدی دیگری ندارم و فقط از همین راه امرار معاش می کنم الان فصل بهار است و فصل کار  ولی کار نیست الان یک ماهه که فقط سه روز کار کردیم و تمام این ماه را فقط با پول این سه روز گذرانده ام.

,

وی می گوید: سه تا بچه  دارم  بچه هایم را بار سختی بزرگ می کنم کارکردن برایم عار نیست به هر سختی که باشد با جان و دل انجام می دهم  ولی وقتی حتا کارگری دورمیدان هم نیست واقعا زجر آور است.

,

کارگران میدان آزادی خرم اباد2

, کارگران میدان آزادی خرم اباد2,

رمضان آهی می کشد و بار دیگر با بغض ادامه می دهد: هیچ گونه تفریحی برای بچه هایم ندارم از آینده می ترسم وقتی باید امیدوار باشی که بچه هایت به ثمر برسند که برایشان هزینه کنی  ولی وقتی من برای بچه هایم هیچی ندارم چطور می توانم به آینده شان امیدوار باشم.

,

این کارگر زحمت کش به یاد یکی از تلخ ترین خاطرات زندگی اش بغض می کند و می گوید: چندسال پیش یکی از دوستانم پشت بالابر بود می خواست فرغون را بگیرد اما سرعت کشش فرغون باعث شد از 9طبقه پایین بیفتد و جانش را به همین راحتی از دست بدهد و این تنها یکی از غم انگیزترین خاطرات دوران کاری ام است.

,

غلامرضا یکی دیگر از کارگران دور میدان است می گوید: فقط توکلم به خداست بیشتر وقتا اینجا حتا کارگری هم نیست  مجبور می شوم به استانها دیگه برم تا شاید آن جا بتوانم کارگری کنم.

,

وی ادامه می دهد: بیش تر اوقات شرمنده زن و بچه ام می شوم وقتی حتا هزار تومان هم  ندارم که برایشان خرج کنم.

,

این کارگر می گوید: بیشتر ایام سال بیکارم وقتی چند روز هم که کار می کنم پولم را با ترس و واهمه خرج  می کنم چون که نگرانم روزهای بعد کار پیدا نکنم.

,

کارگران میدان آزادی خرم اباد3

, کارگران میدان آزادی خرم اباد3,

غلامرضا از این که با کارگری روزی حلال نصیبش می شود شکر گزار خداونداست و ادامه می دهد: هر روز صبح بیش تر از 200نفر دور میدان جمع می شویم و حتا خیلی ها هم هستند که میدان نمی آیند چون کار گیرشان نمی آید و فقط واسه تعداد اندکی از کارگران کار پیدا می شود و بقیه در طول روز بیکار می مانند.

,

وی می گوید: الان ما حتا بیمه هم نداریم چون دائم کار نمی کنیم و هیچ کارفرمایی واسه چندروز کارگر را بیمه نمی کند حتا بعضی وقت ها یک سال جایی کار کردیم ولی  چون کارفرما آشنا داشته  گفتن که بیمه به ما تعلق نمی گیره.

,

این کارگر با ابراز گلایه از شریط بیمه کارگران، ادامه می دهد: وقتی ما برای بیمه مراجعه می کنیم شرایط مان را قبول نمی کنند ولی خیلی  ها هستند که اصلا کارگر نیستند ولی بیمه می شوند.

,

وی می گوید: از مسؤولین می خواهیم که فکر کنند بچه های کارگران مثل بچه های خودشان هستند ماهم زن و بچه داریم مثل همه مردم نیاز به تحصیل، خانه و امکانات داریم.

,

انتهای پیام/ص

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه