از ورود تا خروج شهدا در دانشگاه آزاد پیشوا
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ورامین ما: از خودرو پیاده شدم، کیف و دوربین را برداشتم و به سمت درب ورودی اصلی دانشگاه آزاد واحد ورامین-پیشوا به راه افتادم، افراد مختلف با ظاهرهای متفاوتی را در این مسیر کوتاه دیدم که تک به تک آنها می توانست هر فرد را برای دقایقی به تفکر وادارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ورامین ما,وارد دانشگاه شدم و نوای مداحی شهدای گمنام گوش را نوازش می داد، مدحی که ناخواسته لبخند بر لبانم جاری کرد،فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص شهدا، تشییع پیکر شهدا، مناطق عملیاتی، خاطرات جنگ تحمیلی و موارد مشابه در ذهنم مرور می شد.
,ناگهان یاد رهنمود مقام معظم رهبری در خصوص تاثیر بسیار قوی حضور شهدا بر مسائل فرهنگی و از سوی دیگر یاد صحبت امام خمینی(ره) در مورد اصلاح دانشگاه ها همگی در ذهنم مرور می شد.
,در دل گفتم، خدایا شکرت که بعد از مدت ها در دانشگاه نوای شهید و شهادت را به صورت کاملاً آزادانه شنیدم، نوایی که اشک را از چشمان جاری می کرد.
,صوتی نظرم را جلب کرد، ایستادم ، از بلندگو اعلام می کردند تا لحظاتی دیگر مراسم استقبال و تشییع پیکر پاک دو شهید گمنام از مقابل ساختمان علوم پایه به سمت مسجد دانشگاه برگزار می گردد. از دانشجویان عزیز دعوت می شود تا میزبان این لاله های پرپرباشند.
,به سمت ساختمان علوم پایه دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین پیشوا حرکت کردم، تقریبا همه به آن سمت در حرکت بودند. به ساختمان رسیدم، متحیر شدم ، خدای من، اینهمه چشمان عاشق و مشتاق، دانشجوی دختر و پسر ایستاده و مبهوت منتظر پیکر پاک شهدای گمنام بودند.
,خودروی حامل پیکر پاک شهدای گمنام وارد محوطه دانشگاه شد و دانشجویان با اشتیاق کامل به سراغ این عزیزان گمنام رفتند و این دو پیکر را با اشک چشمانشان بر روی دست گرفتند.
,تشییع شروع شد ولی با تمام تشییع جنازه ها فرق می کرد، اینجا خبری از شیون، لااله الا الله و موارد دیگر که در تمام تشییع جنازه ها هست نبود، اینجا فقط سر خوردن اشک ها بدون صدا، به فکر رفتن و افسوس خوردن و موارد مشابه قابل دیدن بود.
,مسیر تشییع پیکر شهدا تا روبروی مسجد امام صادق(ع) دانشگاه پیشوا ادامه پیدا کرد، تابوت ها را روی جایگاه مخصوص قرار دادن دانشجویان گرد آنها جمع شدند، مراسم روضه و عزاداری شروع شد، حال و هوایی حاکم بود که زبان از وصف و شرح آن عاجز است. بعد از آن نیز درد و دل های دانشجویان عزیز با این دو پیکر پاک شروع شد؛ یادداشت ها، التماس دعاها، درد و دلها بود که بر روی این پیکرهای پاک نوشته می شد؛ اشک ها قابل کنترل نبود و ناخودآگاه از چشمان سرازیر می شد.
,یکی از پیکرها را به داخل مسجد بردند تا معتکفین در این مسجد نیز بتوانند از این فضا استفاده کنند؛ بعد از دقایقی هر دو پیکر پاک بر روی دستان دانشجویان قرار گرفت و به درون خودروی حامل آنها بازگشت.
,آمبولانس حامل شهدا دور شد و دانشگاه را ترک کرد.
,بعد از خروج خودرو از دانشگاه ناگهان یادم افتاد که ساعت ۱۲ شب گذشته اطلاع رسانی کردند، ناگهان سوال برایم پیش آمد که چرا انقدر ناگهانی؟! به سراغ مسئولین بسیج دانشجویی دانشگاه پیشوا رفته و دلیل را جویا شدم که پاسخ دادند که ساعت ۱۰ شب به آنها اطلاع دادند که پیگیری های مکرر آنها بالاخره جواب داده و می توانند فردا(دوشنبه) مصادف با وفات حضرت زینب مهمان این میزبانان بزرگ باشند.
,وی اعلام کرد از لحظه اعلام این خبر تمام نیروها بسیج شده اند تا بتوانند مراسمی را برگزار کنند تا در شان این عزیزان بزرگوار باشد. تمام هماهنگی های لازم {هماهنگی ها با مسئولین دانشگاه، چاپ بنر های جایگاه، هماهنگی با سیستم صوت سیار ، آماده سازی سن و جایگاه، چاپ تراکت ها، ارسال پیامک انبوه ، هماهنگی تدارکات و پذیرایی مراسم و چیدن صندلی ها، خرید های لازم ، خلاصه همه و همه} از ساعت ۱۰ شب یکشنبه تا صبح زود انجام شد و دانشگاه آماده استقبال باشکوه از این دو شهید گمنام گردید.
,هوشمند در ادامه گفت : لازم است از همه دوستان خوبم در بسیج دانشجویی تشکر نمایم که از لحظه شروع این ماموریت بزرگ خواب را به خودشان حرام کردند و با تمام وجود کارها را به پیش بردند و شاهد بودیم با همین زمان کوتاه مراسمی باشکوه در میزبانی از این لاله های عاشق صورت پذیرفت. و حتما اجر این کارشان را از شهدا و سالار شهیدان حضرت اباعبداله الحسین (ع) دریافت خواهند کرد.
,با بچه های بسیج خداحافظی کردم و برای خروج از دانشگاه حرکت کردم که دوباره مطالب مختلف در ذهنم شروع به بازخوانی کردند.
,شهدا از زندگیشان گذشتند، تعداد زیادی از شهدا جز دانش آموزان و دانشجویان ما بوده اند، توقعات شهدا از ما چه بوده است، چه مطالبی در وصیت نامه این بزرگواران به دفعات زیاد آمده است و… .
,در دل به خود گفتم استخوان های شهدا به دانشگاه آمده و انقلابی به پا کردند و رفتند، انشاءاله تفکرات و آرمان های این عزیزان بیش از پیش وارد دانشگاه شود و سرلوحه جامعه دانشجویی قرار بگیرد…
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه