وصیت نامه شهید علی قربان مردانی:
بعد از رفتن یاران و شهادت آنها، ما مسئولیت سنگینی بر دوش داریم
شهید علی قربان مردانی در فرازی از وصیت نامه خود می نویسد: برادران و خواهران با یک دست قرآن را و با دست دیگر سلاحتان را به کف گیرید و از اسلام و قرآن دفاع کنید زیرا مملکت ما مکتب شمشیر و عبادت است.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نسیم خنداب، عملیات بزرگ آزاد سازی خرمشهرحماسه بزرگی بود که به فضل خدای رحمان و با جانفشانیها و از خود گذشتگی های فرزندان با غیرت ایران زمین در تاریخ ایران اسلامی که جلوه غیرت و عظمت و شوکت نظام جمهوری اسلامی ایران است برای همیشه ثبت گردید .
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,
نسیم خنداب,
ضمن گرامیداشت سالروز فتح خرمشهر و صلوات بر روح پر فتوح تمامی شهدای اسلام و شهیدان این حماسه همیشه جاودان ، یادی از والامقام شهید علی قربان مردانی اهل شهرستان خنداب روستای اناج که توفیق شرکت در کنار همرزمان خود را در عملیات بیت المقدس ( آزاد سازی خرمشهر ) داشتند می کنیم و قسمتی از وصیت آن شهید والامقام همراه با بخشی از تصاویر دوره حماسه دفاع مقدس را که پس از سالها مشارکت در جبهه های حق علیه باطل و نایل شدن به درجه جانبازی نهایتا در اسفند ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در شلمچه با توفیق دستیابی به شهادت ، به جرگه عرشیان و یاران شهید خود پیوستند ، به نمایش می گذاریم .
وصیت نامه سردار شهید اسلام علی قربان مردانیاهل روستای دهسد شهرستان خنداب

بسم اله الرحمن الرحیم
خدا نیاور هرگز لحظه ای را که جز با نام تو آغاز کنم و جز تو فکری در سر بپرورانم، اکنون که عازم جبهه جنگ علیه کفر صدامی می باشم بنا به تکلیف شرعی بر خود واجب دانستم که وصیت نامه ام را در چند جمله خدمت برادران و خواهران عرضه کنم.
خدایا جهاد را با نام تو آغاز کردم زیرا تو خالقی و من مخلوق، من مخلوقم و تو بزرگ، من کوچکم و اما تو معبود و من کوچک عابد.
خدایا به جبهه آمده ام تا در نماز خون با تو سخن گویم زیرا که میل پر کشیدن به سوی تو لحظه ای رهایم نمی کند،خدایا آمده ام تا بار دیگر اسماعیل وار همچون هزاران شهید، جان خود را نثار این انقلاب کنم، خود قربانی شوم تا شاید شمعی فروزان و مشعلی سوزان برای پوینده گان راه تو باشم.
خدایا آمده ام تا در مکتب شهادت درس آزادگی بیاموزم و خود را از بنده ای دنیا که هر لحظه زنجیر اسارت را بر پای انسان محکم تر می کند برهانم و به سوی تو بیایم تا آزاد شوم.
خدایا اگر می توانستم این جامه ننگ را بدرم و از این زندان که برای فرزندان آدم درست کرده اند رها شوم و به سوی تو بیایم یک لحظه جانم را در دام صیاد نمی گذاشتم.
عزیزان من، برادران و خواهران حزب الهی، من کوچکتر از آنم که با شما سخن بگویم و به شما پیامی بدهم اما می خواهم در این لحظات آخر، چند جمله ای را که از مغزم تراوش می کند توسط این نامه با شما بازگو کنم، ای خواهران و برادرانی که همیشه بر زبانتان نام خدا جاری است و قلبتان همواره برای امام می تپد اکنون اسلام عزیز نیازمند همچون شماست، اکنون اسلام بیشتر از هر زمان دیگری به فداکاری شما جوانان عزیز نیازمند است، دلتان را همواره آکنده از نام خدا کنید و با هر قدمی که بر می دارید خدا را به یاد آورید، با یک دست قرآن را و با دست دیگر سلاحتان را به کف گیرید و از اسلام و قرآن دفاع کنید زیرا مملکت ما مکتب شمشیر و عبادت است
بیاد آورید که چه کسی خالقتان است، بیاد آورید که امانتی بیش نیستیم و اکنون صاحب امانت در طلب امانتش می باشد، دشمنان و بیگانگان که از یک سو به خاک وطن اسلامیمان تجاوز کرده و منافقان بیگانه پرست از دیگر سو فرزندان این امت را ناجوانمردانه به خاک و خون می کشند، بنابراین بعد از رفتن یاران و شهادتشان، ما مسئولیت سنگینی بر دوش داریم، اگر در مواقع سختی و ناملایمات به یاد خدا باشیم اینها در نظرمان کوچک می نماید، همه کارهایتان را با نام خدا شروع کنید و به یاد داشته باشید که راه ما راه حق است و راه حق بر باطل پیروز است و باید بر علیه کفر و باطل قیام کرد.
برادران و خواهران بعد از خدا، هرگز لحظه ای از یاد امام غافل نشوید زیرا که تمامی وجودمان است و در همه لحظه ها بیاد امام، این نایب بر حق امام زمان علیه السلام و این قلب تپنده امت باشید و او را دعا کنید و از خدا بخواهید تا انقلاب مهدی او را زنده و سالم نگهدارد، به فرمایش امام با دقت گوش دهید و به همه آنها عمل کنید زیرا که کلام او کلام خداست که بر زبان امام جاریست.
در پایان از خدا می خواهم که خدایا تو را به خونهای پاک شهیدان که در این راه مقدس بر زمین ریخته شده است، امام ما را تا انقلاب مهدی علیه السلام زنده نگهداری.
خدایا تو را شکر می گوئیم که از گمراهی و ضلالت دستمان را گرفتی و به سوی خود کشیدی و به سوی نور راهنمائیمان کردی.
خدایا افتخار می کنم که مسلمان هستم و افتخار می کنم به اینکه توفیق حضور در نبرد حق علیه باطل را داشتم و در این حماسه بزرگ اسلام شرکت نمودم و افتخار می کنم که رهبرم مرجعی بزرگ است.
خدایا گناهانم را ببخش و افتخار و لیاقت و سعادت شهادت را نصیبم کن!
به امید پیروزی اسلام و سر بلندی ملت ایران وبه امید ظهور هر چه زودتر امام زمان علیه السلام، همه شما عزیزان را به خدای بزرگ می سپارم.





انتهای پیام/ر
,
ضمن گرامیداشت سالروز فتح خرمشهر و صلوات بر روح پر فتوح تمامی شهدای اسلام و شهیدان این حماسه همیشه جاودان ، یادی از والامقام شهید علی قربان مردانی اهل شهرستان خنداب روستای اناج که توفیق شرکت در کنار همرزمان خود را در عملیات بیت المقدس ( آزاد سازی خرمشهر ) داشتند می کنیم و قسمتی از وصیت آن شهید والامقام همراه با بخشی از تصاویر دوره حماسه دفاع مقدس را که پس از سالها مشارکت در جبهه های حق علیه باطل و نایل شدن به درجه جانبازی نهایتا در اسفند ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در شلمچه با توفیق دستیابی به شهادت ، به جرگه عرشیان و یاران شهید خود پیوستند ، به نمایش می گذاریم .
وصیت نامه سردار شهید اسلام علی قربان مردانیاهل روستای دهسد شهرستان خنداب

بسم اله الرحمن الرحیم
خدا نیاور هرگز لحظه ای را که جز با نام تو آغاز کنم و جز تو فکری در سر بپرورانم، اکنون که عازم جبهه جنگ علیه کفر صدامی می باشم بنا به تکلیف شرعی بر خود واجب دانستم که وصیت نامه ام را در چند جمله خدمت برادران و خواهران عرضه کنم.
خدایا جهاد را با نام تو آغاز کردم زیرا تو خالقی و من مخلوق، من مخلوقم و تو بزرگ، من کوچکم و اما تو معبود و من کوچک عابد.
خدایا به جبهه آمده ام تا در نماز خون با تو سخن گویم زیرا که میل پر کشیدن به سوی تو لحظه ای رهایم نمی کند،خدایا آمده ام تا بار دیگر اسماعیل وار همچون هزاران شهید، جان خود را نثار این انقلاب کنم، خود قربانی شوم تا شاید شمعی فروزان و مشعلی سوزان برای پوینده گان راه تو باشم.
خدایا آمده ام تا در مکتب شهادت درس آزادگی بیاموزم و خود را از بنده ای دنیا که هر لحظه زنجیر اسارت را بر پای انسان محکم تر می کند برهانم و به سوی تو بیایم تا آزاد شوم.
خدایا اگر می توانستم این جامه ننگ را بدرم و از این زندان که برای فرزندان آدم درست کرده اند رها شوم و به سوی تو بیایم یک لحظه جانم را در دام صیاد نمی گذاشتم.
عزیزان من، برادران و خواهران حزب الهی، من کوچکتر از آنم که با شما سخن بگویم و به شما پیامی بدهم اما می خواهم در این لحظات آخر، چند جمله ای را که از مغزم تراوش می کند توسط این نامه با شما بازگو کنم، ای خواهران و برادرانی که همیشه بر زبانتان نام خدا جاری است و قلبتان همواره برای امام می تپد اکنون اسلام عزیز نیازمند همچون شماست، اکنون اسلام بیشتر از هر زمان دیگری به فداکاری شما جوانان عزیز نیازمند است، دلتان را همواره آکنده از نام خدا کنید و با هر قدمی که بر می دارید خدا را به یاد آورید، با یک دست قرآن را و با دست دیگر سلاحتان را به کف گیرید و از اسلام و قرآن دفاع کنید زیرا مملکت ما مکتب شمشیر و عبادت است
بیاد آورید که چه کسی خالقتان است، بیاد آورید که امانتی بیش نیستیم و اکنون صاحب امانت در طلب امانتش می باشد، دشمنان و بیگانگان که از یک سو به خاک وطن اسلامیمان تجاوز کرده و منافقان بیگانه پرست از دیگر سو فرزندان این امت را ناجوانمردانه به خاک و خون می کشند، بنابراین بعد از رفتن یاران و شهادتشان، ما مسئولیت سنگینی بر دوش داریم، اگر در مواقع سختی و ناملایمات به یاد خدا باشیم اینها در نظرمان کوچک می نماید، همه کارهایتان را با نام خدا شروع کنید و به یاد داشته باشید که راه ما راه حق است و راه حق بر باطل پیروز است و باید بر علیه کفر و باطل قیام کرد.
برادران و خواهران بعد از خدا، هرگز لحظه ای از یاد امام غافل نشوید زیرا که تمامی وجودمان است و در همه لحظه ها بیاد امام، این نایب بر حق امام زمان علیه السلام و این قلب تپنده امت باشید و او را دعا کنید و از خدا بخواهید تا انقلاب مهدی او را زنده و سالم نگهدارد، به فرمایش امام با دقت گوش دهید و به همه آنها عمل کنید زیرا که کلام او کلام خداست که بر زبان امام جاریست.
در پایان از خدا می خواهم که خدایا تو را به خونهای پاک شهیدان که در این راه مقدس بر زمین ریخته شده است، امام ما را تا انقلاب مهدی علیه السلام زنده نگهداری.
خدایا تو را شکر می گوئیم که از گمراهی و ضلالت دستمان را گرفتی و به سوی خود کشیدی و به سوی نور راهنمائیمان کردی.
خدایا افتخار می کنم که مسلمان هستم و افتخار می کنم به اینکه توفیق حضور در نبرد حق علیه باطل را داشتم و در این حماسه بزرگ اسلام شرکت نمودم و افتخار می کنم که رهبرم مرجعی بزرگ است.
خدایا گناهانم را ببخش و افتخار و لیاقت و سعادت شهادت را نصیبم کن!
به امید پیروزی اسلام و سر بلندی ملت ایران وبه امید ظهور هر چه زودتر امام زمان علیه السلام، همه شما عزیزان را به خدای بزرگ می سپارم.





انتهای پیام/ر
,
ضمن گرامیداشت سالروز فتح خرمشهر و صلوات بر روح پر فتوح تمامی شهدای اسلام و شهیدان این حماسه همیشه جاودان ، یادی از والامقام شهید علی قربان مردانی اهل شهرستان خنداب روستای اناج که توفیق شرکت در کنار همرزمان خود را در عملیات بیت المقدس ( آزاد سازی خرمشهر ) داشتند می کنیم و قسمتی از وصیت آن شهید والامقام همراه با بخشی از تصاویر دوره حماسه دفاع مقدس را که پس از سالها مشارکت در جبهه های حق علیه باطل و نایل شدن به درجه جانبازی نهایتا در اسفند ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در شلمچه با توفیق دستیابی به شهادت ، به جرگه عرشیان و یاران شهید خود پیوستند ، به نمایش می گذاریم .
,
,
وصیت نامه سردار شهید اسلام علی قربان مردانیاهل روستای دهسد شهرستان خنداب

,
,

,

,
,
بسم اله الرحمن الرحیم
خدا نیاور هرگز لحظه ای را که جز با نام تو آغاز کنم و جز تو فکری در سر بپرورانم، اکنون که عازم جبهه جنگ علیه کفر صدامی می باشم بنا به تکلیف شرعی بر خود واجب دانستم که وصیت نامه ام را در چند جمله خدمت برادران و خواهران عرضه کنم.
خدایا جهاد را با نام تو آغاز کردم زیرا تو خالقی و من مخلوق، من مخلوقم و تو بزرگ، من کوچکم و اما تو معبود و من کوچک عابد.
خدایا به جبهه آمده ام تا در نماز خون با تو سخن گویم زیرا که میل پر کشیدن به سوی تو لحظه ای رهایم نمی کند،خدایا آمده ام تا بار دیگر اسماعیل وار همچون هزاران شهید، جان خود را نثار این انقلاب کنم، خود قربانی شوم تا شاید شمعی فروزان و مشعلی سوزان برای پوینده گان راه تو باشم.
خدایا آمده ام تا در مکتب شهادت درس آزادگی بیاموزم و خود را از بنده ای دنیا که هر لحظه زنجیر اسارت را بر پای انسان محکم تر می کند برهانم و به سوی تو بیایم تا آزاد شوم.
خدایا اگر می توانستم این جامه ننگ را بدرم و از این زندان که برای فرزندان آدم درست کرده اند رها شوم و به سوی تو بیایم یک لحظه جانم را در دام صیاد نمی گذاشتم.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
عزیزان من، برادران و خواهران حزب الهی، من کوچکتر از آنم که با شما سخن بگویم و به شما پیامی بدهم اما می خواهم در این لحظات آخر، چند جمله ای را که از مغزم تراوش می کند توسط این نامه با شما بازگو کنم، ای خواهران و برادرانی که همیشه بر زبانتان نام خدا جاری است و قلبتان همواره برای امام می تپد اکنون اسلام عزیز نیازمند همچون شماست، اکنون اسلام بیشتر از هر زمان دیگری به فداکاری شما جوانان عزیز نیازمند است، دلتان را همواره آکنده از نام خدا کنید و با هر قدمی که بر می دارید خدا را به یاد آورید، با یک دست قرآن را و با دست دیگر سلاحتان را به کف گیرید و از اسلام و قرآن دفاع کنید زیرا مملکت ما مکتب شمشیر و عبادت است
,
,
بیاد آورید که چه کسی خالقتان است، بیاد آورید که امانتی بیش نیستیم و اکنون صاحب امانت در طلب امانتش می باشد، دشمنان و بیگانگان که از یک سو به خاک وطن اسلامیمان تجاوز کرده و منافقان بیگانه پرست از دیگر سو فرزندان این امت را ناجوانمردانه به خاک و خون می کشند، بنابراین بعد از رفتن یاران و شهادتشان، ما مسئولیت سنگینی بر دوش داریم، اگر در مواقع سختی و ناملایمات به یاد خدا باشیم اینها در نظرمان کوچک می نماید، همه کارهایتان را با نام خدا شروع کنید و به یاد داشته باشید که راه ما راه حق است و راه حق بر باطل پیروز است و باید بر علیه کفر و باطل قیام کرد.
,
,
برادران و خواهران بعد از خدا، هرگز لحظه ای از یاد امام غافل نشوید زیرا که تمامی وجودمان است و در همه لحظه ها بیاد امام، این نایب بر حق امام زمان علیه السلام و این قلب تپنده امت باشید و او را دعا کنید و از خدا بخواهید تا انقلاب مهدی او را زنده و سالم نگهدارد، به فرمایش امام با دقت گوش دهید و به همه آنها عمل کنید زیرا که کلام او کلام خداست که بر زبان امام جاریست.
,
,
در پایان از خدا می خواهم که خدایا تو را به خونهای پاک شهیدان که در این راه مقدس بر زمین ریخته شده است، امام ما را تا انقلاب مهدی علیه السلام زنده نگهداری.
,
,
خدایا تو را شکر می گوئیم که از گمراهی و ضلالت دستمان را گرفتی و به سوی خود کشیدی و به سوی نور راهنمائیمان کردی.
,
,
خدایا افتخار می کنم که مسلمان هستم و افتخار می کنم به اینکه توفیق حضور در نبرد حق علیه باطل را داشتم و در این حماسه بزرگ اسلام شرکت نمودم و افتخار می کنم که رهبرم مرجعی بزرگ است.
,
خدایا گناهانم را ببخش و افتخار و لیاقت و سعادت شهادت را نصیبم کن!
به امید پیروزی اسلام و سر بلندی ملت ایران وبه امید ظهور هر چه زودتر امام زمان علیه السلام، همه شما عزیزان را به خدای بزرگ می سپارم.
,
,
,
,
,

,
,

,

,
,

,

,
,

,

,
,

,

,
,

,

,
انتهای پیام/ر
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه