یادداشت/روح الله رشیدی

اینکه کسی ککش نمی گزد یعنی اتفاق خاصی نیفتاده!

اینکه کسی ککش نمی گزد یعنی اتفاق خاصی نیفتاده!
این فعال فرهنگی نوشت:برق انداختنِ حریم امام(ره)، تنها یکی از فجایعی است که در پوشش انقلابیگری رخ می‌دهد. و اینکه کسی ککش نمی‌گزد، یعنی اینکه اتفاق «خاصی» نیفتاده.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا روح الله رشیدی در زیتون نوشت: اعتراض به کاخ‌وارگیِ حریم امام(ره)، انحصاری شده؛ فقط عده‌ی قلیلی را آزار داده و به واکنش واداشته است. این یعنی اینکه، چنین اتفاقی، در نظر غالبِ مردم، امری «عادی» است. حتی برای طیفِ همیشه حساس به چنین پدیده‌هایی هم «عادی» است. آن‌چنان عادی، که حتی یک «اَخمِ» بی هزینه را هم نمی‌ارزد!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,

 

,

این عادی‌شدگی و سکوت، اگر با گوش دل شنیده شود، صدای بلند و گوش‌خراشِ برخاسته از کوبیدنِ آخرین میخ‌هایی است که بر تابوتِ سنت‌های اسلامیِ احیاشده در انقلاب اسلامی زده می‌شود. نه اینکه چون این فاجعه در حریمِ امام رخ داده، چنین حکم غلیظ و شدیدی صادر می‌کنیم؛ مسئله اینجاست که اراده برای دفنِ آن سنت‌ها، از خیلی سال پیش، آن‌هم نه در پشت پرده و پنهانی، که آشکارا و پیش چشم مردم، اعلام و اعلان شد. آن‌هم نه از سوی «مرفهین بی‌درد» و «سرمایه‌داران زالوصفت»، که در ذاتشان تردید نیست، که توسط السابقون و زندان‌کشیده‌ها و تازیانه‌خورده‌ها. همان‌ها که روزگاری، طعامشان، نان و قاتوق بود و مَرکبشان، قراضه‌های بیت‌المال، که در تنعم از همان ته‌مانده‌ها هم، خود را شرمسار و مدیون می‌دیدند!

,

 

,

وقتی یک سال بعد از درگذشت امامِ کوخ‌نشینان، در خطبه‌های نماز جمعه، با استنادِ ابزارگرایانه به چند حدیث، اشرافیت و مترفیتِ دولتی، توسط یکی از همان تازیانه‌خورده‌های عصر طاغوت، تئوریزه شد و کسی دَم برنیاورد و نشورید و غصه نخورد، معلوم است که 25 سال بعد، کاخ‌وارگیِ حریم امام هم می‌تواند با توجیهات وهن‌آلودی مانند «تأمین امکانات زائرین» مشروع جلوه داده شود. آن شروعِ طوفانی، با سنت‌های اسلامی، چنان کرد که در کوتاه‌مدت، همان قاتوق‌خورهایِ ورپریده‌ی اهل وَرع، «برخورداری» از آلاف و الوف را «حق مسلم» و «طلب» خود از انقلاب دانستند. حیا را خوردند، شرم را هم رویش.

,

 

,

افیونِ اشرافیت، از منبعِ فکرِ علیل انقلابیونِ خسته، جریان گرفت و در رگ‌های یک‌یک مردمان راه افتاد تا تحولِ منادیان سنت‌های اسلامی و تمایلشان به احیای سنت‌های طاغوتی، هیچ اعجاب و اعتراضی را برنینگیزد.

,

 

,

امروز در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که صورت و سیرتِ اشرافیت به هم رسیده‌اند. و این دو به هم نمی‌رسند، مگر به اعتبار قدرت. همچنان که 25 سال پیش نیز، صاحبان قدرت بودند که از یک سو بر منبر پیامبر(ص) نشسته و در مذمتِ «زهدفروشی» سخن راندند و در سوی دیگر، بر کرسی ریاست تکیه زدند و امر به «مانور تجمل» کردند. اگر قدرت نبود، چنان پیوندی شکل نمی‌گرفت و خوره‌ی اشرافیت، به جان مردم نمی‌افتاد و قبحِ «فخرفروشی به تجمل» نمی‌ریخت و صفات طاغوتی، جزء لاینفکِ طینت و سیرت دولتمردان نمی‌شد. این فاجعه را با این توهّم دامن زدند که خیال می‌کردند «کارآمدی» با این روتوش‌ها و بزک و دوزک‌ها محقق خواهد شد! بزک و دوزک‌هایی که در ابتدا به هوای تحول در مدیریت، رسم کردند و بعداً تبدیل به سنت و سیره و حق مسلم‌شان شد. از کت و شلوار اتوکشیده و ریش آنکارد شده شروع کردند و رسیدند به شاه‌وارگی! آنچنان شد که امروز، کمترین خرده‌گیری بر این مشی و مرام، تهاجمِ چکشی آقایان را بدنبال دارد... وقتی از ساده‌زیستی و قناعت و این قبیل سنت‌های اسلامی با آنها حرف زده می‌شود، گویی فحش و ناسزا می‌شنوند!

,

 

,

برق انداختنِ حریم امام(ره)، تنها یکی از فجایعی است که در پوشش انقلابیگری رخ می‌دهد. و اینکه کسی ککش نمی‌گزد، یعنی اینکه اتفاق «خاصی» نیفتاده... تازه همه‌چیزمان به همه‌چیزمان شبیه شده. وقتی در روز دوازده بهمن، به «همت» ستاد بزرگداشت دهه‌ی فجر، ماشین‌های لوکس «آمریکایی» با پلاک‌ «منطقه‌ی آزاد» در شهر رژه می‌روند و یاد «امام و شهدا» را گرامی می‌دارند، چرا نباید، حریم امام این انقلاب، چنان جلال و جبروتی پیدا کند؟ اصلاً مگر امام کیست؟!

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه