زنان مطلقه؛ ازدواج مجدد و صف خلوت خواستگاران

زنان مطلقه؛ ازدواج مجدد و صف خلوت خواستگاران
عدم پذیرش مردان جهت ازدواج با زن مطلقه، علل عاطفی شکست در ازدواج و عدم روحیه مناسب برای آغاز زندگی جدید از مهم‌ترین عوامل ازدواج نکردن زنان مطلقه است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت طنین یاس، شاید به گزاف نباشد اگر طلاق را یکی از اصلی‌ترین معضلات اجتماعی هر جامعه‌ای عنوان کنیم؛ معضلی که از یک سو دلایل خاص خود را دارد و از سوی دیگر، آسیب‌هایش نه تنها متوجه افراد (زن و شوهر و فرزندان) است بلکه این روند قطعا می تواند آسیب های اجتماعی را نیز به همراه داشته و سلامت جامعه را هم به خطر بیاندازد. طنین یاس در دو گزارش قبلی خود به تهدیدهای ناشی از طلاق که متوجه زنان است پرداخته، اما در این گزارش سعی داریم خطراتی که طلاق بر جامعه و اجتماع متاثر خواهد کرد را بررسی کنیم.

, طنین یاس,

 

,

الف) زنان مطلقه و آسیب های مخرب بر جامعه

, الف) زنان مطلقه و آسیب های مخرب بر جامعه,

زنان مطلقه؛ ازدواج مجدد و صف خلوت خواستگاران

, زنان مطلقه؛ ازدواج مجدد و صف خلوت خواستگاران, زنان مطلقه؛ ازدواج مجدد و صف خلوت خواستگاران,

زنان مطلقه معمولاً نسبت به مردانی که متارکه نموده‌اند، کمتر ازدواج مجدد می کنند. از جمله علل اجتماعی این وضعیت، وجود فرزندان، سن زن و عدم پذیرش مردان جهت ازدواج با زن مطلقه می باشد. البته این امر به علل عاطفی مانند شکست در ازدواج قبلی و عدم تمایل برای ازدواج و نیز عدم اعتماد مردان به موفقیت زنان مطلقه در زندگی زناشویی و عدم روحیه مناسب جهت آغاز زندگی جدید باز می گردد.

,

 

,

در فرهنگ ایرانی زنان مطلقه برای ازدواج، از اعتبار کمتری برخوردارند و مردی که ازدواج نکرده کمتر به سراغ آنها می رود و در اغلب موارد مردانی که زنان خود را از دست داده اند یا همسر خود را طلاق داده اند، به خواستگاری آنها می آیند، در این شرایط زن مطلقه دیگر نمی تواند آزادانه حق انتخاب داشته باشد و سطح توقعات او از طرف متقابل، بسیار تنزل می کند و بسیاری از شرایط ناگوار را به اجبار پذیرا می شود، زیرا در غیر اینصورت برای همیشه تنها خواهد ماند.

,

 

,

از سوی دیگر، از آنجایی که یکی از کارکردهای خانواده، ارضاء تمایلات جنسی بوده است، با فروپاشی خانواده، فرد با فقدان ارضاء جنسی مواجه می شود. چنانچه فرصت ازدواج و تمتع جنسی از طریق مشروع میسر نشود و فرد چنین نیازی را به دلیل تجربه جنسی قبلی شدیدتر از گذشته احساس نماید، به سوی انحرافات جنسی و فساد اخلاقی (روسپیگری) کشیده می شود. احتمال وقوع این شرایط علی الخصوص زمانی که فرد با مشکلات اقتصادی و تأمین معاش دست به گریبان باشد، شدت می یابد و فرد مطلقه را به سوی مفاسد مالی و اخلاقی سوق می دهد.

,

 

,

ب) اثرات مخرّب طلاق بر فرزندان

, ب) اثرات مخرّب طلاق بر فرزندان,

ب-1) فرزندان طلاق و بزهکاری های اجتماعی

, ب-1) فرزندان طلاق و بزهکاری های اجتماعی,

کودکان و نوجوانان خود را نخستین قربانیان این عفریت عصیانگر می دانند. به بیان دیگر طلاق آثار مخرب معنوی و مادی زیانباری در پی دارد که بارزترین نتیجه آن از نظر کمی و کیفی بر روی کودکان است.

,

 

,

بی‌گمان بعضی از بزهکاران جوان متعلق به خانواده‌هایی می‌باشند که دچار تعارض و کشمکش‌های خانوادگی و اختلالات روانی و عاطفی هستند، وجود تنش‌هایی روانی و اختلالات عاطفی در خانواده کودک می‌تواند او را وادار به فرار از خانه نماید تا با گروه بزهکاران همکاری و تشریک مساعی نماید. در روانشناسی جنایی، بروز انحرافات اجتماعی یا جامعه زدگی و تشکیل گروه آسیب دیدگان اجتماعی، ثمره جراحت عاطفی کودکان در خانواده‌های طلاق تشخیص داده می‌شود.

,

 

,

آمارها مؤید این نکته است که بیشتر جرم و بزهکاری‌های کودکان و نوجوانان ریشه در مسائل و مشکلات خانوادگی، طلاق و از هم پاشیدگی کانون گرم خانواده دارد. میزان جرائم و خودکشی در اطفال باقی مانده از طلاق به نحوی بارز افزایش می‌یابد. این اطفال خیلی بیشتر از دیگر همسالان خود مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند و بی بند و باری و اعتیاد نیز در میان آنان شیوع بیشتری دارد. تحقیقات انجام شده در باره علل بزهکاری کودکان نشان می‌دهد که کودکان طلاق از امنیت روانی و عاطفی برخوردار نبوده و وجود جانشین مادر در محیط خانواده منجر به ناسازگاری، انحراف و فرار کودک از محیط خانواده می‌شود. بر اساس مطالعات انجام شده در ایران، 95% نوجوانان و جوانانی که به اتهام دزدی در مراکز بازپروری بسر می‌برند، فرزندان خانواده‌هایی هستند که پدر و مادرشان از هم جدا شده و یا یکی از والدین اقدام به ازدواج مجدد کرده اند.

,

 

,

ب-2) فرزندان طلاق و تربیت نامناسب

, ب-2) فرزندان طلاق و تربیت نامناسب,

وقتی طلاق اجتناب ناپذیر می شود، مسئله مهم سرپرستی کودکان است. تک والدی مشکلات خاص خود را به همراه خواهد داشت، از جمله اینکه اگر کودک با هر دو والد در ارتباط باشد، یعنی یکی از والدین، کودک را سرپرستی نماید و دیگری هم بتواند با او دیدار کند، ناهماهنگی میان دو الگو، دو نوع روحیه و شخصیت را به او خواهد آموخت. به ویژه اگر والدین در رفتار و سخنان خود سعی در موجه کردن رفتارهای خود داشته باشند، کودک قادر نخواهد بود هماهنگی و سازگاری میان این دوگونه رفتار را بیابد.

,

 

,

از طرفی زندگی با یک والد و بی ارتباط بودن با والد دیگر موجب می شود که کودک شناخت صحیحی از جنسیت و صفات روحی و بیولوژیکی والد دیگر پیدا نکند، لذا پسرهایی که با مادر زندگی می کنند، ممکن است با بسیاری از صفات مردانه بیگانه و بی تجربه بمانند و برعکس دخترانی که تنها با پدر زندگی می کنند، احتمال دارد از شناخت الگوهای رفتاری زنان و اصول خانه‌داری و همسرداری محروم بمانند.

,

 

,

دختران نوجوان نیازهای دیگری دارند،‌ آنها فکر می‌کنند که والدین مدل‌های اساسی نقش آموزی هستند و بدون حضور آنها رشد مناسب رفتار بزرگسالی در نوجوان مشکل خواهد بود، علی الخصوص زمانی که این عدم حضور در اثر طلاق باشد. کاملاً بدیهی و منطقی است که اگر الگوئی وجود نداشته باشد، نقش آموزی دچار مشکل می‌شود و منطقی‌تر اینکه این فقدان در صورتی که ناشی از یک ضد ارزش باشد، نقش آموزی سخت‌تر می‌گردد. به عبارت دیگر فرزندان باقی مانده از طلاق در همانندسازی مشکلات زیادی خواهند داشت. پسر در همانند سازی از پدر و دختر در الگوپذیری از مادر.

,

 

,

از سوی دیگر با فقدان حضور پدر کنترل فرزند پسر توسط مادر به دشواری انجام می شود. زیرا والدین بر روی کودکان همجنس خود کنترل بیشتری دارند، با فقدان حضور پدر، در واقع پسر، مهمترین منضبط کننده خود را از دست می دهد، با توجه به اینکه سرپرستی کودکان پس از طلاق غالباً با مادران است.

,

 

,

زندگی با یکی از والدین نمی تواند شخصیت کامل و متعادلی را در کودک پدید آورد. اینگونه زندگی نمی تواند همه نیازهای کودک را برآورده سازد. زیرا کودک در این نوع زندگی برای رفتارهای خود تنها یک مربی و الگو دارد و از لحاظ محبت و سرپرستی تنها به یکی از والدین تکیه می کند. از سوی دیگر جامعه هرگز نخواهد توانست نقش پدر و مادر را برای طفل ایفا کند و همه نیازهای عاطفی و روانی و معنوی او را تأمین نماید.

,

 

,

ب-3) فرزندان طلاق و زندگی پس از طلاق

, ب-3) فرزندان طلاق و زندگی پس از طلاق,

مشاهده تعارض والدین و روابط زناشویی ضعیف آنان، احتمالاً تأثیر نامطلوبی بر موفقیت ازدواج فرزندان می‌گذارد. بیشتر بچه هایی که با خانواده های طلاق و یا با سرپرستی یکی از والدین زندگی می‌کنند علاوه بر اینکه دچار انحرافات جنسی و اخلاقی می‌شوند، ازدواجشان نیز به طلاق ختم می‌شود و درصد طلاق در این گروه که پیشینه طلاق والدین را دارند، در مقایسه با دیگران بیشتر است.

,

 

,

طلاق و جدایی موجب می‌شود فرزندان نسبت به زندگی، دلسرد و غمگین شوند و در زندگی اجتماعی و خانوادگی ناسازگاری داشته باشند و این به زندگی آتی آنها لطمه وارد خواهد ساخت. از سوی دیگر افراد جامعه به دلیل تقبیح طلاق و نگرش منفی نسبت به آن، تمایل چندانی به وصلت و انتخاب همسر از خانواده‌های طلاق گرفته و فرزندان طلاق ندارد، لذا احتمال ازدواج این فرزندان نیز نسبتاً پایین است.

,

 

,

ب-4) فرزندان طلاق و  اختلال در هویت فردی و خانوادگی

, ب-4) فرزندان طلاق و  اختلال در هویت فردی و خانوادگی,

هنگامی که طلاق زنجیره خانواده را از هم پاره می‌کند، پدر و مادر هویت جداگانه‌ای دارند، ولی آن کسی که دیگر نامی ندارد و بی پناه و متزلزل در اجتماع رها شده است، فرزند می‌باشد، حتی اگر زیر چتر حمایتی یکی از والدین هم باشد، باز جامعه به دیده یک فرزند درمانده به او می‌نگرد که ولیّ و سرپرستی ندارد. جدایی پدر و مادر یک اثر آنی و زودگذر نیست و در تمام مراحل زندگی فرزندان اثر منفی خواهد داشت. پراکنده شدن اعضاء خانواده و محرومیت فرزندان از سرپرستی مشترک والدین پس از فروپاشی و انحلال خانواده، آنها را از داشتن مواهب و مزایای زندگی خانوادگی محروم کرده و هویت فردی و خانوادگی خود را مختل می‌نماید.
برداشتی که کودکان از مسئله طلاق دارند با برداشت والدین آنها متفاوت است. کودکان می‌خواهند از محبت و همراهی والدین خود برخوردار باشند و مطمئن باشند که هر دو آنان در کنارشان هستند، با طلاق و جدایی، تعلق و دلبستگی فرد به خانواده کاهش می‌یابد و هویت خانوادگی او مخدوش می‌شود.

,
,

**********

,

 

,

هر چند می‌توان اثرات مخرب دیگری از تاثیر طلاق بر جامعه را برشمرد، اما به نظر می رسد، اگر همین آثار فوق الذکر نیز خانواده و در نهایت جامعه را تهدید کند، می‌تواند زمینه‌های خطرناک جبران‌ناپذیری را برای انحطاط جامعه به وجود بیاورد.

,

 

,

قاعدتا پر بیراه نیست اگر بگوییم تصمیم عاقلانه یک زوج مبنی بر گذشت از زیاده خواهی‌ها و حتی بعضا حق و حقوق قطعی خود و تن ندادن به منفورترین حلال خدا، نه تنها می تواند آینده خود و فرزندان شان را تضمین نماید، بلکه سلامت جامعه را نیز در پی خواهد داشت.

,

 

,

گزارش از: سعید ساداتی

,

انتهای پیام/خ

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه