چهارمحال و بختیاری، از این جا مانده و از آن جا رانده
چه شد که ظرفیت روستائی ما به فراموشی و اغماء فرو رفت و اینک آخرین نفس های خود را می کشد ؟ چه عللی سبب شد که افراد بسیاری از کارهای روستایی دست بکشند بی آنکه جایگزینی برای آن یافته باشند ؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بام ایران خبر، با نگاهی گذرا به آمار و توزیع جمعیتی در ایران حکایت از آن دارد که جمعیت روستایی رو به کاهش فاحش داشته است. ( از حدود 70 درصد به 25 درصد از سال 1335 تاکنون ) اضافه بر این تعداد قابل توجهیی از روستاها به شهر تبدیل شدند . چه آن ها که از روستا به شهر می آیند و چه روستاهایی که به شهر تبدیل می شوند هر دو این گونه می پندارند که این دو امر از نشانه های توسعه است در حالی که واقعا در کشور و استان ما این چنین نبوده و نیست. ای کاش سیاست ها به ویژه در استان ما به جای تبدیل روستاها به شهر به سمت توسعه روستاها و توسعه روستایی جهت می یافتند تا از مهاجرت ها نیز جلوگیری می شد و معضل گسترش بی رویه بعضی از شهرها و مشکلات حاشیه نشینی نیز جلوگیری به عمل می آمد. و این امری بوده که کشورهائی چون هند ، مالزی ، چین و امریکا به خوبی از عهده آن برآمدند .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بام ایران خبر,جالب این که ما این زیرساخت ها را به طور طبیعی داشته ایم بعد در پی ایجاد ساختارهای غیر منطبق با فرهنگ و زیرساخت های مزبور برآمده ایم و به همین دلیل با عدم اقبال روبرو شده ایم . ویا توسعه صنعتی را بدون لوازم آن پیشنهاد دادیم و جامعه روستائی را در سراب شهری و صنعتی شدن معطل نگه داشتیم و همین شد که واحدهای صنعتی مان به لحاظ عدم رقابت در فن آوری های نوین یکی پس از دیگری ورشکست شدند . و شدیم از این جا مانده و از آن جا رانده !
اما چه شد که خانواده های روستایی مخصوصا در استان ما از چنین وضعی برخوردار نیستند ؟ چه شد که ظرفیت روستائی ما به فراموشی و اغماء فرو رفت و اینک آخرین نفس های خود را می کشد ؟ چه عللی سبب شد که افراد بسیاری از کارهای روستایی دست بکشند بی آنکه جایگزینی برای آن یافته باشند ؟چه شد که کشاورزان از 5/55 درصد در سال 1335 به 18 درصد در سال 1385 تقلیل یافتند ؟
در هرصورت چنین وضعی به عدم مدیریت مطلوب موضوع برمیگردد.
با این حال امروز هم چاره ای جز رویکرد نوگرایانه به توسعه و اقتصاد روستایی نداریم زیرا بسترهای آن فراهم است هر چندکه فرهنگ آن نیست . اقتصاد و معیشت روستائی یعنی تلاش ، صداقت ، قناعت ، صفا و سادگی که البته همه این ها در فرهنگ و زندگی امروزی شهری زده - و نه شهری شده - به گونه ای قدیمی تلقی می شوند و جای خود را به مصرف زدگی و سرگرمی های پر زرق و برق با چاشنی دوز و کلک های شرم آور داده اند .
به هر حال در هر خانه روستایی امکانات اولیه و نیروی انسانی و وقت نگه داری یک گاو و چند گوسفند و مرغ و صنایع دستی و باغداری وجود دارد که اگر با تلاش و همت و قناعت همراه و با تدبیر و برنامه ریزی ها حمایت شود وضع بهتری را برای همه به ویژه برای بسیاری که چشم به کارهای دشواریاب و گاه کاذب دولتی و صنعتی و تجارت دوخته اند فراهم می کند آن هم در شرایطی که برای هر فرصت شغلی بیش از ده متقاضی وجود دارد و کشور باید خود را در این سال با موج 5/4 میلیون نفری بیکارانی که 70 در صد آن ها تحصیل کرده اند مواجه ببیند .
در کنار وضعی که بیان شد دانشگاه ها هم بی تقصیر نیستند زیرا نتوانستند دانش آموختگان خود در رشته های کشاورزی و دامپروری و دامپزشکی و ... را که عمدتا از روستانشینان بوده یا امکانات روستایی دارند در عمل به علمی که آموخته اند هدایت کنند. و یا به آن ها علم توسعه کمی و کیفی و ارزش افزوده بر محصولات روستائی را بیاموزاند . البته این قصه پر غصه مقصران دیگری هم دارد از جمله نهادهایی که ابزار و امکان مدیریت فرهنگ جامعه را برعهده دارند. این نهادها به ویژه در استان نتوانستند به یاری و نجات زندگی و اقتصاد روستائی بشتابند و نگذارند موج شهرنشینی های بی حاصل ، رمق از نقطه اتکاء مان بگیرد .
دکتر نادر پورارشد، عضو هیئت علمی دانشگاه و عضو بنیاد ملی نخبگان چهارمحال و بختیاری
انتهای پیام/ر
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه