گفتگو با بانوی ویزیتور کتاب شاهرود؛

علاقه فراوان به ویزیتوری کتاب باعث شد تا در این شغل بمانم

علاقه فراوان به ویزیتوری کتاب باعث شد تا در این شغل بمانم
به خاطر قدرت بیانم پیشنهاد کار از دفاتربیمه را داشتم و حقوق و مزایای آن نیز بیشتر از ویزیتوری کتاب بود ولی به دلیل علاقه ام به کتاب پیشنهاد دفاتر بیمه را قبول نکردم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، در طول روز شاید افرادی را در محل کار یا درب منازل مشاهده  کنید که برای توزیع کتاب مراجعه میکنند و دقایقی را برای انچه در دست دارند توضیحاتی میدهند که با برخوردهای مختلف افراد روبه رو میشوند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

 لیلا امیرفخریان یکی ازویزیتورهای کتاب در شاهرود است وی در گفتگو با خبرنگار نسل شاهوار از علاقه اش به فروش کتاب میگوید و این کار را به شغل دیگر همراه با حقوق بالاتر ترجیح میدهد.

, نسل شاهوار ,

از طریق آگهی با ویزیتوری کتاب آشنا شدم

, از طریق آگهی با ویزیتوری کتاب آشنا شدم,

 این بانوی مشهدی که بعد از ازدواج و بخاطر شغل همسرش به شاهرود آمده است می گوید: از طریق آگهی با این شغل آشنا شدم و در ابتدا به خاطر سرگرمی و فرار از تنهایی به سراغ این کار آمدم.

,

امیرفخریان اظهار کرد: در ابتدای کار پیاده روی طولانی مدت در طول روز و توضیح دادن در رابطه با کتابها برایم کمی دشوار بود اما رفته رفته به کارم علاقه مند شدم و  چهار سال است که به این کار مشغولم.

,

پیشنهاد کار دفتر بیمه را به دلیل علاقه به کتاب قبول نکردم

, پیشنهاد کار دفتر بیمه را به دلیل علاقه به کتاب قبول نکردم,

وی در پاسخ به این سوال که آیا در طول این مدت شغل دیگری پیدا نکرده است افزود: اتفاقا به خاطر قدرت بیانم پیشنهاد کار از دفاتربیمه را داشتم و حقوق و مزایای آن نیز بیشتر از ویزیتوری کتاب بود ولی به دلیل علاقه ام به کتاب پیشنهاد دفاتر بیمه را قبول نکردم.

,

بانوی ویزیتور کتاب شهرستان شاهرود بیان کرد: من و همکارانم در شاهرود که تعداد چهار نفر هستیم در شاهرود ویزیتور کتاب هستیم و برای فروش کتاب به درب منازل، مغازه ها، شرکت ها، ادارات و نهادهای مختلف مراجعه می کنیم.

,

برای فروش کتاب به دامغان و میامی و حتی روستاها می رویم/ فروش کتاب در روستاها نسبت به شهر بیشتر است

, برای فروش کتاب به دامغان و میامی و حتی روستاها می رویم/ فروش کتاب در روستاها نسبت به شهر بیشتر است,

امیرفخریان ادامه داد: ماشینی که از طرف دفتر انتشارات کتاب است ما را تا قسمتی از مسیر همراهی می کند و بقیه مسیر را باید خودمان پیاده طی کنیم البته گاهی اوقات به دامغان، میامی و روستاهای اطراف شاهرود و سایر شهرستان ها برای فروش کتاب سفر می کنیم.

,

وی خاطرنشان کرد: مردم در روستاها با میل و رغبت بیشتری کتاب ها را خریداری می کنند و در روستاها نسبت به شهر فروش بیشتری را داریم.

,

حقوق مان درصدی از کتاب هایی است که در طول روز می فروشیم

, حقوق مان درصدی از کتاب هایی است که در طول روز می فروشیم,

وی در رابطه با حقوق و مزایای دریافتی اش گفت: در ماه 250 هزار تومان حقوق ثابت داریم و بقیه حقوق مان به صورت درصدی از کتاب هایی که روزانه می فروشیم دریافت می کنیم.

,

از بانوی ویزتور کتاب شاهرودی می خواهیم که خاطره ای از این چندسال کاری خود را بازگو کند که اینگونه می گوید: یک روز برای توزیع کتاب زنگ آپارتمانی را زدم با دادن توضیحات اولیه درب را باز کردند و از طبقه اول شروع به توزیع کتاب کردم، وقتی به طبقه سوم ساختمان رسیدم با زدن درب منزل مردی که از قضا فرهنگی نیز بود با خشونت و عصبانیت تمام به محض باز کردن درب منزلش وقتی با من روبرو شد به پسرش گفت " سریع با پلیس 110 تماس بگیر"، بدون هیچ توضیحی به کلانتری رفته و چند ساعتی الاف شدم،  گویا این فرد ادعا کرده بود که من برای دزدیدن لامپ های راهروها و راه پله های ساختمان و دزدیدن کفش های ساکنان وارد آپارتمان شده ام

,

استفاده از اینترنت و نرم افزارهای تلفن همراه به جای کتاب

, استفاده از اینترنت و نرم افزارهای تلفن همراه به جای کتاب,

امیرفخریان در رابطه با مشکلات شغلش اظهار کرد: در حال حاضر مردم به جای خرید کتاب از اینترنت و نرم افزارهای تلفن همراه استفاده می کنند و این یکی از عواملی است که رغبت مردم به خرید کتاب کمتر شده است.

,

وی ادامه می دهد: نبودن بیمه، راه رفتن طولانی در طول روز در فصول مختلف سال و برخورد نامناسب برخی از مردم که ما را به اشتباه دوره گرد فرض می کنند نیز بخشی دیگر از مشکلات است.

,

 بانوی ویزتور کتاب شاهرودی افزود: فاصله زمانی بین ساعت های 14 تا 16 را بدترین زمان برای فشار دادن زنگ منازل است چون با استراحت مردم تداخل پیدا می کند و برخورد نه چندان مناسبی با من و سایر همکارانم دارند.

,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه