رسم هنرمندانه شهادت در خاطرات شهید محسن رضایی:
باید با کمک هنر دستاوردها و اهداف انقلاب را به مردم نشان داد
پاسداری مسئولیتی بزرگ است و حفاظت از این مسئولیت بزرگ تر، چرا که مردم اسلام را در چهره پاسداران می بینند و آنان الگو هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از چشمه سار، شهادت هنر مردان خداست، مردانی که درزندگی دنیایی خود هنرمندانه رسم بندگی را به جاآوردند و در سفر اخروی خود با ایستادگی بر سر آرمان های الهی بر عهد الستی با پروردگارشان ایستادند و لبیک گویان قله های خون و ایمان را فتح کردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چشمه سار,
شهید محسن رضایی در سال 42 در خانواده ای مذهبی در شهرستان خوانسار متولد شد و رسم و آیین مردانگی را در دامن مادری شیرزن و مومن آموخت، پای صحبت های بانو خاور شهسواری مادر شهید نشستیم تا از خاطرات فرزند خود برایمان بازگو کند.
, 
,
چشمه سار: از ویژگی های شهید در دوران نوجوانی و جوانی بگویید، رفتارش با خانواده و اطرافیان چگونه بود.
, چشمه سار: ,
بچه بسیار مهربان، خوب و آرامی بود و با طارفیان هم رفتار مناسبی داشت.
,
چشمه سار: از دوران تحصیلش بگویید.
, چشمه سار:,
تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان شهید غضنفری خوانسار و دوره متوسطه را در هنرستان فنی آیت اله طالقانی در رشته ساختمان در سال 61 به اتمام رساند و در همان دوران تحصیل در کارها به پدرش کمک می کرد.
,
دانشگاه هم مرحله اول قبول شد اما برای مرحله دوم شرکت نکرد، چون ان روزها کنکور دو مرحله ای بود، دانشگاه را رها کرد ور فت جبهه.
,
چشمه سار: در دوران اتقلاب چه فعالیت هایی می کرد.
,
با آغاز انقلاب همگام با دیگر برادران مبارز خود در خط امام به مبارزه با طاغوت در تمام مدت انقلاب پرداخت و از پای ننشست تا انقلاب به پیروزی رسید.
,
چشمه سار: چطور به جبهه رفت، شما و یا خانواده مخالفتی نکردند.
, چشمه سار:,
با تشکیل پایگاه های مقاومت بسیج دوشادوش سایر همرزمان خود فنون ابتدایی نظامی را فرا گرفت و در سال 60 راهی جبهه های حق علیه باطل شد، یعنی در زمانی که هنوز به هنرستان می رفت ولی به فرمان امام خود سنگر مدرسه را ترک کرد و در سنگر مبارزه با امریکا و صدام به یاری رزمندگان اسلام شتافت.
,
ما برای رفتنش به جبهه اصلا دخالت نکردیم، هر وقت که از جبهه تماس می گرفت می گفت اینجا همه چیز خوب است و راحت هستیم، نمی خواست سختی های جبهه را ما بفهمیم، من آن روز ها تازه از بیمارستان مرخص شده بودم برای همین از سختی ها برای من نمی گفت.
, 
,
چشمه سار: از دیگر فعالیت هایش بگویید.
, چشمه سار:,
از فعالیت های دیگرش حضور در گروه های هنری شهرستان بود، علاقه زیادی به نویسندگی نمایشنامه های اسلامی داشت و در این باره نمایشنامه هایی با عناوین ایثار و ظلم آباد را نوشت و وقتی روی صحنه رفت با موفقیت همراه بود و در آمد حاصل از آن را برای جبهه ها فرستاد.
,
وی معتقد بود باید با کمک هنر دستاوردها و اهداف انقلاب را روی صحنه آورد و به مردم نمایش داد.
,
چشمه سار: وصیت شهید چه بود وصیت نامه ای دارد.
, چشمه سار:,
وصیت نامه را گویا به یکی از دوستانش داده بود اما به دستمان نرسید.
,
چشمه سار: آیا خوابی پس از شهادت از شهید می بینید.
, چشمه سار:,
بله گاهی به خوابم می آید با عجله می گوید می خواهم بروم در حالی که لباس جبهه اش را برمی دارد با عجله می گوید می خواهم بروم.
,
چشمه سار: چطور از شهادتش باخبر شدید.
, چشمه سار:,
برای گفتن تسلیت به منزل خانواده یکی از شهدا رفته بودیم که انجا گفتند گویا محسن شما هم شهید شده ولی خبر و اثری از اونیست، 12 سال مفقود الاثر بود و هیچ خبری از او نداشتیم.
,
در عملیات های فتح المبین و والفجر شرکت کرد و بار دیگر در عملیات والفجر 2 حضور پیدا کرد تا اینکه به فیض شهادت نائل امد.
,
چشمه سار: توصیه و سفارشی داشت.
, چشمه سار: ,
در این مبارزه همیشه بیدار و خستگی ناپذیر بود و دوستان خود را برای شرکت در جبهه ها تشویق می کرد.
,
همواره پیام امام امت را به پاسداران برای خودسازی تکرار می کرد و ایه ان اکرمکم عندالله اتقیکم را قرائت می کرد و یادآور می شد.
,
این معنی را خوب می فهمید که پاسداری مسئولیتی بزرگ است و حفاظت از این مسئولیت بزرگتر، چرا که مردم اسلام را در چهره پاسداران می بینند و آنان الگو هستند.
,
سلام و درود خداوند بر رهروان صدیق و پایمرد خط سرخ خون وشهادت، آنانکه در پی امیال زمینی خود نرفتند و پای در راه گلگون سیدالشهدا نهادند.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه