قرائت­های پساصهیونیستی پایان اسراییل را رقم می زند

قرائت­های پساصهیونیستی پایان اسراییل را رقم می زند
اگر برداشت­های پساصهیونیسم مبنای عمل قرار گیرد و بتواند به گفتمان مسلط تبدیل شود دولت یهودی اسرائیل جای خود را به دولتی دموکراتیک می‌دهد
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سیمره خبر، صارم شیراوند تحلیلگر مسائل منطقه ای در یادداشتی نوشت::

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیمره خبر,

 آپارتاید به معنای جداسازی و تفکیک است و در اصطلاح به معنای توسعه­ جداگانه­ جغرافیایی گروه­های گوناگون نژادی است. گفتمان آپارتاید در اسرائیل، در زمان مفصل­بندی خود، هم ارزی و هویت سازی را از طریق اتکا به دین یهود به عنوان یک ابزار برای دست­یابی به مصالح سیاسی خود بهره جست. این گفتمان در پی ایجاد یک نظام معنایی جدید از طریق پیوند هویت­های مختلف در یک پروژه مشترک بوده است.

,

بر این اساس نظم اجتماعی ایجاد شده از عناصر متفاوت و پراکنده تشکیل شده ­است. این عناصر متفاوت و پراکنده، متشکل از همان عناصر خارجی و نیروهای مهاجری هستند که در فلسطین سکنی گزیدند. در حقیقت، صهیونیسم هویت­های شناور و عناصر رها شده یهودی را با ایجاد مکانیزم­های قدرت در جهت مشروعیت­سازی و غیریت آفرینی برای تولید و ایجاد نظام معنایی و هویت در سرزمین­های اشغالی منسجم­ کرده است.

در واقع، پیدایش آپارتاید و شکل­گیری آن در اسرائیل، روندی لحظه­ای و آنی نبوده است، بلکه ­زمینه­های مفصل­بندی و شکل­گیری آپارتاید را باید میان عناصر و هویت­های پراکنده که معنای آنها تثبیت نشده بود جستجو کرد.براین اساس، عبور از نظم گفتمانی به یک ایدئولوژی خشونت بار مستلزم زمان بوده ­است. در این میان نقش روشنفکران و جریان سازی آنها بسیار اهمیت داشته­ است. عملکرد مشترک و هم زمان حذف و طرد از یک سو و تفاوت و جداسازی از سوی دیگر، سبب گسترش و نفوذ آپارتاید در جامعه اسرائیل شده ­است.

 در ­گفتمان ­آپارتاید ­اسرائیلی، مفصل‌بندی گفتمان حاکم حول دال مرکزی برتری نژادی یهود صورت گرفته است و به طور همزمان عملکرد غیریت‌سازی و هویت‌یابی در قالب حوزه‌های مستقل نژادی و تفکیک مناطق و غصب زمین­های بیشتر توسط دیوار حائل و شهرک‌ سازی­های بسیار برای اسکان خودی و طرد دیگران، شرط تداوم آپارتاید تاکنون بوده است.

 از طرفی، با ریزش هویت­ها از سطح دقایق گفتمانی درحقیقت کفه فروپاشی­های سیاسی تقویت می­شود و عناصر رها شده از نظام گفتمانی­ حاکم در تعقیب نوعی گفتمان جدید خواهند بود که خود را به آن شناسایی نمایند. بنابراین با توجه به بحران­های جامعه اسرائیل و تهدید امنیت ملی آن، اگر برداشت­های پساصهیونیسم مبنای عمل قرار گیرد و بتواند به گفتمان مسلط تبدیل شود دولت یهودی اسرائیل جای خود را به دولتی دموکراتیک می‌دهد و در واقع مهر پایانی بر نژادپرستی و آپارتاید یهودیان علیه غیریهودیان است.

 به واقع، قرائت­های پساصهیونیستی اسطوره‌های بنیادین تأسیس رژیم اسرائیل را متزلزل می‌کند، چراکه اسرائیل براین اسطوره‌ها استوار است. از طرفی با توجه به شکاف­های جامعه اسرائیل در زمان حال(شکافهای قومی، نژادی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی)، فضای گفتمانی پساصهیونیسم، مفصل‌بندی­های گفتمان آپارتاید اسرائیلی را به جد به چالش خواهد کشید و شکاف­ها را عمیق‌تر خواهد کرد. اما ماندگاری گفتمان آپارتاید که با صهیونیسم رابطه مستقیم دارد، بسته به این است که در قیاس با پساصهیونیسم با توجه به این شکاف­ها چقدر توانایی پاسخ­گویی به مسایل و مشکلات را دارد؟این سوالی است که باید در تأمل و دقت بیشتری در مورد آن اندیششید و اینکه آیا وقت آن نرسیده که جهان شاهد لرزش پایه­های این رژیم جعلی و این دولت استعماری در قلب جهان اسلام باشد؟

 

انتهای پیام/ر

,

بر این اساس نظم اجتماعی ایجاد شده از عناصر متفاوت و پراکنده تشکیل شده ­است. این عناصر متفاوت و پراکنده، متشکل از همان عناصر خارجی و نیروهای مهاجری هستند که در فلسطین سکنی گزیدند. در حقیقت، صهیونیسم هویت­های شناور و عناصر رها شده یهودی را با ایجاد مکانیزم­های قدرت در جهت مشروعیت­سازی و غیریت آفرینی برای تولید و ایجاد نظام معنایی و هویت در سرزمین­های اشغالی منسجم­ کرده است.

,

در واقع، پیدایش آپارتاید و شکل­گیری آن در اسرائیل، روندی لحظه­ای و آنی نبوده است، بلکه ­زمینه­های مفصل­بندی و شکل­گیری آپارتاید را باید میان عناصر و هویت­های پراکنده که معنای آنها تثبیت نشده بود جستجو کرد.براین اساس، عبور از نظم گفتمانی به یک ایدئولوژی خشونت بار مستلزم زمان بوده ­است. در این میان نقش روشنفکران و جریان سازی آنها بسیار اهمیت داشته­ است. عملکرد مشترک و هم زمان حذف و طرد از یک سو و تفاوت و جداسازی از سوی دیگر، سبب گسترش و نفوذ آپارتاید در جامعه اسرائیل شده ­است.

,

 در ­گفتمان ­آپارتاید ­اسرائیلی، مفصل‌بندی گفتمان حاکم حول دال مرکزی برتری نژادی یهود صورت گرفته است و به طور همزمان عملکرد غیریت‌سازی و هویت‌یابی در قالب حوزه‌های مستقل نژادی و تفکیک مناطق و غصب زمین­های بیشتر توسط دیوار حائل و شهرک‌ سازی­های بسیار برای اسکان خودی و طرد دیگران، شرط تداوم آپارتاید تاکنون بوده است.

,

 از طرفی، با ریزش هویت­ها از سطح دقایق گفتمانی درحقیقت کفه فروپاشی­های سیاسی تقویت می­شود و عناصر رها شده از نظام گفتمانی­ حاکم در تعقیب نوعی گفتمان جدید خواهند بود که خود را به آن شناسایی نمایند. بنابراین با توجه به بحران­های جامعه اسرائیل و تهدید امنیت ملی آن، اگر برداشت­های پساصهیونیسم مبنای عمل قرار گیرد و بتواند به گفتمان مسلط تبدیل شود دولت یهودی اسرائیل جای خود را به دولتی دموکراتیک می‌دهد و در واقع مهر پایانی بر نژادپرستی و آپارتاید یهودیان علیه غیریهودیان است.

,

 به واقع، قرائت­های پساصهیونیستی اسطوره‌های بنیادین تأسیس رژیم اسرائیل را متزلزل می‌کند، چراکه اسرائیل براین اسطوره‌ها استوار است. از طرفی با توجه به شکاف­های جامعه اسرائیل در زمان حال(شکافهای قومی، نژادی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی)، فضای گفتمانی پساصهیونیسم، مفصل‌بندی­های گفتمان آپارتاید اسرائیلی را به جد به چالش خواهد کشید و شکاف­ها را عمیق‌تر خواهد کرد. اما ماندگاری گفتمان آپارتاید که با صهیونیسم رابطه مستقیم دارد، بسته به این است که در قیاس با پساصهیونیسم با توجه به این شکاف­ها چقدر توانایی پاسخ­گویی به مسایل و مشکلات را دارد؟این سوالی است که باید در تأمل و دقت بیشتری در مورد آن اندیششید و اینکه آیا وقت آن نرسیده که جهان شاهد لرزش پایه­های این رژیم جعلی و این دولت استعماری در قلب جهان اسلام باشد؟

,

 

,

انتهای پیام/ر

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه