شاعران بوشهری برای 175 غواص شهید شعر سرودند
عبدالله رئیسی و سید مرتضی کراماتی از شاعران استان بوشهر سروده های خود را با موضوع بازگشت 175 غواص شهید منتشر کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سیرنگ این شاعر هم استانی به مناسب ورود 175 غواص اشعاری به این مناسبت سرودند .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , سیرنگ,غواصان به ساحل برگشتند
, غواصان به ساحل برگشتند,با دست های بسته / با چشمانی باز / با گام هایی استوار
, با دست های بسته / با چشمانی باز / با گام هایی استوار,غواصان به ساحل برگشتند
, غواصان به ساحل برگشتند,و بندری ها بیقرار آمدنشان / هشت وادی به استقبالشان رفتند
, و بندری ها بیقرار آمدنشان / هشت وادی به استقبالشان رفتند,غواصان به ساحل برگشتند
, غواصان به ساحل برگشتند,و ساحل نشینان به شوق دیدار / گلاب و آب و آینه آوردند
, و ساحل نشینان به شوق دیدار / گلاب و آب و آینه آوردند,و جن بازگشتشان را / به هم تبریک گفتند
, و جن بازگشتشان را / به هم تبریک گفتند,و قطرات اشکشان را / بر شن ها روانه کردند
, و قطرات اشکشان را / بر شن ها روانه کردند,و بعد از سال ها گمنامی / شهر را از خواب بیدار کردند
, و بعد از سال ها گمنامی / شهر را از خواب بیدار کردند,و تلنگری به حافظه ها زدند / که ما یادتان بودیم
, و تلنگری به حافظه ها زدند / که ما یادتان بودیم,غواصان به ساحل رسیدند
, غواصان به ساحل رسیدند,تا خستگی سال های دور از وطن را / با استسمام بوی پرچم مقدس
, تا خستگی سال های دور از وطن را / با استسمام بوی پرچم مقدس,و خاک مقدس / و خاطرات سال های عاشقی / از تن به در کنند
, و خاک مقدس / و خاطرات سال های عاشقی / از تن به در کنند,غواصان به ساحل رسیدند
, غواصان به ساحل رسیدند,و ما / در گذر از جنگ چپ و راست / در وانفسای نام و نان / در بیداد بد اخلاقی های سیاسی
, و ما / در گذر از جنگ چپ و راست / در وانفسای نام و نان / در بیداد بد اخلاقی های سیاسی,حتی نفهمیدیم / چرا دست هایشان بسته بود / چه کسی دست هایشان بسته را بسته بود
, حتی نفهمیدیم / چرا دست هایشان بسته بود / چه کسی دست هایشان بسته را بسته بود,و ما / حتی یادمان رفت / به آنها سلام کنیم
, و ما / حتی یادمان رفت / به آنها سلام کنیم,سید مرتضی کراماتی
, سید مرتضی کراماتی , سید مرتضی کراماتی ,, ,

,
, نمیدانم چند زمستان
, نمیدانم چند زمستان ,بر این خاک گذشته
, بر این خاک گذشته,نمیدانم چند تابستان بر شما
, نمیدانم چند تابستان بر شما,نمیدانم پاییز با کدام رنگ
, نمیدانم پاییز با کدام رنگ,نمیدانم بهار با کدامین رو ؟
, نمیدانم بهار با کدامین رو ؟,حالا آن سنگ ها برای خودشان
, حالا آن سنگ ها برای خودشان,سنگ مزاری مقدس شده اند
, سنگ مزاری مقدس شده اند,حالا آن سنگ ریزه ها
, حالا آن سنگ ریزه ها,بوسه ای بر پیشانی من
, بوسه ای بر پیشانی من,میدانم این روزها
, میدانم این روزها,ماهی های اروند مثل ما
, ماهی های اروند مثل ما,بدجور دلتنگ شما هستند
, بدجور دلتنگ شما هستند,راستی
, راستی,خیلی وقت است
, خیلی وقت است,پسرانتان پدر شده اند
, پسرانتان پدر شده اند,خودتان پدربزرگ
, خودتان پدربزرگ,و در کهکشان راه شما
, و در کهکشان راه شما,هیچ ستاره ای
, هیچ ستاره ای,شرمنده ی هیچ ستاره ی دیگر نیست !
, شرمنده ی هیچ ستاره ی دیگر نیست !,عبدالله رئیسی
, عبدالله رئیسی, عبدالله رئیسی,, ,
,
,
,
,
,
, ,
]
ارسال دیدگاه