آسیب شناسی کرسی های آزاد اندیشی از نظر تا عمل
آسیب شناسی کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه های کشور، می تواند به سرعت بخشی و اثربخشی این حرکت سازنده کمک شایانی نماید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری دانشجویان قزوین "کیوسنا"؛بارها در گذشته رهبر معظم انقلاب از راضی نبودن بدنه ی کار کارشناسی در کشور گله گی کرده و هرباره هشدار دادند که نباید کشور را با آزمون و خطا به جلو برد چرا که هزینه های مادی و معنوی آن در پاره ای از موارد قابل جبران نیست اما باز هم مشاهده می شود که در جمهوری اسلامی بیشترین بها به کار اجرایی بدون پشتوانه ی مطالعاتی داده می شود در صورتی که درستی کار، کار اجرایی با پشتوانه ی مطالعاتی است. مطالعاتی که در تصمیم گیری سهیم باشند و اینطور نباشد که مسئولین اجرایی هر زمان خواستند و اراده کردند از نظریه پردازان استفاده کنند بلکه حلقه ی تصمیم سازان کشور اعم از دولتی یا غیر دولتی می بایست از پژوهش های افراد با مطالعه و اساتید دانشگاه و حوزه استفاده کنند که برای اینکه این اتفاق بیفتد باید یک تغییر ساختار اساسی در بدنه ی کشور بوجود بیاید. فلذا بهانه هایی چون قیمت بالای کتاب، آدرس درستی برای برطرف کردن مشکل کتابخوانی مردم نیست چه بسا همین مردمی که زیاد اهل مطالعه نیستند برای اجناسی چون: کیف و کفش، لباس، لوازم خانگی، گوشی تلفن همراه، کامپیوتر کیفی، لوازم آرایشی بهداشتی و…هزینه های سنگینی کرده که قطعا خیلی هم نیاز نیست اما برای خرید یک کتاب ساده در حد کمتر از ده هزار تومان گرانی را بهانه می کنند.
این مسئله ی عدم کتابخوانی و بهانه کردن قیمت کتاب حاکی از تغییر ذائقه ی مردم نسبت به موضوعات فرهنگی است در صورتی که اگر واقعا مردم احساس نیاز و تشنگی را داشته باشند قطعا چند برابر قیمتهای رایج کتاب هزینه می کنند. البته دور از ذهن نیست که هزینه ی کتب برای افراد تشنه ی مطالعه در جامعه که بسیار این افراد کم هستند کمی گران است چرا که مصرف سرانه ی آنان بیشتر است اما به هر حال با آمدن کتاب های الکترونیکی این موضوع تقریبا برای تمامی قشرها حل شده است. این عدم مطالعات تا حدی شدت دارد که متاسفانه حتی اساتید دانشگاه و قشرهای مختلف دانشجویی بجای نقد مسئله ی اصلی مورد نظر در کتاب و یا مقاله ای خاص، حرفهای مردم کوچه و بازار و نظرات اطرافیان خود را تجزیه تحلیل می کنند که البته از عهده ی این کار هم به درستی بر نمی آیند.
برای مثال موضوع گفتگو اقتصاد و ارز است، بجای اینکه درباره ی کتابی خاص که از قبل دو طرف مطالعه کرده اند و یا اینکه از قبل درباره ی یک موضوع از مسائل ارزی تخصصی بحث کنند، اولا سلسله ای گسترده از مباحث اقتصادی را که البته شاید هم در ارز بی تاثیر نیستند را مطرح می کنند که نادرست است و در ثانی نگاه متفکران مختلف را بررسی نمی کنند و صرفا اطلاعات رد و بدل شده و شایعات اطراف را به بحث می گذارند که این به بحث گذاشتن از جنبه ی صحت و سقم آن شایعات نیست بلکه از جنبه ی افتادن در چاله ی شایعات است.
ج: قطع به یقین زمانی که اساتید و دانشجویان تفکرات بیگانه را بدون چون و چرا بپذیرند و مسئولین کشوری هم برنامه ریزی برای افزایش سرانه ی مطالعه در کشور نداشته باشند بالطبع ارتباط حوزه با دانشگاه کم و حتی قطع شده و این چنین نهادهای فرهنگی با یکدیگر بی ارتباط می شوند. در تهران، قم، مشهد و حتی شهرهایی چون قزوین و اصفهان موسسات فرهنگی سیاسی که هر کدام در حوزه و موضوعی خاص کار می کنند وجود داشته و در پاره ای از مواقع از نظر تعداد در حوزه های فرهنگی هم قابل قبول هستند اما متاسفانه بزرگترین ایراد این موسسات بی ارتباط بودن آنان با یکدیگر است چرا که این نهادها، بهانه ی بی ارتباط بودن خود را در نگاه تخصصی نسبت به مسائل و مطالعات در هر شاخه ای خاص عنوان می کنند در صورتی که این حرف بسیار حرف غیر کارشناسی شده است. به هر حال این موسسات غیر از موسسات سکولار، یک چارچوب و اصولی را ترسیم کرده اند که قطعا مسائل نظام و انقلاب در آن وجود دارد که با وجود اختلاف سلایق در مطالعات و روشها به هر ترتیب دارای اصول مشترکی هم هستند که قابلیت بحث دارند که حتی در صورت نبود اصول مشترک ظرفیت رسیدن به اشتراکات را می توانند داشته باشند. سخن این نیست که این گروهها بنشینند و با هم بحث کنند تا به یک نقطه ی اشتراکی برسند و یکدیگر را در مورد مسئله ای قانع کنند سخن اینست که می توانند با وجود داشتن اختلاف نظرها درباره ی اشتراکات بحث و گفتگوی مفید کرده تا تولیدات علمی بوجود آید و البته اختلاف نظرها هم در جای خود باقی بمانند. اما متاسفانه اینطور نبوده و اکثرموسسات از اختلاف نظرها با یکدیگر، اشتراکات نظر را هم زیر سوال می برند که صحیح نیست.
فرانسیس فوکویاما و اندیشمندانی از این دست در غرب فارغ از گرایشات سیاسی شان وقتی کتابی می نویسند از جامعه ی دانشگاهی کشور و اندیشمندان دیگر تقدیر و تشکر می کنند چرا که در این کتاب ها از نظرات جامعه ی دانشگاهی استفاده شده و جالب تر اینکه یک نسخه از آن کتاب مورد نظر را برای آنان ارسال کرده تا اگر نقد یا نظری دارند مطرح کنند تا به چاپ نهایی برسد، اما در ایران بر عکس یک نفر خود را عقل کل دانسته و شروع به نوشتن کتاب می کند سپس پس از گرفتن مجوزهای لازم از اداره ی ارشاد از آن رونمایی کرده و به تیراژ می رساند هر چند ممکن است که کتاب مورد نظر تا یکی دو سال هم دارای تیراژ مطلوب باشد ولی معمولا چون حرف تازه ای برای سال های آتی ندارد دچار انفعال می شود و خریدار آنچنانی نخواهد داشت.
علت این امر بدیهی است، تا زمانی که درباره ی موضوعی نظرات مختلف اخذ نشود و کار دسته جمعی و گروهی نباشد اشکالات کار گرفته نشده و این مشکلات به گیشه های کتاب فروشی رفته و خواننده پس از خواندن کتاب مورد نظر در بیشتر موارد دیگر به سراغ موضوع مورد نظر و حتی نویسنده ای که در گذشته چنین کتاب هایی را نوشته است نمی رود. البته لزومی ندارد که این موسسات با افرادی که نگاه خود باخته به حوزه ی علوم انسانی دارند یا دنبال کارهای ضد امنیت ملی هستند تعامل کنند بلکه آثار این قشر خود باخته در مجلات و نشریات مشخص و در دسترس است و نکات مثبت نظرات آنان را می توان تنها از همان مجلات گرفت و اتفاقا تعامل با این قشر از نظر سیاسی به زیان خواهد بود چرا که این گروه بسیاری از مباحث را از پایه قبول ندارند و حتی شروع به جوسازی هایی هم می کنند، اما روی سخن با موسسات فرهنگی است که در جهت ارتقای گفتمان انقلاب و تحول علوم انسانی کار می کنند.
پس می توان فهمید که چرا کرسی های نظریه پردازی در حوزه ها و دانشگاه ها شکل نمی گیرند که این شکل نگرفتن با بخشنامه و آیین نامه های وزارت علوم حل نمی شود اگر چه این آیین نامه ها از جهت ساختار کلی کار نیاز است اما ایجاد دغدغه نخواهند کرد. اگر واقعا دانشجویان و اساتید درباره ی موضوعی دغدغه داشته باشند بدون نگاه به اینکه بخشنامه ها چه انتظاراتی از برگزارکنندگان دارند، خود می روند کتاب و مقالاتی را تعیین کرده و به صورت گروهی مطالعه می کنند و برای مثال در ساعت و روزی خاص با یکدیگر مباحثه کرده و نتیجه ی مباحثات را پس از چندین جلسه، صورت جلسه کرده و در اختیار سایرین قرار می دهند تا اساتید و دانشجویان صاحب نظر دیگر در آن حوزه هم نقدها و توضیحات خود را وارد کرده تا به اصطلاح، چکش کاری شود لکن علت برگزار نشدن کرسی ها صرفا آیین نامه ها و مفاد دست و پا گیر آنان نیست.
دانشجویان می بایست در جریان باشند که برای برگزاری این چنین کرسی هایی این نگاه کاملا غلط است که دو طیف موافق و مخالف رو به روی یکدیگر صف آرایی کنند چرا که اولا این کار مناظره است که در جای خود بلا اشکال اما کرسی های نظریه پردازی و کرسی های آزاد اندیشی با مناظره تفاوت های چشمگیری دارند که حتی بین نظریه پردازی با آزاد اندیشی هم تفاوت وجود دارد. آن چیزی که مطلوب رهبری و نیاز جامعه است هم نظریه پردازیست و هم آزاد اندیشی اما بالطبع اولویت اول با آزاد اندیشی است که مناظره زیر مجموعه ی آن می تواند باشد. در واقع اگر فضای گفتگو فراهم باشد که البته این فضا واقعا در دانشگاه ها نه ایده آل اما در حد کفایت آماده است خود بستر خود باوری و رفتن به سمت نظریه پردازی است. البته نباید از نظر دور داشت که تا زمانی که دانشجویان و اساتید حوزه و دانشگاه از عدم مطالعات کافی و پیگیر نبودن در مباحث کشور رنج ببرند این فضا هموار نخواهد شد و عده ای فرصت طلب همواره امنیتی بودن دانشگاه ها را بهانه ای برای عدم برگزاری جلسات کرسی های آزاد اندیشی می کنند.
با امید به اینکه از ظرفیت کرسی های آزاد اندیشی به ظرفیت برگزاری کرسی های نظریه پردازی رسیده تا جامعه ی علمی کشور تکانی اساسی بخورد. انشاءالله.
به قلم: نعیم کیانی انبوهی
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه