در راستای سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه؛
چگونگی دستیابی به بهبود مستمر فضای کسبوکار و رقابتپذیری بازارها
یکی از مهمترین فرازهای سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه؛ بهبود مستمر فضای کسبوکار و تقویت ساختار رقابتی و رقابتپذیری بازارها است که میتوانیم از طرق مختلف و البته کارشناسانه به این مهم دست یابیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کریمه، رهبر معظم انقلاب، سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه را به گونهای متفاوت و با زوایای دید پیشرو و تازهای ابلاغ کردند که در یکی از مهمترین فرازهای این سیاست، بر بهبود مستمر فضای کسبوکار تأکید شده و آمده است: بهبود مستمر فضای کسبوکار و تقویت ساختار رقابتی و رقابتپذیری بازارها.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،,به عبارت دیگر بهبود مستمر فضای کسبوکار و تقویت ساختار رقابتی و رقابتپذیری بازارها از دیگر تأکیدات مقام معظم رهبری در ابلاغ سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه بود.
,چرا که امروزه بهبود محیط کسبوکار به عنوان یک راهبرد مؤثر و برای تسریع در رشد سرمایهگذاری و حل مشکل بیکاری و تورم مطرح شده که این مهم فرآیندی تدریجی است که با شناخت دقیق مشکلات درونی و موانع بیرونی در واحدهای اقتصادی و با همکاری مستمر دولت و فعالان اقتصادی در تسهیل مقررات و فرآیندهای ناظر به تولید و سرمایهگذاری به دست میآید.
,از سویی دیگر تجربه بین المللی در بهبود محیط کسبوکار نشان میدهد که یکی از بهترین و مؤثرترین راهکارها برای بهبود محیط کسبوکار، ملاقات، تبادلنظر و طرح مستمر مطالبات میان نمایندگان فعالان اقتصادی از یکسو و مسئولان حکومتی از سوی دیگر است.
,در خصوص تقویت ساختار رقابتی و رقابتپذیری بازارها باید گفت که گسترش بازارهای جهانی و ارتباط روزافزون بین کشورهای مختلف موجب شده که محیط تجاری بسیاری از فعالیتهای اقتصادی با تغییر و تحولات زیادی مواجه گردد که به تبع در این شرایط مفاهیم رقابت و قدرت رقابتپذیری از اهمیت بسزایی برخوردار است.
,به طور کلی مفهوم رقابتپذیری در چهار سطح قابل طرح است:
,-رقابتپذیری در سطح بنگاه
,-رقابتپذیری در سطح صنعت
,-رقابتپذیری در سطح منطقه جغرافیایی
,-رقابتپذیری در سطح کشور (محمد جنتی فرد/ کارشناس سازمان بورس اوراق بهادار تهران)
,در واقع مفهوم رقابتپذیری در سطح صنعت به این سؤال کلیدی پاسخ میدهد که چرا یک کشور محل تجمیع شرکتهای موفق جهانی در یک صنعت خاص میشود؟
,به عنوان مثال چرا کشور آلمان مرکز تولید دستگاههای چاپ، ماشینهای لوکس و مواد شیمیایی است؟ یا چرا کشور کوچک سوئیس مرکز تولید محصولات دارویی، شکلات، ساعتهای لوکس و خدمات بانکداری است؟ و یا چرا کشور آمریکا در زمینهی تولید نرمافزار، کارتهای اعتباری و فیلم سینمایی رقابتپذیری دارد؟
,لازم به ذکر است که سهم بخشهای مختلف از تقاضای داخلی از اهمیت زیادی در رقابتپذیری صنایع برخوردار است؛ درواقع بنگاههای یک کشور معمولاً در بخشهایی از یک صنعت رقابتپذیری پیدا میکنند که سهم بیشتری از تقاضای داخلی را دارند، اما در تقاضای سایر کشورها سهم این بخشها کمتر است.
,گفتنی است که شاخص عملکرد رقابتی صنعت، ارتباط مستقیم با توسعه و رشد بخش صنایع نوین، در هر اقتصاد دارد؛ به طوری که اگر کشورهای در حال توسعه شرق آسیا توانستهاند در مسیر توسعه صنعتی گامهای اساسی بردارند، توسعه صنایع نوین، در رأس برنامههای اجرایی قرار داشته است و به منظور توسعه این صنایع، اقدام به تهیه برنامههای راهبردی و اجرایی در این زمینه نمودهاند.
,بنابراین کشورهای در حال توسعه، برای دستیابی به توسعهیافتگی و به تبع آن تقویت ساختار رقابتی و رقابتپذیری بازارها، نیازمند جهش در فرایند توسعه هستند و لازمه دستیابی به جهش اقتصادی - صنعتی، ارائه استراتژی توسعه صنعتی است.
,البته فراموش نکنیم که این برنامهها باید به نحوی طراحی شوند که موجبات ارتقای توانمندی صنعتی را در کنار توسعه ظرفیتهای صنعتی، به منظور ایجاد صنعتی رقابتپذیر فراهم سازند که یکی از راههای مهم در انتخاب اولویت صنعتی و خلق مزیتهای رقابتی، تعیین اولویت بر اساس منحنی عمر هر صنعت و فناوری مربوط به آن است.
,لذا برای ما امکان رقابت، حتی در صورت پیوستن به شبکه جهانی تولید، در این خصوص متصور نمیباشد، چرا که چین، با توجه به جلب سرمایه خارجی و ساختار قوی تولید صنعتی و بازار کار ارزان، امکان رقابت در عرصه جهانی را از ما و بسیاری از دیگر کشورها حتی پیشرفتهها سلب نموده است، هر چند در برخی بازارهای خاص میتوان وارد شد، اما این بازارها نمیتوانند درآمدهای نهایی بالا، که سبب رشد درآمد سرانه بالایی در کشور شود را، به ارمغان بیاورد. (منبع: مجله گسترش صنعت)
,در اینجا جا دارد که نقش اقتصاد مقاومتی در ایجاد رقابت در بازارها مطرح گردد؛ چرا که توسعه توان تولید داخلی برای رقابت با زنجیرههای تولید خارجی از اهدافی است که اقتصاد مقاومتی بر اساس آن مبناریزی شده است.
,افزایش نوآوری، کارایی و بهرهوری تولید داخلی در گرو تحرک در اصل رقابتپذیری است. یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر رشد تولید و افزایش بهرهوری در تولید، فعالیت در بازار رقابتی و شفافی است که در آن یک بنگاه اقتصادی، به هزینههای تحقیق و توسعه توجه کرده و برای نیل به ساختار هزینه پایینتر، در روشهای تولید خلاقیت ایجاد میکند.
,از این روست که بازار سرمایه به عنوان جایگاه رقابت اقتصادی کشور، از طرفی محیط قانونمندی را برای رقابت بنگاهها فراهم آورده و از طرف دیگر با احترام به حقوق مالکیت خصوصی که یکی از اساسیترین زیرساختها برای بهبود فضای فعالیت در بخش واقعی اقتصاد است، سعی در زمینهسازی جهت برپایی آزادی اقتصادی و رقابت اخلاقی سازگار با اصول اقتصاد اسلامی دارد.
, است، سعی در زمینهسازی جهت برپایی آزادی اقتصادی و رقابت اخلاقی سازگار با اصول اقتصاد اسلامی دارد.,... و اما رقابت داخلی
, ... و اما رقابت داخلی, ... و اما رقابت داخلی,گاهی گفته میشود که رقابت داخلی هدردهندهی منابع است، زیرا باعث انجام کارهای موازی شده و اجازه نمیدهد که بنگاهها از صرفههای مقیاس استفاده نمایند.
,بنابراین بهترین کار این است که یک یا دو بنگاه بزرگ به عنوان " قهرمانان ملی" پرورش داده شوند تا مقیاس و توان لازم برای رقابت در مقابل شرکتهای خارجی را داشته باشند.
,برخی نیز بر این عقیده هستند که رقابت داخلی در صنایع جهانی کماهمیت شده است. این گروه از افراد پیشنهاد میکنند که محدودیتهای قوانین ضدانحصار برای ادغام بنگاهها و برقراری قراردادهای همکاری میان آنها تسهیل گردند.
,اما بر طبق مطالعه پورتر، سیاستهای مذکور نتیجهی معکوس دارد. تقریباً در تمامی صنایع موفقی که پورتر مورد مطالعه قرار داده است رقابت سنگینی میان تعدادی از بنگاهها حکمفرما بوده است.
,این موضوع حتی در کشورهایی با اندازهی بازار کوچک مانند سوئیس و سوئد و در صنایعی که صرفههای مقیاس اهمیت زیادی دارد نیز دیده شده است؛ زیرا بهبود و نوآوری در بلندمدت اهمیت بسیار بیشتری از کارایی ایستا دارند و رقابت باعث بهبود و نوآوری، کاهش هزینهها، بهبود کیفیت و خدمات و توسعه محصولات و فرایندهای جدید میشود.
,همچنین رقابت میان رقبای داخلی معمولاً سیگنالهای بسیار مشهودی برای بهبود به بنگاهها میدهد؛ رقابت داخلی معمولاً فراتر از مبانی اقتصادی است و میتواند جنبهی احساسی و حتی شخصی پیدا کند؛ غرور باعث میشود که مدیران و کارکنان نسبت به سایر رقبای داخلی بسیار حساس باشند؛ مطبوعات داخلی و تحلیلگران سرمایهگذاری نیز به طور مداوم این بنگاهها را با هم مقایسه میکنند و این موضوع باعث افزایش حساسیت بنگاهها میشود.
,تفاوت دیگر رقابت داخلی و خارجی در این است که بنگاههای داخلی تنها برای بازار رقابت نمیکنند، بلکه برای نیروی انسانی و سایر امکانات نیز رقابت دارند؛ در مقابل رقبای خارجی بیشتر به صورت "تحلیلی" مورد بررسی قرار میگیرند.
,از سویی دیگر نقش آنها در علامتدهی به بنگاههای داخلی و تحریک آنها کمتر است، زیرا موفقیت بنگاههای خارجی در نقطهای دور اتفاق میافتد و بنابراین میتواند به مزیتهای ناعادلانهای که آنها دارند نسبت داده شود اما در مورد بنگاههای داخلی چنین بهانهای نمیتواند وجود داشته باشد.
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه