وداع با رمضان؛
رمضان است دیگر؛ نان و نمک مان می دهد
رمضان است دیگر؛ نان و نمک مان می دهد، بزرگ مان می کند. یک ماه بزرگ تر، نه غلط گفتم هزار ساله می شویم، هزار سال و سی روز.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل آسوبان،کودک نوپای هر ساله مان می آید و از خواب هزار ساله بیدارمان می کند. مژده مان می دهد به وصل به تولدی دوباره در بین دست های ماهی هلال گونه، بزرگ مان می کند، کامل می شویم، شبیه خودش، ماه کامل.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آسوبان,سحرها؛ بیدارمان می کند، نان و نمک و دعا... دعای سحر.... سفر آغاز می شود؛ سفری دور اما نزدیک.
,دور؛ به تعداد نفس های مان، خواب هم که باشیم رفته ایم. دم اول .... یک قدم؛ دم دوم... یک قدم؛ دم سوم .... یک قدم.
,نزدیک؛ به وسعت گام هایت خدا؛ یک قدم من... 10 گام تو؛ یک قدم من... 10 گام تو. یک قدم من... 10 گام تو. نزدیک می شوم.
,آی خدا! قرارمان کدام نقطه ی روشن دنیا؛ الغوث ...الغوث... قدر خوب است.... خلصنا من نارٍ...
,نشسته ایم؛ بین زمین و آسمان، رو به خانه ات. شب هست، آسمان هست، زمین هست، ماه و ستاره هست، هر که نباشد سوخته.
,مگر می شود! شبی برتر از هزار سال!!؟؟ الغوث. الغوث. الغوث...
,از سفر که برگردیم چای دم کرده با عطر دست های مادر؛ می نشینیم کنار افطار. نان و خرما و نمک. صدایی می شنوم،کسی در می زند،گرسنه ایست در می زند؛ سه روز است که در می زند...
,رمضان است دیگر؛ نان و نمک مان می دهد، بزرگ مان می کند. یک ماه بزرگ تر، نه غلط گفتم هزار ساله می شویم، هزار سال و سی روز. شبی برتر از هزار سال و هلال کامل یک ماه...
,انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه