حکایت بیمارستانی که احترامی برای بیمارانش قائل نیست!

حکایت بیمارستانی که احترامی برای بیمارانش قائل نیست!
به نظر می رسد تکریم بیماران و احترام قائل شدن به شخصیت آنان حلقه مفقوده ای است که تمام خدمات این بیمارستان را زیر سوال می برد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ندای ارومیه، حکایت مراجعه کنندگان به بیمارستان امام خمینی ارومیه برای مداوا همچو شیشه سنباده خورده ای پر از خش و کاملا کدر است که خوب می دانند آمدنشان با خودشان است و برگشتنشان با خدا.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای ارومیه,

بیمارستان امام خمینی ارومیه در زمره آن بیمارستانهایی است که عنوان آموزشی آن بیش از درمانی نمود دارد و این را می توان در انبوه انترن و رزیدنت هایی یافت که وقت و بی وقت بر سر بالین بیمار حاضر می شوند و استراحت و خواب را بر او حرام می کنند.

,

حکایت این بیمارستان حکایت پزشکانی است که معاینه و مداوا را امپی تری انجام می دهند و به هیچ وجه خود را ملزم به پاسخگویی به بیمار و همراهان او نمی دانند. به نظر اینان اصلا چه لزومی دارد بیماری که از روستای دورافتاده ای در چالدران به این مکان آمده از جزئیات بیماری و شیوه درمان اطلاع داشته باشد.ویزیت های پزشکان در این مرکز فله ای و معالجات سوال برانگیز!

,

حکایت این بیمارستان حکایت پرستارانی است که خود را تافته جدا بافته می دانند و وقت گذاشتن برای سرک کشیدن در شبکه های اجنتماعی در حین کار،گپ و گفت های طولانی را به سرک کشیدن به اوضاع بیماران ترجیح می دهند و هروقت هم که بیماری و یا همراه او گلایه کرد با کمال بی احترامی آنچنان بر او می تازند که بیمار نه تنها از کرده خود بلکه از آمدن به این مرکز هم پشیمان می شود.

,

به جرات می توانم بگویم برای نگارنده که ده روزی را در این بیمارستان صرف مداوای پدرم کردم این مرکز اگر تعطیل شود خیلی به صلاح مردم است تا اینکه بخواهد با ارائه خدماتی از سر منت و لگد مال کردن شخصیت افراد، ذهنیت مردم را از  سایر مراکز درمانی تغییر می دهد.

,

دردناک تر اینکه در این بیمارستان از نیروی خدمات گرفته تا کادر درمانی هر یک بیمار و همراهان او را همچو موجوداتی آس و پاس و بی مصرف تلقی می کنند که به خود اجازه می دهند با بی احترامی تمام با او برخورد کنند. نمونه این نوع رفتار را در بخش گوارش به خوبی لمس کردم و درد کشیدم.

,

برخوردهای نامناسب پرستاران و شیوه حرف زدنشان با بیماران چون خنجری، سینه انسان را می‌شکافد و زیر گلوی آدمی را خفه می‌کند، به چشم من و تمام مراجعه کنندگان به این بخش و سایر بخش های بیمارستان این نوع رفتار فقط یک بی احترامی ساده نیست؛ نمادی است از بیماری مزمن که فقط دامن گیر مردمانی فقیر و پول نداری را می گیرد که از دنیا خسته اند وگر نه این شرایط برای دکتر آقازاده رئیس دانشگاه علوم پزشکی که چند روزی را در طبقه دوم بیمارستان بستری بود هیچ گاه رخ نداد. او با عزت و احترام مداوا شد و غاقل از اینکه همکاران او در این بیمارستان اعتقادی به تکریم بیمار ندارند.

,

به نظر می رسد تکریم بیماران و احترام قائل شدن به شخصیت آنان حلقه مفقوده ای است که تمام خدمات این بیمارستان را زیر سوال می برد.لبخند،احترام،پاسخگویی و توجه، نیازها و آرزوهایی است که بیماران و همراهان آنان ازاین بیمارستان انتظار دارند انتظاری که تاکنون محقق نشده است و به نظر هم  نمی رسد با این شرایط محقق شود.

,

بیماران در این بیمارستان با روحی پرکینه مداوا و سپس مرخص می شوند. این ها را نوشتم اگر چه معتقدم حکایت این بیمارستان حکایت کف دستی است که مو ندارد و هر چه کندوکاوش کنی چیزی عایدت نمی‌شود.

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه